در دنیایی که مدعی پایبندی به اصول حقوق بشر است، شاهد شکافی عمیق میان شعارها و واقعیتهای میدانی هستیم که این آرمان جهانی را با بحرانی جدی مواجه کرده است. پرسش اصلی این است که آیا حقوق بشر امروز حقیقتی محققشده است یا صرفا شعاری توخالی؟ پاسخ به این پرسش نه در تأیید مطلق موفقیتهاست و نه در نفی کامل تلاشها؛ اگر از منظر حقوقی و اسناد بینالمللی به موضوع بنگریم، بیشک دستاوردهایی حاصل شده است.
وجود اسنادی همچون اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸، میثاقهای حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیونهای منع شکنجه، حقوق کودک و رفع تبعیض، همگی دولتها را وادار کردهاند تا در ظاهر هم که شده، پایبندی مشخصی به این اصول نشان دهند و این امر تا حد زیادی بر قوانین داخلی، نظامهای قضایی و سیاستگذاریهای عمومی کشورها اثرگذار بوده است. بنابراین، نمیتوان ادعا کرد که حقوق بشر تنها یک شعار بوده است.
با این حال، وقتی از جنبههای اخلاقی و اجتماعی به موضوع مینگریم، حقوق بشر به عنوان زبانی مشترک برای دفاع از کرامت انسانی، مبارزه با تبعیض، حمایت از حقوق زنان و کودکان و آزادی زندانیان سیاسی عمل میکند، اما در اینجا با حقیقتی تلخ روبهرو هستیم؛ فاصلهای عمیق میان حق روی کاغذ و حق در زندگی واقعی وجود دارد. واقعیت این است که دولتها تنها زمانی به حقوق بشر تن میدهند که با منافع سیاسی و اقتصادیشان در تعارض نباشد و همین رویکرد باعث شده است که برخی، آن را مفهومی گزینشی یا ابزاری در دست قدرتها بدانند.
بحران فعلی حقوق بشر دقیقا ناشی از همین سیاسیکاریها و استانداردهای دوگانه قدرتهای بزرگ است؛ آنها نقض حقوق بشر در کشورهای رقیب را به شدت محکوم میکنند، اما در برابر جنایات همپیمانان خود سکوت پیشه میکنند و همین رفتار، اعتماد عمومی جهانی را به کلی از بین برده است. افزون بر این، ضعف در ضمانت اجرا و غلبه منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک و… باعث میشود که در بزنگاههای تاریخی، حفظ اتحادها بر دفاع از جان انسانها مقدم شمرده شود و دولتها در حالی که در بیانیههای خود شعار حقوق بشر سر میدهند، روابط نظامی و اقتصادی خود را با ناقضان حقوق بشر حفظ کنند.
در کنار اینها، جنگ، اشغال، تروریسم و سیاستهای مقابله با آن نیز بهانههایی شدهاند تا دولتهای مستکبر با توسل به مفهوم امنیت ملی، بازداشتهای بدون محاکمه، نظارتهای گسترده و استفاده بیش از حد از زور را توجیه کنند. از سوی دیگر، باید توجه داشت که حقوق بشر صرفا محدود به آزادی بیان و انتخابات نیست؛ بلکه فقر، بیکاری، تبعیض، و دسترسی نابرابر به آموزش و درمان نیز مستقیما با کرامت انسانی در ارتباط است، چرا که فرد درگیر فقر، عملا از استفاده از حقوق اولیه خود ناتوان است.
با این اوصاف، حقوق بشر به عنوان یک آرمان جهانی، با رفتار سیاسی دولتهایی که مدعی دفاع از آن هستند فرسنگها فاصله دارد و نمونههای نقض آن هر روز در برابر دیدگان ما رخ میدهد. برای بهبود این وضعیت، تقویت نهادها و دادگاههای مستقل بینالمللی ضروری است، هرچند همین تلاشها نیز همواره با مانعتراشی و رفتارهای خصمانه دولتهایی نظیر آمریکا روبهرو شده است. در نهایت باید گفت حقوق بشر در جهان امروز نه یک واقعیت کامل و تحققیافته است و نه صرفا یک شعار بیاثر؛
حقیقتی است که در اسناد بینالمللی جایگاهی رفیع دارد، اما در میدان عمل، به دلیل سلطهجویی قدرتهای سیاسی مستکبر، با بحرانی عمیق و جدی دستبهگریبان است که فاصله میان ادعا و اجرای آن را روز به روز وسیعتر میکند.
منبع: جام جم آنلاین



