رفتن به محتوای اصلی
سیاسیجماران6 دقیقه مطالعه

تأملی در منطق و الزاماتِ مواجهه با روبیو

اظهاراتِ مارک روبیو در آکروپلیس و اشاره به اقدامات نظامی خشایارشاه در آتن (۴۹۸ ق.م) را می توان مقدمه چینی ای خطرناک برای توجیهِ تجاوزی جدید علیه کشورمان ارزیابی کرد. وی آتش زدن آکروپلیس در دوره هخامنشیان را نشانه دوری ایرانیان از تمدن و از طرفی آمریکا را…

تأملی در منطق و الزاماتِ مواجهه با روبیو

اظهاراتِ مارک روبیو در آکروپلیس و اشاره به اقدامات نظامی خشایارشاه در آتن (۴۹۸ ق.م) را می توان مقدمه چینی ای خطرناک برای توجیهِ تجاوزی جدید علیه کشورمان ارزیابی کرد. وی آتش زدن آکروپلیس در دوره هخامنشیان را نشانه دوری ایرانیان از تمدن و از طرفی آمریکا را تالیِ تمدن یونان دانسته است. پیرامونِ ضعفِ استدلال، کلیت انگاری، تقلیل گرایی و سایرِ جوانبِ این اظهار نظر، اهل نظر و صاحبان صلاحیت در دانش تاریخ، بسیار گفته و نوشته اند. آنچه اما بیش و پیش از نگرش تاریخی و مواجهه ای از نوع استدلال تاریخی و…

اهمیت دارد، انگیزه و منظومه اندیشگی وی در جایگاه وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی ایالات متحده به عنوان کشوری که با جمهوری اسلامی ایران در وضعیت جنگی قرار دارد، می باشد. بالاخص آنکه روبیو نماینده بخش جنگ افروز، مخالف مذاکره و افزایش تخریب گری در کاخ سفید است و برای جلب حمایت لابی صهیونیستی در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده، با جی دی ونس، معاون اول رئیس جمهور آمریکا، نماینده این کشور در مذاکرات اسلام آباد،طرفدارِ دیپلماسی و مذاکره و منتقدِ مداخله ٔ فزاینده ٔ اسرائیل در سیاست های آمریکا، در رقابت است.

پیش از این، بسیاری از تحلیل گران روابطِ بین الملل، ورودِ دونالد ترامپ به کاخ سفید را معطوف به نظم گفتار و کنش های وی، نشانه ای از تغییر رویکرد سیاست بین المللی از لیبرالیسم به نئومرکانتلیسم ارزیابی می‌کردند. به عبارتی پیامد این ورود به جهانی که پیش از این و از جنگ جهانی دوم، کمابیش بر مبنای پارادایم لیبرالیستی می‌چرخید، عبور از اقتصاد آزاد، عبور از حقوق بین‌الملل، عبور از قراردادها و معاهدات بین‌المللی و… بوده است.

غلبه ٔ روایتِ مرکانتیلیستیِ آغشته به فاشیست مآبی در منظومه گفتاری و رفتاری را بالاخص در ادبیاتِ روبیو می توان به نظاره نشست، بالاخص آنگاه که کلیت انگارانه، نوستالژیک و البته ایدئولوژیک، تاریخ را برای توجیهِ جنگ و جنایت، به عنوان «بسته ای از حقیقت»، به خدمت در می آورد و بر کاهش قدرت عریان غرب (توموس) مرثیه می سراید؛ آن چنان که نیچه، فیلسوفِ ضد مدرنیته ٔ آلمانی، روحِ مدرنیته را با اَبَرانسان در تضاد می دید و خواستارِ بازیابی و بازسازی اقتدار و انسان برتر بود.

اینکه روبیو خواستار ِ انتقال ِ توموس از یونان به واشنگتن باشد و یا تقلیل گرایانه، تاریخ غرب را به تاریخ تکوین توموس تقلیل دهد و بر آموزه های تمدنِ غربی در برساختنِ حقوق بشر و… چشم پوشی کند و آموزه ها و انگیزه های پدران بنیان گذار و مبانی، مقدمات و مقومات اعلامیه استقلال آمریکا را نادیده بگیرد، به رغم ِ آنکه واجدِ اهمیتی فراوان است، اما آنچه برای ایرانیان، بالاخص اهل سیاست، تصمیم و تدبیر اهمیتی بیشتر دارد، نه پاسخ به لاطائلات وی که تدبیر و چاره اندیشی برای خنثی سازی ِ این منطق ِ خطرناک و ویرانگر است.

روبیو هم در ایالت متحده و هم در مغرب زمین، از اهل ِ تاریخ، فلسفه و سیاست و نیز سیاست مداران ِ رقیب، پاسخ های در خور خواهد گرفت. همچنان که ایرانیان دانشور و وطن دوست، در سرتاسر ِ گیتی، مستند، مستدل و مستحکم به او پاسخ خواهند داد. آنچه اما مهم تر است، فهم سیاست مداران و اهل تصمیم و تدبیر ایرانی است، به گونه ای که سرکنگبینی ننوشند که صفرای تخاصم طلبی روبیو را فزونی بخشد و نه روغن بادامی که بر خشکی بنماید و نه آبی که همچون نفت، آتش را شعله ور سازد!!! چنانکه بزرگان گفته اند، برای مواجهه با تاریکی، لازم نیست شمشیر از قلاف بیرون آورد، بلکه باید شمعی برافروخت.

اگر روبیو در مسیر ِ نتانیاهو، پروژه ٔ امنیتی سازی ِ ایران را پی می گیرد و تاریخ مواجهه ٔ ایران و غرب را تاریخ ِ «اساساً متخاصم» می داند، بایسته است که همزمان با اعلام آمادگی مرزبانانِ غیور و جان بر کف مدافع مرزهای میهن، برای پاسخ به هر نوع تجاوز، تار و پود گفتمان ِ تخاصمی اش، با تصمیمی از جنس تدبیر و کیاست ایرانی، پنبه شود و سیاستمدران ایرانی با تقویت ِ زنجیره ٔ مذاکره و توافق، از تهران تا واشنگتن، خلاقیت و ابتکار ِ عمل را در دست گیرند و او را از متن به حاشیه ٔ سیاست، پرتاب کند.

روبیو، نماد و نماینده ی خوانشی ایدئولوژی و خطرناک از تاریخ ِ مواجهه ٔ ایران و غرب است. این روایت و خوانش تالی تلو ِ خوانش امنیتی سازی از ایران در تل‌آویو و بالاخص ِ گفتمان ِ حاکم بر روح و روان، منتلیته، گفتمان و نظمِ گفتارِ راست ِافراطیِ بنیادگرای صهیونیستی است که در بنیامین نتانیاهو تبلور یافته است. بشدت خطاست اگر برساخت ِ تقلیل گرا و فاشیست مآبانه ی روبیو بر منظومه ی نظری، گفتاری و کنش‌گری ِ ایرانیان مستولی شود و فضای سیاسی را آنگونه که زوج ِ روبیو- نتانیاهو می خواهند، استثناگرایانه و تخاصمی جلوه دهد.

گرچه واقعیاتِ سیاسی، نزدِ پست مدرنیست ها، برساخت های گفتمانی اند و قدرت، دانش و مشروعیتِ متناظر با خود را بر خواهد ساخت، اما ادب و آداب ِ مقاومت در برابر ِ قدرت ِ مسلط، به شرط ِ فهم ِحقایق و دقایق، دال و مدلول ها و رسم و رسوم و مرسومات در تاریخ ِ گذشته و اکنون، مطلقیت ِ توصیف و تفسیر و تجویز را از یدِ اختیارِ مدعیانِ قدرت، خارج می کند. نکته ی ظریف در اینجا، فهم ِ ظرافت ها و دقایق گفتاری و گفتمانی ِ خصم است. چه بسا مواجهه ٔ خصمانه و ایدئولوژیک با دشمن، بازی در فضای تخاصمی ِ هویت ساز او و مدد رساندن به مفصل بندی ِ جبهه ی استثناگرایی باشد.

هم چنان که می توان ادب و آداب ِ مواجهه را با فهم ِ مبانی و مبادی ِ تخاصمی دشمن، به آرایشی برای گسیختگی در منطق و شکل دادن به در رفتگی مفصل بندی(displasy) اش، سامان و سازمان داد. راز ِ تخطئه ٔ دیپلماسی توسط ِ راست ِافراطی براندازی خواه و راست ِافراطی خود نظام پندار و هم سویی با راست ِافراطی صهیونیستی و بخش ِ افراطی ِ درون ِ کاخ سفید، تا صهیونسیت های مسیحی ِ آخرالزمان گرا که به زبان ِ باراباتاکمن به بیماری رسالت الهی دچارند، با ارجاع به فضای ِ زیست ِ استثنایی اینان قابل ِ فهم است.

شکستن ِ فضای استثنایی ِ اشمیتی و دوگانه سازی های پرطمطراق، ایدئولوژیک و ویرانگر ِ دوست – دشمن، به درجاتی از سیاست ِ گشایشگر، اولویت دادن به منافع و مصالح ملی، هم افزا کردن ِ امکاناتی که خردمندی و تجربه در پیش ِ پای نهاده است و عقلانیت ِ محافظه کارانه به آن گواهی می دهد؛ محافظه کاری نه به معنای ِ حفظ ِ مناسبات موجود،بلکه به معنای ِ عقلانیتی برآمده از تجارب تاریخی برای حفاظت از ایران در برابر ِ تندبادهای ِ ایدئولوژیک ِ ویرانگر از درون و برون.

منبع: جماران

منبع خبرجماران
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 16:46
106,053مطلب نمایه‌شده
72,781موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی