رویداد۲۴| محمدرضا باهنر، سیاستمدار باسابقه اصولگرا، در گفتوگویی تازه درباره تغییر انتظارات جامعه، کاهش پذیرش مرجعیتهای سنتی، عملکرد صداوسیما و ضرورت شکلگیری احزاب قدرتمند سخن گفته است؛ اظهاراتی که به نوشته روزنامه اعتماد، بحث درباره ضرورت بازنگری در شیوه سیاستورزی جریان اصولگرا را بار دیگر مطرح میکند. روزنامه اعتماد در گزارشی با بررسی سخنان اخیر باهنر، به این نکته پرداخته است که تأکید او بر بینیازی کشور از «شیخ و منجی» فراتر از یک اظهارنظر معمولی است و میتواند نشانهای از ضرورت تغییر در رابطه ساختار سیاسی با جامعه باشد.
باهنر: کشور به شیخ و منجی نیاز ندارد روزنامه اعتماد مهمترین بخش گفتوگوی اخیر باهنر با خبرآنلاین را جملهای میداند که در آن بر بینیازی کشور از شیخ و منجی تأکید شده است. این روزنامه معتقد است که این اظهارنظر را باید در چارچوب تغییر جایگاه چهرههای بانفوذ و ریشسفیدان سیاسی بررسی کرد؛ افرادی که در دورههایی میتوانستند میان جریانهای سیاسی واسطه شوند، اختلافها را کاهش دهند و برای حل منازعات راهی پیدا کنند. با این حال، جامعه امروز با نسلهایی روبهروست که خواستهها، انتظارات و شیوههای متفاوتی برای حضور در عرصه عمومی دارند.
در چنین شرایطی، اتکا به اعتبار گذشته افراد بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی همه مسائل باشد و حل اختلافها نیز نمیتواند همواره به ورود یک چهره بانفوذ وابسته بماند. بر اساس تحلیل اعتماد، این نگاه به معنای کنار گذاشتن تجربه سیاستمداران باسابقه نیست؛ بلکه مسئله اصلی، ضرورت شکلگیری سازوکارهای پایدار برای ارتباط با جامعه است. نهادهای سیاسی، احزاب و رسانهها باید بتوانند در حل اختلافها و انتقال مطالبات مردم نقش مؤثرتری ایفا کنند.
نسل جدید دیگر نمیخواهد به او بگویند چگونه فکر کند بخش دیگری از سخنان باهنر به تغییر رابطه نسل جوان با مرجعیت سیاسی و فکری مربوط میشود. او معتقد است نسل جدید نمیخواهد فردی در جایگاه رئیس یا رهبر فکری قرار بگیرد و به او بگوید چگونه فکر کند؛ بلکه میخواهد خودش بیندیشد و مرجع فکری خود را شکل دهد. روزنامه اعتماد این دیدگاه را حامل پیامی برای سیاستگذاران میداند: شیوههای ارتباطی مبتنی بر دستور، توصیه یکطرفه و انتظار برای پذیرش بیچونوچرای سخنان صاحبان قدرت، با جامعه امروز سازگاری کمتری دارد.
در این چارچوب، تغییر در حکمرانی صرفاً به اصلاح تصمیمهای اجرایی یا جابهجایی مدیران محدود نمیشود. نحوه شنیدن مطالبات، پاسخ دادن به اعتراضها و توضیح تصمیمها نیز بخشی از این تغییر است. جامعهای که برای خود حق انتخاب و اظهارنظر قائل است، انتظار دارد در برابر تصمیمهای عمومی امکان پرسشگری و مشارکت داشته باشد. اهمیت این اظهارات از آن جهت است که باهنر از بیرون ساختار سیاسی به این مسائل نگاه نمیکند؛ او از چهرههای باسابقه جریان اصولگراست و از درون همین جریان، محدودیتهای اتکا به شیوههای قدیمی سیاستورزی را مطرح میکند. انتقاد باهنر از صداوسیما؛
رسانه فراگیر بدون مخاطب چه فایدهای دارد؟ روزنامه اعتماد در بخش دیگری از گزارش خود به انتقاد باهنر از وضعیت ارتباط رسانه رسمی با جامعه پرداخته است. او برای توضیح تغییر شرایط، به صداوسیما و نمونههایی از مناظرههای سیاسی سالهای نخست انقلاب اشاره کرده و این پرسش را مطرح کرده است که امروز چه نسبتی میان رسانه ملی و مخاطبانش برقرار است. به باور باهنر، در اختیار داشتن رسانهای فراگیر لزوماً به معنای اثرگذاری بر افکار عمومی نیست. رسانه زمانی میتواند نقش خود را ایفا کند که بخش قابلتوجهی از جامعه آن را ببیند، به سخنانش گوش دهد و به آن اعتماد داشته باشد.
این بحث فراتر از کیفیت برنامههای تلویزیونی است و به این پرسش میرسد که رسانه رسمی تا چه اندازه امکان طرح دیدگاههای متفاوت را فراهم میکند و میتواند با مخاطبانی ارتباط برقرار کند که لزوماً همنظر با سیاستهای رسمی نیستند. اگر رسانه ملی نتواند اعتماد گروههای مختلف جامعه را جلب کند، امکان گفتوگوی عمومی نیز محدودتر خواهد شد. از این منظر، نقد صداوسیما با بحث باهنر درباره نسل جدید ارتباط پیدا میکند؛ نسلی که به گفته او، مرجعیت را بهسادگی نمیپذیرد و میخواهد خودش درباره مسائل تصمیم بگیرد.
باهنر از نبود احزاب قدرتمند نگران است بخش دیگری از اظهارات باهنر به رقابتهای سیاسی و انتخاباتی مربوط میشود. انتخابات در ساختار سیاسی قرار است زمینه رقابت جریانها بر سر برنامهها و کسب رأی مردم را فراهم کند؛ اما مشکل زمانی ایجاد میشود که رقابت انتخاباتی پس از اعلام نتایج نیز به شکل خصومت دائمی ادامه پیدا کند و امکان همکاری بر سر مسائل کشور را کاهش دهد. روزنامه اعتماد این بخش از سخنان باهنر را در ارتباط با ضرورت تغییر رفتار جریانهای سیاسی بررسی کرده است.
رقابت انتخاباتی، بهجای آنکه به تقابل همیشگی و تلاش برای حذف رقیب تبدیل شود، باید امکان ارائه برنامههای متفاوت و پاسخگویی در برابر مردم را فراهم کند. در همین چارچوب، باهنر از نبود چند حزب نیرومند که بتوانند رقابت سیاسی را سامان دهند، ابراز نگرانی کرده است. احزاب ریشهدار میتوانند رقابتها را از سطح تقابلهای شخصی و مقطعی فراتر ببرند و آنها را به برنامه، مسئولیتپذیری و پاسخگویی پیوند دهند. وجود چنین احزابی همچنین میتواند زمینه همکاری جریانهای سیاسی پس از انتخابات را فراهم کند؛
بهگونهای که اختلاف بر سر برنامهها و دیدگاهها به مانعی برای حل مسائل مشترک کشور تبدیل نشود. تغییر در حکمرانی، فراتر از تغییر افراد روزنامه اعتماد در جمعبندی گزارش خود، اظهارات باهنر را در ارتباط با چند مسئله بههمپیوسته بررسی میکند: جامعهای که تغییر کرده، نسلی که مرجعیت را به شکل گذشته نمیپذیرد، رسانهای که باید نسبت خود را با مخاطبان بازبینی کند و رقابت سیاسیای که نباید به اختلاف دائمی تبدیل شود. باهنر همچنین از نگرانی خود درباره آینده در حوزههای سیاست، اقتصاد، فرهنگ و دیپلماسی سخن گفته است؛
موضوعی که نشان میدهد دغدغههای مطرحشده به یک نهاد یا مسئله خاص محدود نمیشود. پرسش اصلی این است که آیا ساختار سیاسی میتواند تغییرات جامعه را نه صرفاً بهعنوان مسئلهای برای مدیریت، بلکه بهعنوان واقعیتی بپذیرد که باید در شیوه تصمیمگیری و ارتباط با مردم منعکس شود؟ از نگاه مطرحشده در گزارش اعتماد، پاسخ به این پرسش بیش از آنکه به یافتن یک چهره میانجی یا تکیه بر «منجی» وابسته باشد، به عملکرد نهادها، کیفیت رسانهها، رفتار احزاب و توانایی جریانهای سیاسی برای پذیرش رقیب بستگی دارد.
منبع: رویداد 24


