رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعباشگاه خبرنگاران جوان8 دقیقه مطالعه

از به‌چالش‌کشیدن جی‌پی‌اس تا فرماندهی در جنگ ۳۳روزه/ نقشه ایران در ذهن فرمانده

مدیریت بحران در دوران فرماندهی سردار شهید محمد پاکپور با یک رویکرد استراتژیک و پیش‌دستانه همراه بود.

از به‌چالش‌کشیدن جی‌پی‌اس تا فرماندهی در جنگ ۳۳روزه/ نقشه ایران در ذهن فرمانده

باشگاه خبرنگاران جوان – گاهی برای شناخت یک فرمانده، باید از نقشه‌های جنگی و درجه‌های نظامی عبور کرد و پای روایت افرادی نشست که سال‌ها با «قهرمان داستان» زندگی و کار کرده‌اند؛ قهرمانی به نام سردار شهید محمد پاکپور که هنوز حرف‌های ناگفته زیادی درباره او وجود دارد. خاطرات نقل‌شده از شهید پاکپور روایت مردی است که همراهانش او را ترکیبی کم‌نظیر از «اقتدار»، «دانش میدانی»، «آینده‌نگری» و «فروتنی» توصیف می‌کنند؛ مردی که تنها یک فرمانده نظامی نبود.

او جغرافیای ایران را به خوبی می‌شناخت، در خط مقدم تصمیم می‌گرفت و حتی در سخت‌ترین لحظات، اخلاق را از معادلات نظامی جدا نمی‌کرد. یکی از همرزمان شهید پاکپور که به دلایلی از نام بردن ایشان معذوریم، در گفت‌وگویی به بیان ناگفته‌هایی از زندگی و فرماندهی این فرمانده شهید پرداخته است که در ادامه می‌خوانید. یک ترکیب عجیب در دفتر خاطرات من، اسم سردار پاکپور فقط یک عنوان نظامی نیست؛ نام مردی است که عجیب‌ترین ترکیب «تواضع» و «اقتدار» بود.

به یاد دارم وقتی نامه دفتر رهبری رسید و او را «موهبت الهی» خواندند، چقدر تلاش کرد این جمله جایی نپیچد، آن‌قدر که انگار شرم داشت از شنیدن تحسین‌ها. من ۳۱سال از نزدیک شاهد آن تلاش‌های بی‌وقفه در بانه و سردشت بودم؛ شاهد مردی که از تأسیس بخش زرهی تا فیبرکشی در دل قله‌های صعب‌العبور همیشه یک قدم جلوتر از تهدید‌ها حرکت می‌کرد. حالا می‌خواهم از آن مردی بگویم که برای حفظ این خاک، از جان خودش هم مایه گذاشت. سردار پاکپور، موهبت الهی درباره اینکه چرا ایشان را «موهبت الهی» می‌نامند باید به رویدادی اشاره کنم که پس از جنگ ۱۲روزه رخ داد.

در نامه‌ای که ازسوی دفتر مقام‌‍ معظم رهبری صادر شد ایشان با این عبارت توصیف شده بود: «سردار پاکپور موهبت الهی است»، اما به‌دلیل تواضع و فروتنی همیشگی ایشان، از انتشار گسترده آن خودداری شد. حضور بی‌وقفه و جانانه ایشان در مبارزات پیش از انقلاب و در جریان مقابله با منافقین در مناطقی همچون بانه و سردشت یکی از دلایل چنین توصیفی است. سردار و حتی خانواده‌شان همواره در خط مقدم این مبارزات حضور داشتند. فرمانده آینده‌نگر مدیریت بحران در دوران فرماندهی وی با یک رویکرد استراتژیک و پیش‌دستانه همراه بود.

براساس روایت‌های موجود، سردار با درک عمیق از مخاطرات موجود، پیش از وقوع حادثه، دستورالعمل‌های مشخصی برای جانشینان و هماهنگ‌کنندگان خود تدوین کرده بود تا درصورت بروز هرگونه حادثه غیرمنتظره، فرایند عملیاتی و فرماندهی با خللی مواجه نشود. این رویکرد نشان‌دهنده آینده‌نگری‌شان در حفظ امنیت ملی بود. نکته قابل توجه دستور‌های صریح سردار پاکپور مبنی بر عدم‌انتظار برای دستور در شرایط بحرانی بود، به‌گونه‌ای که نیرو‌ها موظف بودند در مواجهه با حملات، بدون معطلی و براساس پروتکل‌های تعیین‌شده وارد عمل شوند.

اشراف اطلاعاتی در مدیریت بحران‌های مرزی یکی از ویژگی‌های متمایز سردار پاکپور هوش سرشار و اشراف اطلاعاتی و علمی ایشان بود. فرماندهان انتظامی در مناطق مرزی ایشان را به‌عنوان یکی از متخصص‌ترین افراد در حوزه تکنولوژی می‌شناختند. این اشراف اطلاعاتی ایشان را در مدیریت بحران‌های مرزی توانمند کرده بود. در سال۱۳۸۸، با فرمان مقام معظم رهبری، ایشان مسئولیت مقابله با گروه‌های تروریستی در مرز‌های شمال‌غرب را برعهده گرفت. در آن دوران، گروه‌هایی نظیر «پژاک» و «پ ک‌ک» در بخش‌های وسیعی از مرز‌ها (تا حدود ۳۵ تا ۵۰کیلومتر) حضور داشتند.

در مناطق استراتژیکی مانند ارتفاعات «قندیل» که در ارتفاعاتی بسیار بالا و با شرایط جوی بسیار سخت (تا ۲۰متر برف) قرار داشت، دشمن با استفاده از موقعیت جغرافیایی، ساختار‌های خود را مستحکم کرده بود. با اینکه بودجه‌های اختصاص‌یافته بسیار ناچیز و گاه کمتر از ۱۰درصد نیاز واقعی بود، ایشان و تیمش با تجهیزاتی محدود شروع به عملیات‌های زیرساختی نظیر ساخت جاده و حتی کشیدن فیبر نوری در دل کوه‌های پربرف کرد. این اقدام‌ها زیربنای اصلی آمادگی امروز نیرو‌های مسلح را در برابر تهدید‌های صهیونیستی و آمریکایی فراهم کرد.

ابعاد فرماندهی در شرایط اضطرار ازنظر پروتکل‌های امنیتی، وی از سختگیرانه‌ترین روش‌های حفاظت از اطلاعات پیروی می‌کرد، به‌گونه‌ای که حتی در استفاده از تجهیزات ارتباطی، از خطوط داخلی و کیف‌های امنیتی (Shielded) استفاده می‌شد تا از هرگونه شنود یا ردیابی جلوگیری شود. همچنین، در بازه زمانی منتهی به شهادت (شنبه، ۹ اسفندماه ۱۴۰۴)، حوادث غیرمنتظره و پیش‌آگاهی‌های معنوی (مانند رؤیا‌های صادقه و پیام‌های معنوی ازسوی همرزم‌ها) در میان نیرو‌های نزدیک به ایشان مشاهده می‌شد که همزمان با جابه‌جایی‌های امنیتی شبانه، فضای بسیار حساس و پرالتهابی حاکم کرده بود.

در جریان برگزاری جلسات، وضعیت امنیتی به‌شدت تغییر کرد و اطلاعات رسیده مبنی بر اعزام حدود ۵۰فروند جنگنده و موشک‌های کروز، سطح هشدار را به بالاترین درجه رساند. با وجود تلاش‌های مکرر برای برقراری ارتباط با مرکز فرماندهی و دفتر مدیریت جلسات، به‌دلیل پروتکل‌های امنیتی و خاموش بودن تجهیزات ارتباطی درآن نقطه حساس، ارتباط برقرار نشد. در این شرایط، مدیریت بحران با اولویت حفظ جان پرسنل انجام شد و همه نیرو‌ها از محل مجموعه خارج شدند و تلفات انسانی به وجود نیامد.

وقتی سردار جی‌پی‌اس را به چالش کشید راستش در اوایل کار، نگاه من به مدرک تحصیلی ایشان (دکترای جغرافیای سیاسی) صرفا یک مدرک دانشگاهی مرسوم بود و گمان می‌کردم وی نیز مانند بسیاری از فرماندهان دوره‌هایی را پشت سر گذاشته است، اما چند اتفاق خاص در میدان عمل، نگاه مرا برای همیشه تغییر داد. در منطقه جنوب‌شرق، اپراتور پهپاد درحال رصد منطقه‌ای بود و با اطمینان می‌گفت براساس جی پی‌اس اینجا قله «تفتان» است، اما سردار که همیشه تبلت نقشه عوارض زمین (نقشه‌ای بدون نام و نشان که فقط پستی و بلندی‌ها را نشان می‌داد) همراهش بود، با نگاهی به نمایشگر گفت: «اینجا تفتان نیست.

ارتفاع را اشتباه رفته‌ای.» با وجود پافشاری اپراتور بر درستی مختصات جی پی اس، سردار با تسلطی خیره‌کننده روی نقشه حرکت کرد. ایشان بدون نیاز به جست‌وجوی دیجیتال و تنها با تکیه بر اشراف بصری بر عوارض زمین، دقیقا تفتان و مختصات واقعی‌اش را نشان داد. در بررسی نهایی مشخص شد حق با ایشان بوده است. ماجرای مشابهی در تست یک موشک پیش آمد. اپراتور ادعا می‌کرد نقطه فرود بیابان‌های «معلمان» است و مختصات را براساس جی پی اس دومحوره چک کرده‌اند.

سردار نگاهی به مختصات انداخت و بلافاصله گفت: «اینجا معلمان نیست.» اپراتور‌ها دوباره چک کردند و باز بر درستی دستگاه اصرار داشتند، اما سردار بر موضع خود ایستاد. برای رفع ابهام، با بالگرد به منطقه رفتیم و وقتی به نقطه مورد نظر رسیدیم، مشخص شد حق با ایشان است. تسلط میدانی و نبوغ استراتژیک موضوعی که باید به آن پرداخت عمق راهبردی عملیات شمال‌غرب در سال‌های ۸۸ تا ۹۲ است؛ منطقه‌ای به‌طول ۱۳۰۰کیلومتر و با عرض‌های متغیر (از یک تا ۳۵کیلومتر) که وضعیت آن فراتر از درگیری ساده مرزی بود.

در واقع بخش بزرگی از این اراضی از دوران پس از احمدشاه قاجار و از زمان پهلوی اول، عملا از چرخه حاکمیت دولت مرکزی خارج شده بود. سردار پاکپور با تدبیری که حاصل سال‌ها تلاش بود این وضعیت تاریخی را تغییر داد. امروز جاده‌های مرزی ما دقیقا بر خط «صفر مرزی» قرار دارند و پاسگاه‌های ما در نقاطی بنا شده‌اند که پیش از این، ورود به آنها غیرممکن بود، اما این دستاورد تنها با اسلحه به‌دست نیامد، بلکه نتیجه یک نبرد مهندسی بود. وقتی شرایط جوی منطقه (دمای منفی ۳۵درجه) امکان استفاده از تجهیزات استاندارد را نمی‌داد، سردار پای کار ایستاد تا «دانش بومی» خلق شود.

تولید فیبر نوری مقاوم در برابر آن سرما، ساخت صاعقه‌گیر‌های اختصاصی برای ارتفاعات صعب‌العبور و فرمولاسیون بتن‌های ویژه برای تثبیت استحکامات از ابداع‌هایی بود که با پیگیری‌های ایشان و با اتکا به توان ملی انجام شد. این یعنی امروز مرز ما نه‌فقط با سرباز که با هوش مهندسی و نظارت تصویری شبانه‌روزی محافظت می‌شود. فصل ناگفته؛

نقش فرماندهی در جنگ ۳۳روزه معمولا وقتی از جنگ ۳۳ روزه صحبت می‌شود، ذهن‌ها به سمت فرماندهان بزرگی، چون شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید مغنیه می‌رود، اما اسناد موجود، خاطرات منتشرشده از سیدحسن نصرالله و برخی منابع خارجی معتبر ردپای حضور و نقش مؤثر سردار پاکپور را در طراحی‌های عملیاتی آن نبرد تأیید می‌کند. این بخش از کارنامه ایشان، به‌ویژه برای مخاطبی که به‌دنبال زوایای ناشناخته توانمندی‌های فرماندهی ایشان است فصلی بسیار حیاتی و شنیدنی است.

جان بولتون، مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا در روایتی شنیدنی از آن مقطع به تلاش‌های مذبوحانه نمایندگان اسرائیل اشاره می‌کند که نیمه‌شب از طریق نماینده وقت قطر در سازمان ملل به‌دنبال راهی برای آتش‌بس بودند. وحشت آنها از این بود که اگر سازمان رزم حزب‌الله با همین شدت تهاجم زمینی برای چند ساعت دیگر ادامه دهد، شیرازه ارتش اسرائیل از هم بپاشد. این پیروزی قاطع بی‌شک حاصل فرماندهی میدانی و طراحی‌های دقیق سردار پاکپور در مدیریت نبرد زمینی بود؛ واقعیتی که امروز بیش از هر زمان دیگری باید در حافظه تاریخی آن جنگ ثبت شود.

اخلاق در سخت‌ترین لحظات جنگ با دشمنی که به هیچ ضابطه انسانی پایبند نیست گاهی فرمانده را در تنگنای تصمیمات سخت قرار می‌دهد. خاطره‌ای از عملیات سلیمانیه، جوهر اخلاقی فرماندهی سردار پاکپور را عریان می‌کند. پس از ۲‌ماه کار اطلاعاتی شبانه‌روزی، هدف اصلی (یکی از سران گروهک‌های تروریستی) شناسایی و موشک‌ها دقیقا روی هدف قفل شده بودند. تنها چند دقیقه به فرمان آتش مانده بود که سردار تصاویر زنده پهپاد را با دقت بررسی و ناگهان دستور توقف عملیات را صادر کرد.

تیم اطلاعاتی که ماه‌ها برای این لحظه برنامه‌ریزی کرده بود، با ناباوری اعتراض کرد که این هدف اصلی است، اما سردار با قاطعیت گفت: «تصویر را ببینید. همسر و فرزند ۱۳ساله او کنارش هستند. ما با زن و بچه نمی‌جنگیم.» آن روز آن فرمانده تروریست زنده ماند، اما اخلاق نظامی در بالاترین سطح خود پیروز شد. منبع: همشهری

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

منبع خبرباشگاه خبرنگاران جوان
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 11:03
107,857مطلب نمایه‌شده
74,910موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی