از تماس تهران و ریاض تا درخواست کمک عربستان از چین
این تحولات پس از آن اهمیت بیشتری یافت که عربستان برای مهار تهدیدهای فزاینده حوثیها به چین متوسل شد و پکن نیز از تهران خواست برای مهار تنشها از نفوذ خود استفاده کند. رویترز گزارش داده است که نگرانی چین، علاوه بر امنیت عربستان، به مخاطرات پیش روی مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت بازمیگردد. اما نقطه اتصال این تحولات، توافق پکن است؛ توافقی که به تعبیر برخی تحلیلگران هنوز مهمترین آزمون خود را در پروندههای مناقشهبرانگیز منطقه پس نداده است. توافق ایران و عربستان در مارس ۲۰۲۳ با میانجیگری چین، صرفا احیای روابط دیپلماتیک نبود؛ بلکه فرصتی برای مدیریت رقابتی بود که آثار آن در یمن، عراق، سوریه و دیگر کانونهای بحران دیده میشد.
موسسه خاورمیانه (MEI) پیشتر در تحلیل خود درباره پیامدهای این توافق برای یمن تاکید کرده بود که تنشزدایی تهران و ریاض، امکان مدیریت رقابت را فراهم میکند، اما بهخودیخود به معنای کنار گذاشتن منافع راهبردی دو طرف در یمن نیست. از این منظر آمادگی ایران برای کمک به حل سیاسی بحران را باید در دو سطح بررسی کرد: نخست، کاهش خطر رویارویی مستقیم یا غیرمستقیم با عربستان؛ دوم، ایجاد مسیری برای بازگرداندن پرونده یمن به مذاکرات سیاسی. با این حال، موفقیت چنین ابتکاری به پذیرش آن از سوی بازیگران یمنی و تضمین منافع امنیتی طرفهای منطقهای وابسته است.
از این منظر راهحل پایدار یمن نمیتواند صرفا بر مهار نظامی حوثیها یا توافق امنیتی میان تهران و ریاض استوار باشد. فرمول واقعبینانه باید سه مؤلفه مکمل داشته باشد: گفتوگوی سیاسی فراگیر، توقف درگیریها و رفع محدودیتهای محاصرهگونهای که دسترسی مردم به کالاهای اساسی و کمکهای انسانی را مختل کرده است. تجربه آتشبس سازمان ملل در سال ۲۰۲۲ نشان داد که کاهش خشونت امکانپذیر است؛ اما توقف نسبی جنگ، بدون توافق سیاسی جامع، به صلح پایدار منجر نمیشود.
گروه بینالمللی بحران نیز در گزارش بازاندیشی صلح در یمن بر پیوند میان رقابت منطقهای، نگرانیهای امنیتی عربستان و ضرورت دستیابی به ترتیبات سیاسی تاکید کرده است. در این چارچوب، ایران میتواند با حمایت از مسیر مذاکره، عربستان از زاویه نگرانیهای امنیت مرزی و چین نیز میتواند از ظرفیت اقتصادی و دیپلماتیک برای تسهیل تفاهم بهره بگیرد. البته هیچیک از این سه بازیگر بهتنهایی قادر به تحمیل صلح به طرفهای یمنی نیست.
اهمیت فوری این پرونده زمانی آشکار میشود که جغرافیای یمن را از سطح یک جنگ داخلی فراتر ببریم. بابالمندب، دروازه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و مسیر دسترسی به کانال سوئز است؛ بنابراین، گسترش درگیریها در سواحل یمن میتواند هزینه حملونقل، بیمه کشتیها و انتقال انرژی را افزایش دهد. اندیشکده چتمهاوس در تحلیل ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶، پس از پیشروی حوثیها در سواحل دریای سرخ، هشدار داد که تحولات یمن ظرفیت فشار بر دو گذرگاه راهبردی، بابالمندب و تنگه هرمز، را افزایش داده است.
برای چین، که به جریان با ثبات انرژی و تجارت دریایی وابسته است، همزمانی اختلال در این دو گذرگاه تهدیدی فراتر از رقابت تهران و ریاض محسوب میشود. از همین رو، حل بحران یمن میتواند بخشی از یک دستورکار گستردهتر برای جلوگیری از امنیتیشدن مسیرهای حیاتی تجارت جهانی باشد. بنابراین، ابتکار تازه زمانی میتواند به احیای روح توافق پکن کمک کند که از تماسهای دیپلماتیک فراتر رود و به یک چارچوب منطقهای مشخص برسد: توقف درگیریها، تضمین دسترسی انسانی، آغاز مذاکرات فراگیر یمنی و تعهد بازیگران منطقهای به جلوگیری از گسترش جنگ به مسیرهای دریایی.
منبع: دنیای اقتصاد



