رفتن به محتوای اصلی
اقتصادینورنیوز12 دقیقه مطالعه

چرا راهبرد تحریمی ترامپ نمی‌تواند ایران را منزوی کند؟

ظ†ظˆط±ظ†غŒظˆط²-ع¯ط±ظˆظ‡ ط¨غŒظ† ط§ظ„ظ…ظ„ظ„: ط¯ظˆظ„طھ ط¯ظˆظ†ط§ظ„ط¯ طھط±ط§ظ…ظ¾ ط¯ط± غ²غ´ ط§ظˆطھ غ²غ°غ²غ¶ ط§ط² ط´ط±ظˆط¹ ط¨ط±ظ†ط§ظ…ظ‡ ط§غŒ ط§ظ‚طھطµط§ط¯غŒ ط¹ظ„غŒظ‡ ط§غŒط±ط§ظ† ط¨ط§ ظ†ط§ظ… آ«ط¹ظ…ظ„غŒط§طھ ط·ط±ط¯ ط§ظ‚طھطµط§ط¯غŒآ» ط®ط¨ط± ط¯ط§ط¯. ظ‡ط¯ظپ ط§ط¹ظ„ط§ظ… ط´ط¯ظ‡طŒ ظ…ط­ط¯ظˆط¯ ع©ط±ط¯ظ† ظ¾غŒظˆظ†ط¯ظ‡ط§غŒ ظ…ط§ظ„غŒ ظˆ طھط¬ط§ط±غŒ ط§غŒط±ط§ظ† ط¨ط§ ط¬ظ‡ط§ظ† ظˆ ظ…ط³ط¯ظˆط¯ ع©ط±ط¯ظ† ظ…ط³غŒط±ظ‡ط§غŒغŒ ط¨ظˆط¯ ع©ظ‡ ط§غŒظ† ع©ط´ظˆط± ط§ط² ط·ط±غŒظ‚ ط¢ظ† ظ‡ط§ ط¯ط±ط¢ظ…ط¯ ع©ط³ط¨ ظ…غ…

چرا راهبرد تحریمی ترامپ نمی‌تواند ایران را منزوی کند؟

نورنیوز-گروه بین الملل: دولت دونالد ترامپ در ۲۴ اوت ۲۰۲۶ از شروع برنامه ای اقتصادی علیه ایران با نام «عملیات طرد اقتصادی» خبر داد. هدف اعلام شده، محدود کردن پیوندهای مالی و تجاری ایران با جهان و مسدود کردن مسیرهایی بود که این کشور از طریق آن ها درآمد کسب می کند، نفت می فروشد و دادوستد خود را ادامه می دهد. اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا، هنگام معرفی این برنامه گفت واشنگتن می خواهد همه مجراهای اقتصادی ایران را مسدود کند تا کشور در نهایت در انزوا قرار گیرد.

وزارت خزانه داری نیز از گسترش تحریم ها علیه شبکه های مالی، شرکت های واسطه، ناوگان انتقال نفت و طرف های خارجی همکار با ایران خبر داد. پشتوانه این سیاست این تصور است که محدود کردن دسترسی ایران به درآمد، نظام بانکی، مسیرهای حمل ونقل و شرکای تجاری می تواند فشار اقتصادی را به انزوای سیاسی و در نهایت تغییر رفتار تهران تبدیل کند. با این حال، میان اعمال فشار و رسیدن به چنین نتیجه ای فاصله قابل توجهی وجود دارد. تحریم ها می توانند هزینه مبادلات را بالا ببرند، درآمد ارزی را کاهش دهند و دسترسی شرکت ها به فناوری و سرمایه را دشوار کنند؛

اما این پیامدها به تنهایی به معنای قطع کامل پیوندهای اقتصادی یک کشور با منطقه و جهان نیست. ایران از نظر جغرافیایی، اقتصادی و منطقه ای چنان جایگاهی دارد که اجرای سیاست انزوای کامل آن با موانع جدی روبه رو می شود. این موانع به معنای مصون ماندن ایران از فشار نیستند. آن ها نشان می دهند تبدیل فشار اقتصادی به انزوایی فراگیر، مستلزم کنترل شبکه ای از روابط، مسیرها، واسطه ها و منافع اقتصادی است که بخش مهمی از آن بیرون از قلمرو و اختیار مستقیم آمریکا قرار دارد.

جغرافیای ایران مانعی در برابر حذف منطقه ای موقعیت ایران یکی از تفاوت های اصلی این کشور با کشوری است که بتوان آن را با بستن چند مسیر تجاری یا محدود کردن شمار اندکی از شرکای اقتصادی منزوی کرد. ایران در محل اتصال چند پهنه ژئوپلیتیکی قرار دارد: خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، دریای خزر در شمال، قفقاز و آناتولی در شمال غرب، آسیای مرکزی در شمال شرق و شبه قاره هند در شرق. همین جایگاه، ایران را به بخشی از شبکه ارتباطی خاورمیانه، آسیای مرکزی، جنوب آسیا و مسیرهای تجاری شرق و غرب تبدیل کرده است.

ایران در شمال و شمال غرب با کشورهای حوزه قفقاز و دریای خزر، در شرق با افغانستان و پاکستان، در غرب با ترکیه و عراق و در شمال شرق با ترکمنستان هم مرز است. سواحل جنوبی کشور نیز به خلیج فارس و دریای عمان راه دارند. این مرزهای زمینی و دریایی، راه های بالقوه ای برای تجارت، حمل ونقل و ارتباط منطقه ای فراهم می کنند. در نتیجه، منزوی کردن ایران تنها به بستن چند بندر یا مسدودسازی چند کانال بانکی محدود نیست؛ چنین اقدامی مستلزم محدود کردن هم زمان پیوندهای دریایی، زمینی، مالی و تجاری در چند منطقه جغرافیایی است.

جغرافیا افزون بر یک مزیت طبیعی، زمینه ساز شکل گیری منافع مشترک نیز هست. کشورهای همسایه برای تأمین کالا، دسترسی به بازارها، صادرات انرژی، ترانزیت و ارتباط با مناطق دیگر با فرصت ها و محدودیت های جغرافیایی روبه رو هستند. در برخی موارد، عبور از ایران می تواند از نظر فاصله یا دسترسی اهمیت داشته باشد و در موارد دیگر، مسیرهای رقیب از خاک کشورهای همسایه می گذرند. از این رو، بیرون گذاشتن ایران از همه شبکه های ارتباطی منطقه ای فقط یک تصمیم سیاسی نیست و می تواند هزینه های اقتصادی و لجستیکی برای دیگر کشورها به همراه داشته باشد.

واشنگتن می تواند یک شرکت کشتیرانی، بانک یا خریدار نفت را تحریم کند، اما برای رسیدن به انزوای کامل باید مانع شکل گیری یا تداوم مسیرهای جایگزین نیز شود؛ مسیرهایی که ممکن است با کمک واسطه ها، بازارهای منطقه ای، بنادر گوناگون، راه های زمینی و سازوکارهای مالی غیردلاری فعال بمانند. هرچه شبکه ارتباطی یک کشور گسترده تر و شمار شرکای بالقوه آن بیشتر باشد، تبدیل تحریم های موردی به قطع کامل ارتباطات دشوارتر خواهد بود. تنگه هرمز و پیوند آن با امنیت انرژی جهان یکی از نمونه های روشن اهمیت جغرافیایی ایران، همجواری آن با تنگه هرمز است؛

گذرگاهی که خلیج فارس را به دریای عمان و سپس اقیانوس هند متصل می کند. اهمیت این آبراه تنها به تجارت دوجانبه ایران و آمریکا مربوط نیست، زیرا بخش بزرگی از مبادلات انرژی کشورهای دیگر نیز از آن عبور می کند و امنیت آن با منافع اقتصادهای بزرگ جهان پیوند دارد. در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، به طور میانگین روزانه ۲۰٫۹ میلیون بشکه نفت خام، میعانات گازی و فرآورده های نفتی از تنگه هرمز گذشت. این میزان برابر با حدود یک پنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و نزدیک به یک چهارم تجارت دریایی نفت جهان بود.

در همان بازه، حدود ۸۹ درصد نفت خام و میعانات عبوری راهی بازارهای آسیا شد و چین، هند، ژاپن و کره جنوبی در مجموع مقصد حدود ۷۴ درصد این محموله ها بودند. این آمار نشان می دهد که جغرافیای پیرامون ایران با منافع اقتصادی قدرت های بزرگ، به ویژه کشورهای آسیایی، گره خورده است. هرگونه اختلال پایدار در این گذرگاه یا افزایش چشمگیر خطر حمل ونقل می تواند هزینه انرژی، بیمه دریایی و جابه جایی کالا را بالا ببرد و بر قیمت ها در اقتصادهای مختلف اثر بگذارد. بنابراین، پیامدهای امنیتی و اقتصادی موقعیت ایران از مرزهای ملی فراتر می رود.

قرار گرفتن ایران در کنار چنین گلوگاهی، تلاش برای اعمال فشار را به موضوعی با پیامدهای منطقه ای و جهانی تبدیل می کند. کشوری که در مجاورت یکی از گذرگاه های مهم انرژی قرار دارد، به آسانی از معادلات امنیت و تجارت منطقه حذف نمی شود. در اینجا تناقضی برای سیاست «طرد اقتصادی» پدید می آید: آمریکا خواهان محدود کردن روابط اقتصادی ایران است، اما این هدف در محیطی دنبال می شود که ثبات انرژی و تداوم تجارت دریایی برای بسیاری از کشورها اهمیتی اساسی دارد.

این کشورها ممکن است با سیاست های منطقه ای تهران مخالف باشند، اما هم زمان خواهان حفظ مسیرهای انرژی، پایین نگه داشتن هزینه تجارت و جلوگیری از اختلال در زنجیره تأمین باشند. ازاین رو، تصمیم آن ها درباره همکاری اقتصادی با ایران تنها تابع دیدگاه واشنگتن نیست و منافع اقتصادی و امنیتی خودشان نیز در آن نقش دارد. ایران در تقاطع راه های زمینی و دریایی اهمیت موقعیت ایران به تنگه هرمز ختم نمی شود. قرار گرفتن کشور میان خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و شبه قاره هند، آن را به یکی از مسیرهای بالقوه ارتباطی مناطق مختلف بدل کرده است.

بنادر جنوبی ایران به آب های آزاد دسترسی دارند و شبکه جاده ای و ریلی کشور، در صورت فراهم بودن زیرساخت ها و هماهنگی های لازم، می تواند بخشی از جابه جایی کالا در مسیرهای شمالی و جنوبی یا شرقی و غربی را پشتیبانی کند. این موقعیت برای کشورهای محصور در خشکی اهمیت ویژه ای دارد. کشورهای آسیای مرکزی برای رسیدن به بازارهای جهانی به راه های ریلی، جاده ای، بندری و گمرکی نیازمندند و ایران یکی از گزینه های اتصال آن ها به آب های آزاد و بازارهای جنوب آسیاست. همچنین پیوندهای ایران با ترکیه و عراق می تواند به بخشی از مبادلات میان خاورمیانه و مناطق غربی تر کمک کند.

در چنین شرایطی، محدود کردن یک مسیر ممکن است تجارت را به راه دیگری منتقل کند، هزینه ها را افزایش دهد یا واسطه های تازه ای را وارد زنجیره تأمین کند؛ اما لزوماً به توقف مبادلات نمی انجامد. برای آنکه فشار بر یک مسیر به قطع کامل پیوند اقتصادی منجر شود، باید راه های جایگزین نیز محدود شوند یا استفاده از آن ها چنان پرهزینه شود که دیگر برای طرف های تجاری پذیرفتنی نباشد. بنابراین، واشنگتن برای قطع کامل ارتباط اقتصادی ایران باید افزون بر مسیرهای مستقیم، راه های جایگزین انتقال کالا و مبادله بازرگانی از طریق کشورهای همسایه را نیز مسدود کند.

تعدد مرزها، مسیرهای حمل ونقل و شرکای بالقوه ایران، چنین کاری را بسیار پیچیده تر از تحریم یک شرکت یا نهاد مشخص می کند. منافع همسایگان و محدودیت فشار آمریکا اهمیت جغرافیا زمانی آشکارتر می شود که با منافع اقتصادی کشورهای پیرامونی پیوند بخورد. ایران با کشورهایی همسایه است که بخشی از نیازهای تجاری یا انرژی خود را از ارتباط با این کشور تأمین می کنند و در کنار آن، با قدرت های اقتصادی بزرگی مانند چین رابطه دارد. از این رو، انزوای ایران زمانی می تواند به قطع گسترده مبادلات بینجامد که این کشورها نیز حاضر باشند هزینه کنار گذاشتن روابط خود را بپردازند.

داده های تجارت خارجی نشان می دهد مبادلات ایران به چند معامله محدود یا یک مسیر خاص وابسته نبوده است. در سال ۲۰۲۴، ایران حدود ۵۶ میلیارد دلار کالا به دست کم ۱۱۲ کشور و منطقه صادر کرد. چین با حدود ۱۴٫۶ میلیارد دلار و عراق با نزدیک به ۱۱٫۷ میلیارد دلار از مهم ترین مقصدهای صادراتی بودند و ترکیه و افغانستان نیز در شمار شرکای اصلی قرار داشتند. چین نمونه ای روشن از دشواری های سیاست فشار اقتصادی است. با وجود تحریم های آمریکا، خرید نفت ایران از سوی چین در سال های اخیر ادامه یافت.

برآوردها حاکی است چین در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱٫۳۸ میلیون بشکه نفت ایران وارد کرده است؛ حجمی که بخش مهمی از صادرات دریابرد نفت خام ایران را تشکیل می داد. بخشی از این مبادلات در آمار رسمی گمرکی چین با نام ایران ثبت نمی شود. تحریم های آمریکا هزینه فروش نفت ایران را بالا می برند، شمار خریداران را کاهش می دهند و تهران را به استفاده از شبکه های پیچیده تر حمل ونقل و پرداخت سوق می دهند. با این حال، ادامه خرید نفت از سوی چین نشان می دهد فشار واشنگتن الزاماً رابطه همه شرکای مهم ایران را قطع نمی کند؛

به ویژه وقتی خریدار همچنان انگیزه اقتصادی برای تأمین انرژی داشته باشد و حاضر باشد بخشی از هزینه همکاری را بپذیرد. روابط ایران و عراق نیز تنها به خریدوفروش کالا محدود نیست و گاز و برق را هم دربرمی گیرد. حجم مبادلات دوجانبه دو کشور در سال ۲۰۲۵ از ۱۰ میلیارد دلار فراتر رفت. ایران علاوه بر تأمین بخشی از کالاهای مصرفی، مواد غذایی و مصالح ساختمانی بازار عراق، در تأمین گاز مورد نیاز نیروگاه های این کشور نیز نقش داشته است. قطع این پیوندها می تواند بر تأمین انرژی و فعالیت اقتصادی بخش هایی از عراق اثر بگذارد.

ترکیه نیز با ایران مرز زمینی مشترک دارد و در زمینه هایی مانند گاز طبیعی و تجارت کالا با آن در ارتباط است. حجم تجارت سالانه دو کشور حدود ۵ تا ۶ میلیارد دلار برآورد شده و گاز ایران نزدیک به ۱۳ درصد واردات گاز ترکیه را تشکیل می دهد. تداوم صادرات نفت ایران به چین، پیوندهای تجاری و انرژی با عراق و روابط اقتصادی با ترکیه نشان می دهد تحریم های ثانویه می توانند شرکت ها و دولت ها را میان دسترسی به اقتصاد آمریکا و حفظ رابطه با ایران قرار دهند. اما تصمیم نهایی هر یک از آن ها به وابستگی شان به بازار آمریکا، نیازهای داخلی و هزینه قطع رابطه با ایران بستگی دارد.

چین و دشواری قطع درآمدهای نفتی ایران چین جایگاه ویژه ای میان شرکای اقتصادی ایران دارد و در سال های اخیر از مقصدهای اصلی نفت صادراتی این کشور بوده است. این رابطه نشان می دهد سیاست انزوای اقتصادی با مسئله ای فراتر از مرزهای جغرافیایی روبه روست: آمریکا باید بر تصمیم بازیگری اثر بگذارد که منافع مستقل انرژی و تجاری دارد و هم زمان درگیر رقابتی راهبردی با واشنگتن است. بررسی های منتشرشده در سال ۲۰۲۵ حاکی از آن است که چین به یکی از خریداران عمده نفت ایران تبدیل شده است. در این تجارت، پالایشگاه های مستقل، شرکت های واسطه و سازوکارهای حمل ونقل و پرداخت نقش دارند.

بخشی از محموله ها نیز با استفاده از واسطه ها و اسناد پیچیده مربوط به مبدأ جابه جا می شوند. به دلیل محدودیت آمارهای رسمی و دشواری ردیابی محموله های تحریم شده، برآوردها درباره سهم چین باید با احتیاط ارزیابی شوند. با این حال، مجموعه شواهد نشان می دهد فشار آمریکا تاکنون نتوانسته تقاضای خارجی برای نفت ایران را به طور کامل از میان ببرد. برخی معاملات نفتی ایران و چین از راه بانک های کوچک تر و سازوکارهای پرداخت با یوآن انجام می شوند؛ روش هایی که وابستگی مستقیم کمتری به نظام مالی مبتنی بر دلار دارند.

این شیوه ها نشان می دهد شبکه های مالی غیردلاری می توانند بخشی از مبادلات را، هرچند در شرایط محدودکننده، حفظ کنند. اقتصاد مقاومتی به عنوان پاسخ ساختاری جغرافیا به تنهایی توضیح نمی دهد که ایران چگونه از مسیرهای موجود بهره می گیرد. عامل دیگر، مجموعه سیاست هایی است که در ایران با عنوان «اقتصاد مقاومتی» و به منزله راهبردی در برابر فشارهای غرب دنبال شده است. محورهای این رویکرد کاهش وابستگی به درآمد نفت، گسترش صادرات غیرنفتی، تقویت تولید داخلی و ایجاد روش های جایگزین پرداخت است. آمارهای تجاری بخشی از نتایج این سیاست را نشان می دهند.

صادرات غیرنفتی ایران از مارس ۲۰۲۴ تا مارس ۲۰۲۵ به حدود ۵۸ میلیارد دلار رسید. در نیمه نخست سال ۱۴۰۴ نیز این صادرات، با وجود فشارهای سیاسی و فعال شدن سازوکار تحریمی موسوم به ماشه، روندی افزایشی داشت. تجارت خارجی کشور نیز با تکیه بر بازارهای منطقه ای و کشورهای همسایه مسیر رشد خود را حفظ کرد. چرخش به شرق و شبکه های جایگزین جغرافیا و اقتصاد مقاومتی در بستر تحولی گسترده تر قرار دارند که از آن با عنوان چرخش ایران به شرق یاد می شود. توافق ۲۵ ساله با چین و توافق ۲۰ ساله با روسیه دو محور این رویکرد هستند.

این توافق ها حوزه هایی چون انرژی، حمل ونقل، فناوری و امور مالی را دربرمی گیرند و از دید برخی تحلیلگران می توانند بخشی از محدودیت های تحریمی را خنثی کنند. ایران و روسیه سامانه های پیام رسان مالی خود، سپام و اس پی اف اس، را به یکدیگر متصل کرده اند و بنا بر گزارش های منتشرشده، سهم دلار در مبادلات دوجانبه را به ۱۰ درصد کاهش داده اند. همکاری سه جانبه ایران، چین و روسیه نیز از راه مسیرهای تجاری مقاوم در برابر تحریم، شبکه ای پدید آورده که بیرون از سازوکار سوئیفت و نظام دلاری فعالیت می کند. بخش دیگری از این همکاری به جغرافیا مربوط است.

ایران و روسیه شبکه کشتیرانی دریای خزر را به مسیری برای دور زدن محدودیت ها تبدیل کرده اند. حدود دو میلیون تن گندم روسیه از راه خزر به ایران می رسد و این مسیر، تنگه هرمز و کمربند دریایی آمریکا را دور می زند. در نهایت، مسئله فقط شمار تحریم های تازه ای نیست که واشنگتن وضع می کند؛ پرسش اصلی این است که آیا آمریکا می تواند شبکه ای از پیوندهای جغرافیایی، تجاری و مالی را که منافع بازیگران مختلف در آن دخیل است، به طور پایدار از میان ببرد. تا زمانی که این شبکه ها برقرار باشند، تبدیل فشار اقتصادی به انزوای کامل ایران با محدودیت های جدی روبه رو خواهد بود.

منبع: نورنیوز

منبع خبرنورنیوز
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 21:09
109,851مطلب نمایه‌شده
77,309موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی