رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیحیات15 دقیقه مطالعه

درنگی در مدرسه کانکسی روستای «دره چپی» بروجرد

صبح یک روز مهرماه در حالی که مدارس تازه برپا شده‌اند راه روستایی در جنوب بروجرد را پیش می‌گیریم، مقصد، روستایی با مدرسه کانکسی «دره چپی» از توابع بخش مرکزی با ۱۱ خانوار جمعیت که در نزدیکی آن روستای «بزهل» در ۱۸ کلیومتری جنوب شهر واقع شده و سهم دانش آموزان این…

درنگی در مدرسه کانکسی روستای «دره چپی» بروجرد

صبح یک روز مهرماه در حالی که مدارس تازه برپا شده‌اند راه روستایی در جنوب بروجرد را پیش می‌گیریم، مقصد، روستایی با مدرسه کانکسی «دره چپی» از توابع بخش مرکزی با ۱۱ خانوار جمعیت که در نزدیکی آن روستای «بزهل» در ۱۸ کلیومتری جنوب شهر واقع شده و سهم دانش آموزان این ۲ روستا از مدرسه یک کانکس است که ابتدای روستای «دره چپی» قرار دارد.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، ساعت حوالی ۱۰ صبح است و سکوت دشت و تپه ها با زوزه باد پاییز در هم آمیخته تا شکوه فصل برگ ریزان را بیشتر به رخ بکشاند، در این حجم از سکوت اما صدایی از دور شنیده می شود، صدایی که شبیه همهمه دانش آموزانی در سکوت طبیعت است و پی صدا را که می گیری به همان کانکس رنگی می رسی که مامن درس و تحصیل و الفبای آموختن کودکان این دیار شده است.

اینجا مدرسه، یک کانکس است جایی میان باد و آرزو یک روز پاییزی مهرماه است، مدارس تازه جان گرفته‌اند و صدای زنگ آغاز سال تحصیلی هنوز در گوش بسیاری از کلاس‌ها تازه است، اما در جنوب بروجرد، در مسیری که از جاده روستاها می‌گذرد، مدرسه برای ۱۱ دانش‌آموز شکل دیگری دارد یک کانکس رنگی در ابتدای روستای «دره چپی» که سال‌هاست کلاس درس بچه‌های این روستا و روستای «بزهل» است.

اینجا سهم بچه‌ها از مدرسه، کانکسی است که پایین دست روستا و در ابتدای مسیر خانه‌ها مستقر شده جایی که پیاده روها و پیمودن مسیرهای خاکی تنها بخشی از دشواری رفت‌وآمد روزانه دانش‌آموزان است.

داخل کانکس چند دانش‌آموز از پایه اول تا ششم ابتدایی مشغول درس خواندن‌ هستند، بعضی از روستای «دره چپی» آمده‌اند و چند نفر نیز مسیر روستای «بزهل» را برای رسیدن به کلاس طی می‌کنند، این کانکس با کمک خیرین تهیه شده و روشنایی آن نیز با همراهی معلم و خیرین تامین شده است.

مسیر روستا به سمت خانه‌ها شیب ملایمی دارد و کانکس در ابتدای راه و پایین روستا واقع شده معلم و دانش آموزان از روزهای سخت زمستان و سرمای کانکس می گویند که هیتر حریف سرمای آن نمی‌شود و در حرارت تابستان زیر آفتاب بهار و فصل گرما که کسی را یارای تحمل آن نیست، اما هنوز خبری از مدرسه‌ای با دیوارهای محکم و کلاس‌های استاندارد نیست، مرتضی نصرالهی معلمی که چهار سال است در این مدرس تدریس می‌کند.

وی می‌گوید: کانکس حدود ۱۵ سال است که در روستا قرار دارد و همچنان ساخت مدرسه برای دانش‌آموزان این منطقه آغاز نشده است. مرتضی نصرالهی؛ معلمی که حدود 5 سال در مدرسه کانکسی روستای دره چپی بروجرد تدریس می کند

مرتضی نصرالهی معلم مدرسه کانکسی روستای دره چپی بروجرد

نصرالهی درباره روزهای سرد سال می‌گوید: در زمستان و همزمان با بارندگی‌ها سختی‌های زیادی ایجاد می‌شود، یک هیتر برای روزهای سرد زمستان که می‌رسد، فلزهای سرد کانکس خود عاملی برای افزایش سرمای کانکس هستند و هیتر توان گرم کردن تمام فضای کلاس را ندارد.

وی افزود: دانش‌آموزی که جلوی در کانکس می‌نشیند از سوز سرما در عذاب است و طول می‌کشد تا هیتر حتی قسمتی از کانکس را گرم کند، گرما هم روی دیگر همین ماجراست، کانکس در فصل گرم، زیر تابش آفتاب، خیلی زود گرم می‌شود و خنک نگه داشتن فضای کوچک کلاس به همان اندازه دشوار است.

معلم می گوید: اینجا علاوه بر مسئله گرما و سرما سرویس بهداشتی کانکس مشکل دیگری است برای دانش آموزان که هنوز به طور کامل راه‌اندازی نشده و دانش‌آموزان برای استفاده از سرویس ناچارند به خانه‌هایشان بروند، در مسیر رفت‌وآمد نیز مشکل دیگری وجود دارد؛ سگ‌هایی که در اطراف خانه‌های روستا پرسه می‌زنند و گاهی به بچه‌ها حمله می‌کنند.

نصرالهی ادامه می‌دهد: برای همین، رفتن چند دانش‌آموز به خانه در میانه کلاس، همیشه یک رفت‌وآمد ساده نیست، باید کسی مراقب آنها در مسیر برگشت به خانه باشد.

مدرسه‌ای که مجازی نشد

این روستا حتی در روزهایی که مدارس به آموزش مجازی روی آوردند نیز نتوانست به طور کامل از این شیوه استفاده کند، معلم مدرسه می‌گوید: ضعف آنتن‌دهی، به‌ویژه در روستای بزهل در کنار نداشتن تلفن همراه هوشمند در برخی خانواده‌ها، امکان آموزش مجازی را محدود کرده بود.

به گفته معلم روستا در زمانی که مدارس مجازی بودند، ما فقط روزهای کمی را مجازی بودیم، به علت اینکه این منطقه آنتن‌دهی ضعیفی دارد؛ به‌خصوص روستای بزهل که دانش‌آموزان آن به این کانکس مراجعه می‌کنند، ضمن اینکه خانواده‌ها گوشی ندارند تا بتوانیم مدرسه را به صورت مجازی برای بچه‌ها برقرار کنیم.

دانش آموزان مدرسه روستای دره چپی بروجرد

وی افزود: بنابراین کلاس حتی در روزهایی که بسیاری از دانش‌آموزان در خانه پای گوشی و صفحه نمایش می‌نشستند، برای بچه‌های اینجا همان کانکس بود؛ همان چند متر فضای کوچک که باید در سرمای زمستان و گرمای تابستان، کلاس درس باقی می‌ماند.

سختی‌هایی که انگیزه بچه‌ها را کم نکرده است

اما وقتی پای حرف بچه‌ها می‌نشینی، از سرمای کانکس و دشواری مسیر کمتر می‌گویند، بیشترشان انگار یاد گرفته‌اند سختی‌های اطرافشان را ببینند، اما اجازه ندهند این سختی‌ها اندازه رویاهایشان شود، نصرالهی از دانش‌آموزانش رضایت کامل دارد و می‌گوید: با وجود تمام مشکلات، آنها با انگیزه درس می‌خوانند، تکالیفشان را به موقع انجام می‌دهند و نمرات خوبی کسب می‌کنند.

وی می‌گوید: با تمام این مشکلات، بچه‌های این مدرسه از چنان تلاش و انگیزه‌ای برخوردارند که به موقع تکالیف خود را انجام می‌دهند و نمرات عالی را همیشه کسب می‌کنند و با همکاری انگیزه و اراده تحصیل خود را ادامه می‌دهند.

حالا نوبت خود بچه‌هاست که از آینده بگویند؛ از فردایی که شاید دیگر، آن مدرسه‌ کانکسی فقط یک خاطره باشد، آیدا می‌گوید می‌خواهد بازیگر و نقاش شود؛ ثنا آرزوی پزشک شدن دارد، محمدجواد می‌خواهد نجار شود، مهراب و یاشار پلیس شدن را دوست دارند، سامیار می‌خواهد دندانپزشک شود، آیناز آرزوی پزشکی دارد و دانیال هم می‌خواهد مامور پلیس شود.

هر کدام چیزی برای گفتن دارند؛ یکی از پزشکی می‌گوید، دیگری از پلیس شدن، یکی رویای نقاشی و بازیگری دارد و دیگری می‌خواهد نجار شود، رویاهایشان زیبا است، بزرگ‌تر از کانکسی که هر روز در آن درس می‌خوانند، این بچه‌ها هر صبح مسیری را طی می‌کنند که برای بسیاری از دانش‌آموزان شاید فقط یک راه معمولی تا مدرسه باشد، اما برای آنها بخشی از زندگی است؛ مسیری از خانه تا کانکس، از روستای «بزهل تا دره چپی» و از سرمای زمستان و گرمای تابستان تا نیمکت‌های کوچک کلاس.

«دره چپی» هنوز مدرسه‌ای با دیوار و حیاط و کلاس‌های استاندارد ندارد، اما همین کانکس کوچک، امروز جای یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های زندگی ۱۱ کودک روستاست؛ جایی که هر روز در میان سکوت دشت و صدای باد، چند رویای کوچک برای آینده شکل می‌گیرد، شاید مهم‌ترین تصویر این روستا همین باشد؛ کانکسی که هنوز مدرسه نیست، اما در آن، بچه‌ها برای آینده‌ای بزرگ درس می‌خوانند.

تامین زیرساخت‌های آموزشی، اولویت طرح‌های توسعه‌ای روستاها

معاون استاندار لرستان و فرماندار بروجرد در گفت‌وگو با ایرنا با اشاره به رویکرد دولت در زمینه توسعه فضاهای آموزشی و تحقق عدالت آموزشی گفت: رویکرد دولت توجه جدی به مدرسه‌سازی، نوسازی فضاهای آموزشی و ایجاد فرصت برابر برای تحصیل دانش‌آموزان در مناطق مختلف، به‌ویژه مناطق کمترتوسعه‌یافته است و در این راستا تلاش شده گام‌های موثری برداشته شود.

قدرت‌اله ولدی افزود: با وجود این رویکرد روند مدرسه‌سازی و نوسازی برخی فضاهای آموزشی در مناطق روستایی نیازمند توجه و پیگیری بیشتری است و باید با هماهنگی دستگاه‌های متولی، روند اجرای طرح‌ها با سرعت بیشتری دنبال شود تا دانش‌آموزان مناطق کم‌برخوردار نیز از فضای آموزشی مناسب برخوردار شوند.

وی با تاکید بر ضرورت استفاده از ظرفیت خیرین مدرسه‌ساز اظهار کرد: خیرین ظرفیت ارزشمندی برای توسعه فضاهای آموزشی هستند و باید از این ظرفیت در کنار اعتبارات و برنامه‌های دولت به شکل موثرتری استفاده شود.

فرماندار بروجرد ادامه داد: توجه به مناطق کمتر توسعه‌ یافته تنها به اجرای طرح‌های عمرانی محدود نمی‌شود و حمایت از دانش‌آموزان و تامین زیرساخت‌های آموزشی نیز باید در اولویت طرح‌های توسعه‌ای روستاها قرار گیرد.

ولدی با اشاره به وضعیت مدرسه کانکسی روستای دره‌چپی بروجرد اضافه کرد: موضوع فضاهای آموزشی روستاها باید با جدیت بیشتری دنبال شود و دستگاه‌های متولی لازم است در چارچوب برنامه‌های توسعه‌ای، برای رفع این کمبودها و فراهم کردن فضای مناسب تحصیل برای دانش‌آموزان اقدام کنند.

فضای داخل مدرسه روستای دره چپی بروجرد

پیگیری تامین زمین آموزشی مدرسه کانکسی دره‌چپی بروجرد ادامه دارد

مدیر آموزش و پرورش بروجرد با اشاره به تامین نشدن زمین برای ساخت مدرسه در روستای «دره‌چپی» گفت: اکنون تامین زمین، مهم‌ترین مانع پیش روی ساخت این مدرسه است و بخش حقوقی آموزش و پرورش پیگیری‌های لازم را برای رفع مشکل انجام می‌دهد.

بهروز یاراحمدی افزود: با همکاری فرمانداری ویژه شهرستان و استفاده از ظرفیت خیرین مدرسه‌ساز تلاش می‌شود زمینه رفع این مشکل فراهم شود تا در صورت تامین زمین، عملیات ساخت مدرسه آغاز شود.

وی با اشاره به وضعیت مدارس روستایی با جمعیت دانش‌آموزی اندک اظهار کرد: برای مدارسی که حدود ۱۰ دانش‌آموز یا کمتر دارند، تاکنون طرح مشخصی برای ساخت مدرسه در نظر گرفته نشده و این مدارس همچنان به شکل موجود، از جمله در قالب کانکس یا فضاهای دیگر به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

مدیرآموزش و پرورش بروجرد با بیان اینکه ساخت مدرسه در «دره‌چپی» به مشارکت خیرین وابسته است، بیان کرد: هنوز خیری که مسوولیت تامین کامل هزینه‌های ساخت این مدرسه را برعهده بگیرد، شناسایی نشده هرچند خیرینی هستند که می‌توانند با کمک‌های محدودتر در حد ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان مشارکت کنند و این ظرفیت نیز می‌تواند در مسیر رفع مشکل مورد استفاده قرار گیرد.

تجربه فراتر از فضای فیزیکی بخشی از تجربه کودکی است

ریس انجمن جامعه شناسی مردم مدار و دکترای جامعه شناسی گفت: پیامدهای مدرسه کانکسی را نباید فقط در کیفیت کلاس امروز و میزان یادگیری دانش‌آموزان جست‌وجو کرد؛ موضوع فراتر از یک فضای نامناسب برای درس خواندن است، مدرسه بخش مهمی از تجربه کودکی است و محیطی که کودک در آن درس می‌خواند، بازی می‌کند، با همسالانش ارتباط برقرار می‌کند و نخستین تجربه‌های اجتماعی خود را شکل می‌دهد، می‌تواند بر نگاه او به مدرسه و حتی تصورش از آینده اثر بگذارد.

مجتبی ترکارانی افزود: وقتی این تجربه در یک کانکس کوچک، با گرمای شدید تابستان، سرمای زمستان، امکانات بهداشتی محدود و دسترسی ضعیف به اینترنت شکل می‌گیرد، تفاوت میان این کودکان و دانش‌آموزانی که در مدارس مجهزتر درس می‌خوانند، فقط یک تفاوت در ساختمان مدرسه نیست؛ تفاوت در کیفیت تجربه آموزشی و اجتماعی دوران کودکی است. وی بیان کرد: کودکی که در چنین مدرسه ای درس می‌خواند، ممکن است به تدریج این تفاوت را به شکل نوعی محرومیت تجربه کند، مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که کودک از خود بپرسد چرا او باید در چنین شرایطی درس بخواند، در حالی که دانش‌آموز دیگری در مدرسه‌ای با کلاس مناسب، حیاط، امکانات بهداشتی، فضای بازی و دسترسی بهتر به فناوری تحصیل می‌کند.

این پژوهشگر اجتماعی تاکید کرد: اینجا موضوع از «نداشتن» فراتر می‌رود و به «مقایسه کردن» می‌رسد؛ یعنی کودک فقط احساس نمی‌کند امکاناتی در اختیار ندارد، بلکه ممکن است احساس کند سهم او از امکانات عمومی کمتر از دیگران تعیین شده و این همان نقطه‌ای خواهد بود که نابرابری آموزشی می‌تواند به احساس محرومیت نسبی تبدیل شود.

ترکارانی ادامه داد: از سوی دیگر امکانات آموزشی فقط به آنچه در کلاس اتفاق می‌افتد محدود نیست، دسترسی به اینترنت، تلفن هوشمند، کتاب، منابع کمک‌آموزشی و امکان استفاده از محتوای آموزشی، بخشی از فرصت‌های یادگیری کودکان را شکل می‌دهد، وقتی دانش‌آموزی به این امکانات دسترسی کمتری دارد، بخشی از فرصت‌هایی را که دانش‌آموزان دیگر برای یادگیری، تمرین و آشنایی با جهان خارج از کتاب درسی دارند، از دست می‌دهد، به این ترتیب، نابرابری آموزشی از مدرسه به خانه و زندگی روزمره نیز کشیده می‌شود و می‌تواند بر شکل‌گیری و انباشت سرمایه فرهنگی کودکان اثر بگذارد.

فضای داخل مدرسه کانکسی روستای دره چپی بروجرد

وی یادآور شد: این موضوع در روستا اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا مدرسه فقط محل آموزش نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین نهادهای پیونددهنده کودک با جامعه بزرگ‌تر است.

جامعه شناس گفت: اگر کودک روستایی تجربه کند که محل زندگی او با امکانات بسیار کمتری همراه است، ممکن می‌شود به تدریج شهر را نه فقط به عنوان محل ادامه تحصیل، بلکه به عنوان محل برخورداری از امکانات و فرصت‌های بیشتر تصور کند، در چنین شرایطی ادامه تحصیل می‌تواند یکی از عواملی باشد که جوانان را به سمت شهر سوق می‌دهد، البته نمی‌توان مدرسه کانکسی را به‌تنهایی علت ترک تحصیل یا مهاجرت دانست؛ مهاجرت روستایی معمولا نتیجه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، شغلی، آموزشی و خدماتی است، اما آموزش می‌تواند در این میان نقش مهمی داشته باشد.

ترکارانی افزود: اگر یک کودک برای ادامه تحصیل مجبور شود هر روز یا در مقطع بالاتر به شهر برود، به تدریج بخشی از زندگی آموزشی و اجتماعی او از روستا جدا می‌شود، اگر این روند با کمبود فرصت‌های شغلی، ضعف خدمات عمومی و محدودیت‌های دیگر همراه شود، ممکن است در سال‌های بعد تمایل به ماندن در روستا کاهش پیدا کند، بنابراین، مسئله فقط این نیست که چند دانش‌آموز امروز در یک کانکس درس می‌خوانند؛ مسئله این است که چه نوع افقی برای آینده آنان ساخته می‌شود.

این جامعه شناس بیان کرد: از این منظر مدرسه کانکسی دره‌چپی و روستاهای مشابه با امکانات پایین که کم هم نیستند را می‌توان نشانه‌ای از یک نابرابری گسترده‌تر دانست؛ نابرابری‌ که در آن محل تولد و زندگی می‌تواند بر کیفیت فرصت‌های آموزشی کودک اثر می گذارد و این سوال مطرح هست که آیا یک کودک روستایی به دلیل زندگی در یک روستا، از فرصت‌های آموزشی، ارتباطی و اجتماعی کمتری برخوردار است و کودکان این سرزمین در نقاط مختلف کشور، از شرایطی برخوردارند که بتوانند از آموزش به شکل نسبتا برابر بهره ببرند.

موضوع مدرسه کانکسی روستای دره چپی بروجرد فقط این نیست که دانش‌آموزان در یک کانکس درس می‌خوانند؛ مسئله این است که آیا داشتن یک کلاس و یک معلم، بدون برخورداری از محیط آموزشی استاندارد، امکانات بهداشتی، فضای بازی و استراحت و دسترسی مناسب به ارتباطات، به معنای برخورداری از فرصت برابر آموزشی است؟ این کودکان کتاب و معلم دارند، اما شرایط یادگیری آنان با بسیاری از همسالانشان یکسان نیست.

سرمای زمستان، گرمای تابستان، نبود سرویس بهداشتی مناسب، محدودیت فضای آموزشی و ضعف آنتن و اینترنت، مجموعه‌ای از تفاوت‌ها را ایجاد کرده که نشان می‌دهد نابرابری آموزشی همیشه در نداشتن مدرسه ظاهر نمی‌شود؛ گاهی در تفاوت کیفیت مدرسه‌ها و شرایطی که کودکان در آن یاد می‌گیرند خود را نشان می‌دهد، از این منظر، مدرسه کانکسی دره‌چپی فقط یک سازه موقت نیست؛ نشانه‌ای از نابرابری جغرافیایی در دسترسی به فرصت‌های آموزشی است. وقتی راهکار موقت دائمی می‌شود

جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی نیز در خصوص اثرات مدارس کانکسی گفت: کانکس برای دوره‌ای کوتاه راه‌حل فوری و مناسبی است، اما وقتی سال‌ها محل اصلی تحصیل کودکان باشد دیگر موقت نیست، در موردی که کانکس سال ها در روستا واقع شده و ساخت مدرسه هنوز آغاز نشده و با کمک خیرین قرار شد در صورت مشخص‌شدن زمین، ساخت مدرسه شروع شود، «ولی هنوز این اتفاق نیفتاده کانکس نیز با کمک خیرین تهیه شده و روشنایی‌اش را معلم و خیرین تامین کرده‌اند، از منظر جامعه شناسی در این شرایط نوعی جابه‌جایی مسوولیت اتفاق افتاده است.

علیرضا طهماسبیان افزود: در چنین مواردی تامین حداقل‌های آموزشی از نهاد متولی به خیرین منتقل شده بنابراین این پرسشی را درباره مسوولیت نهادهای متولی آموزش روشن می‌کند که چرا کانکس به عنوان یک راه حل موقت باید سالها به یک راه حل دایمی و به بخشی از تجربه آموزشی زندگی روزمره کودکان یک روستا تبدیل شود.

این جامعه شناس یادآور شد: مدرسه جایی برای یادگیری، بازی، ارتباط با همسالان و شکل‌گیری نخستین تجربه‌های اجتماعی و نهادی است که کودک در آن مهارت‌های اجتماعی، هنجارها و تصویر خود از جایگاهش در جامعه را می‌سازد، حال باید پرسید در روستایی با مدرسه کانکسی کوچک این نهاد چگونه شکل می گیرد، وقتی تجربه مدرسه در چنین فضایی شکل می‌گیرد، کیفیت کل تجربه آموزشی و اجتماعی کودک تغییر می‌کند.

میزان تحرک و ورزش و تجربه فرد از کلاس و ارتباط با همسالان و بازی در کلاس و بیرون کلاس و ارتباط با معلم شکل دیگری می‌شود و فرد معمولا به شکل دیگری جامعه پذیر می شود، این جامعه پذیری متفاوت دارای پیامدهای خاصی است که باید بدان بیشتر پرداخت.

به گفته این جامعه شناس؛ فضای فیزیکی بخشی از آموزش است، از نگاه جامعه‌شناسی، فضای مدرسه خنثی نیست و رفتار، تمرکز و حس تعلق دانش آموز را شکل می‌دهد، کودکی که در یک مدرسه کانکسی نیمی از توجهش صرف تحمل سرما یا گرما می‌شود، نمی تواند نسبت به هم‌ سن‌ و سال هایش در یک مدرسه استاندارد شرایط یکسان یادگیری داشته باشد و به مرور روی سطح و کیفیت یادگیری اش تاثیر می گذارد.

وی افزود: از طرفی دیگر مدرسه پل ارتباط کودک روستایی با جامعه بزرگ‌تر و راه ادامه تحصیل آنهاست، مدرسه کانکسی به‌تنهایی علت ترک تحصیل یا مهاجرت نیست؛ مهاجرت روستایی نتیجه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، شغلی، آموزشی و خدماتی محسوب می‌شود، اما آموزش یکی از این عوامل است، خانواده‌ای که سطح کیفیت آموزش فرزندش را در یک مدرسه کانکسی پایین می‌بیند، خود را درگیر محاسبه ماندن در روستا یا کوچ به شهرمی‌کند و ممکن است به همین علت به دنبال مهاجرت از روستا باشد به خصوص وقتی که پوشش اینترنت برای استفاده از کلاس های مجازی یا اینترنت نیز در روستا فراهم نیست این وضعیت باعث می‌شود که روستا بیشتر را از جمعیت فعال و جوان خود خالی شود.

هم‌زمان با بازدید از مدرسه کانکسی دره‌چپی، اعضای یک انجمن نیکوکاری نیز برای حمایت از دانش‌آموزان این مدرسه به روستا آمده بودند، آن‌ها برای بچه‌ها لوازم‌التحریر تهیه کرده و در بسته‌هایی جداگانه آماده کرده بودند، در کنار این بسته‌ها، کتاب‌هایی نیز به دانش‌آموزان هدیه شد؛ کتاب‌هایی با موضوعاتی مانند کار گروهی، غلبه بر کم‌رویی، تقویت اعتماد به نفس و رعایت نظم و پرهیز از بدگویی دوستان که بیشتر جنبه پرورشی داشت.

مسوول این انجمن نیکوکاری در جمع دانش‌آموزان گفت: این مجموعه خود را همراه آن‌ها می‌داند و وضعیت تحصیلی و پیشرفت شان برای اعضای انجمن اهمیت دارد.

وی از معلم مدرسه خواست کتاب‌ها را به‌صورت گروهی با دانش‌آموزان بخواند و درباره محتوای آن‌ها با بچه‌ها گفت‌وگو کند، تصمیم براین شد در بازدید بعدی انجمن، روند پیشرفت دانش‌آموزان بررسی و تلاش‌ها و تغییرات مثبت آن‌ها مورد تشویق قرار گیرد.

مدرسه کانکسی دره‌چپی فقط روایت یک ساختمان نامناسب نیست؛ تصویری است که نشان می دهد گاه محل زندگی می‌تواند بر کیفیت تجربه آموزشی کودکان اثر بگذارد، برای ۱۱ دانش‌آموز این ۲ روستا، مدرسه‌ای که قرار بود راه‌حلی موقت باشد، حدود ۱۵ سال است به راهکاری دایمی تبدیل شده در حالی که سرما، گرما، محدودیت‌های بهداشتی، ضعف ارتباطی و دشواری دسترسی به امکانات آموزشی، تجربه آنان از مدرسه را با بسیاری از همسالانشان متفاوت می‌کند.

ساخت یک مدرسه استاندارد البته ضروری است، اما مسئله به دیوارهای مدرسه محدود نمی‌شود؛ دسترسی پایدار به اینترنت، امکانات بهداشتی و فضای مناسب یادگیری نیز بخشی از حق برخورداری از آموزش باکیفیت است، پرسش اصلی بنابراین این نیست که آیا این کودکان «مدرسه دارند» یا نه بلکه این است که آیا از فرصتی برابر برای یادگیری و رشد برخوردارند، پس از حدود ۱۵ سال، انتظار می‌رود راه‌حل موقت جای خود را به یک تصمیم پایدار و مسوولانه نهادی بدهد؛ زیرا کودکی که در روستا زندگی می‌کند، نباید فقط به دلیل جغرافیای محل زندگی خود سهم کمتری از آموزش باکیفیت داشته باشد.

منبع: حیات

منبع خبرحیات
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 16:47
106,058مطلب نمایه‌شده
72,785موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی