رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنرینورنیوز17 دقیقه مطالعه

راشد: امتداد تجمعات شبانه تهران را در تالار بالشوی مسکو دیدیم

راشد: تداوم حضور شبانه مردم تهران را در تالار بالشوی مسکو دیدیم هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه از دوم مهر ۱۴۰۵ آغاز شد. این برنامه شامل مجموعه ای از رویدادهای هنری با حضور هنرمندان ایرانی بود و با استقبال چشمگیر مردم روسیه همراه شد. به نظر…

راشد: امتداد تجمعات شبانه تهران را در تالار بالشوی مسکو دیدیم

راشد: تداوم حضور شبانه مردم تهران را در تالار بالشوی مسکو دیدیم هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه از دوم مهر ۱۴۰۵ آغاز شد. این برنامه شامل مجموعه ای از رویدادهای هنری با حضور هنرمندان ایرانی بود و با استقبال چشمگیر مردم روسیه همراه شد. به نظر می رسد این استقبال با تغییر نگاه به ایران در دوره ای تازه ارتباط دارد؛ دوره ای که پس از جنگ چهل روزه آغاز شده و در آن، مردم کشورهای مختلف، از جمله روسیه، می کوشند ایران را با نگاهی متفاوت از گذشته بشناسند.

به همین مناسبت، با دکتر عبدالرضا راشد، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو، در محل رایزنی فرهنگی گفت وگو کردیم؛ گفت وگویی درباره روند برگزاری هفته فرهنگی و نگاه مردم روسیه به ایران. راشد پیش تر در معاونت امور بین الملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت بین الملل مجمع جهانی اهل بیت (ع) و مسئولیت وابسته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در استانبول فعالیت داشته است. پرسش: دکتر راشد، خوشحالیم که در ساختمان رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه میزبان شما هستیم. هفته فرهنگی ایران در چهار شهر روسیه برگزار شد و اکنون به روزهای پایانی رسیده است.

این رویداد، به خصوص در حوزه فرهنگ، از بزرگ ترین برنامه های برون مرزی ایران در دوره پس از جنگ چهل روزه به شمار می رود. به نظر شما، این برنامه چگونه می تواند زمینه ای تازه برای پیگیری فعالیت های فرهنگی در خارج از کشور، فراتر از چارچوب های رسمی و دیپلماتیک، فراهم کند و به معرفی چهره ای متفاوت از ایران بینجامد؟ راشد: بسم الله الرحمن الرحیم. از حضور شما و همکارانتان سپاسگزارم.

همان طور که اشاره کردید، پس از جنگ ۱۲ روزه و در شرایط جنگی کنونی، در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بررسی کردیم که چگونه می توان تصویری شایسته از وضعیت امروز ایران اسلامی در خارج از کشور ارائه داد. در جمع بندی، به چهار یا پنج زمینه رسیدیم که می توانند بستری برای معرفی جمهوری اسلامی باشند؛ از جمله گردشگری، ورزش، کتاب، سینما، زبان و ادبیات فارسی و نیز صنایع خلاق و صنایع دستی. این بررسی ها نشان داد که همه این حوزه ها ریشه فرهنگی دارند و برای ارائه تصویری درست از ایران باید از دریچه فرهنگ به آن ها نگریست.

امروزه در روابط بین الملل، ارزیابی و گسترش مناسبات دو کشور تنها به مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی محدود نیست. پایداری روابط کشورها را باید در ترازوی فرهنگ نیز سنجید. هفته فرهنگی؛ بستری برای تقویت پیوندها هفته فرهنگی را برنامه ای صرفاً تشریفاتی ندانستیم به همین دلیل، ناگزیر باید به فرهنگ توجه بیشتری کنیم؛ چراکه فرهنگ می تواند تصویری ماندگار از یک ملت در ذهن ملت های دیگر به جا بگذارد. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بر همین مبنا نقشه راهی تدوین کرد.

هفته فرهنگی را نه یک برنامه تشریفاتی و ظاهری، بلکه فرصتی برای ایجاد ساختار و جریان سازی در راستای تقویت روابط در حوزه های گوناگون دانستیم؛ روابطی که فرهنگ می تواند زیربنای آن باشد. پرسش: مقاومت مردم ایران چه تأثیری بر نگاه مقام ها و مردم روسیه گذاشته است؟ ایران دو جنگ را با ارتش هایی بزرگ، از جمله ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی، پشت سر گذاشته و به نظر می رسد نگاه جهانیان به ایران و مردم آن در حال تغییر است. در روسیه نیز از گفت وگو با مردم می توان چنین تغییری را دریافت. شما در مدتی که این مسئولیت را برعهده داشته اید، این دگرگونی را چگونه ارزیابی کرده اید؟

راشد: می توانم پاسخ را در دو بخش ارائه کنم. نخست، در سطح دولتی و دیدارهای رسمی ام با دیپلمات ها و چهره های فرهنگی. در این ملاقات ها، افراد مختلف از مقاومت و پایداری مردم ایران تمجید می کنند و آن را به زبان می آورند. بخش دیگر مربوط به مردم است که بازتاب آن را در خیابان ها و بازار می بینیم. هر جا متوجه می شوند ایرانی هستیم، به شیوه های گوناگون ارادت و احترام خود را به مردم ایران نشان می دهند. پایداری مردم جمهوری اسلامی ایران، مقاومتی شجاعانه است که افراد بسیاری آن را می ستایند. این موضوع را آشکارا در میان مردم و نیز در دیدارهای خصوصی و رسمی مشاهده می کنیم.

همتایان من و حتی رایزنان فرهنگی کشورهای دیگر بارها گفته اند که جمهوری اسلامی، مردم ایران و نیروهای مسلح، همبستگی درونی قدرتمندی از خود نشان داده اند؛ انسجامی که دیگران نیز آن را تحسین می کنند. ما هم به عنوان دیپلمات به زندگی در کشوری می بالیم که چنین روحیه ای در میان مردم، رهبران سیاسی و فرماندهان ارشد آن وجود دارد و آنان در میدان ایستادگی کرده اند. پایداری و مقاومت، بخشی جدانشدنی از تمدن و فرهنگ ایران است که از نسل های پیشین به ما رسیده است. پس از انقلاب اسلامی نیز هویت دینی در کنار هویت ملی، این پیوند را عمیق تر کرده است.

همکاری نهادها و هنرمندان در برگزاری رویداد همراهی دولت روسیه در اجرای هفته فرهنگی چشمگیر بود پرسش: برای برگزاری این هفته فرهنگی، گروه بزرگی از هنرمندان، فعالان فرهنگی، صنعتگران و ارکستر ملی ایران به همراه نمایندگانی از شاخه های مختلف صنایع خلاق به روسیه آمدند. همراهی جامعه فرهنگی و هنری ایران با شما چگونه بود؟ برخی می کوشند از فاصله میان هنرمندان و حکومت سخن بگویند، اما در این برنامه شمار زیادی از هنرمندان همراه شدند. این کاروان به نام شهدای میناب ۱۶۸ مزین بود. پیش از سفر چه بازخوردی دریافت کردید و پس از برگزاری رویداد، هنرمندان چه گفتند؟

راشد: اجازه بدهید ابتدا به مقدمات برگزاری این برنامه اشاره کنم. هفته فرهنگی روسیه در ایران، از ۲۰ تا ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ برگزار شد و هم زمان با ۲۳ خرداد، یعنی آغاز جنگ ۱۲ روزه، ادامه داشت. همکارانم در ستاد برنامه ریزی مناسبی انجام داده بودند و شرکت کنندگان روسی خاطرات خوبی از آن سفر داشتند. آن زمان من معاون بین الملل سازمان بودم. با وجود بسته شدن مرزها در جریان جنگ، هنرمندان روس با مدیریتی مثال زدنی از ایران خارج شدند. وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و شخص آقایان ایمانی پور و صالحی برای مدیریت شرایط و تسهیل خروج آنان تلاش ویژه ای کردند.

این تجربه خوشایند در ذهن شرکت کنندگان باقی مانده بود. این موضوع را در دیدار با معاون وزیر فرهنگ روسیه، هنگام گفت وگو درباره زمان برگزاری هفته فرهنگی، به خوبی دیدم. او از خاطرات خوب روزهای حضورش در تهران یاد کرد. با وجود شرایط جنگی، مقام های روسیه همکاری گسترده ای با ما داشتند. خواسته هایمان را مطرح کردیم و برای تحقق آن ها همراهی کردند؛ همکاری دولت روسیه واقعاً شایان توجه بود. در برنامه های خارجی از رویدادمحوری فاصله گرفته ایم در داخل کشور نیز مقدمات لازم فراهم شد و نهادهای فرهنگی ایرانی حاضر در روسیه هماهنگی خوبی داشتند.

چهار یا پنج نشست شورای همکاری و هم افزایی فرهنگی با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران برگزار کردیم و من، به عنوان رایزن فرهنگی، دبیری جلسات را برعهده داشتم. هدف این بود که نهادهای فرهنگی مختلف در برنامه مشارکت کنند و همین اتفاق هم افتاد. بخش هایی از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت میراث فرهنگی که با وجود عضو نبودن همکاری صمیمانه ای داشت، صداوسیما و مجموعه های دیگر در این کار نقش داشتند. به گمانم برای نخستین بار، یک قرارگاه فرهنگی منسجم در داخل کشور شکل گرفت. این دستاورد مهمی برای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است؛

زیرا در فعالیت های برون مرزی از رویکرد صرفاً رویدادمحور فاصله گرفته ایم. سال ها درباره شکل گیری چنین قرارگاهی صحبت می کردیم و تحقق آن را انتظار می کشیدیم. اکنون این ایده عملی شده است و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نقش قرارگاه فرهنگی را ایفا می کند. وزارت ارشاد، حوزه هنری، میراث فرهنگی، صداوسیما و نهادهای دیگر نیز همراه شدند. همکاران ما در ستاد و معاونت علمی و فرهنگی این مجموعه ها را گرد هم آوردند و هم افزایی شکل گرفت. هنرمندان بسیار برجسته ای نیز انتخاب شدند؛ به نظر من کمتر پیش آمده بود که هنرمندان در چنین سطح و کیفیتی کنار هم قرار بگیرند.

فرهنگ همچون ابزار قدرت نرم جمهوری اسلامی عمل می کند در میان خوشنویسان، چهره های برجسته ای حضور داشتند و در هنرهای تجسمی نیز هنرمندانی صاحب نام و صاحب اثر همراه ما بودند. آنان در کنار جمهوری اسلامی ایران ایستادند. اگر از من بپرسند حضور هنرمندان در برنامه میناب ۱۶۸ چه پیامی داشت، می گویم همان طور که مردم در خیابان حضور دارند، جامعه فرهنگی نیز در میدان حاضر است. فرهنگ امروز نقشی همچون ابزار قدرت نرم دارد و نشان می دهد زندگی در ایران جریان دارد. مردم زندگی روزمره خود را ادامه می دهند و هنرمندان نیز هم قدم با آنان نقش آفرینی می کنند؛

یکی با قلم و دیگری با صدا و هنر خود. تداوم حضور خیابانی مردم را در موزه های مسکو و تالار بالشوی دیدیم هنرمندان همراهی بسیار خوبی داشتند و این موضوع برای همه ما درس بزرگی بود. جلوه ای از همان حضور مردمی را در خیابان ها و موزه های مسکو و نیز در تالار بالشوی تئاتر مشاهده کردیم. از نگاه من، میان ندای «الله اکبر» در میدان قدس تهران و حضور منسجم مردم در مسکو تفاوتی نبود. اتفاقی مثبت رخ داد که باید قدر آن را بدانیم و از آن مراقبت کنیم؛ این همراهی رویدادی گذرا نبود، بلکه اتفاقی مبارک بود.

تصور برخی درباره انزوای سیاسی ایران و تقسیم هنرمندان به متعهد و غیرمتعهد، باطل از آب درآمد. همه هنرمندانی که به ایران و جمهوری اسلامی دلبستگی دارند، همراه شدند. هیچ حاشیه ای نیز به وجود نیامد؛ هر کس حاضر شد، نام ایران را فریاد زد و پرچم کشور را در دست گرفت. این همراهی شایسته قدردانی و سپاسگزاری از هنرمندان کشورمان است. پرسش: این تغییر نگاه، قطعاً به برنامه ای فرهنگی برای تداوم و تعمیق نیاز دارد. ستایش ها باید به شناختی عمیق تر از ایران و مردم آن تبدیل شود و این شناخت از راه های مختلف گسترش یابد. چه برنامه ای برای پیگیری این هدف دارید؟

کتابی با عنوان «پدر دلسوز» درباره رهبر شهید انقلاب منتشر شده و پیش تر نیز رمانی به زبان روسی درباره شهید سلیمانی در دسترس قرار گرفته بود. آیا برنامه هایی در قالب هایی غیر از کتاب هم دارید؟ راشد: روسیه برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت فراوانی دارد. با در نظر گرفتن روس زبانان سراسر جهان، جمعیت این حوزه به حدود ۳۰۰ میلیون نفر می رسد. روسیه همسایه ای خوب و شریکی راهبردی برای ماست. پس از جنگ نیز فضای تازه ای پدید آمده که باید از آن بهره ببریم. این فضا پیش از جنگ به این شکل وجود نداشت و سازمان نیز مسیر خود را تغییر داده است.

نقشه راه تازه ای داریم و دیگر فعالیت هایمان به مناسبت ها و رویدادهای منفرد محدود نیست؛ باید جریان سازی کنیم. جریان سازی به عمق و برنامه ریزی جدی نیاز دارد و باید در میدان عمل نیز پیگیری شود. رایزنانی که به کشورهای دیگر می روند باید شناخت عمیقی از فرهنگ داشته باشند، ظرفیت های داخلی ایران و کشور محل مأموریت خود را بشناسند و بتوانند میان توانمندی های جمهوری اسلامی و ظرفیت های آن کشور پل ارتباطی ایجاد کنند. در روسیه باید از مسکو فراتر برویم و برای معرفی فرهنگ و تمدن ایران اسلامی به شهرهای مختلف سفر کنیم. افراد بسیاری آماده اند سخنان ما را بشنوند.

هنگام حضور در آستاراخان، سالن نمایش فیلم گنجایش کافی نداشت و در سالن ۴۰۰ نفره، شماری از علاقه مندان بیرون مانده بودند. دلیل این استقبال، پیوند تمدنی ماست. برخی شهرهای روسیه، از جمله آستاراخان، از نخستین نقاط ارتباط ایرانیان با روس ها از مسیر دریای خزر بوده اند. این پیوند را در شهرهای قفقاز و مناطق دیگر نیز می توان دید. باید از محدودیت ها عبور کنیم و در شهرهای گوناگون حضور یابیم. فعالیت ها باید عمیق و سنجیده باشند. در حوزه کتاب نباید هر اثری را ترجمه یا تألیف کنیم؛ کارها به بررسی و مطالعه نیاز دارند.

همچنین لازم نیست همه مراحل تألیف و ترجمه را خودمان انجام دهیم و می توان بخشی از کار را به دیگران سپرد. برای نمونه، کتاب «پدر دلسوز» یا «پدر مهربان» در ۴۵۰ صفحه، ۲۰۰ خاطره از دوران کودکی امام شهید تا سال های مبارزه را گردآورده است. ما این اثر را با همکاری انتشارات نخل سبز آماده کردیم و یکی از ناشران برجسته روسی آن را منتشر کرد. اگر می خواستیم تمام مراحل را خودمان از ابتدا تا پایان پیش ببریم، هزینه بیشتری داشت و کتاب در زمان مناسب رونمایی نمی شد. این اثر درست پس از شهادت امام شهید در روسیه رونمایی شد. هر کتابی که منتشر می کنیم باید اثرگذار باشد؛

نمایشگاه ها باید نتیجه بخش باشند، مانند نمایشگاهی که شما دیدید، و موسیقی ای که ارائه می شود نیز باید تأثیر بگذارد. بنابراین، نخست باید از مسکو به شهرهای دیگر برویم؛ دوم، کارهای عمیق انجام دهیم؛ و سوم، برنامه ها را با مطالعه و شناخت پیش ببریم. اجرای هم زمان این موارد می تواند اثربخشی ما را افزایش دهد. روایت نویسنده روس از نگارش کتاب شهید سلیمانی پرسش: درباره انتشار کتاب حاج قاسم سلیمانی هم توضیح دهید. حق التألیف نویسنده روس این اثر چه بود؟ راشد: ماجرای کتاب حاج قاسم سلیمانی بسیار جالب است.

«اولگ روی»، نویسنده و فیلمنامه نویس شناخته شده روس، روزی به همین رایزنی آمد و با آقای احمدوند، رایزن فرهنگی پیشین، گفت وگو کرد. او گفت که می خواهد اثری درباره سردار سلیمانی بنویسد، چون شخصیت حاج قاسم بر او تأثیر گذاشته بود. پس از تحویل کتاب، درخواست کرد یک خرما به او بدهند. وقتی خرما را گرفت، گفت دستمزد نگارش کتاب برای او همان یک خرماست. او بارها در نشست های علمی درباره این کتاب صحبت کرده است. حدود بیست روز پیش نیز در نمایشگاه کتاب، نشستی برگزار شد و او در آن از اثر سخن گفت و دیدگاه های خوبی درباره مقاومت مردم ایران مطرح کرد.

حاضران نیز از حرف هایش تأثیر پذیرفته بودند. باید در فعالیت هایمان بیش از هر چیز به اثرگذاری توجه کنیم. اکنون در مقطعی حساس از فعالیت فرهنگی هستیم و لازم است تغییر مسیری عمیق و منطقی در کارها ایجاد کنیم؛ سازمان نیز این روند را آغاز کرده است. در دوره پس از جنگ، که البته شاید نتوان آن را واقعاً «پساجنگ» نامید، به سوی فعالیت های قرارگاهی و کارهای عمیق تر و اثرگذارتر می رویم. فرصت های خوبی پیش روی ما قرار دارد. اگر امروز تلاش نکنیم، زیان خواهیم دید و نه ملت و مردم ما، نه رهبرمان و نه خداوند از این کوتاهی خشنود نخواهند بود.

کتاب «اولگ روی»، نویسنده روس، درباره شهید حاج قاسم سلیمانی بازتاب هنر ایران در نگاه چهره های فرهنگی روسیه پرسش: از واکنش ها به برنامه های کازان، مسکو و آستاراخان بگویید. کدام بخش ها با استقبال بیشتری روبه رو شد و مردم درباره هنر، موسیقی و سینمای ایران چه نظری داشتند؟ راشد: متأسفانه گروه رسانه ای در سن پترزبورگ حضور نداشت، در حالی که اتفاق های قابل توجهی در آن شهر رخ داد. وزیر فرهنگ کشورمان در نشست اصلی، که با حضور معاون نخست وزیر برگزار شد، تنها سخنران خارجی بود. البته مقدمات این حضور را از پیش فراهم کرده بودم.

به احترام وزیر ایرانی، فرصتی کوتاه نیز در اختیار وزیر آفریقای جنوبی قرار گرفت. آقای صالحی درباره پایداری مردم ایران و نقش زبان فارسی و فرهنگ در هویت بخشی سخن گفت و فضای سالن بسیار مثبت بود. معاون نخست وزیر چنان تحت تأثیر قرار گرفت که از جای خود برخاست و برای ادای احترام نزد آقای صالحی رفت. در سالن به روشنی دیده می شد که جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژه ای دارد؛ به ویژه پس از جنگ. دیداری نیز با همراهی آقای فریدزاده و دکتر دیوسالار با نیکیتا میخالکوف داشتیم.

می توان گفت جایگاه او در روسیه شاید شبیه جایگاه مجید مجیدی در ایران باشد و از نظر پیشینه نیز ممکن است سابقه بیشتری داشته باشد. او درباره سینمای ایران گفت که فیلم های ایرانی ویژگی های خاصی دارند و تعریف کرد که فیلم «موسی کلیم الله» را سه بار دیده است. همچنین از دو یا سه فیلم ساخته کارگردانان فیلم اولی ایرانی نام برد و گفت این آثار سرشار از معنا هستند. دیدار نیکیتا میخالکوف با هیئت ایرانی در هفته فرهنگی ایران در روسیه میخالکوف از چهره های پیشکسوت سینمای روسیه و رئیس جشنواره اوراسیاست و چنین دیدگاهی را بیان می کند.

همچنین، آقای فریدزاده در جشنواره پروانه بلورین سخنرانی کرد و تنها چهره خارجی حاضر در جایگاه سخنران بود. این موارد از جایگاه ایران در عرصه سینما حکایت دارد. همبستگی و انسجامی که در جمهوری اسلامی شکل گرفته بود، در دیدارها و گفت وگوهای مختلف بازتاب داشت. برای من نیز این پرسش مطرح بود که چه عاملی چنین تغییری ایجاد کرده است. جز جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، نشانه دیگری به ذهنم نمی رسد. ایران دوباره وارد مرحله ای شده که دیگران می خواهند آن را بشناسند؛ باید جمهوری اسلامی را از نو شناخت.

یکی از دوستان می گفت مراکز پژوهشی آن ها به این جمع بندی رسیده اند که شناخت دوباره مردم ایران ضروری است. وزیر فرهنگ روسیه از اجرای ارکستر ملی ایران بسیار متأثر شد در نمایشگاه هنرهای تجسمی و برنامه تالار بالشوی، ترکیب کم نظیری از مهمانان دیده می شد: دیپلمات های وزارت خارجه، سفیران کشورهای مختلف، معاونان وزیران خارجه، وزیران، چهره های بانفوذ روسی، نویسندگان، ادیبان و شاعران. مدعوین با نام و به صورت مشخص انتخاب شده بودند. جز شماری از خانواده های ایرانی، باقی صندلی ها از پیش رزرو شده بود.

بسیاری از حاضران پس از پایان برنامه گفتند که موسیقی ایران بر آن ها تأثیر گذاشته است. آقای صالحی به من گفتند که وزیر فرهنگ روسیه هنگام تماشای اجرای ارکستر ملی به شدت هیجان زده و متأثر شده بود. موسیقی ایرانی توانست جایگاه خود را نشان دهد و نظر جامعه موسیقی روسیه را جلب کند. در کازان نیز همین اتفاق افتاد و استقبال از هنرمندان موسیقی ایران حتی از مسکو بیشتر بود. در آستاراخان نیز با وجود اجرای سازهای ایرانی، تماشاگران حدود ده دقیقه برای هنرمندان دست زدند؛ اتفاقی که مایه افتخار بود. آستاراخان را با توجه به اهمیتش برای برنامه انتخاب کردم.

این شهر در فهرست نخستین برنامه های هفته فرهنگی قرار نداشت، اما تأکید کردم که باید به آنجا برویم و نتایج خوبی نیز به دست آمد. به باور من، در سه دهه گذشته رویدادی مشابه این برنامه برگزار نشده است. این موفقیت را نباید به عملکرد شخصی من نسبت داد؛ اعتبار اصلی از فرهنگ و تاریخ جمهوری اسلامی ایران و پیوندهای دیرینه دو کشور می آید. همکاران پیشین ما نیز برای ایجاد این فرصت زحمت کشیده بودند. اگر از این ظرفیت استفاده نمی کردیم، زیان می دیدیم. در همه برنامه ها بازخوردهای گوناگونی دریافت کردیم که از همراهی مردم با جمهوری اسلامی و استقبال از هفته فرهنگی حکایت داشت.

۵۲ برنامه در هفته فرهنگی ایران پرسش: سپاسگزاریم، آقای دکتر. اگر در پایان نکته دیگری دارید، بفرمایید. راشد: این رویداد از نظر من اهمیت زیادی داشت و می توان تجربه آن را در کشورهای دیگر نیز به کار گرفت. در جریان هفته فرهنگی، ۵۲ برنامه اجرا کردیم؛ از نشست ها و دیدارهای مختلف تا نمایشگاه ها، هنرهای تجسمی و موسیقی. هم زمان با افتتاح نمایشگاه در مسکو، به کازان رفتیم و نمایشگاه آن شهر تا امروز ادامه دارد. سپس راهی آستاراخان شدیم و نمایشگاه ما تا ۲۴ مهرماه برپاست. در زمان این گفت وگو، قرار بود هفته فیلم نیز از یک هفته بعد در آستاراخان برگزار شود.

در مجموع، ۱۴ روز برنامه فرهنگی منسجم داشتیم و در کازان نیز ۱۴ روز دیگر به این برنامه افزوده می شود. اجرای ۵۲ برنامه، به نظر من، شمار قابل توجه و معناداری است. هر جا فرصتی برای گفت وگو فراهم شد، از امام شهیدمان یاد کردیم. همه این اتفاق ها به برکت ایشان و مظلومیت خون کودکان ۱۶۸ شهید میناب بود. عنوان میناب ۱۶۸ به هفته فرهنگی ما برکت داد. با تمام وجود می گویم هر گشایشی که حاصل شد، به برکت خون شهدای میناب بود. به نظر من، حضور گروه رسانه ای از نقاط قوت این هفته فرهنگی بود. مستندهایی که ساخته شد و برنامه هایی که برای صداوسیما تولید شد، اهمیت زیادی داشت.

ترکیب دانشگاهی و علمی گروه نیز مناسب بود. آقای کاکایی، از شاعران شناخته شده کشور، و آقای بایرامی، از نویسندگان مطرح ایران، در این جمع حضور داشتند. در میان هنرمندان نیز چهره های برجسته ای شرکت کردند؛ از جمله هنرمندانی که در خوشنویسی و هنرهای تجسمی جایگاه بالایی دارند. ارکستر ملی ایران نیز با رهبری استاد رحیمیان همراه گروه بود و ترکیب اعضای آن جالب توجه بود. اعضای گروه با دقت و توجه خاصی انتخاب شده بودند. پهلوانک های زورخانه ای نیز در کازان حضور داشتند و با استقبال روبه رو شدند. برنامه های قرآنی هم بخشی از رویداد بود؛

قاری توانمندی مانند آقای احمدی وفا حضور داشت و موضوع سیر تحول قرآن در گذر تاریخ نیز مطرح شد. همه این بخش ها بر غنای هفته فرهنگی افزودند و کیفیت آن را بالا بردند. با مجموعه این تلاش ها و حضور افراد گوناگون، هفته فرهنگی موفقی برگزار شد. هفته فرهنگی ایران در روسیه باشکوه و درخور برگزار شد. برنامه ریزی همکاران در ستاد، تلاش اعضای مجموعه و همراهی سفیر جمهوری اسلامی ایران، دکتر جلالی، در کنار یکدیگر زمینه این موفقیت را فراهم کردند. از همه دست اندرکاران سپاسگزارم و امیدوارم این تلاش ها مورد رضایت حضرت ولی عصر (عج) قرار گیرد.

منبع: نورنیوز

منبع خبرنورنیوز
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 18:36
106,335مطلب نمایه‌شده
73,130موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی