به گزارش گروه رسانهای شرق،
حسین رمضانزاده-همبنیانگذار پلتفرم کارزار: در شرایطی که مدافعان قطعی اینترنت بیوقفه و یکصدا از اشتباهبودن وصلشدن مجدد اینترنت پس از جنگ میگویند، صدای چندانی از جامعه مدنی، کسبوکارها و افراد مطلع در دفاع از آزادی دسترسی به اینترنت به گوش نمیرسد. نگارنده علت را نمیداند اما شاید این سکوت به همان یأسی مربوط باشد که بخش بزرگی از جامعه را به سکوت واداشته است. شاید هم شرایط پساجنگ و مشکلات متعدد اقتصادی و…، جامعه را به جایی رسانده که سکوت را ترجیح میدهد. علت هرچه باشد، این سکوت منجر به بیشتر شنیدهشدن صدای ذینفعان قطع اینترنت خواهد شد.
شرایط کشور بسیار خاص است و اتفاقا از همین رو باید درباره اهمیت دسترسی دائمی به اینترنت گفت، نوشت و بحث کرد. در شرایطی که هر روز خبر یک تحریم جدید جامعه را در فشار میگذارد و رفتهرفته محاصره اقتصادی کشور از دریا فراتر میرود و به نقل و انتقالات هوایی میرسد، نباید اجازه داد با هر توجیهی اینترنت کشور مسدود شود. اقتصاد دیجیتال نیمهجان است و بعید است تاب و تحمل ضربه دیگری را داشته باشد. واقعیت این است که در روزهای پس از آتشبس، چندان از آنچه قطع اینترنت با جامعه کرد صحبت نشد.
شوک ناشی از وقایع باعث شد آسیبهای قطعیهای مکرر همین اینترنت نیمبند به شکل جدی موشکافی نشوند و امروز بیم آن میرود بررسینشدن دقیق آسیبها، برای برخی سوءبرداشتهایی ایجاد کرده باشد. دورشدن از دوره تلخ نبود اینترنت نیز به فراموششدن پیامدهای ویرانگر آن دامن زده است. ابعاد خسارت را میتوان در اعداد هم دید. وزیر ارتباطات در بهمنماه ۱۴۰۴ اعلام کرد قطع اینترنت روزانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان به هسته اقتصاد دیجیتال و نزدیک به پنج هزار میلیارد تومان به کل اقتصاد کشور خسارت وارد کرده است؛
رقمی که اگر برای ۱۱۶ روز قطعی اینترنت در ۱۵ ماه گذشته محاسبه شود، عمق آسیب اقتصادی قطع اینترنت را نشان میدهد. اما نگرانکنندهتر از خسارت روزهای قطعی، اتفاقی است که پس از بازگشت اینترنت رخ میدهد. براساس گزارش سالانه دیتاک، پس از قطعی هشتروزه اینترنت، فروشگاههای فعال در اینستاگرام ظرف یک هفته توانستند به بیش از ۸۰ درصد ظرفیت اوج فعالیت خود بازگردند، اما پس از طولانیترین دوره قطعی، یعنی خاموشی ۸۸روزه، کمتر از ۶۰ درصد فروشگاههای مورد بررسی به سطح فعالیت پیش از قطعی برگشتند. به بیان دیگر، حدود ۴۰ درصد آنها دیگر به چرخه فعالیت قبلی بازنگشتند.
این اعداد یادآوری میکنند خسارت قطع اینترنت با فشردن دکمه اتصال پایان نمییابد.
امروز باید از جامعه مدنی دعوت کرد تا از آن روزها و مشکلات قطعی اینترنت بیشتر بگویند؛ از اینکه اقشار مختلف بدون اینترنت چه کردند و چه اتفاقات غیرقابل جبرانی در آن روزهای تاریک افتاد. اتحادیهها و انجمنهای صنفی باید اعداد را استخراج و تحلیل کنند و در اختیار مردم بگذارند. تحلیلگران داده باید بررسی کنند آن روزها چه بر سر افراد آمد و قطعی اینترنت با زندگی ما چه کرد. روانشناسان، جامعهشناسان، اقتصاددانها و سایر متخصصان باید برای مردم و تصمیمگیران روشن کنند طی ماهها نبود اینترنت چه گذشت.
باید روشن شود آسیب یک تصمیم، آن هم تصمیمی که بسیاری از مسئولان کشور هم مخالف آن بودند (یا حداقل مخالف تداوم طولانیمدت آن بودند)، چه بوده است. باید بررسی شود دهها و صدها کارزاری که در مخالفت با قطعی اینترنت نوشته و امضا شدند از چه منظری خواهان اینترنت آزاد بودند. باید مشخص شود در صورت تکرار آن تصمیم تلخ، چه بر سر اقتصاد نیمهجان دیجیتال، روان نوجوانان، انواع آموزشهای آنلاین، رسانهها و… خواهد آمد.
سکوت فعلی درباره اینترنت قابل درک اما خطرناک است. امید که جامعه مدنی در میان دهها و صدها مسئله مهمی که درباره آنها مطالبهگری و کنشگری میکند، فراموش نکند موضوع اینترنت با آزادی، معیشت و امنیت ایرانیان گره خورده است و نبود یا پایدارنبودن آن، چنان ضربهای خواهد زد که آثار آن تا مدتها بر پیکر جامعه باقی بماند.
منبع: شبکه شرق


