در تازه ترین نمونه از این دست آثار مجازی و بی هویت، کلیپی است که همزمان با روز جهانی دختر به شبکه های اجتماعی تزریق شد و در کسری از ثانیه توسط گوشی به دستان همیشه بیدار و فعال شبکه های اجتماعی دستبهدست شد؛ اما موضوع آن چه بود؟ جابهجایی یک گلدان غولپیکر با تزیینات گلهای لاکچری روی کفی یک خودروی جرثقیلدار در یکی از خیابانهای استان بوشهر، همراه با جلوههای ویژه سینمایی و موسیقیهای پرطمطراق در حالی که بنر تبلیغاتی فروشگاه گل و عرضه کننده آن در این کلیپ هم حسابی برای خودش جای ممتازی دست و پا کرده بود!.
پیگیریها و البته آن چه از اظهار نظر شهروندان در زیر این پست بود نشان داد که این نمایش پرهزینه، ظاهراً به سفارش یکی از والدین و به مناسبت روز جهانی دختر تدارک دیده شده است. اما فراتر از این تکرویداد و این نمایش چند صد میلیونی، می بایست در کانون توجه قرار گیرد و ذهن هر ناظر آگاه، روزنامهنگار و دلسوز فرهنگ عمومی را به خود مشغول کند، ریشهها و پیامدهای خطرناک این جریان است.
شتاب روزافزون تولید کلیپهایی با مضمون زندگیهای تجملاتی و لاکچری که تا دیروز تنها در حاشیههای امن کلانشهرها یا میان طبقات خاص دیده میشد، اکنون به لطف بستر فراگیر شبکههای اجتماعی و با الگوبرداریهای کورکورانه، به شهرهای کوچکتر و دیگر استانهای کشور نیز سرایت کرده است و فاتحان این پدیده شوم تقریبا سنگری نیست که آن را تسخیر نکرده باشند. این رفتارها حالا از مرز یک نمایش شخصی گذشته و به یک مسابقه فرساینده میان بلاگرها و شهروندان برای جلب توجه، لایک و فالوور تبدیل شده است؛
مسابقهای تهی از اصالت، معنا و ریشههای فرهنگی که فضای عمومی جامعه را به تسخیر محتوای پوچ درآورده است. اگر بخواهیم نگاه واقع بینانه، حرفه ای و برابر با معیارهای عرفی و شرعی داشته باشیم این نکات که در زیر می آید نباید از نظر دور داشت.
1-رواج این سبک زندگی افراطی و نمایشمحور، با کدامیک از موازین عرفی، اخلاقی و شرعی جامعه اصیل ما همخوانی دارد؟ دین مبین اسلام و سنت دیرپای ایرانی بر سادهزیستی، حفظ کرامت انسانی، پوشیدگی شادیها و دستگیری از نیازمندان تأکید دارد. آیا به نمایش گذاشتن ثروتهای بادآورده یا هزینههای سرسامآور برای یک مناسبت خاص، سنخیتی با فرهنگ مردمی دارد که سالهاست با نجیبزادهگی، صبوری و همدلی شناخته میشوند؟ آیا غیر از این است که چنین نمایشهایی، تنها دهنکجی آشکار به عرف سنتی و ارزشهای اخلاقی جامعه است.
2-دردناکتر از تناقضهای شرعی و عرفی، تأثیر مخرب این رفتارها بر روان جمعی جامعه است. در شرایطی که به دلیل نابسامانیهای اقتصادی، تورم لجامگسیخته و مشکلات معیشتی،بسیاری از خانوادهها برای تأمین هزینههای حداقلی زندگی و تهیه نان شب دستبهگریبان مشکلات طاقتفرسا هستند، چرخاندن این گلدانهای چند صد میلیونی روی ماشینهای جرثقیلدار در خیابانهای شهر، چه پیامی به طبقه محروم و جوانان در شرف ازدواج مخابره میکند؟ این امر جز دامن زدن به حسرتهای عمیق، احساس تبعیض، سرخوردگی اجتماعی و شکاف طبقاتی چه دستاوردی دارد؟ تردیدی نیست که تداوم این روند، سلامت روان جامعه را به شدت تهدید کرده و خشم پنهانی را در دل اقشار ضعیف انباشت میکند.
3-نکته تأملبرانگیز دیگر، تقارن زمانی این نمایشهای بیبنیاد با شرایط حساس کنونی کشور است. در زمانهای که داغ شهدای گرانقدر جنگهای اخیر بر دل جامعه سنگینی میکند، در روزهایی که کشور درگیر منازعات جدی و سرنوشتساز با محور شرارت است و جامعه داغدار از دست دادن عزیزترین فرزندان و رهبران خود است، رواج این دست رفتارهای خودخواهانه چه بازتابی از امت مبعوث در اذهان جهانیان به نمایش میگذارد؟
دشمنانی که مترصد فرصتاند تا جامعه ما را از درون تهی نشان دهند و با روایت دروغین در شبکه های دیداری جهان، عاشقان و محبان ایران قوی در دیگر کشورها با دیدن این تصاویر چه قضاوت خواهند کرد؟ آیا این رفتارها توهین آشکار به خون شهدایی نیست که برای امنیت، عزت و سرافرازی همین خاک جان دادند؟
4- آیا این نوع تربیت و پرورش، الگوی درستی برای دختران امروز ماست—دخترانی که قرار است مادران فردا و مربیان نسلهای آینده این مرزوبوم باشند؟ القای این تفکر که ارزش و جایگاه یک دختر یا تکریم مقام او تنها در گروی گلدانهای چندصدمیلیونی، ماشینهای لوکس و نمایشهای اینستاگرامی است، چه ضربه مهلکی به هویت اصیل، خودباوری، اصالت اخلاقی دخترانمان میزند؟ دختران ما بیش از آنکه به تجملات پوچ و خودنماییهای مجازی نیازمند باشند، به الگوهایی تراز ایرانی بر پایه تکیهگاههای اصیل فرهنگی، اعتمادبهنفس واقعی و تربیت انسانی نیازمندند.
الگوهایی از قبیل زنان لرده که در مواجه با تهاجم بیگانه اسلحه به دست می گیرند و از سنگر شرف و عزت ایرانی در تقابل با سلطه پاسداری می کنند. 5-در این میان آنچه که بیش از همه نگران کننده است و باید به فرمایش رهبر شهید دلسوزان آتش به اختیار عمل کنند حفظ میدان واقعی ارزش ها و پاپس نکشیدن از میراثی است که از نیاکان این سرزمین به دست ما رسیده است. میدان مجازی را باختیم اما در میدان حقیقی پیروز باشیم به شرطها و شروطها.
6-اگر قرار است گلدانی پیشکشی شود نه به این لوکس بازی های اینستاگرامی و لوس بازی های بی مزه بلکه باید به ساحت دانش آموزانی که این روزها تاج سرافرازی بر سر استان گذاشتند و با کسب رتبه های عالی در کنکور سراسری افتخار آفریدند.
وقت آن رسیده است که دستگاههای فرهنگی، رسانهها و نهادهای مدنی پیش از آنکه دیر شود، فکری به حال این بحران خاموش فرهنگی بکنند؛ پیش از آنکه اصالت و هویت تاریخی شهرمان زیر چرخه سنگین این گلدانهای تزئینی و نگاههای سطحینگر کاملاً خرد شود.
منبع: جام جم آنلاین



