رپرتاژ آگهی: این فشار مالی متوالی، رفتارهای درمانی دهکهای مختلف جامعه را به شدت تغییر داده است. پدیدهای که امروز در کلینیکهای دندانپزشکی و آسیبشناسی سلامت با آن روبرو هستیم، تغییر الگوی تقاضا از «درمانهای پیشگیرانه و نگهدارنده» به سمت «اقدامات حذفی و فوری» است. پرسش کلیدی این است: آیا افزایش فشار اقتصادی سبب شده تا بیماران، کشیدن دندان را به عنوان یک راهکار ارزان، جایگزین هزینههای سنگین ترمیم، عصبکشی و حتی درمانهای بنیادی نظیر پرداخت هزینه ارتودنسی کنند؟
تحلیلهای میدانی و رویکرد اقتصاد بهداشت نشان میدهد که این رفتار در ظاهر اقتصادی، در میانمدت و بلندمدت هزینههای مضاعفی را به سبد خانوار و نظام سلامت کشور تحمیل میکند. کالبدشکافی تورم در بازار خدمات سلامت دهان برای درک دلایل تغییر رفتار مصرفکننده در بازار خدمات دندانپزشکی، ابتدا باید ساختار هزینهای این بخش تحلیل شود. مواد مصرفی در دندانپزشکی از آمالگام و کامپوزیتهای ترمیمی گرفته تا فایلهای عصبکشی، متریال قالبگیری و قطعات مصرفی، عمدتاً وارداتی هستند.
افزایش شاخص ارز، تعرفههای گمرکی و هزینههای حملونقل، قیمت تمامشده این کالاها را برای کلینیکها به شدت افزایش داده است. از سوی دیگر، هزینههای سربار مطبها از جمله استهلاک تجهیزات پیشرفته (مانند دستگاههای گرافی و یونیتها)، اجارهبهای واحدهای تجاری و دستمزد نیروی متخصص نیز رشد داشته است. نتیجه مستقیم این معادله، بالا رفتن کف قیمتی سادهترین خدمات ترمیمی است زمانی که ترمیم یک دندان پوسیده یا عصبکشی آن معادل بخش قابل توجهی از حداقل دستمزد ماهانه یک نیروی کار تعیین میشود، تصمیمگیری مالی برای بیمار وارد فاز منطقتراشیهای کوتاهمدت میشود.
پدیده «کشیدن دندان»؛ خوددرمانی یا اجبار اقتصادی؟ در ادبیات اقتصاد بهداشت، مفهوم «کالای جانشین» معمولاً برای کالاهایی به کار میرود که کارکرد مشابهی دارند. اما در حوزه سلامت، کشیدن دندان به هیچ عنوان جانشین ترمیم نیست؛ بلکه یک اقدام حذفی و غیرقابل بازگشت محسوب میشود. با این حال، نگرش بخشی از جامعه تحت فشار تورمی، کشیدن دندان را به عنوان یک «راهکار تسکیندهنده اقتصادی» ارزیابی میکند.
بررسی رفتاری مراجعان نشان میدهد که فرد با مقایسه هزینه یک عصبکشی و ترمیم چندمرحلهای در برابر هزینه به مراتب پایینتر استخراج (کشیدن) دندان، گزینه دوم را انتخاب میکند تا بحران مالی مقطعی خود را مدیریت کند. تبعات کلان این الگوی انتخابی عبارتند از: تخریب زیستبوم دهان: خروج یک دندان باعث انحراف و حرکت دندانهای مجاور به سمت فضای خالی میشود که نظم کل فک را به هم میزند. تحلیل استخوان فک: عدم وجود ریشه دندان در استخوان، روند تحلیل بافت استخوانی فک را سرعت میبخشد.
افت کارایی تغذیه: کاهش سطح جویدن، هضم غذا را دچار مشکل کرده و هزینههای درمانی گوارشی را در آینده افزایش میدهد. حذف درمانهای زیربنایی؛ تعویق یا انصراف از پرداخت هزینه ارتودنسی؟ تغییر الگوی مصرف در بخش درمان، تنها به شیوه برخورد با پوسیدگی دندان محدود نمیشود؛ بلکه خدمات تخصصی و ساختاری را نیز به شدت تحت تاثیر قرار داده است. یکی از مهمترین این بخشها، خدمات ردیفسازی و اصلاح ناهنجاریهای فک و دندان است. برخلاف باور عمومی که گاه این خدمات را در زمه امور صرفاً زیبایی قرار میدهد، اصلاح ناهنجاریهای فک یک درمان پایه و ساختاری است.
دندانهای نامرتب به دلیل ایجاد فواصل کور، امکان بهداشت مناسب را سلب کرده و سرعت پوسیدگی را چند برابر میکنند. همچنین عدم نشستن درست دندانها روی هم، مفصل گیجگاهی-فکی را تخریب میکند. با این حال… به دلیل اینکه درمانهای اصلاحی فرآیندی زمانبر و نیازمند تجهیزات پیشرفته هستند، هزینه ارتودنسی به عنوان یک سرمایهگذاری مالی نسبتاً بزرگ در سبد خانوار مطرح میشود. تحت شرایط فشار تورمی، بسیاری از خانوادهها پرداخت هزینه ارتودنسی برای فرزندان خود را به آینده موکول میکنند یا آن را به طور کامل از اولویتهای زندگی حذف مینمایند.
جدول زیر نگرش اقتصادی خانوادهها به درمانهای مختلف را در دو شرایط ثبات و فشار تورمی مقایسه میکند: نوع درمان دندانپزشکی کارکرد اصلی از نگاه پزشکی تصمیم خانوار در شرایط ثبات مالی تصمیم خانوار در شرایط فشار شدید تورمی ترمیم و عصبکشی حفظ دندان طبیعی و بستر استخوان اقدام سریع در مراحل اولیه پوسیدگی به تاخیر انداختن تا زمان درد شدید یا اقدام به کشیدن درمانهای اصلاحی (مانند پرداخت هزینه ارتودنسی) بازسازی ساختار فک و جلوگیری از پوسیدگی آتی برنامهریزی مالی و اقدام در سنین رشد حذف از اولویتهای خانوار یا تعویق نامشخص کشیدن دندان (استخراج) آخرین راهکار برای دندانهای غیرقابل بازسازی تنها در صورت نابودی کامل تاج و ریشه انتخاب پیشفرض به دلیل هزینه پایین اولیه جایگزینی (ایمپلنت/پروتز) بازگرداندن توان جویدن و حفظ تراکم فک انجام بلافاصله پس از از دست رفتن دندان رها کردن فضای خالی فک به مدت طولانی محاسبات اشتباه مالی؛
چرا کشیدن دندان در نهایت گرانتر تمام میشود؟ از منظر محاسبات مالی و ارزش زمانی پول، انتخاب کشیدن دندان به جای ترمیم یا امتناع از پرداخت هزینه ارتودنسی، یک «زیان انباشته» برای بیمار ایجاد میکند. زمانی که یک دندان کشیده میشود، بیمار در آینده برای بازگرداندن توان جویدن خود، مجبور به استفاده از ایمپلنت یا پروتزهای دندانی خواهد بود. هزینه کاشت یک واحد ایمپلنت به همراه پیوند استخوان احتمالی (که ناشی از تحلیل رفتن فک در اثر خالی ماندن جای دندان است)، چندین برابر هزینه یک عصبکشی و ترمیم ساده است. از سوی دیگر…
انصراف از درمان ناهنجاریهای دندانی به دلیل عدم تمایل به پرداخت هزینه ارتودنسی در سنین پایین، سبب میشود دندانها به دلیل همپوشانیهای نامناسب، به سرعت دچار پوسیدگی سایشی شوند. این امر بیمار را در سنین بالاتر با مجموعهای از دندانهای خراب و هزینههای خرد اما مداوم ترمیمی مواجه میسازد که مجموع آنها بسیار بیشتر از هزینه ارتودنسی اولیه خواهد بود. نقش شکافهای بیمهای در تعمیق بحران چیست؟ یکی از ریشههای اصلی گرایش مردم به سمت روشهای ارزان اما مخرب، ناکارآمدی ساختار بیمههای پایه در حوزه دندانپزشکی است.
بیمههای پایه عموماً سهم بسیار ناچیزی در جبران هزینههای ترمیمی دارند و تعهدات آنها بیشتر متمرکز بر خدمات پایهای مانند کشیدن دندان یا کشیدن جرم سطحی است! این ساختار تعرفهگذاری به صورت غیرمستقیم، سیگنال اشتباه به مصرفکننده ارسال میکند: «کشیدن دندان تحت پوشش حمایت مالی است، اما حفظ آن شامل حمایت نمیشود.» بیمههای تکمیلی نیز با وضع سقفهای پرداختی پایین و فرانشیزهای بالا، نتوانستهاند نقش موثری در پوشش درمانهای هزینهبر ایفا کنند.
در این میان، خدمات تخصصیتر مانند پرداخت هزینه ارتودنسی یا هزینه ایمپلنت دندان یا لمینت کاملاً از گردونه تعهدات بیمهای پایه خارج بوده و بیماران باید تمام بار مالی آن را شخصاً بر دوش بکشند. راهکارهای پیشنهادی از منظر اقتصاد بهداشت چیست؟ برای مهار این پدیده و جلوگیری از تخریب بهداشت دهان و دندان جامعه، اتخاذ سیاستهای انقباضی در هزینهها یا رهاسازی بازار پاسخگو نخواهد بود.
نظام سلامت و فعالان حوزه اقتصاد بهداشت باید راهکارهای زیر را در پیش گیرند: الف) ایجاد صندوقهای اعتباری و تسهیلات خرد درمانی با توجه به اینکه درمانهایی نظیر عصبکشی، پروتز یا پرداخت هزینه ارتودنسی هزینههای یکباره بالایی دارند، کلینیکها و بانکها میتوانند با طراحی مدلهای اعتباری و اقساطی، قدرت پرداخت بیمار را در طول زمان توزیع کنند تا بیمار مجبور به انتخاب گزینه کشیدن دندان نشود. ب) اصلاح بسته خدمات بیمههای پایه پوشش بیمهای باید از حالت «حمایت از خدمات حذفی» به سمت «پوشش خدمات پیشگیرانه و نگهدارنده» تغییر ریل دهد.
اختصاص بودجه بیمه برای ترمیمهای اولیه، هزینههای بلندمدت نظام سلامت را برای درمانهای سنگینتر کاهش میدهد. ج) کاهش هزینههای مبادله و حذف واسطهها در تامین متریال تخصیص ارز و مدیریت مستقیم زنجیره تامین مواد دندانپزشکی توسط تشکلهای صنفی میتواند حاشیه سود واسطهها را کاهش داده و قیمت تمامشده خدمات ترمیمی را برای بیمار تعدیل کند. جمعبندی تحلیلی افزایش هزینههای دندانپزشکی و تغییر الگوی مراجعان به سمت کشیدن دندان به جای ترمیم، یک هشدار جدی اقتصادی و بهداشتی است.
اگرچه در نگاه اول، کشیدن دندان یا چشمپوشی از پرداخت هزینه هایی مثل هزینه ارتودنسی، جرمگیری دندان، روکش و… به عنوان یک راهکار برای مدیریت کوتاهمدت بودجه خانوار به نظر میرسد، اما این تصمیم در میانمدت، هزینههای بسیار سنگینتری بابت درمانهای جایگزین، ایمپلنت و عوارض جسمی به خانوادهها تحمیل خواهد کرد. بازنگری در سیاستهای بیمهای، توسعه تسهیلات پرداختی اقساطی در کلینیکها و ارتقای آگاهی جامعه نسبت به ارزش داراییهای طبیعی دهان، الزامات اصلی برای خروج از این چالش بزرگ در اقتصاد سلامت کشور محسوب میشوند.
انعکاس این تحلیلهای کارشناسی در روزنامههای مرجع اقتصادی نظیر «دنیای اقتصاد»، گامی حائز اهمیت در جهت اصلاح رویکرد سیاستگذاران و عموم جامعه خواهد بود.
منبع: دنیای اقتصاد



