رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریخبرگزرای مهر27 دقیقه مطالعه

نباید از روایت طنزآمیز موضوعات مذهبی بترسیم

نویسنده کتاب «روزه کله گاوی» با اشاره به خودسانسوری‌ها در ادبیات طنز دینی گفت: برخی خط قرمزها را خودمان ایجاد می‌کنیم و همین مسئله باعث می‌شود از پرداختن به برخی موضوعات داستانی بترسیم.

نباید از روایت طنزآمیز موضوعات مذهبی بترسیم

نویسنده کتاب «روزه کله گاوی» با اشاره به خودسانسوری‌ها در ادبیات طنز دینی گفت: برخی خط قرمزها را خودمان ایجاد می‌کنیم و همین مسئله باعث می‌شود از پرداختن به برخی موضوعات داستانی بترسیم.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست «کاربرد طنز در ادبیات دینی» با محوریت کتاب کودک «روزه کله‌گاوی» با حضور داوود امیریان نویسنده اثر، مهدی کفاش و حمید بابایی دبیر نشست در خبرگزاری مهر برگزار شد.

داوود امیریان، نویسنده کتاب «روزه کله‌گاوی»، در نشست نقد و بررسی این کتاب با تأکید بر ظرفیت طنز در موضوعات مذهبی گفت: در آموزه‌های دینی ما بر شادی و خنده تأکید شده است و خاطرات طنزآمیز از زندگی شخصیت‌های دینی و حاشیه‌های مراسم مذهبی می‌تواند دستمایه داستان‌نویسی قرار بگیرد؛ بااین‌حال، گاهی خودمان با ایجاد خط قرمزهایی، مانع پرداختن به این موضوعات می‌شویم.

امیریان با اشاره به جایگاه شوخ‌طبعی در آموزه‌های دینی اظهار کرد: روایت‌های متعددی از شوخ‌طبعی پیامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) وجود دارد، اما تصویری که گاهی از شخصیت‌های دینی ارائه می‌کنیم، با این جنبه از زندگی آنها فاصله دارد. برای مثال، وقتی از حضرت علی(ع) صحبت می‌کنیم، گاهی فقط تصویری از یک جنگاور در ذهنمان شکل می‌گیرد؛ درحالی‌که در روایت‌های تاریخی، از شوخ‌طبعی ایشان نیز سخن گفته شده است.

وی با اشاره به علاقه خود به نوشتن داستان‌های طنز با موضوعات دینی افزود: مجموعه‌ای طنز درباره پیامبران دارم که هنوز به بازنویسی نهایی نیاز دارد. در این مجموعه به حیواناتی می‌پردازم که در روایت‌های مربوط به پیامبران حضور داشته‌اند؛ از سگ اصحاب کهف و نهنگی که حضرت یونس(ع) را بلعید تا عنکبوتی که تار تنید.

این نویسنده ادامه داد: شاید نتوانیم مستقیماً با شخصیت پیامبران و ائمه شوخی کنیم، اما می‌توانیم از ظرفیت داستانی اطرافیان آنها بهره ببریم. یکی از آرزوهایم این است که داستان طنزی درباره شخصیتی ساده‌دل و پرماجرا در کنار پیامبر(ص) بنویسم؛ شخصیتی که با رفتارهایش موقعیت‌های خنده‌دار ایجاد کند، بی‌آنکه خود پیامبر(ص) دستمایه شوخی قرار بگیرد.

امیریان با بیان اینکه نویسندگان گاهی خود را گرفتار خودسانسوری می‌کنند، گفت: برخی خط قرمزها را خودمان ایجاد می‌کنیم و همین مسئله باعث می‌شود از پرداختن به موضوعاتی که ظرفیت داستانی دارند، بترسیم. به نظر من، باید این ترس را کنار بگذاریم و راه‌های تازه‌ای برای روایت پیدا کنیم.

وی با اشاره به خاطرات طنزآمیز در مراسم مذهبی بیان کرد: بسیاری از ما در هیئت‌ها و مراسم عزاداری شاهد اتفاقات خنده‌داری بوده‌ایم؛ از ماجراهایی که برای مداحان پیش می‌آید تا حوادث غیرمنتظره در تعزیه‌ها. این اتفاقات، حاشیه‌هایی از یک مراسم هستند و پرداختن به آنها لزوماً به اصل دین لطمه نمی‌زند.

این نویسنده همچنین به وجود خاطرات طنزآمیز در زندگی علما و شخصیت‌های مذهبی اشاره کرد و گفت: در خاطرات مربوط به دیدارهای رهبر شهید انقلاب با شاعران و نویسندگان و همچنین روایت‌هایی از دوران جوانی امام خمینی(ره)، می‌توان موقعیت‌هایی را پیدا کرد که ظرفیت تبدیل شدن به داستان طنز را دارند؛ اما گاهی از ترس واکنش‌ها به سراغ این موضوعات نمی‌رویم.

چگونه «روزه کله‌گاوی» شکل گرفت؟

امیریان در بخش دیگری از سخنانش درباره شکل‌گیری کتاب «روزه کله‌گاوی» توضیح داد: علاقه داشتم درباره مناسک و مراسم مذهبی، از ماه محرم تا حج، داستان طنز بنویسم. یکی از ماجراهایی که برایم جذاب بود، خاطرات پسری پرجنب‌وجوش از دوران کودکی و سفر حج او بود؛ خاطراتی که از زبان خودش و خانواده‌اش نقل می‌شد و ظرفیت زیادی برای روایت طنزآمیز داشت.

وی با اشاره به تجربه شخصی خود از روزه‌داری در نوجوانی گفت: حدود ۱۳سالگی و زمانی که در دوره راهنمایی درس می‌خواندم، تابستان‌ها سر کار می‌رفتم. یک بار کارم با ماه رمضان هم‌زمان شد و چون نمی‌توانستم به‌موقع برای سحری بیدار شوم، بدون خوردن سحری سر کار می‌رفتم و در طول روز اذیت می‌شدم.

امیریان افزود: از خواهر کوچک‌ترم خواسته بودم مرا برای سحری بیدار کند و گفته بودم اگر بیدار نشدم، آب روی صورتم بریزد. یک شب که بیدار بودم، دیدم آرام‌آرام با لیوان آب به طرفم می‌آید و در نهایت آب را روی صورتم ریخت. بعد از آن هم مثل همیشه با هم درگیر شدیم؛ ماجرایی که هنوز جزئیاتش را به یاد دارم.

هزل بیشتر بر خنده‌آوری تأکید دارد و جنبه انتقادی آن ممکن است کم‌رنگ باشد. گاهی این خنده‌آوری به موضوعات مبتذل و مسائل مربوط به اندام یا رفتار جنسی می‌رسد

وی ادامه داد: بخشی از داستان را برای خانم نوروزی فرستادم و آن بخش در مجله منتشر شد. پس از استقبال مخاطبان، تصمیم گرفتم داستان را گسترش دهم و حاصل کار به کتاب «روزه کله‌گاوی» تبدیل شد.

این نویسنده در پایان با اشاره به انتخاب عنوان کتاب گفت: ابتدا عنوان دیگری در ذهنم بود، اما در نهایت «روزه کله‌گاوی» انتخاب شد. هدفم این بود که تجربه‌های آشنا و خاطرات روزمره را با زبانی طنزآمیز روایت کنم و از دل آنها داستانی جذاب برای مخاطب بسازم.

طنز دینی زیرسایه خودسانسوری

مهدی کفاش، نویسنده ادبیات طنز، در نشست نقد و بررسی کتاب «روزه کله‌گاوی» با تشریح گونه‌های مختلف طنز، از هزل و هجو تا طنز سیاسی و اجتماعی، به بررسی نسبت طنز با مفاهیم دینی پرداخت و گفت: طنزنویسان برای ورود به حوزه دین باید شناخت کافی از متون دینی داشته باشند؛ چراکه شوخی با امر قدسی با نقد رفتار دینداران و مناسبات اجتماعی تفاوت دارد.

کفاش در این نشست، طنز را متنی در قالب شعر یا نثر دانست که می‌کوشد با ایجاد خنده، به‌صورت غیرمستقیم نقدی را مطرح کند و افزود: این نقد می‌تواند با هدف افشاگری یا اصلاح صورت بگیرد. همین دو مفهوم «افشا» و «اصلاح» ما را به دو گونه شناخته‌شده در ادبیات می‌رساند که در ایران نیز رواج دارند: هزل و هجو.

وی با اشاره به تفاوت این دو گونه توضیح داد: هزل بیشتر بر خنده‌آوری تأکید دارد و جنبه انتقادی آن ممکن است کم‌رنگ باشد. گاهی این خنده‌آوری به موضوعات مبتذل و مسائل مربوط به اندام یا رفتار جنسی می‌رسد؛ موضوعاتی که در بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی از بیان مستقیم آنها پرهیز می‌شود، اما در گفت‌وگوهای روزمره بعضی گروه‌ها و طبقات رواج بیشتری دارد.

این نویسنده ادامه داد: البته هزل هم بدون پیشینه ادبی نیست. از عبید زاکانی تا ایرج میرزا می‌توان نمونه‌هایی از این نوع آثار را پیدا کرد. برای مطالعه این آثار، گاهی باید به نسخه‌های کامل‌تر و کمتر سانسورشده مراجعه کرد.

کفاش درباره هجو نیز گفت: هجو بیشتر جنبه شخصی دارد و انتقادی تندتر و تخریب‌کننده‌تر است. در این شیوه، فرد یا موضوعی با لحنی تیز مورد حمله قرار می‌گیرد. بسیاری از کسانی که هجوهای تندی نوشته‌اند، به دلیل آثارشان با پیامدهای جدی مواجه شده‌اند.

طنز سیاسی و اجتماعی چه تفاوتی دارند؟

این نویسنده در ادامه، با اشاره به موضوع و مضمون طنز اظهار کرد: وقتی نقد خنده‌آمیز متوجه قدرت و حکومت می‌شود، با طنز سیاسی روبه‌رو هستیم. در اینجا، نقد از سطح روابط شخصی فراتر می‌رود و متوجه نهاد قدرت، حکومت یا شیوه عملکرد آنها می‌شود. طنز سیاسی می‌تواند با مسخره کردن، به چالش کشیدن یا مطالبه‌گری، تناقض‌ها و مسائل موجود را آشکار کند.

وی افزود: گاهی موضوع طنز، آداب‌ورسوم اجتماعی یا برخی رفتارها و اخلاق‌های صنفی است که نویسنده آنها را نمی‌پذیرد یا نیازمند نقد می‌داند. در این موارد، طنز اجتماعی شکل می‌گیرد؛ یعنی رفتارها و مناسبات اجتماعی به موضوع نقد تبدیل می‌شوند.

کفاش با اشاره به آثار طنزآمیزی که به موضوعات تلخ می‌پردازند، گفت: گاهی نویسنده سراغ موضوعاتی مانند مرگ، فقر و رنج می‌رود و تلاش می‌کند با آنها شوخی کند. این انتخاب کار دشواری است؛ زیرا هنرمند با مسئله‌ای دردناک روبه‌روست، اما تصمیم می‌گیرد آن را در قالب طنز ارائه کند.

در نقیضه، نویسنده با اثر اصلی ارتباط برقرار می‌کند، آن را به مخاطب یادآوری می‌کند و سپس با تغییر مسیر روایت یا وارونه کردن موقعیت‌ها، موقعیتی طنزآمیز می‌سازد

وی ادامه داد: در چنین آثاری ممکن است مخاطب بخندد، اما خنده او از جنس شادی معمول نیست؛ بلکه خنده‌ای تلخ است که می‌تواند از گریه نیز غم‌انگیزتر باشد. در واقع، تناقض میان تلخی موضوع و خنده‌ای که اثر ایجاد می‌کند، بخشی از ظرفیت این نوع طنز است.

این نویسنده با اشاره به نمونه‌هایی از آثار طنز معاصر، مخاطبان را به تماشای مجموعه «خانواده خوشحال» از احسان‌پور دعوت کرد و آن را نمونه‌ای از پرداخت طنزآمیز به موضوعات اجتماعی و تلخ دانست.

کفاش در بخش دیگری از سخنانش به آیرونی اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از گونه‌های طنز که گاهی در نمایش و ادبیات نمایشی نیز به کار می‌رود، آیرونی یا وارونه‌نمایی است. در این شیوه، فرد چیزی می‌گوید که با واقعیت موجود تناقض دارد.

وی برای توضیح این مفهوم مثالی روزمره مطرح کرد و افزود: فرض کنید فردی در میان آب‌وگل و شرایط نامساعد هوا ایستاده و می‌گوید: «عجب باران دل‌انگیزی!» در چنین موقعیتی، گوینده با بیان جمله‌ای ظاهراً مثبت، وضعیتی کاملاً متفاوت را نشان می‌دهد. بسیاری از ما در گفت‌وگوهای روزمره از این شیوه استفاده می‌کنیم، بی‌آنکه لزوماً نام آن را بدانیم.

این نویسنده با اشاره به پیشینه اصطلاح آیرونی گفت: این اصطلاح در تاریخ نمایش و ادبیات نمایشی نیز کاربرد داشته و برای شناخت دقیق‌تر آن می‌توان به پیشینه‌اش در نمایش یونان باستان مراجعه کرد.

نقیضه، شوخی با آثار و روایت‌های شناخته‌شده

کفاش نقیضه یا پارودی را یکی دیگر از گونه‌های طنز دانست و توضیح داد: در این شیوه، نویسنده یک اثر، سبک یا روایت شناخته‌شده را مبنای کار خود قرار می‌دهد و درحالی‌که آن را به یاد مخاطب می‌آورد، مسیر یا نتیجه‌ای متفاوت برایش در نظر می‌گیرد.

وی افزود: ناصر فیض از جمله شاعرانی است که به این شیوه علاقه دارد. در نقیضه، نویسنده با اثر اصلی ارتباط برقرار می‌کند، آن را به مخاطب یادآوری می‌کند و سپس با تغییر مسیر روایت یا وارونه کردن موقعیت‌ها، موقعیتی طنزآمیز می‌سازد.

این نویسنده با اشاره به تجربه خود در استفاده از این شیوه گفت: برای مثال، می‌توان حکایتی از سعدی را مبنای کار قرار داد و با آن شوخی کرد. من نیز با روایت مشهور تیمور لنگ که در آن از یک مورچه در خرابه‌ای درس می‌گیرد، شوخی کرده‌ام. در چنین مواردی، نویسنده از نقیضه استفاده می‌کند؛ یعنی یک روایت آشنا را به شکلی متفاوت بازسازی می‌کند.

کفاش پس از تشریح این گونه‌ها گفت: تا اینجا درباره فرم و تا اندازه‌ای درباره مضمون طنز صحبت کردیم؛ اما وقتی به نسبت طنز و دین می‌رسیم، با موضوعی حساس‌تر روبه‌رو هستیم.

چرا شوخی با مفاهیم دینی موضوعی حساس است؟

این نویسنده با بیان اینکه شوخی با باورهای دینی در دوره‌های مختلف تاریخی پیامدهایی برای برخی افراد داشته است، گفت: برخلاف آنچه گاهی تصور می‌شود، پرداختن به این موضوعات ساده و بی‌خطر نیست. افراد زیادی در دوره‌های مختلف به دلیل شوخی با باورهای دینی با آزار و محدودیت روبه‌رو شده‌اند.

وی با تفکیک «امر قدسی» از «امر مقدس» ادامه داد: باید میان این دو مفهوم تفاوت قائل شویم. امر قدسی می‌تواند به آنچه در متون مقدس، احادیث قدسی یا روایت‌هایی که انتساب آنها به پیامبران و امامان پذیرفته شده است، مطرح می‌شود، مربوط باشد. در چنین مواردی، نویسنده با موضوعی روبه‌روست که مستقیماً به باورهای بنیادین دینی ارتباط دارد.

کفاش افزود: گاهی ممکن است واقعه‌ای دینی در زمانه‌ای دیگر و خارج از زمینه تاریخی خودش، از نگاه مخاطب امروزی خنده‌دار به نظر برسد؛ اما این برداشت به‌تنهایی به معنای آن نیست که بتوان با آن شوخی کرد. برای ورود به چنین حوزه‌ای باید زمینه تاریخی، اعتقادی و معنایی روایت را شناخت.

وی در ادامه با اشاره به تفاوت امر مقدس با امر قدسی بیان کرد: برخی موضوعات در دوره‌های تاریخی مختلف، جایگاه و حساسیت‌های متفاوتی پیدا می‌کنند. بنابراین، نمی‌توان بدون توجه به این تفاوت‌ها درباره امکان شوخی با هر موضوع دینی حکم کلی صادر کرد.

کفاش برای توضیح تفاوت برداشت‌ها از روایت‌های دینی، به ماجرای کشتی گرفتن حضرت یعقوب با خدا یا فرشته در عهد عتیق اشاره کرد و گفت: در بخش آفرینش از سفر پیدایش، روایتی درباره کشتی گرفتن یعقوب با موجودی آسمانی وجود دارد که تا سپیده‌دم ادامه پیدا می‌کند. درباره هویت این موجود، تفسیرهای متفاوتی مطرح شده است؛ برخی آن را خدا و برخی دیگر فرشته می‌دانند.

وی با اشاره به جزئیات این روایت افزود: در جریان این کشتی گرفتن، ضربه‌ای به بخش ران یعقوب وارد می‌شود و او آسیب می‌بیند، اما همچنان رها نمی‌کند و از طرف مقابل طلب برکت می‌کند. پس از این ماجرا، نام یعقوب به اسرائیل تغییر می‌کند؛ نامی که در روایت، با کشتی گرفتن او با خدا یا موجودی آسمانی پیوند دارد.

این نویسنده ادامه داد: در سنت یهودی، این روایت با حکمی درباره پرهیز از خوردن بخش مربوط به عصب سیاتیک در حیوانات نیز ارتباط پیدا کرده است. در نتیجه، ماجرا تنها یک روایت تاریخی یا دینی باقی نمانده و به بخشی از احکام آن سنت دینی نیز پیوند خورده است.

کفاش با اشاره به اینکه ممکن است چنین روایتی برای مخاطبی بیرون از آن سنت دینی، موقعیتی طنزآمیز به نظر برسد، گفت: ما در جامعه‌ای مسلمان زندگی می‌کنیم و از فضای اعتقادی یهود فاصله داریم؛ بااین‌حال، قصد توهین به دین خدا را هم نداریم. یک روایت ممکن است از بیرون خنده‌دار به نظر برسد، اما این موضوع به معنای آن نیست که هر برداشتی از آن درست یا هر نوع شوخی با آن قابل دفاع است.

وی تأکید کرد: وقتی نویسنده به دلیل حضور یک روایت در متن مقدس، به این نتیجه برسد که می‌تواند به‌سادگی آن را دستمایه شوخی قرار دهد، ممکن است به حوزه‌ای وارد شود که با امر قدسی ارتباط دارد. در چنین شرایطی، باید از خود پرسید مرز شوخی کجاست و چه نسبتی میان برداشت طنزآمیز ما و باورهای دینی وجود دارد.

نیت نویسنده و شناخت متن در طنز دینی اهمیت دارد

کفاش در ادامه، با اشاره به برخی نمونه‌های نقد طنزآمیز به شخصیت‌ها و روایت‌های دینی گفت: در موضوعاتی مانند تاریخ زندگی پیامبر اسلام(ص)، گاهی برخی نویسندگان به مسئله تعدد همسران ایشان پرداخته‌اند و آن را با نگاهی انتقادی و طنزآمیز بررسی کرده‌اند. در اینجا، باید به هدف نویسنده توجه کرد؛ زیرا نقد همیشه به معنای تلاش برای اصلاح نیست و گاهی هدف آن افشاگری است.

وی در جمع‌بندی سخنان خود، به این پرسش پرداخت که طنز دینی در چه حوزه‌هایی امکان شکل‌گیری دارد و گفت: اگر بخواهیم درباره نسبت طنز و دین صحبت کنیم، می‌توانیم به‌جای شوخی مستقیم با مفاهیم مقدس، به سراغ رفتار افرادی برویم که متدین هستند و آموزه‌های دینی را در زندگی خود مبنا قرار می‌دهند.

منظور من از طنز دینی، شوخی با امر قدسی نیست؛ بلکه می‌توان سراغ تاریخ و سرگذشت بزرگان رفت و اتفاقاتی را که در زندگی آن‌ها رخ داده است، با زبانی شیرین روایت کرد

این نویسنده توضیح داد: در اینجا موضوع طنز، خود آموزه دینی نیست، بلکه تأثیر آن آموزه‌ها بر رفتار انسان‌ها و فاصله احتمالی میان باور و عمل آنهاست. این حوزه به طنز اجتماعی نزدیک می‌شود؛ با این تفاوت که منشأ رفتار مورد نقد، صرفاً آداب‌ورسوم یا هنجارهای اجتماعی نیست، بلکه شریعت و اخلاق دینی است.

کفاش با اشاره به تناقض میان ظاهر و باطن رفتار برخی افراد افزود: می‌توان رفتار کسانی را نقد کرد که در ظاهر از اخلاق و دین سخن می‌گویند، اما در عمل به همان اصول پایبند نیستند. این تناقض می‌تواند زمینه‌ای برای خلق طنز باشد؛ زیرا نویسنده بدون آنکه اصل باور دینی را هدف قرار دهد، رفتار فرد را با معیارهایی که خودش پذیرفته است، می‌سنجد.

وی در پایان تأکید کرد: به نظر من، یکی از حوزه‌هایی که می‌توان در آن به طنز دینی پرداخت، همین رفتار متدینان است؛ یعنی بررسی اینکه آموزه‌های دینی در زندگی واقعی افراد چه بازتابی دارد و آیا میان آنچه می‌گویند و آنچه انجام می‌دهند، تناسبی وجود دارد یا نه. البته ورود به این عرصه نیز به شناخت دقیق موضوع و توجه به مرزهای نقد نیاز دارد.

می‌توان روایت‌های تاریخی و زندگی پیامبر(ص) را بدون شوخی با مقدسات، شیرین‌تر روایت کرد

داوود امیریان، نویسنده، با تأکید بر تفاوت میان شوخی با مقدسات و روایت طنزآمیز اتفاقات تاریخی گفت: بسیاری از رویدادهای زندگی پیامبر اسلام(ص) و یاران ایشان، ظرفیت روایت‌های شیرین و طنزآمیز دارند و می‌توان با پرداخت داستانی به این اتفاقات، بدون هیچ‌گونه توهینی، جنبه‌های انسانی و جذاب آن‌ها را به مخاطب نشان داد.

امیریان با اشاره به سخنان مهدی کفاش درباره مرزهای طنز دینی اظهار کرد: نکته‌ای که آقای کفاش مطرح کردند، همان چیزی است که من در ابتدای جلسه به آن اشاره کردم. منظور من از طنز دینی، شوخی با امر قدسی نیست؛ بلکه می‌توان سراغ تاریخ و سرگذشت بزرگان رفت و اتفاقاتی را که در زندگی آن‌ها رخ داده است، با زبانی شیرین روایت کرد.

وی برای توضیح این موضوع به روایتی از شب عاشورا اشاره کرد و گفت: در نقل این ماجرا آمده است که یکی از یاران امام حسین(ع) در شب عاشورا چنان می‌خندید که دندان‌هایش پیدا بود. حبیب بن مظاهر به او می‌گوید که پیش از این کسی خنده او را ندیده است. آن مرد که به عبوس بودن شناخته می‌شد، در پاسخ توضیح می‌دهد که فردا قرار است در رکاب بهترین انسان روی زمین و نوه پیامبر(ص) به شهادت برسند و این اتفاق برای او نه‌تنها جای اندوه ندارد، بلکه افتخار است.

امیریان ادامه داد: این موقعیت، ظرفیت روایت شیرینی دارد؛ اما قرار نیست پیامبر(ص)، ائمه(ع) یا شخصیت‌های مقدس را دستمایه تمسخر قرار دهیم. گاهی خود اتفاقاتی که در تاریخ رخ داده‌اند، بامزه و جذاب هستند و می‌توان با پرداخت داستانی، آن‌ها را برای مخاطب شیرین‌تر کرد، بی‌آنکه توهینی صورت بگیرد.

این نویسنده با شرح ماجرای ورود پیامبر(ص) به مدینه توضیح داد: زمانی که پیامبر(ص) به یثرب رسیدند، قرار شد شتر ایشان آزاد گذاشته شود تا در هر نقطه‌ای توقف کرد، محل ساخت مسجد و خانه پیامبر(ص) همان‌جا باشد. در این میان، افراد مختلف تمایل داشتند پیامبر(ص) در زمین آن‌ها مستقر شوند، اما شتر در زمینی توقف کرد که متعلق به دو کودک یتیم بود. در نهایت قرار شد زمین از آن‌ها خریداری شود.

وی افزود: در جریان جابه‌جایی وسایل پیامبر(ص)، مادر جابر انصاری که در آن ماجرا حضور داشت، وسایل ایشان را به خانه خود برد و پیامبر(ص) نیز به خانه آن‌ها رفت. پیامبر(ص) با خنده به این موضوع اشاره کردند که هر مسافری جایی اقامت می‌کند که وسایلش در آنجا قرار گرفته باشد. به این ترتیب، پیامبر(ص) مدتی در خانه این خانواده ماندند.

چنین پرداختی به معنای شوخی با پیامبر(ص) یا بی‌احترامی به مقدسات نیست؛ بلکه راهی برای نزدیک کردن مخاطب به جزئیات زندگی بزرگان و بازگویی جذاب‌تر تاریخ است

امیریان با اشاره به جزئیات زندگی روزمره در این روایت گفت: این خانواده فرزندان زیادی داشتند و خانه‌شان نیز مانند خانه‌های بزرگ و مجلل نبود. پیامبر(ص) با توجه به رفت‌وآمدهایشان ترجیح دادند در طبقه پایین اقامت کنند، اما صاحب‌خانه به دلیل احترام به ایشان نمی‌پذیرفت که خانواده‌اش بالای سر پیامبر(ص) زندگی کنند. همین گفت‌وگوها و جزئیات ساده، موقعیت‌هایی زنده و شیرین در دل یک روایت تاریخی ایجاد می‌کند.

او تأکید کرد: من به دنبال همین جزئیات انسانی در تاریخ هستم؛ لحظه‌هایی که به زندگی شخصیت‌های بزرگ نزدیک‌ترمان می‌کنند و نشان می‌دهند روایت زندگی آنان فقط به رخدادهای بزرگ و رسمی محدود نمی‌شود.

امیریان در بخش دیگری از سخنانش به ماجرای حفر خندق در زمان پیامبر(ص) پرداخت و گفت: در جنگ احزاب، زمانی که سپاه دشمن با شمار زیادی از نیروها به سمت مدینه آمده بود، سلمان فارسی پیشنهاد حفر خندق را مطرح کرد. مسلمانان در شرایط سختی مشغول کندن خندق بودند و بنا بر این روایت، گرسنگی و دشواری کار نیز بر آن‌ها فشار می‌آورد.

وی ادامه داد: یکی از یاران پیامبر(ص) که در روایت‌های مربوط به این ماجرا از جابر انصاری نام برده می‌شود، با دیدن آثار گرسنگی و لاغری پیامبر(ص)، ناراحت شد. او پس از بازگشت به خانه، موضوع را با همسرش در میان گذاشت و پیشنهاد کرد بزغاله‌ای را ذبح کنند و غذایی آماده کنند تا پیامبر(ص) برای افطار به خانه‌شان بیایند.

این نویسنده افزود: جابر با خوشحالی پیامبر(ص) را برای صرف غذا دعوت کرد؛ اما پیامبر(ص) به‌جای آنکه تنها خودشان به خانه او بروند، دیگر مسلمانان را نیز به این مهمانی دعوت کردند. جابر با شنیدن این خبر نگران شد؛ زیرا خانواده‌ای فقیر بودند و غذای آماده‌شده برای جمعیت زیادی کافی به نظر نمی‌رسید. همسرش اما به او یادآوری کرد که پیامبر(ص) حتماً برای این موضوع تدبیری دارند.

امیریان با اشاره به ادامه ماجرا گفت: پیامبر(ص) از مسلمانان خواستند گروه‌گروه و هر بار ده نفر وارد شوند. افراد می‌آمدند، غذا می‌خوردند و بیرون می‌رفتند؛ در نهایت، همه از آن غذا خوردند و حتی غذا اضافه آمد.

وی این ماجرا را نمونه‌ای از ظرفیت‌های روایی تاریخ اسلام دانست و گفت: تصور کنید خانواده‌ای ساده و فقیر، غذایی برای پیامبر(ص) آماده می‌کند؛ اما ناگهان با جمعیت بزرگی از مهمانان روبه‌رو می‌شود. همین نگرانی جابر، واکنش همسرش و شیوه مدیریت مهمانی، جزئیات جذابی برای روایت داستانی فراهم می‌کند.

امیریان در پایان تأکید کرد: این‌ها اتفاقات تاریخی هستند و نویسنده می‌تواند با حفظ اصل ماجرا، روایت را شیرین‌تر و جذاب‌تر کند. چنین پرداختی به معنای شوخی با پیامبر(ص) یا بی‌احترامی به مقدسات نیست؛ بلکه راهی برای نزدیک کردن مخاطب به جزئیات زندگی بزرگان و بازگویی جذاب‌تر تاریخ است.

تقدیس تاریخ، راه نقد خطاهای گذشته را می‌بندد

مهدی کفاش، نویسنده ادبیات طنز، با تأکید بر ضرورت تفکیک تاریخ از روایت‌های تقدیس‌شده گفت: وقتی یک واقعه تاریخی یا یک شخصیت از نقد مصون می‌شود، حتی پرسش‌های ساده درباره آن نیز ممکن است به‌عنوان توهین تلقی شود؛ در حالی که طنز می‌تواند با حفظ حرمت باورهای دینی، خطاهای تاریخی، رفتارهای ریاکارانه و تناقض‌های اجتماعی را به نقد بکشد.

مسئله این است که وقتی یک روایت تقدیس می‌شود، گاهی امکان طرح پرسش‌های دیگر از بین می‌رود

کفاش در ادامه نشست نقد و بررسی کتاب «روزه کله‌گاوی» با اشاره به تفاوت میان «امر قدسی» و «امر مقدس» اظهار کرد: گاهی یک موضوع در گذر زمان تقدیس می‌شود و همین تقدس، امکان بررسی و نقد آن را محدود می‌کند. از نظر من، تاریخ را باید در ماهیت تاریخی خودش دید؛ متنی که بخش‌هایی از آن از طریق نقل‌های شفاهی به نسل‌های بعد رسیده و بعدها در قالب آثار مکتوب ثبت شده است.

وی با اشاره به فاصله زمانی میان رخدادهای صدر اسلام و تدوین برخی منابع تاریخی و روایی افزود: بسیاری از روایت‌ها سال‌ها پس از وقوع حوادث مکتوب شده‌اند. وقتی یک ماجرا از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود، احتمال تغییر در جزئیات آن وجود دارد؛ بنابراین نمی‌توان بدون بررسی و شناخت ماهیت منابع، همه روایت‌های تاریخی را به‌گونه‌ای در نظر گرفت که هیچ امکان پرسش یا نقدی درباره آن‌ها وجود نداشته باشد.

تقدیس تاریخ، مانع طرح پرسش‌های انتقادی می‌شود

این نویسنده با اشاره به نمونه‌هایی از روایت‌های مربوط به جنگ‌های صدر اسلام گفت: ممکن است در یک روایت تاریخی، از فداکاری افرادی سخن گفته شود که در شرایطی دشوار، آب را به دیگری می‌رسانند و خود از تشنگی جان می‌دهند. می‌توان این ماجرا را از منظر ایثار بررسی کرد؛ اما نویسنده همچنین می‌تواند با نگاهی پرسشگرانه بپرسد آیا راهی وجود نداشت که دست‌کم یکی از آن افراد زنده بماند و کمک بیشتری برساند؟ همین زاویه نگاه، ظرفیت شکل‌گیری یک روایت طنزآمیز را دارد.

کفاش ادامه داد: البته ممکن است کسی از همان واقعه به نتیجه‌ای کاملاً متفاوت برسد و آن را اوج ایثار بداند. مسئله این است که وقتی یک روایت تقدیس می‌شود، گاهی امکان طرح پرسش‌های دیگر از بین می‌رود و هرگونه نگاه متفاوت، به‌جای آنکه فرصتی برای بررسی باشد، با واکنش منفی مواجه می‌شود.

وی با اشاره به برخی رخدادهای تاریخ ایران، از جمله جدایی بخش‌هایی از سرزمین ایران در دوره قاجار، گفت: یکی از موضوعاتی که می‌توان درباره آن بحث کرد، نحوه مواجهه حکومت‌ها با شکست‌ها و پیامدهای تصمیم‌هایشان است. با این حال، در دوره‌هایی نقد قدرت دشوار بوده و گاه جایگاه حاکم به‌گونه‌ای تعریف می‌شده که اعتراض به او، به معنای عبور از یک حریم مقدس تلقی شود.

این نویسنده با اشاره به سقوط اصفهان در دوره شاه سلطان حسین صفوی افزود: در چنین موقعیت‌هایی ممکن است شکست و ناتوانی حکومت، به‌جای آنکه موضوع بررسی و پرسش قرار گیرد، به امری مقدر و خارج از حوزه نقد تبدیل شود. در این شرایط، به‌جای بررسی تصمیم‌ها و خطاهای انسانی، امکان طرح پرسش درباره عملکرد حاکمان کاهش می‌یابد.

کفاش با اشاره به تغییر حساسیت‌های اجتماعی و سیاسی در دوره‌های مختلف تاریخی بیان کرد: موضوعاتی که در مقطعی امکان پرداخت طنزآمیز به آن‌ها وجود داشته، ممکن است در دوره‌ای دیگر حساسیت‌برانگیز شوند. برای نمونه، گاهی طنز درباره دوره پهلوی با محدودیت کمتری روبه‌روست، اما پرداختن به برخی مسائل دوره قاجار با واکنش‌هایی مواجه می‌شود؛ در حالی که در گذشته چنین حساسیتی به همان شکل وجود نداشته است.

وقتی نقد رفتار، توهین تلقی می‌شود

کفاش با تأکید بر اینکه تقدس می‌تواند به موضوعات و گروه‌های مختلف تعلق بگیرد، گفت: هر چیزی ممکن است در یک دوره به حریمی تبدیل شود که افراد تصور کنند ورود به آن و نقد کردنش مجاز نیست. در چنین وضعیتی، حتی نقدی که با هدف اصلاح و با زبانی آرام مطرح شده، ممکن است به‌سرعت از محدوده طنز و انتقاد خارج دانسته شود و در دسته توهین قرار بگیرد.

وی با اشاره به امکان نقد رفتارهای ریاکارانه در میان افراد متدین اظهار کرد: وقتی کسی نماینده یک نگرش دینی معرفی می‌شود، از او انتظار می‌رود اخلاق و رفتار متناسبی داشته باشد. اگر فردی از زهد و تقوا سخن بگوید، اما در عمل رفتاری متناقض نشان دهد، می‌توان این فاصله میان ادعا و عملکرد را نقد کرد. طنز نیز یکی از ابزارهای نشان دادن چنین تناقض‌هایی است.

این نویسنده ادامه داد: مشکل از جایی آغاز می‌شود که نقد رفتار یک فرد یا گروه، به‌سرعت توهین به دین یا مقدسات تعبیر شود. در چنین شرایطی، به‌جای بررسی رفتار نادرست و تلاش برای اصلاح آن، منتقد در جایگاه متهم قرار می‌گیرد و اصل مسئله به حاشیه می‌رود.

کفاش با اشاره به تجربه‌های تاریخی در مواجهه با آثار طنزآمیز گفت: در دهه ۱۳۷۰، انتشار یک نمایشنامه طنزآمیز درباره یک پسر شهید در نشریه‌ای دانشجویی با واکنش‌های شدیدی همراه شد و حتی بحث حکم ارتداد نویسنده مطرح شد. این نمونه نشان می‌دهد که گاهی فاصله میان نقد طنزآمیز و اتهام توهین، بسیار کوتاه در نظر گرفته می‌شود؛ در حالی که برای داوری درباره یک اثر، باید متن، زمینه و قصد نویسنده را نیز بررسی کرد.

شناخت موضوعات ممنوعه، بخشی از مسئولیت نویسنده است

کفاش در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به کتاب «آیات شیطانی» سلمان رشدی گفت: در گفت‌وگو با تعدادی از داستان‌نویسان، از جمله افرادی که زمینه تحصیلات حوزوی داشتند، پیشنهاد کردم برای شناخت دقیق‌تر موضوع، خود کتاب را ببینند و درباره آن مطالعه کنند. مسئله این بود که چگونه ممکن است یک اثر در شمار کتاب‌های ممنوعه قرار بگیرد، اما افرادی که قرار است درباره آن موضع‌گیری یا از منظر تخصصی بررسی‌اش کنند، بدون خواندن متن درباره آن داوری کنند؟

وی افزود: نویسنده برای پرداختن به یک موضوع حساس، باید آن را بشناسد. نمی‌توان بدون مطالعه و آگاهی کافی، درباره اثری حکم صادر کرد یا صرفاً بر اساس روایت‌های دیگران به نتیجه رسید. این مسئله درباره موضوعات دینی و تاریخی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا برداشت نادرست از یک متن می‌تواند به قضاوتی شتاب‌زده منجر شود.

این نویسنده برای توضیح تفاوت میان ممنوعیت عمومی و ضرورت بررسی تخصصی، به آموزش پزشکی و حقوق اشاره کرد و گفت: در برخی حوزه‌ها، متخصصان ناچارند با موضوعاتی مواجه شوند که برای عموم افراد محدودیت‌هایی دارد. برای مثال، دانشجویان پزشکی در جریان آموزش با کالبد انسان مواجه می‌شوند و دانشجویان حقوق نیز باید مسائل پیچیده و گاه حساس را بررسی کنند. ورود تخصصی به یک موضوع، لزوماً به معنای تأیید یا بی‌احترامی به آن نیست؛ بلکه گاهی برای شناخت، تحلیل و انجام مسئولیت حرفه‌ای ضرورت دارد.

مورخ برای اثبات دیدگاه خود باید به سند و مدرک تکیه کند و خلأهای موجود در روایت را با شواهد پر کند؛ اما داستان‌نویس ابزارهای دیگری نیز در اختیار دارد

کفاش تأکید کرد: در حوزه طنز نیز نویسنده باید بداند درباره چه چیزی می‌نویسد و مرزهای موضوع مورد نظرش کجاست. شناخت دقیق، به معنای کنار گذاشتن نقد نیست؛ بلکه کمک می‌کند نقد با آگاهی بیشتری انجام شود و نویسنده ناخواسته از مسیر مورد نظر خود خارج نشود.

این نویسنده با تأکید بر اینکه مسئله طنز دینی محدود به جامعه مسلمانان نیست، گفت: در جوامع و سنت‌های دینی مختلف نیز موضوعات مقدس و خطوط قرمز وجود دارند. برای نمونه، در مسیحیت درباره برخی رفتارها و قواعد مذهبی، از جمله مسئله ازدواج کشیشان، بحث‌های مختلفی وجود دارد. همچنین انتشار یا نمایش برخی آثار هنری و ادبی که به باورهای دینی می‌پردازند، ممکن است با واکنش‌های گسترده روبه‌رو شود.

وی با اشاره به رمان «کد داوینچی» افزود: این اثر در ایران نیز در مقطعی با محدودیت انتشار مواجه شد. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که حساسیت نسبت به موضوعات دینی و برداشت از توهین یا نقد، تنها به یک جامعه یا یک دین اختصاص ندارد و در سنت‌های مختلف می‌توان نمونه‌هایی از آن را مشاهده کرد.

کفاش ادامه داد: با این حال، نویسنده برای پرداختن به رفتارهای انسانی و اجتماعی، می‌تواند از نشانه‌ها و موقعیت‌هایی استفاده کند که مخاطب را به شناخت یک گروه یا رفتار خاص برساند، بی‌آنکه مستقیماً باورهای مقدس آن گروه را هدف قرار دهد. در این مسیر، دقت در انتخاب واژگان، موقعیت داستانی و زاویه روایت اهمیت دارد؛ زیرا مرز میان نقد و توهین ممکن است در برخی موقعیت‌ها حساس و ظریف باشد.

وی با اشاره به اهمیت هدف اصلاحی در طنز گفت: اگر قرار است رفتار اشتباه یا سوءاستفاده برخی افراد نقد شود، باید اصل رفتار نادرست در مرکز روایت قرار بگیرد. برای مثال، فردی را تصور کنید که پیوسته از زهد و تقوا سخن می‌گوید، اما در عمل از موقعیت خود بهره‌برداری می‌کند و مسئولیت رفتارهایش را نمی‌پذیرد. طنز می‌تواند این تناقض را آشکار کند و مخاطب را به تأمل وادارد.

این نویسنده تأکید کرد: اگر نقد با هدف اصلاح انجام می‌شود، نباید اجازه داد که با برچسب توهین به حاشیه رانده شود. البته نویسنده باید مراقب باشد که نقد رفتار یک فرد یا گروه را به تمسخر باورهای دینی تعمیم ندهد.

کفاش در پایان با اشاره به ظرفیت اختلاف روایت‌ها و دیدگاه‌های مورخان برای خلق آثار ادبی گفت: تاریخ همیشه با یک روایت واحد و قطعی در دسترس نویسنده قرار نمی‌گیرد. درباره یک واقعه ممکن است منابع مختلف، گزارش‌ها و برداشت‌های متفاوتی وجود داشته باشد. همین تفاوت‌ها زمینه‌ای برای داستان‌نویسی فراهم می‌کند.

وی توضیح داد: مورخ برای اثبات دیدگاه خود باید به سند و مدرک تکیه کند و خلأهای موجود در روایت را با شواهد پر کند؛ اما داستان‌نویس ابزارهای دیگری نیز در اختیار دارد. او می‌تواند با استفاده از تخیل و شیوه‌های روایی، بخش‌هایی از این خلأها را به شکلی خلاقانه بازسازی کند؛ البته به شرط آنکه مرز میان واقعیت تاریخی و پرداخت داستانی را بشناسد.

کفاش افزود: اگر درباره همه جزئیات تاریخ قطعیت کامل وجود داشت و هیچ اختلافی در روایت‌ها و تفسیرها دیده نمی‌شد، فرصت کمتری برای خلق داستان‌های تاریخی باقی می‌ماند. تنوع روایت‌ها و تفاوت نگاه مورخان، فضای بازی و خلاقیت را برای نویسنده ایجاد می‌کند.

وی در جمع‌بندی سخنانش تأکید کرد: تاریخ، هم موضوع شناخت و بررسی است و هم می‌تواند بستری برای آفرینش ادبی باشد. نویسنده با شناخت منابع، توجه به تفاوت روایت‌ها و استفاده مسئولانه از تخیل می‌تواند داستانی خلق کند که ضمن حفظ حرمت باورها، امکان پرسشگری و نقد را نیز از مخاطب نگیرد.

نهاد قدرت و قرائت‌های فردی، نوشتن طنز دینی را دشوار کرده‌اند

حمید بابایی، دبیر نشست نقد و بررسی کتاب «روزه کله‌گاوی»، با تأکید بر نقش نهاد قدرت در شکل‌گیری محدودیت‌های ادبیات دینی گفت: بررسی نسبت دین و ادبیات، بدون توجه به جایگاه نهاد قدرت امکان‌پذیر نیست؛ زیرا در کشور ما، نهاد دین در دوره‌های مختلف تاریخی به اندازه نهاد حاکمیت و گاه حتی بیش از آن قدرت داشته است.

وی در بخش پایانی این نشست اظهار کرد: نویسنده‌ای که می‌خواهد به موضوعات دینی و تاریخی بپردازد، ممکن است مستقیماً از سوی حاکمیت با مشکل مواجه نشود، اما خرده‌قدرت‌هایی وجود دارند که می‌توانند برای او مسئله ایجاد کنند. نمونه‌های این مسئله را می‌توان در دوره‌های مختلف تاریخ ایران مشاهده کرد.

بابایی با اشاره به عملکرد این گروه‌ها افزود: این خرده‌قدرت‌ها لزوماً به روایت تاریخی یا اصل ماجرا توجهی ندارند، بلکه قرائت خودشان از تاریخ را گسترش می‌دهند و کسانی را که مانند آن‌ها فکر نمی‌کنند، تکفیر می‌کنند. این دایره به‌تدریج چنان گسترش می‌یابد که در نهایت، هر فردی با دیدگاهی متفاوت ممکن است در معرض حذف قرار بگیرد.

دبیر نشست با اشاره به تفکیک مطرح‌شده از سوی مهدی کفاش میان «امر قدسی» و «امر مقدس» گفت: بحثی که آقای کفاش درباره این دو مفهوم مطرح کردند، با همین مسئله ارتباط دارد. درک ما از امر قدسی و امر مقدس می‌تواند تابع زمان باشد و در دوره‌های مختلف تغییر کند. با تغییر این برداشت‌ها، رویکردها نیز متفاوت می‌شوند و همین تفاوت‌ها می‌توانند زمینه‌ای برای خلق داستان‌های طنز فراهم کنند.

وی دشواری طنزنویسی درباره موقعیت‌های دینی را ناشی از مشخص نبودن دقیق خطوط قرمز دانست و ادامه داد: نمی‌توان به‌راحتی درباره هر موضوعی در حوزه دین شوخی کرد؛ زیرا بخشی از این محدودیت‌ها به قرائت افراد از مسائل دینی بازمی‌گردد. همین مسئله، کار نویسنده را دشوار می‌کند و باعث می‌شود نتواند با اطمینان درباره محدوده مجاز شوخی و طنز تصمیم بگیرد.

بابایی با اشاره به تفاوت برخورد فرهنگ شفاهی و ادبیات مکتوب با موضوعات دینی بیان کرد: قرائت‌های فردی از تاریخ و دین باعث شده است که در بخشی از فرهنگ شفاهی خود، به‌راحتی با این موضوعات شوخی کنیم، اما وقتی همین مسائل وارد ادبیات می‌شوند، برخوردها جدی‌تر می‌شود و این تصور شکل می‌گیرد که نباید درباره آن‌ها شوخی کرد.

بابایی در ادامه با اشاره به پیامدهای این وضعیت برای انتشار آثار ادبی گفت: قرائت‌های فردی از مسائل دینی، دست ممیزان برای رد آثار و ناشران برای نپذیرفتن آن‌ها را باز می‌گذارد. از سوی دیگر، نویسندگان نیز تمایلی ندارند خود را درگیر دردسرهای احتمالی کنند؛ به همین دلیل، بسیاری از آن‌ها ترجیح می‌دهند به سراغ موضوعات حساس دینی نروند و درباره آن‌ها داستان طنز ننویسند.

وی تأکید کرد: در چنین شرایطی، تنها مسئله نویسنده توانایی خلق اثر یا ظرفیت طنزآمیز یک موضوع نیست، بلکه باید پیامدهای احتمالی انتشار آن را نیز در نظر بگیرد. نامشخص بودن مرزها و تفاوت برداشت‌ها از مسائل دینی می‌تواند به کنار گذاشتن سوژه‌هایی منجر شود که ظرفیت ادبی و داستانی دارند.

بابایی در جمع‌بندی سخنانش، نقش نهاد قدرت، قرائت‌های متفاوت از دین و تاریخ و نگرانی نویسندگان از پیامدهای انتشار آثار را از جمله عوامل مؤثر بر دشواری خلق طنز دینی دانست؛ عواملی که می‌توانند هم بر شکل‌گیری اثر و هم بر امکان انتشار آن تأثیر بگذارند.

منبع: خبرگزرای مهر

منبع خبرخبرگزرای مهر
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 13:11
111,108مطلب نمایه‌شده
78,760موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی