به گزارش اقتصادنیوز به نقل از آوش، عباس آخوندی با اشاره به تغییرات اقتصاد جهانی و جابهجایی تدریجی کانونهای قدرت اظهار کرد: برای شناخت جایگاه ایران در جهان، باید قطبهای اصلی قدرت اقتصادی را شناسایی کرد و نسبت کشورمان را با این قطبها سنجید. تحولات کنونی نشان میدهد که آمریکا همچنان یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان است اما جایگاه نسبی این کشور در مقایسه با دیگر قدرتها در حال تغییر است. وی با بیان اینکه موضوع صرفاً به ارقام تولید ناخالص داخلی محدود نمیشود، افزود: یکی از تحولات مهم، تغییر رفتار آمریکا در نظام بینالملل است.
در دهه ۱۹۹۰ میلادی، جهان تا حد زیادی تحت تأثیر برتری آمریکا و نظم تکقطبی قرار داشت اما در سالهای بعد، رفتار این کشور و میزان پایبندی آن به ارزشها و قواعد نظم لیبرال با تغییراتی مواجه شد. آخوندی ادامه داد: آمریکا که از بنیانگذاران نظم لیبرال پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرفت، بهتدریج در برخی رفتارهای خود از اصول و قواعد این نظام فاصله گرفت. این روند در دوره دونالد ترامپ آشکارتر شد و رویکردهای یکجانبهگرایانه و مبتنی بر اعمال سلطه، جایگاه قواعد مشترک بینالمللی را با چالش مواجه کرد.
وی تصریح کرد: با این حال، نباید این تحولات را بهسرعت به معنای پایان قدرت آمریکا یا افول قطعی غرب تفسیر کرد زیرا تغییر موازنه قدرت جهانی، فرایندی پیچیدهتر از کاهش سهم اقتصادی یک کشور است. وزیر پیشین راه و شهرسازی با اشاره به رشد اقتصادی چین و هند گفت: چین بهعنوان یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان، همچنان از ظرفیت رشد قابل توجهی برخوردار است. هند نیز در سالهای اخیر رشد اقتصادی بالایی را تجربه کرده و در صورت تداوم این روند، میتواند در سالهای آینده نقش پررنگتری در اقتصاد جهانی ایفا کند.
وی افزود: اگر بخواهیم موازنه قدرت اقتصادی کشورها را در افق سالهای ۲۰۳۵ تا ۲۰۴۰ بررسی کنیم، احتمالاً با شرایطی متفاوت از وضعیت کنونی مواجه خواهیم شد. بنابراین، تحلیل تحولات جهان نباید صرفاً بر شرایط امروز متمرکز باشد بلکه لازم است چشماندازی دستکم ۱۰ ساله از تغییرات اقتصادی و سیاسی جهان ترسیم کنیم. آخوندی با اشاره به تفاوت نرخهای رشد اقتصادی قدرتهای بزرگ اظهار کرد: تفاوت در آهنگ رشد اقتصاد آمریکا، چین و هند میتواند در بلندمدت به تغییر موازنه قدرت اقتصادی منجر شود.
از این رو، در ارزیابی آینده باید علاوه بر اندازه کنونی اقتصادها، روند رشد و ظرفیتهای آتی آنها را نیز در نظر گرفت. وی تأکید کرد: مسئله اساسی برای ایران این است که در نظم اقتصادی و سیاسی آینده جهان چه جایگاهی خواهد داشت و چگونه میتواند متناسب با تحولات پیشرو، موقعیت خود را تعریف کند. این تحلیلگر اقتصادی با تأکید بر پیوند میان اقتصاد و ژئوپلیتیک گفت: تحولات اقتصادی را نمیتوان جدا از جابهجایی کانونهای قدرت سیاسی و جغرافیایی بررسی کرد.
در گذشته، بخش مهمی از قدرت اقتصادی و سیاسی جهان در غرب و در محور ارتباطی دو سوی اقیانوس اطلس متمرکز بود اما اکنون آسیا نیز به یکی از کانونهای اصلی قدرت جهانی تبدیل شده است. وی افزود: در افق ۱۰ تا ۲۰ سال آینده، ممکن است ساختار ژئوپلیتیک جهان تغییرات اساسی پیدا کند و دیگر نتوان مناسبات قدرت را صرفاً بر مبنای محور اروپا و آمریکا تحلیل کرد. شناخت این تحول برای کشوری مانند ایران که در موقعیتی راهبردی قرار دارد، اهمیت ویژهای دارد. آخوندی با اشاره به مفهوم افول هژمونی آمریکا تصریح کرد: باید میان کاهش برتری نسبی یک قدرت و افول قطعی آن تفاوت قائل شد.
مواجهه نظام لیبرال با بحران، پدیده تازهای نیست و این نظام در دورههای مختلف تاریخی با چالشهای جدی روبهرو شده است. وی ادامه داد: نظام لیبرال پس از جنگ جهانی دوم با بحرانهای مهمی مواجه شد، اما با تحول در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، از جمله گسترش دولت رفاه، توانست در برابر رقیب ایدئولوژیک خود، یعنی نظام مارکسیستی، به حیات خود ادامه دهد. بحرانهای اقتصادی دهه ۱۹۸۰ و بحران مالی سال ۲۰۰۸ نیز بار دیگر آسیبپذیریهای این نظام را آشکار کرد.
وزیر پیشین راه و شهرسازی خاطرنشان کرد: وجود بحران در جهان غرب یا مشاهده رفتارهای محدودکننده آزادی در آمریکا، بهتنهایی به این معنا نیست که این نظام توانایی بازسازی و بازتولید خود را از دست داده است. بنابراین، تحلیل تحولات جهانی باید بر پایه شناخت ظرفیتهای تغییر و سازگاری قدرتها صورت گیرد، نه صرفاً بر اساس نشانههای بحران. آخوندی با اشاره به تحولات روابط اقتصادی و سیاسی جهان اظهار کرد: یکی از نکات قابل توجه در شرایط کنونی، پیچیدهتر شدن نسبت کشورها با نظم اقتصادی جهانی است.
چین که پیشینهای مبتنی بر نظام کمونیستی دارد، اکنون در بخشهایی از مناسبات اقتصادی بینالمللی از استمرار تجارت جهانی و قواعد همکاری اقتصادی دفاع میکند؛ موضوعی که بررسی آن برای شناخت تحولات نظم جهانی اهمیت دارد. وی افزود: برای درک دقیق این تحولات، باید فراتر از دستهبندیهای سنتی سیاسی حرکت کرد و دید که هر یک از قدرتهای بزرگ در عمل چه رویکردی نسبت به تجارت، سرمایهگذاری، زنجیرههای تولید و قواعد همکاری بینالمللی اتخاذ میکنند.
وزیر پیشین راه و شهرسازی با اشاره به ساختار تولید جهانی گفت: اقتصاد جهان مجموعهای از فعالیتهای پراکنده و مستقل نیست، بلکه از زنجیرههای بههمپیوستهای تشکیل شده است که تأمین انرژی، مواد اولیه، دانش و فناوری، تولید، حملونقل و بازار مصرف را در بر میگیرد. وی افزود: در اقتصاد جهانی میتوان سه زنجیره عمده ارزش را از یکدیگر تفکیک کرد؛ زنجیرهای در نیمکره غربی با محوریت قاره آمریکا، زنجیرهای در بخشهایی از اوراسیا و مناطق شمالی و زنجیرهای گسترده در محور شرق آسیا تا آفریقا.
البته این زنجیرهها کاملاً مستقل از یکدیگر نیستند و در بخشهای مختلف با هم ارتباط دارند. آخوندی با اشاره به اهمیت رقابت قدرتهای بزرگ برای کنترل حوزههای راهبردی اظهار کرد: رویکرد آمریکا در قبال مناطقی مانند گرینلند و تحولات مرتبط با ونزوئلا و کوبا را نیز باید در چارچوب تلاش این کشور برای حفظ نفوذ منطقهای و محدود کردن حضور رقبای راهبردی بررسی کرد. وی ادامه داد: مفهوم زنجیره ارزش جهانی نشان میدهد که قدرت اقتصادی صرفاً از تولید یک کالا یا در اختیار داشتن منابع طبیعی حاصل نمیشود؛
بلکه توانایی کنترل و مشارکت در حلقههای مختلف تولید، تأمین، انتقال فناوری، حملونقل و دسترسی به بازارهای مصرف نیز اهمیت دارد. این تحلیلگر اقتصادی تأکید کرد: زنجیرههای ارزش جهانی از اجزای متعددی تشکیل شدهاند که عملکرد هماهنگ آنها برای تولید و تجارت ضروری است. از این رو، برای تحلیل اقتصاد جهانی باید زنجیره تأمین انرژی، مواد اولیه، دانش، تولید، حملونقل و بازار مصرف را در ارتباط با یکدیگر بررسی کرد.
آخوندی بر ضرورت نگاه بلندمدت به تحولات اقتصاد و ژئوپلیتیک جهان تأکید کرد و گفت: شناخت روندهای آینده و جایگاه قدرتهای بزرگ در نظم پیشرو، برای تعیین موقعیت ایران و اتخاذ تصمیمهای راهبردی متناسب با شرایط جدید اهمیت اساسی دارد.
منبع: اقتصاد نیوز



