جوان آنلاین: درست همان روز که رئیسجمهور با صراحت گفت «امریکاییها سهبار پس از مذاکره به ما حمله کردند» و قبل از آن در دیدار با پاشینیان «مذاکره با دشمنی که ترور، تحریم و تهدید میکند، معنا ندارد» و در دیدار با پوتین «امریکا هر بار هنگام مذاکره به ما حمله کرد»، اصلاحطلبان این نگاهی را که با بصیرت پس از جنگ و خسارت فراوان به دست آمده است، با نسخه تسلیمطلبانه به چالش کشیدند! مسئله اینجاست که هیچکس در کشور دنبال جنگ بهماهو جنگ نیست. این بارها تبیین شده است. ولی مشکل اصلاحطلبان مذاکره و گفتوگو نیست. مشکل آنان تسلیم مقابل غرب است.
این حرف امروز و دیروز آنان هم نیست. این ایدهای است که حاضر به تغییر آن نیستند، هرچند دیگران را به ایدئولوژیزدگی منتسب میکنند. حسین مرعشی از حزب کارگزاران و صاحب چند هلدینگ بزرگ اقتصادی شاه عباس را مثال زده و تفسیری از او داده و نتیجه گرفته است که ما هم باید عقب بنشینیم: «شاه عباس بهجای درگیری همزمان با همه دشمنان، اولویتبندی کرد و برای تمرکز بر جبهه شرقی ابتدا با عثمانیها آتشبس کرد و حتی تا تبریز عقب نشست»!
کسی مانند احمد زیدآبادی نیز که خود نوشت در روزهای اول جنگ چهلروزه مدام در رختخواب بوده و خودش را به خواب میزده است و دعا میکرده جنگ تمام شود، مسئولان کشور را به حرکت لاکپشتی در پاسخدادن به پیشنهادات امریکا متهم کرده و نوشته است: «اگر پاسخ امریکا به خط میخی هم بود باید تاکنون صد بار کشف رمز میشد! این چه پاسخی است که بعد از چند هفته همچنان "تحت بررسی" است و هنوز جمعبندی هم در باره آن صورت نگرفته است؟
لاکپشت هم میبود تا حالا به مقصد رسیده بود!» اگرچه کشور همینحالا مسیر مذاکره را نبسته و هم پزشکیان و هم دیگران دنبال جنگ نیستند، ولی آیا زیدآبادی منطق پزشکیان را که میگوید نمیتوانیم به کسی که سهبار حین مذاکره حمله کرده است، اعتماد کنیم، نمیفهمد یا بههمراه مرعشی و دهها نویسنده اصلاحطلب دیگر نوعی جهل فطری دارد؟! آخرینبار امریکا به جلسهای از مسئولان نظامی و امنیتی که برای بررسی پاسخ به پیشنهاد امریکا بود حمله کرد و همه را به شهادت رساند ولی امثال این کورباطنها دوباره میگویند جلسه بگذارید برای پاسخ سریعتر به امریکا.
در منطق اینان هیچوقت امریکا مقصر نیست. مقصر ما هستیم که تسلیم نمیشویم تا خواب درون رختخواب ایشان بدون دغدغه جنگ باشد. از نسخه تسلیم مرعشی تا طعنه زیدآبادی به روند مذاکرات، چرا بهجای کمک به تثبیت دستاوردهای میدان، دولت از درون جریان سیاسی نزدیک به خود تحت فشار قرار میگیرد؟حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی با ثروت رانتی و افسانهایاش، این روزها بیش از هر فعال سیاسی و اقتصادی دیگری، در تریبونها ظاهر میشود و دلواپس مردم و معیشت اقتصادی آنها شده است! او البته برای اثبات ادعاهای خودش ابایی ندارد از اینکه دروغ بگوید.
کما اینکه چندی پیش به نقل از مقامات چینی، سفر نماینده ویژه ایران را مشروط به چهار شرط باز کردن تنگه توسط ایران، دریافت نکردن هیچگونه عوارضی، پایان دادن به اختلافات خود با عربستان و پایان دادن به اختلافات خود با امریکا، کرده بود، ادعایی که خیلی زود دفتر نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین آن را تکذیب کرد. اظهارات اخیر مرعشی و احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاحطلب، دو نمونه از انتقادهایی است که این روزها از درون جریان سیاسی نزدیک به دولت مسعود پزشکیان مطرح میشود؛
انتقادهایی که یکی با تجویز عقبنشینیهای گسترده و بلکه تسلیم برای جلوگیری از جنگ احتمالی بعدی و دیگری با تمسخر روند بررسی پیشنهاد امریکا، به صحنه آمده است.
وجه مشترک این مواضع را باید در این پرسش جستوجو کرد که آیا در شرایط کنونی، اولویت سیاستورزی باید تقویت قدرت چانهزنی ایران و تثبیت دستاوردهای میدانی باشد یا برجسته کردن ضعفها و فشار آوردن به دولت برای شتابزدگی در مسیر دیپلماسی؟حسین مرعشی در اظهاراتی خطاب به رئیسجمهور، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان سپاه، تأکید کرده است که برای جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، هیچ ریسکی نباید پذیرفته شود و هر عقبنشینی تاکتیکی لازم باید صورت بگیرد.
او همچنین حفظ ایران را مهمتر از غنیسازی و دستاوردهای هستهای دانسته و با اشاره به تورم و فشار اقتصادی، بر ضرورت امتیازدهی جمهوری اسلامی تأکید کرده است. در ظاهر، سخنان مرعشی با دغدغه حفظ کشور و کاهش فشار بر مردم بیان میشود، اما مسئله اصلی، نتیجهای است که از این مقدمات گرفته میشود. آیا فشار اقتصادی و احتمال جنگ، به خودی خود به معنای ضرورت عقبنشینی و تسلیم است؟ آیا برای حفظ ایران باید مؤلفههای قدرت را کنار گذاشت یا باید از همین مؤلفهها برای جلوگیری از تکرار تجاوز و دستیابی به توافقی متوازن استفاده کرد؟
نگرانی از معیشت مردم ضروری است، اما تبدیل این نگرانی به استدلالی برای عقبنشینی یکجانبه و امتیاز دادن به دشمن، نه تنها راهبردی قطعی برای جلوگیری از جنگ نیست بلکه میتواند این پیام را به طرف مقابل منتقل کند که افزایش فشار، سرانجام ایران را به امتیازدهی بیشتر (بخوانید تسلیم) وادار خواهد کرد. در چنین شرایطی، پرسش از مرعشی این است که اگر عقبنشینیهای به اصطلاح تاکتیکی مورد نظر او با تضمین معتبر و امتیاز متقابل همراه نباشد، چه چیزی مانع تکرار زیادهخواهیهای امریکا خواهد شد؟ حال آنکه تجربه تلخ برجام پیش روی اوست.
واقعیتی که نادیده گرفته میشودمرعشی در حالی از ضرورت عقبنشینی برای نجات ایران سخن میگوید که چنین صورتبندیای، تصویری بهشدت تیره از وضعیت کشور ارائه میکند؛ تصویری که در آن، فشار اقتصادی چنان تعیینکننده جلوه میکند که گویی ایران در برابر انتخابی ناگزیر میان تسلیم و از دست رفتن کشور قرار گرفته است. این نگاه، ظرفیتهای دفاعی، ژئوپلیتیکی و اجتماعی ایران را به حاشیه میراند و از یک واقعیت اساسی غفلت میکند: امنیت ملی تنها با امتیاز دادن به دشمن تأمین نمیشود.
این در حالی است که امروز به اعتراف دوست و دشمن، ایران پیروز مطلق میدانی جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی، و آنچه اکنون باید دغدغه فعالان سیاسی باشد، نه عقبنشینی و تسلیم که تثبیت این قدرت میدانی در میز مذاکره است. بنابراین در ارزیابی دو جنگ تحمیلی اخیر امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، آنچه اهمیت دارد، بررسی اهداف اعلامی و عملیاتی دشمن، میزان تحقق آنها و هزینههایی است که با مقاومت ایران متحمل شده است. اگر دشمن در دستیابی به اهداف خود با شکست مواجه شده، این واقعیت باید در محاسبات دیپلماتیک لحاظ شود.
از همین رو، مسئله امروز ایران صرفاً پایان دادن به درگیری نیست بلکه چگونگی تثبیت دستاوردهای میدان در میز مذاکره و جلوگیری از تکرار تجاوز است. مذاکره نه خیانت است و نه بهخودیخود نشانه ضعف؛ همانطور که هر عقبنشینی نیز الزاماً تدبیر محسوب نمیشود. معیار اصلی، منافع ملی، تناسب امتیازها، وجود تضمینهای معتبر و پیامدهای بلندمدت تصمیمهاست. دیپلماسی باید از قدرت میدان برای افزایش قدرت چانهزنی بهره ببرد، نه اینکه پیش از آغاز یا پایان مذاکرات، ضرورت واگذاری بازوهای اقتدار را بهعنوان تنها راه نجات کشور جا بیندازد.
مطالبه شفافیت یا تضعیف موقعیت مذاکره؟در سوی دیگر، احمد زیدآبادی با لحنی طعنهآمیز، طولانی شدن روند بررسی پاسخ امریکا را به تمسخر گرفته و نوشته است که اگر پاسخ به خط میخی هم بود، باید تاکنون بارها رمزگشایی میشد. این انتقاد، در ظاهر متوجه کندی روند دیپلماسی است، روندی که دولت پزشکیان مسئول پیشبرد آن است. بدیهی است که افکار عمومی حق دارد درباره روند مذاکرات، دلایل تأخیر و چشمانداز آن توضیح بخواهد. اما تبدیل این مطالبه به طعنه و تمسخر، بدون اطلاع از جزئیات مذاکرات و پیچیدگیهای تصمیمگیری، لزوماً به روشن شدن واقعیت کمک نمیکند.
سرعت، تنها معیار موفقیت دیپلماسی نیست. محتوای توافق، تضمینهای متقابل و حفظ منافع ملی نیز اهمیت دارند. در کنار نسخه تسلیمطلبی مرعشی، این پرسش درباره موضع زیدآبادی نیز مطرح است که آیا در شرایط فشار خارجی، چنین ادبیاتی به تقویت موقعیت مذاکرهکنندگان ایرانی کمک میکند یا میتواند به تشدید فضای بیاعتمادی و القای سردرگمی در داخل بینجامد؟
مؤلفهای که نباید قربانی اختلافات سیاسی شوددر کنار توان دفاعی نیروهای مسلح، حضور مستمر مردم در خیابانها طی بیش از ۲۲۰ شب، جلوهای از ظرفیت اجتماعی و همبستگی به عنوان یک عامل بازدارنده و تعیین کننده در برابر تهدید خارجی بوده است. چنین حضوری میتواند در محاسبات دشمن اثر بازدارنده داشته باشد؛ زیرا ارزیابی هزینههای تجاوز تنها به توان نظامی محدود نیست و میزان تابآوری جامعه نیز در آن اهمیت دارد.
اکنون دشمنان دریافتهاند که برای از سرگیری درگیری ها، شبیه آنچه در دی ۱۴۰۴ اتفاق افتاد، باید شکاف و اختلاف در صفوف مردم، رقم بخورد، کاری که مرعشی و جریان متبوع او با مواضع وحدتشکن و انسجامسوز دنبال میکنند. اگر دستاوردهای میدان قرار است به صلحی پایدار تبدیل شود، راه آن تضعیف موقعیت مذاکرهکننده ایرانی با نسخههای شتابزده عقبنشینی نیست. راه، تثبیت دستاوردها، مقاومت جانانه مقابل مطالبات زیادهخواهانه دشمن و مطالبه تضمینهای معتبر و حفظ انسجام ملی در برابر فشار خارجی است.
به نظر میرسد مرعشی و اشخاص همسو با او بیش از هر چیز در پی بازتاب تفکری در ایران هستند که الگوی حکمرانی آن، بر تسلیم و سازش برای نجات خود یا حفظ منافع گروهی استوار است. همانها که امام شهید درباره آنها که از روی بزدلی سخن از صلح، سازش و تسلیم میگویند، هشدار داده بودند.
منبع: جوان آنلاین



