هدف اصلی از سفرهای مقامات کشوری، تسهیلگری در روند اجرایی و تحقق برنامههای توسعهای است. انتظار میرود مسئولان ارشد اجرایی و نمایندگان استان در مجلس، با پایش مستمر پیشرفت پروژهها، موانع تخصیص اعتبارات را برطرف کرده و با مانعزدایی و شتاببخشی، پایان کلانپژوهها را طبق جدول زمانی رقم بزنند؛ اما در استان عقبمانده بوشهر چنین نیست. اصولاً بوشهر فراتر از روزمرگی، برنامه توسعهای ندارد که مشمول برکات این سفرها شود. در واقع، این سفرها چیزی جز هدر دادن هزینههای سنگین و نمایشهای انتخاباتی نیستند. اگر سفرهای مسئولان کشوری به استان کاملاً تعطیل و هزینههای آن مستقیماً صرف پروژهها شود، بسیار سودمندتر خواهد بود.
نگاهی گذرا به ادوار گذشتهــ از سفر رؤسای قوا گرفته تا وزرا و کمیسیونهای مجلســ نشان میدهد که لیست مطالبات این استان همواره ثابت و کوتاه بوده است. مطالبات امروز مسئولان استان در دولت چهاردهم و مجلس دوازدهم، دقیقاً همان مطالبات دولتهای هفتم و هشتم و مجلس ششم است: راهآهن، راههای ورودی و خروجی، بیمارستان، سهمخواهی از اشتغال صنایع، ته لنجی، مشکلات نخلداران و کشاورزان، بحران آب و قطعی برق. انگار در تمام این سالها، استان لغو پروانه فعالیت بوده و دوباره پس از دریافت پروانه، کار آواربرداری و بازسازی را از صفر آغاز کرده است!
مسئولیت این وضعیت ناخوشایند، پیش از هر چیز متوجه مدیران و مسئولان خود استان است؛ کسانی که هیچگاه نتوانستند یکصدا و همدل در کنار یکدیگر بنشینند و برای توسعه استان چارهاندیشی کنند. نگاه صرفاً منطقهای که استان را به بومی درجه یک، دو و سه تقسیم کردهــ چنانکه اگر فرزندی از بخشی کوچک، مسئولیت بخش همجوار را بر عهده بگیرد برنتابیده و او را غیربومی قلمداد میکنیمــ سد راه توسعه بوده است. نمایندگانی که هرگز فراتر از حوزه انتخابیه خود را ندیدند و کوتاهیها و بیتدبیریهایشان را با تفرقهافکنیهای محلی به حاشیه بردند؛
استاندارانی که هرگز در قامت یک مدیر توسعهگرا ظاهر نشدند؛ رسانههایی که گرفتار مصلحتاندیشی و نگاه منطقهای شدند و نتوانستند نقش مطالبهگرانه خود را ایفا کنند؛ و کنشگرانی سیاسیاجتماعی که کارکردی جز موسم انتخابات نداشتند، هر یک سهمی در پدید آمدن این وضعیت دارند.
آنچه بیش از سفرهای پرهزینه مرکزنشینان نیاز امروز بوشهر است، همدلی، یکصدایی و همبستگی نمایندگان و مدیران ارشدِ استان برای تدوین یک سند جامع توسعه است. مادامی که وکلای ملت در بهارستان و باشندگانِ «کاخ سرخ استانداری» برنامهگریز و منطقه محور باشند و سقف مطالباتشان از پایتخت به دریافت مسئولیتهای اجتماعی صنعت محدود شود و گمان کنند صنایع متولی شکوفایی استان هستند، نتیجهای جز «به بادیه رفتن و آب در آردبیز ریختن» حاصل نخواهد شد.
وقتی استاندار محترم بوشهر در نشست با خبرنگاران از تزریق اعتبار به پروژههای ملی استان از محل مسئولیتهای اجتماعی صنعت سخن میگوید، این یعنی فاجعه مدیریتی، نبود سند توسعه و بیگانگی با الفبای برنامهریزی. ناکامی در گرفتن اعتبارات پروژه های ملی با ردیف بودجه ای تصویبی، قانونی و تکلیفی را با مسئولیت های اجتماعی صنعت نمی توان و نباید پیش برد و تا زمانی که این درد دیرپا درمان نشود، همچنان داستان تکرار خواهد شد: تشنهلب بر لب دریا نشستن، بیکار و فقیر بودن در پایتخت انرژی و قطب نفت و گاز کشور؛
استانی با ۹۰۰ کیلومتر ساحل و دهها بندر و اسکله که به جای توسعه اقتصاد دریاپایه، گسترش بازرگانی و تجارت، همچنان چالش ته لنجی، بحران اجتماعی فرساینده و بی پایانش باشد، آمدن هر مسئولی جز هدررفت زمان و سرمایه نخواهد بود و نمایندگان و مسئولان استان بوشهر باید نخست مشق توسعه کنند و الفبای آبادانی بیاموزند.
منبع: جام جم آنلاین



