رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیشبکه شرق3 دقیقه مطالعه

اخلاق گمشده امروز جامعه ما

سعید خال - مدرس دانشگاه و حافظ‌پژوه ۲۰ مهرماه روز جهانی شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، شاعر بلندآوازه ایران و جهان و فخر انسانیت است. سراسر دیوان حافظ پر است از ابیات ناب، گهربار و ارزشمند که نیاز امروز بشر است. دیوان حافظ تنها یک دیوان شعر معمولی نیست؛ دفتر…

سعید خال – مدرس دانشگاه و حافظ‌پژوه

۲۰ مهرماه روز جهانی شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، شاعر بلندآوازه ایران و جهان و فخر انسانیت است. سراسر دیوان حافظ پر است از ابیات ناب، گهربار و ارزشمند که نیاز امروز بشر است. دیوان حافظ تنها یک دیوان شعر معمولی نیست؛ دفتر اخلاق، انسانیت و معرفت است. اگر قرار باشد از میان سخنان حافظ، یکی از ابیات مهم و اساسی را برای جامعه امروز ایران انتخاب کنیم، شاید این بیت را برگزینم؛ بیتی که در ظاهر کوتاه است، اما درون خود یک جهان‌بینی بزرگ انسانی و ایرانی را جای داده است: «کم مباش از درخت سایه‌فکن‌/ هر که سنگت زند، ثمر بخشش».

حافظ را اگر امروز در میان خود می‌داشتیم و از او می‌پرسیدیم در جهانی که پر از فناوری، سرعت، ارتباطات، قدرت و دستاوردهای مادی است، چه چیزی بیش از همه گم شده‌، گمان می‌کنم پاسخ او بازگشت به همان جوهر دیوانش بود: اخلاق، انسانیت، یکرنگی، مدارا، بخشش و پرهیز از ریا. راز ماندگاری حافظ نیز همین‌جاست. او با حجم اندکی از شعر، سخنی به وسعت انسان گفته است.

قرن‌ها از روزگار او گذشته، شاعران بسیاری آمده‌اند و رفته‌اند، اما حافظ همچنان در زندگی مردم حضور دارد؛ نه فقط در کتابخانه‌ها و دانشگاه‌ها، بلکه در خانه‌ها، آیین‌ها، نوروز، شب یلدا، لحظه‌های شادی و اندوه و در زبان روزمره مردم. چرا؟

چون حافظ بیش از آنکه سخنگوی یک عصر باشد، سخنگوی دل انسان است.

اما این بیت چه می‌گوید؟

درختی را تصور کنیم که سنگ می‌خورد، اما میوه می‌دهد، سایه‌اش را از کسی دریغ نمی‌کند و در برابر سنگی که به سویش پرتاب شده، ثمر می‌بخشد.

این تصویر، به گمان من، یکی از زیباترین تعریف‌های اخلاق است: بزرگواری یعنی اجازه ندهیم بدی دیگری، ما را از خوبی خودمان تهی کند. این نگاه در ادامه همان سخنی است که در قطعه‌ای منسوب به حافظ می‌خوانیم: «بر تو خوانم ز دفتر اخلاق‌/ آیتی در وفا و در بخشش» و سپس از درخت و صدف برای توضیح وفا، حلم و بخشش بهره می‌گیرد.

امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگری به چنین نگاهی نیازمند است؛ نه به این معنا که در برابر ظلم و بی‌عدالتی سکوت کنیم، بلکه به این معنا که پاسخ ما به رنج، لزوما بازتولید رنج نباشد. می‌توان ایستاد،‌ مطالبه کرد،‌ نقد کرد، اما در عین حال اخلاق را از دست نداد. این همان نقطه‌ای است که حافظ را از یک شاعر بزرگ، به یک میراث زنده فرهنگی تبدیل می‌کند. میراث فقط بنا، شیء، نسخه خطی یا اثر تاریخی نیست؛ ‌مجموعه‌ای از شیوه‌های دیدن جهان و زیستن با دیگری نیز هست. حافظ بخشی از میراث ناملموس ایرانی است؛

میراثی که در آن عشق، مدارا، جوانمردی، خرد، زیبایی و اخلاق در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. به همین دلیل است که حافظ محدود به جغرافیای ایران نمانده است. پیام او، وقتی از مرزهای زبان و سرزمین عبور می‌کند، مخاطب خود را در هر انسانی پیدا می‌کند که در جست‌وجوی آرامش، معنا و انسانیت است. جهان امروز با وجود همه پیشرفت‌های شگفت‌انگیزش، هنوز با مسئله‌ای قدیمی روبه‌روست: چگونه انسان بمانیم؟ شاید پاسخ حافظ ساده باشد: سایه‌فکن باشیم. اگر به ما سنگ زدند، تمام هنر ما این نباشد که سنگ را برگردانیم، هنر بزرگ‌تر این باشد که اجازه ندهیم سنگ، ما را از ثمردادن بازدارد.

برای من‌ این بیت فقط توصیه‌ای اخلاقی نیست؛ تصویری از یک فرهنگ است؛ فرهنگی که درخت را فقط به خاطر میوه‌اش نمی‌خواهد، بلکه سایه‌اش را نیز قدر می‌داند؛ فرهنگی که صدف را به خاطر گوهری که در دل خود می‌پرورد می‌شناسد و بزرگی انسان را در توان او برای بخشیدن و مدارا کردن می‌بیند. ۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ، گرامی باد. به امید آنکه در سایه این میراث روشن، شعر را نه‌تنها بخوانیم، بلکه اخلاق و انسانیتی را که در آن نهفته است نیز در زندگی خویش به یاد آوریم.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرشبکه شرق
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 00:07
101,552مطلب نمایه‌شده
67,100موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی