هوش مصنوعی، فراتر از تغییر شیوه ارائه خدمات خانوادگی، در حال بازتعریف نقش والدین و تغییر مناسبات عاطفی است و همین امر ضرورت بازنگری در تنظیمگری هوش مصنوعی را برجسته میسازد.
به گزارش خبرنگار مهر؛ بررسی گزارش جدید مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که گسترش هوش مصنوعی، فراتر از تغییر شیوه ارائه خدمات خانوادگی، در حال ایجاد زمینههای تازهای برای جابهجایی مرجعیت تصمیمگیری، بازتعریف نقش والدین و تغییر مناسبات عاطفی است که ضرورت بازنگری در سیاستهای توسعه و تنظیمگری این فناوری را برجسته میسازد.
گسترش کاربردهای هوش مصنوعی در زندگی روزمره، یکی از عمیقترین تحولات اجتماعی ناشی از توسعه فناوریهای نوین را رقم زده است. سامانههایی که تا چند سال پیش عمدتاً در محیطهای صنعتی، پژوهشی و سازمانی به کار گرفته میشدند، اکنون در انتخاب همسر، مشاوره زناشویی، آموزش کودکان، مراقبت از سالمندان و تصمیمگیریهای مرتبط با فرزندآوری حضور یافتهاند. اهمیت این تحول در آن است که الگوریتمها بهتدریج در فرایندهایی مشارکت میکنند که پیشتر متکی بر تجربه انسانی، مناسبات عاطفی و ارزشهای خانوادگی بودند.
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارش شماره ۲۱۹۲۰ با عنوان «تحلیل آیندهنگر تأثیرات هوش مصنوعی بر نهاد خانواده» که در تاریخ هفتم مهرماه ۱۴۰۵ منتشر شده، پیامدهای این تحول را در پنج محور ازدواج، طلاق، تربیت، فرزندآوری و سیاستگذاری خانوادهمحور بررسی کرده است. این پژوهش که به قلم احمد کوهی اصفهانی و فاطمه طهماسبی تهیه شده، بر ضرورت توجه به خانواده بهعنوان یکی از عرصههای اصلی اثرپذیری از هوش مصنوعی تأکید دارد.
بازگشت قدرت به خانواده یا ظهور رقیبی تازه؟
یکی از مهمترین مباحث گزارش، بررسی امکان بازگشت کارکردهایی است که خانواده در جریان تحولات اجتماعی و تخصصیشدن نهادهای مدرن از دست داده است. گسترش آموزش رسمی، خدمات مشاوره و نهادهای حمایتی موجب شد بخش قابلتوجهی از وظایف سنتی خانواده به سازمانهای تخصصی منتقل شود. هوش مصنوعی با فراهمکردن امکان دسترسی مستقیم به خدمات تخصصی و شخصیسازی آموزش و مشاوره، میتواند زمینه بازگشت بخشی از این کارکردها به محیط خانواده را فراهم کند.
با این حال، گزارش دو نیروی متعارض، شامل نخست، افزایش توانمندی خانواده در ارائه خدمات آموزشی و حمایتی و دوم، رقابت سامانههای هوشمند با اعضای خانواده برای کسب توجه، اعتماد و مرجعیت را در این حوزه شناسایی میکند. بر همین اساس، سه سناریوی تقویت خانواده، تضعیف پیوندهای خانوادگی و شکلگیری خانواده ترکیبی با حضور هوش مصنوعی مطرح شده است.
تمایز تعیینکننده این سناریوها به جایگاه فناوری در مناسبات خانوادگی بازمیگردد. در شرایطی که سامانه هوشمند به ابزار توانمندسازی والدین تبدیل شود، امکان تقویت کارکردهای خانواده افزایش مییابد. در مقابل، واگذاری تدریجی تصمیمگیری و حمایت عاطفی به الگوریتمها میتواند وابستگی تازهای ایجاد کند که مرجعیت انسانی خانواده را تحت تأثیر قرار دهد.
ازدواج الگوریتمی و چالش محاسبه سازگاری در برابر پیچیدگی روابط انسانی
ورود هوش مصنوعی به عرصه همسرگزینی، فرایند شناسایی و انتخاب شریک زندگی را دستخوش تغییر کرده است. پلتفرمهای مبتنی بر تحلیل دادههای شخصیتی، علایق و ویژگیهای رفتاری میکوشند احتمال سازگاری افراد را محاسبه و گزینههای مناسب را پیشنهاد کنند.
گزارش با اشاره به نمونههایی مانند پروژه بینالمللی آفرودیت، توضیح میدهد که این سامانه دانشگاهی با بهرهگیری از الگوریتمهای تطبیق و یادگیری ماشین، افراد را بر اساس معیارهای روانشناختی و علایق مشترک به یکدیگر معرفی میکند. در این الگو، محدودکردن تعداد پیشنهادها به یک یا دو مورد در سال، راهکاری برای کاهش پیامدهای تعدد انتخاب محسوب میشود.
به اعتقاد ارشناسان مرکز پژوهشهای مجلس، مسئله اساسی، حدود اعتبار پیشبینی الگوریتمی در روابط انسانی است. سازگاری آماری افراد الزاماً بیانگر کیفیت آینده رابطه زناشویی نیست و متغیرهایی مانند تعهد، مسئولیتپذیری، زمینه فرهنگی و تجربه مشترک را نمیتوان بهطور کامل در مدلهای محاسباتی بازنمایی کرد. از منظر تنظیمگری نیز گردآوری دادههای حساس روانشناختی و عاطفی، ضرورت شفافیت الگوریتمی، حفاظت از اطلاعات شخصی و نظارت بر عملکرد پلتفرمهای همسرگزینی را افزایش میدهد.
نقشآفرینی هوش مصنوعی در فرایند طلاق
یکی از کلیدیترین بخشهای گزارش به کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت اختلافات زناشویی و فرایندهای قضایی طلاق اختصاص دارد. سامانههای تحلیل گفتوگو و ارزیابی سازگاری میتوانند نشانههای اولیه تعارض را شناسایی کرده و امکان مداخله مشاورهای زودهنگام را فراهم کنند. با این حال، کیفیت دادهها، اعتبار مدلهای پیشبینی و نظارت متخصصان بر توصیههای تولیدشده، در تعیین پیامدهای این مداخلات اهمیت اساسی دارد.
گزارش «تحلیل آیندهنگر تأثیرات هوش مصنوعی بر نهاد خانواده» در ادامه، مفهوم دادگاههای هوشمند یکپارچه را بهعنوان نسل چهارم دادگاههای خانواده مطرح میکند. در این الگو، هوش مصنوعی میتواند در تحلیل پروندهها، شناسایی الگوهای تعارض، بررسی سوگیریهای قضایی و تهیه پیشنویس تصمیمات حقوقی به قضات کمک کند.
اهمیت این پیشنهاد در امکان حرکت از رسیدگی واکنشی به اختلافات خانوادگی به سمت شناسایی زودهنگام بحرانها و توسعه سازوکارهای پیشگیرانه است. البته تحقق چنین الگویی مستلزم حفظ صلاحیت تصمیمگیری نهایی قاضی، امکان بررسی و اعتراض به نتایج الگوریتمی و تضمین محرمانگی اطلاعات پروندههای خانوادگی خواهد بود.
تربیت هوشمند و تبدیل هوش مصنوعی به عنوان مرجع والدین
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، کاربرد هوش مصنوعی در آموزش و تربیت کودکان، فرصتهای قابلتوجهی برای شخصیسازی یادگیری و شناسایی نیازهای آموزشی فراهم کرده است. گزارش مورد بررسی با معرفی ابزارهایی مانند «Khanmigo» و «EduGPT» و «ClassDojo» و «GoGuardian» به گسترش سامانههای آموزشی و نظارتی هوشمند اشاره میکند.
این فناوریها میتوانند با تحلیل عملکرد تحصیلی و الگوهای رفتاری، اطلاعات ارزشمندی در اختیار والدین و مربیان قرار دهند. با این حال، افزایش اتکای والدین به توصیههای الگوریتمی، احتمال تغییر جایگاه آنها از تصمیمگیرنده تربیتی به مجری پیشنهادهای سامانههای هوشمند را مطرح میسازد.
چالش دیگر، گسترش نظارت مستمر بر رفتار کودکان است. گردآوری دادههای مربوط به تمرکز، هیجانات و تعاملات اجتماعی، در کنار مزایای احتمالی برای تشخیص زودهنگام مشکلات، میتواند بر حریم خصوصی و استقلال تدریجی کودک اثر بگذارد. از همین روی، طراحی این سامانهها نیازمند توجه همزمان به دقت فنی، حقوق کودک و ضرورت حفظ رابطه تربیتی میان والدین و فرزندان است.
فرصتهای تازه و وابستگیهای پنهان در فرزندآوری و مراقبت هوشمند
در حوزه فرزندآوری، گزارش به ظرفیت سامانههای پایش سلامت مادر و جنین، تجهیزات پوشیدنی و ابزارهای تحلیل دادههای زیستی پرداخته است. به باور کارشناسان، این فناوریها میتوانند دسترسی خانوادهها به اطلاعات سلامت را افزایش دهند و زمینه شناسایی زودهنگام برخی مخاطرات را فراهم سازند.
در حوزه فرزندپروری نیز ابزارهای هوشمند برای تحلیل خواب، گریه و الگوهای رفتاری کودک، امکان ارائه توصیههای شخصیسازیشده را ایجاد کردهاند. با این حال، وابستگی بیش از حد به این ابزارها ممکن است قضاوت مستقل والدین را تضعیف کند. مسئله زمانی اهمیت بیشتری مییابد که توصیههای الگوریتمی بدون ارزیابی تخصصی، مبنای تصمیمات حساس مرتبط با سلامت و رشد کودک قرار گیرند.
خلأ حکمرانی خانوادهمحور در سیاستهای هوش مصنوعی
مهمترین یافته سیاستی گزارش به جایگاه محدود خانواده در اسناد توسعه هوش مصنوعی کشور مربوط میشود. بر اساس ارزیابی پژوهشگران، تمرکز غالب سیاستهای موجود بر زیرساخت، بهرهوری، توسعه اقتصادی و سازماندهی نهادی قرار داشته و پیامدهای خانوادگی فناوری کمتر بهصورت مستقل بررسی شدهاند.
مرکز پژوهشهای مجلس برای جبران این وضعیت، مجموعهای از اقدامات تقنینی و اجرایی را پیشنهاد میکند که مهمترین آنها تدوین پیوست خانواده برای طرحهای ملی هوش مصنوعی، تقویت مقررات حفاظت از دادههای خانوادگی، الزام شرکتها به شفافسازی شیوه پردازش اطلاعات، ارتقای سواد فناورانه و ایجاد سازوکار نظارت مستمر بر آثار اجتماعی فناوری است.
از منظر سیاستگذاری، اثربخشی این پیشنهادها به تبدیل ملاحظات کلی فرهنگی به الزامات مشخص و قابل ارزیابی وابسته است. تعیین مسئولیت ارائهدهندگان خدمات، ارزیابی مخاطرات پیش از عرضه محصولات و ایجاد امکان رسیدگی به شکایات کاربران میتواند مبنای عملیاتی چنین چارچوبی باشد.
آینده خانواده در گرو کیفیت حکمرانی فناوری است
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، تصویری آیندهنگر از تغییر مناسبات خانوادگی در مواجهه با هوش مصنوعی ارائه میدهد و پنج حوزه اصلی اثرگذاری این فناوری را در قالب یک نظام مسائل به هم پیوند میزند. ارزش این پژوهش در شناسایی زودهنگام موضوعاتی است که میتوانند در آینده به مسائل حقوقی، فرهنگی و اجتماعی گستردهتری تبدیل شوند.
در عین حال، ماهیت آیندهنگر گزارش ایجاب میکند که میان ظرفیتهای فناورانه، مخاطرات محتمل و آثار تجربی اثباتشده تمایز قائل شویم. خود پژوهش نیز به کمبود دادههای میدانی و ضرورت توسعه مطالعات میانرشتهای در ایران اشاره دارد.
برآیند این بررسی نشان میدهد که آینده رابطه هوش مصنوعی و خانواده تا حد زیادی به کیفیت طراحی فناوری، میزان آگاهی کاربران و کارآمدی سازوکارهای تنظیمگری وابسته خواهد بود. در چنین شرایطی، مسئله محوری برای سیاستگذار، تضمین آن است که توسعه سامانههای هوشمند به افزایش توان تصمیمگیری خانوادهها، حفاظت از حقوق اعضای آن و ارتقای کیفیت روابط انسانی منجر شود.
منبع: خبرگزرای مهر



