یک دهه از اولین پیروزی دونالد ترامپ گذشت؛
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: یک دهه پس از برگزیت و انتخاب ترامپ، اقتصاد جهانی بسیار درهمتنیدهتر از روزهای آغازین این واکنش پوپولیستی است.
حدود یک دهه از اولین پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا میگذرد و انقلاب پوپولیستی در جهان انگلیسیزبان در آستانه دهسالگی است. از آن زمان تاکنون چهره جهان دگرگون شده است. خیزش پوپولیستها که از ژوئن ۲۰۱۶ با عصیان بریتانیا علیه نخبگان حامی اتحادیه اروپا و رای به برگزیت آغاز شد، قرار بود ناقوس مرگ جهانیشدن را به صدا درآورد.
پیامدهای جهانیشدن از جمله افزایش مهاجرت و کاهش مشاغل کارخانهای، هم هدف اصلی این جنبش بود و هم بهعنوان عامل بنیادین نارضایتی اقتصادی و موتور محرک این تحولات شناخته میشد.
امروز و با گذشت یک دهه، با تضادی تاملبرانگیز روبهرو هستیم. انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا نزدیک است و ترامپ همچنان چهره شاخص آن محسوب میشود. اما این رقابت سیاسی در شرایطی برگزار میشود که اقتصاد جهانی نسبت به سال ۲۰۱۶ بسیار یکپارچهتر است.
امروز از یک سو با انقلاب هوش مصنوعی مواجهیم که خود بهشدت وامدار جهانیشدن است. از سوی دیگر، بازارهای اوراق قرضه درگیر انبوه بدهیهای بهجامانده از پاندمی هستند. رای آمریکاییها در کوران چنین تحولاتی به صندوق ریخته میشود.
بنابراین با وجود تمام موانع تجاری نوپدید، محتملترین چشمانداز اقتصادی بیش از پیش آشکار میشود. وابستگی متقابل کشورها در جهان امروز نهتنها پابرجا میماند، بلکه چهبسا عمیقتر نیز شود.
این نتیجهگیری با تیتر اخبار روزمره همخوانی چندانی ندارد. از جنگهای تجاری آمریکا با کانادا و چین گرفته تا جنگ آمریکا علیه ایران، درگیریها در اوکراین و قدرتگرفتن مستمر احزاب ضدمهاجرت در اروپا، استدلالها برای اثبات فروپاشی نظم جهانی همچنان پررنگاند.
نظم جهانی قانونمحور و تحت رهبری تکنوکراتها که در سال ۲۰۱۶ آماج حملات قرار گرفت، اکنون در بهترین حالت شکننده به نظر میرسد. با این حال، تکهتکهشدن فضای سیاسی با آنچه در واقعیت اقتصاد جریان دارد از زمین تا آسمان متفاوت است.
شان دانان، نویسنده ارشد بلومبرگ و دبیر پیشین بخش تجارت جهانی فایننشال تایمز، در جستار آخر هفته خود استدلال قابلتاملی دارد. او معتقد است اگر از هیاهوی کنونی عبور کنیم، باید تاریخچه جهانیشدن را با نگاهی بلندمدت بسنجیم. در این صورت درمییابیم نیرویی که جوامع را به سوی یکپارچگی اقتصادی و تبادل کالا و ایده سوق میدهد، همچنان سرزنده و پویاست. این همان نیرویی است که بیش از دو هزار سال فرازونشیب را تاب آورده است.
تجارت جهانی نیز مسیر طبیعی خود را پیموده و از نظر حجم مطلق رشد کرده است. اما به تعبیر دانان، نکته مهمتری هم در میان است. امروز این زندگی روزافزون دیجیتال و مبتنی بر هوش مصنوعی ماست که مسیر فردا را ترسیم میکند و نویدبخش یکپارچگی بهمراتب عمیقتری در آینده جهان است.
تجارت فیزیکی تسلیم هیاهو نشد
حتی شاخصهای اقتصاد سنتی نیز گواه آناند که جهانیشدن تاب آورده است. تجارت جهانی کالا در ده سال گذشته مقاومت چشمگیری از خود نشان داده است. متقنترین شواهد در این زمینه از گزارش ماهانه ناظر تجارت جهانی وابسته به دفتر تحلیل سیاستهای اقتصادی هلند به دست میآید.
بر اساس این گزارش، در ماه ژوئیه، حجم محمولههای تجاری در سراسر جهان ۲۵ درصد بیشتر از نوامبر ۲۰۱۶ بوده است. در طول یک دهه گذشته، سرعت رشد این شاخص در واقع از دهه پیش از آن نیز فراتر رفته است.
روشن است که تجارت کالاهای فیزیکی در دهه گذشته پابهپای کل اقتصاد جهانی منبسط نشده و این بدان معناست که تجارت دیگر موتور محرک سابق نیست، اما از فروپاشی نیز خبری نبوده است. سازمان تجارت جهانی بهتازگی پیشبینی کرده است که رشد تجارت در سال ۲۰۲۶ با ثبت رقم ۳.۹ درصد، بار دیگر از رشد تولید ناخالص داخلی جهانی پیشی خواهد گرفت.
در آسیا، اروپا و آمریکای لاتین، مهمترین رویداد اقتصادی این است که حجم صادرات چین بسیار فراتر از سال ۲۰۱۶ رفته و پدیدهای که شوک دوم چین نامیده میشود از راه رسیده است. ارزش صادرات ماهانه این کشور در ماه ژوئیه، دو برابر رقم ثبتشده در نوامبر ۲۰۱۶بود. خودروها و دوچرخههای الکتریکی چینی در مسیر تسخیر بازارهای جهانیاند و این واقعیت با هرگونه تصور از روند تمرکززدایی و چندپارگی اقتصاد جهانی در تضاد است.
در این میان، ایالات متحده نیز بیش از گذشته درگیر تجارت است. با وجود تعرفههای وضعشده در دوران ترامپ، واردات آمریکا در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۶ با احتساب تورم واقعی، ۵۰۰ میلیارد دلار بیشتر از مدت مشابه در سال ۲۰۱۶ بوده است.
سهم واردات از تولید ناخالص داخلی آمریکا نیز با ثبت رقمی بین ۱۱ تا ۱۲ درصد، تقریبا دستنخورده باقی مانده است. این واقعیت در بازار سرمایه نیز صدق میکند. داراییهای خارجی در قالب اوراق بهادار آمریکا و همچنین سرمایهگذاری آمریکاییها در داراییهای خارجی، از سال ۲۰۱۶تاکنون چه بهلحاظ ارزش و چه بهعنوان سهمی از اقتصاد افزایش یافته است. به گفته دانان، ما امروز بیش از یک دهه پیش، با بازارها و سفتهبازیهای یکدیگر در ارتباطیم.
ارزش قطعات وارداتی در کالاهای تولیدی سراسر جهان نیز همچنان در سطحی چشمگیر باقی مانده است. طبق آمارهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، سهم تجارت مرتبط با زنجیرههای تامین فرامرزی و بهتبع آن قطعات یا خدمات وارداتی از تولید ناخالص داخلی جهانی در سال ۲۰۲۴ نسبت به سال ۲۰۱۶ افزایش یافته است.
هرچند تعرفههای جدید از آن زمان اجرایی شدهاند، اما شرکتها تاکنون ترجیح دادهاند هزینه مالیات بر واردات را بپردازند تا اینکه بخواهند خطوط تولید خود را جابهجا کنند. البته آمریکا تنها یک بازیگر در این عرصه پهناور است.
حتی رویکرد ترامپ نیز به سرمایه وارداتی متکی است. او پیوسته به این موضوع میبالد که دولتهای خارجی و شرکتهای خصوصی داخلی و خارجی، متعهد به سرمایهگذاری بیش از ۲۰ تریلیون دلاری در آمریکا طی دوره دوم ریاستجمهوریاش شدهاند. رقمی که ردیاب کاخ سفید خود آن را ۱۱.۲ تریلیون دلار برآورد میکند. او حتی با ایده احداث کارخانههای خودروسازان چینی در خاک آمریکا نیز همراهی نشان داده است و این رویکردی در پذیرش جهانیشدن است که در سال ۲۰۱۶ بسیار دور از ذهن به نظر میرسید.
جاده ابریشم نوین در بستر دیجیتال
با این همه، تمامی این موارد به اقتصاد سنتی بازمیگردد. به باور دانان، داستان اصلی این است که همگرایی ما بهشکلی فزاینده رنگوبوی دیجیتال به خود گرفته است. گستره توجه ما جهانی شده و بهزودی هوش و حافظه ما نیز از این روند تبعیت خواهد کرد. مسئله صرفا این نیست که گوشی هوشمندی که در دست داریم محصول جهانیشدن است، بلکه دیتاسنترهای عظیمی که برای پاسخگویی به نیاز سیریناپذیر پردازش هوش مصنوعی ساخته میشوند نیز به تراشهها و قطعاتی از چهارگوشه جهان و ترافیک اطلاعاتی عبوری از مرزها وابستهاند.
بر اساس گزارش اتحادیه بینالمللی مخابرات، از سال ۲۰۱۶ تاکنون شمار کاربران اینترنت در سراسر جهان تقریبا دو برابر شده و از مرز ۶ میلیارد نفر گذشته است. این نهاد آمار ترافیک پهنباند را تنها از سال ۲۰۱۹ منتشر میکند، اما از آن زمان ترافیک ترکیبی پهنباند ثابت و سیار تقریبا چهار برابر شده و در پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۸۸۰۰اگزابایت رسیده است.
زیرساختهای این تجارت دیجیتال با گستردگی بیشتری در حال توزیعاند و دیتاسنترها نقش بندرهای جدید، سرورها نقش کانتینرهای باربری و کابلهای زیردریایی نقش جادههای ابریشم نوین را ایفا میکنند.
روزگاری گفته میشد ۷۰ درصد از ترافیک اینترنت جهانی از ویرجینیای شمالی عبور میکند. امروزه رقم دقیقتر چیزی در حدود ۲۰درصد است. این عدد هنوز هم بالاست، اما اگر در لندن، سیدنی یا کوالالامپور باشید، جستوجوهای آنلاین شما بهاحتمال قوی در همان حوالی پردازش میشود.
از یک زاویه، این پدیده را میتوان بهمعنای تکهتکهشدن و از دسترفتن کنترل آمریکا بر گلوگاههای ارزشمند اینترنتی تعبیر کرد، اما از نگاه دانان، همین موضوع نشاندهنده گسترش و تکامل ستون فقرات همگرایی دیجیتال ما نیز هست.
البته این روند سویه تاریکی هم دارد. دارک وب یا همان وب تاریک بهعنوان یک بازار ویرانشهری مبتنی بر رمزارزها برای فروش همهچیز از رمزهای عبور سرقتشده گرفته تا کالاهای ممنوعه، در دهه گذشته ابعاد وسیعتری یافته است. شبکههای سازمانیافته کلاهبرداری اینترنتی در آسیای جنوبشرقی نیز وضعیتی مشابه دارند و بزهکاری عملا به یک ساختار صنعتی تمامعیار و جهانی تبدیل شده است.
پیروزی قدرت نرم بر حصارهای ملی
با این حال، نمونههای روشنتر و مثبتتری نیز به چشم میخورد. یک دهه پیش، این ایده که یک شبکه اجتماعی تحت مالکیت چین مانند تیکتاک بتواند فرهنگ آمریکایی را شکل دهد، تهدیدی ملی و دلهرهآور تلقی میشد. اما این پلتفرم با وجود تلاشهای پیگیرانه کنگره آمریکا برای ممنوعیت آن پابرجا مانده و اکنون با خلق طبقه متوسط مختص به خود، بخش مهمی از اقتصاد تولید محتوا را تشکیل میدهد.
مفاهیمی مانند نفوذ همهجانبه چین اکنون به واقعیتی روزمره بدل شدهاند. پسری در روستایی در ایرلند که یک کسبوکار کوچک فروش تخممرغ در کنار جاده راه میاندازد و درباره آن در اینترنت تولید محتوا میکند، مخاطبانی واقعی از آنسوی مرزها را بهسوی خود جلب میکند.
دانان روایت می کند که چندی پیش در ضیافتی در واشنگتن، پای صحبتهای سخنرانی نشسته بود که از ناسیونالیسم احیاشده آمریکایی تمجید و از بریتانیای ضعیفشده انتقاد میکرد. تنها چیزی که در میان صحبتهای او در ذهن دانان تداعی میشد، سیل ویدیوهایی بود که در آن هفته از رقص و پایکوبی هواداران تیم فوتبال آرسنال پس از قهرمانی در لیگ برتر در خیابانهای مکانهایی نظیر کنیا دیده بود.
گاهی در ارزیابی قدرت نرم اغراق میشود و این موضوع در مورد تاثیرگذاری ورزش دوچندان است، اما چه کسی است که شیفته قدرت برند جهانی آرسنال یا هر باشگاه بریتانیایی دیگری نباشد؟
لیگ برتر انگلیس امروز حتی بیش از زمانی که بریتانیاییها به برگزیت رای دادند، به مالکان، سرمایههای خارجی و تیمهای مملو از استعدادهای وارداتی وابسته است. در واقع بزرگترین معضل این لیگ گذشته از تخلفات مالی برخی تیمها این است که آنقدر در سطح جهانی محبوب شده که هواداران بومی نگراناند از این فضای فرهنگی بیرون رانده شوند.
پارادوکس ترامپ در میدان هوش مصنوعی
در هیچ عرصهای سازگاری ترامپ با جهانیشدن، بارزتر از حوزه هوش مصنوعی نیست. رونق عظیم سرمایهگذاری فعلی که به محاسبه اقتصاددانان گسترهای فراتر از توسعه شبکه راهآهن آمریکا در قرن نوزدهم خواهد داشت، بهشدت به قطعات وارداتی متکی است و نقطه آغاز آن تراشهها و سرورهای گرانقیمتی است که شاهرگ حیاتی دیتاسنترها محسوب میشوند.
ترامپ حتی در شرایطی که تعرفه واردات در سایر بخشها را افزایش میداد، این تراشهها و سرورها را از تیغ مالیاتهای وارداتی مصون نگه داشت.
این رونق زیرساختی و فیزیکی تنها آغاز ماجرای هوش مصنوعی است. پژوهشگران موسسه هوور در دانشگاه استنفورد بهتازگی در گزارشی اعلام کردند که تنها نیمی از دانشگاهیانی که در نگارش مقالات پایهای مدلهای دیپسیک چین مشارکت داشتهاند، منحصرا به موسسات چینی وابسته بودهاند.
از میان ۳۵۶ نویسنده شناساییشده در این پژوهش، ۸۰ نفر مدتی را در دانشگاههای آمریکا گذرانده بودند که سابقه حضور تنها ۱۳ نفر از آنها رویهمرفته به ۱۱۹ سال میرسید.
این وابستگی اما فراتر از مرزهای پژوهشی میرود. بنیاد کارنگی ماه گذشته میلادی یعنی سپتامبر در گزارشی فاش کرد که دانشگاههای چین اکنون پیشگام تربیت برترین پژوهشگران هوش مصنوعی در جهاناند. با این حال، آمریکا همچنان پس از ورود این نخبگان به بازار کار، مقصد اصلی آنهاست. واقعیت آن است که شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی در آمریکا بهشدت به مهندسان خارجی وابستهاند و مهاجران تقریبا دوسوم بنیانگذاران استارتآپهای پیشرو در این حوزه را در ایالات متحده تشکیل میدهند.
وقتی پای دادهها در میان باشد، مرزهای ملی بسیار نفوذپذیرتر از آن چیزی عمل میکنند که سیاستگذاران میپندارند. در دوران ریاستجمهوری جو بایدن، آمریکا کنترلهای صادراتی سختگیرانهای روی تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی وضع کرد تا مانع دسترسی شرکتهای چینی به این قطعات برای توسعه مدلهایشان شود.
با این وجود، گزارشها حاکی از آن است که شرکتهای چینی با اجاره دسترسی ابری به تراشهها در کشورهایی نظیر مالزی، این محدودیتها را دور زدهاند.
این الگو به فراسوی مرزهای هوش مصنوعی نیز بسط مییابد و به نوشته دانان، ما در حال تبادل روزافزون ایدهها هستیم. دادههای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان میدهد که تعداد مقالات دانشگاهی منتشرشده با مشارکت پژوهشگران موسسات کشورهای مختلف، در یک دهه گذشته نهتنها کاهش نیافته، بلکه رشد قابلتوجهی را نیز تجربه کرده است.
حتی نهادهای مذهبی نیز بهطور فزایندهای به استعدادها و پیروان جهانی اتکا دارند. دانان در تابستان ۲۰۲۴ دیداری با یک اسقف کاتولیک در حومه پیتسبورگ داشت که تلاشهایش را نهتنها برای اسکان پناهجویان اوکراینی، بلکه برای آوردن کشیشهایی از نیجریه و فیلیپین جهت اداره کلیساهای روستاییاش تشریح میکرد. اسقفنشین او در قلب پایگاه حامیان ترامپ قرار داشت، اما او بدون هیچ تردیدی به کشیشهای مهاجر تکیه کرده بود.
افسانه مرگ جهانیشدن
سخن از مرگ جهانیشدن حرف تازهای نیست. پس از بحران مالی جهانی نیز این ایده قوت گرفت. دلیلش هم مشخص بود. سرعت تجارت نسبت به دوران رونقِ پیش از ۲۰۰۸ افت کرده بود و همین مسئله به باور افول جهانیشدن دامن میزد. اما درست در دل همان بحران، شکلهای تازهای از ارتباطات جوانه میزد. اعلام مرگ جهانیشدن در آن زمان، یک خطر داشت. این کار میتوانست چشمها را بر الگوهای نوظهوریببندد که تازه درحال جان گرفتن بودند.
نیروهای اقتصادی از قدرت و ماندگاری بالایی برخوردارند و توانایی سیاستگذاران برای شکلدهی به پدیده بیکرانی مانند اقتصاد جهانی بسیار محدود است. از شرکتهای سودمحور گرفته تا مصرفکنندگان، بازیگران بیشماری در این صحنه حضور دارند که به بند کشیدن تمامی آنها ناممکن است.
جهان در یک دهه گذشته دستخوش دگرگونیهای بسیاری شده و تغییرات شگرفتری نیز در راه است. یک پاندمی بیسابقه معادلات اقتصادی را زیر و رو کرد، قدرتها در حال ظهور و افولاند، عصر دلهرهآور اختلالات و گسستهای فناوری آغاز شده، بافت جمعیتی در حال تغییر شکل اقتصادهاست و تغییرات اقلیمی در حال گرفتن تلفات و خلق مخاطرات جدید است. جنگها نیز نهتنها بر زندگی درگیران نبرد، که بر دسترسی جهان به منابع سایه افکندهاند.
با تمام این اوصاف، به باور دانان، یک دهه پس از قدرتگرفتن پوپولیستهایی که ادعای ارجحیت منافع ملی بر هر چیز دیگری را داشتند، ما بیش از هر زمان دیگری در تاریخ به یکدیگر متصل و وابستهایم. جهانیشدن نهتنها زنده است، بلکه چه بخواهیم و چه نخواهیم، همچنان به پیشروی خود ادامه میدهد.
منبع: دنیای اقتصاد



