واشنگتن برای مهار قیمت سوخت داخلی، مسیر فروش گازوئیل روسیه را موقتا باز میکند
انتخابات میاندورهای کنگره در ۳ نوامبر برگزار میشود و گرانی دیزل، هزینه حملونقل، کشاورزی و تولید کالا را بالا برده است. میانگین قیمت دیزل در آمریکا از آغاز جنگ با ایران حدود ۷۰درصد افزایش یافته و به محدوده ۶دلار و ۳۰ تا ۵۰سنت در هر گالن رسیده است؛ سطحی نزدیک به رکوردهای تاریخی. برای دولت ترامپ، مساله دیگر فقط مدیریت بازار انرژی نیست؛ قیمت سوخت به آزمونی برای ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت در آستانه انتخابات تبدیل شده است.
واشنگتن پیش از این نیز راههای مختلفی را برای مهار قیمتها آزموده است: فشار بر اروپا برای آزادسازی ذخایر اضطراری، گسترش امکان استفاده از دیزل قرمز معاف از مالیات و بررسی محدودیت صادرات سوخت آمریکا. اکنون خرید دیزل روسیه نیز به این مجموعه اضافه شده است. تعدد این اقدامات نشان میدهد دولت هنوز راهحلی پایدار برای مهار بحران پیدا نکرده و ناچار است همزمان از ابزارهای داخلی، ذخایر اضطراری و توافقهای خارجی استفاده کند.
پیامی به رأیدهندگان یا امتیازی به پوتین؟
برای ترامپ، معامله با روسیه فرصتی است تا به رأیدهندگان نشان دهد دولت برای کاهش هزینه سوخت اقدام میکند. اما اثر اقتصادی این توافق هنوز روشن نیست. حتی اگر محمولههای وعدهدادهشده بهموقع برسند، حجم آنها در مقایسه با مصرف آمریکا و کسری عرضه جهانی محدود است. از سوی دیگر، با آغاز رأیگیری زودهنگام در برخی ایالتها، ممکن است بخشی از رأیدهندگان پیش از مشاهده هرگونه اثر احتمالی این معامله بر قیمتها، تصمیم خود را گرفته باشند.
برای پوتین، ماجرا فرصت متفاوتی ایجاد میکند: فروش سوخت به بازار آمریکا میتواند درآمد تازهای برای روسیه فراهم و نشان دهد که حتی در شرایط تحریم، مسکو همچنان میتواند به بازارهای مهم انرژی دسترسی پیدا کند. این توافق همچنین در زمانی اعلام شده که روسیه با محدودیت صادرات دیزل و آسیبدیدن پالایشگاههایش در حملات اوکراین روبهرو است.
مقامهای روسی گفتهاند محدودیت صادرات دیزل را زودتر از موعد کاهش میدهند تا امکان عرضه به بازارهای خارجی فراهم شود. به این ترتیب، مسکو از یکسو میتواند فروشنده سوخت برای مهار بحران انرژی آمریکا باشد و از سوی دیگر، از افزایش تعامل با واشنگتن برای گسترش همکاریهای اقتصادی و دیپلماتیک بهره ببرد. گزارشها درباره گفتوگوهای گستردهتر دو طرف، از جمله موضوع داراییهای شرکت نفتی لوکاویل، نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند؛ هرچند جزئیات ارتباط این موضوعات با توافق دیزل هنوز روشن نیست. در مقابل، اوکراین این توافق را امتیازی به کرملین میداند.
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهوری اوکراین، این قرارداد را «هدیهای به پوتین» توصیف کرده و هشدار داده که درآمد حاصل از فروش فرآوردههای نفتی روسیه میتواند به تامین مالی جنگ کمک کند. منتقدان آمریکایی و متحدان اروپایی واشنگتن نیز میگویند تسهیل فروش انرژی روسیه، اعتبار سیاست فشار اقتصادی بر مسکو را تضعیف میکند.
روسیه چقدر دیزل دارد؟
پرسش اصلی فقط این نیست که روسیه چه مقدار دیزل وعده داده، بلکه این است که آیا میتواند آن را در زمان مقرر تولید و صادر کند. حملات مکرر اوکراین به پالایشگاههای روسیه، ظرفیت تولید فرآوردهها را کاهش داده است. مقامهای اوکراینی مدعی شدهاند بیش از نیمی از ظرفیت پالایش روسیه از مدار خارج شده؛ رقمی که مستقل تایید نشده است. آژانس بینالمللی انرژی نیز از کاهش محسوس تولید دیزل روسیه خبر داده است. در چنین شرایطی، اجرای وعده صادراتی مسکو به وضعیت پالایشگاهها، نیاز بازار داخلی روسیه و تصمیم دولت این کشور درباره اولویتبندی مصرف داخلی و صادرات بستگی دارد.
اندازه محمولهها نیز باید در مقیاس بازار سنجیده شود. برآوردها نشان میدهد مصرف دیزل آمریکا روزانه حدود ۳.۶ تا ۴.۱میلیون بشکه است. با فرض تبدیل تقریبی هر تن دیزل به ۷.۵بشکه، محموله اولیه ۳۰۰هزار تنی حدود ۲.۲میلیون بشکه خواهد بود؛ یعنی کمتر از یک روز مصرف آمریکا.
اگر تمام محمولههای اعلامشده، در مجموع ۴.۸میلیون تن، تحویل شود، حجم آن به حدود ۳۶میلیون بشکه میرسد؛ معادل تقریبا ۹ تا ۱۰روز مصرف آمریکا. اما این مقدار قرار است میان بازار آمریکا و دیگر بازارهای جهانی توزیع شود و همه آن نیز الزاما در کوتاهمدت به دست خریداران نخواهد رسید. بنابراین، این معامله میتواند در کوتاهمدت به تامین بخشی از نیاز بازار کمک کند؛ اما بهتنهایی قادر نیست کمبود گسترده فرآوردههای نفتی را برطرف کند. بخش مهمی از بحران کنونی به اختلال پالایشگاهها در خاورمیانه و روسیه، محدودیت مسیرهای حملونقل و افزایش هزینه بیمه و کرایه کشتی مربوط است.
انتقال دیزل از روسیه ممکن است مسیر عرضه را تغییر دهد؛ اما لزوما حجم خالص سوخت در دسترس بازار جهانی را به همان اندازه افزایش نمیدهد.
همزمان با تلاش برای واردات دیزل روسیه، دولت ترامپ به دنبال افزایش عرضه داخلی نیز هست. کاخ سفید در روزهای اخیر اقداماتی را برای گسترش استفاده از دیزل قرمز در حملونقل جادهای و کاهش موقت فشار مالیاتی بر مصرفکنندگان دنبال کرده است. همچنین گزینههای دیگری برای افزایش تولید انرژی و کاهش موانع مقرراتی در دست بررسی قرار دارد. این رویکرد دوگانه، محدودیت ابزارهای دولت را نشان میدهد: واردات میتواند سریعتر از توسعه ظرفیت تولید داخلی به بازار برسد، اما به روابط خارجی و امکان تامین محمولهها وابسته است؛
در مقابل، افزایش تولید و پالایش داخلی به زمان، سرمایهگذاری و رفع موانع عملیاتی نیاز دارد. از سوی دیگر، افزایش واردات دیزل روسیه ممکن است برای پالایشگران آمریکایی و دیگر عرضهکنندگان پیامدهایی داشته باشد. اگر محمولههای روسی جایگزین خرید از تامینکنندگان فعلی شوند، بخشی از عرضه فقط میان بازارها جابهجا خواهد شد. در این صورت، کاهش قیمت در یک منطقه میتواند با افزایش رقابت برای تامین سوخت در منطقهای دیگر همراه شود.
چهار سناریو برای بازار و سیاست
۱. اجرای محدود توافق: اگر محمولههای اولیه برسند، اما تحویل محمولههای بعدی به تاخیر بیفتد، اثر معامله بر قیمت دیزل احتمالا محدود خواهد ماند. این سناریو بهویژه در صورت تداوم آسیب پالایشگاههای روسیه و اختلال در عرضه خاورمیانه محتمل است.
۲. تبدیل دیزل به اهرم مذاکرات: اگر روسیه بتواند صادرات را در حجم وعدهدادهشده ادامه دهد، واشنگتن ممکن است انگیزه بیشتری برای فشار بر کییف بهمنظور محدود کردن حملات به زیرساختهای انرژی روسیه پیدا کند. در این صورت، جریان سوخت به ابزاری در مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین تبدیل میشود؛ هرچند هنوز نمیتوان گفت توافق دیزل بهتنهایی چنین تغییری را رقم خواهد زد.
۳. تضعیف اعتبار تحریمها: اگر تسهیل فروش دیزل روسیه به الگویی تکرارشونده تبدیل شود، دیگر کشورها ممکن است نتیجه بگیرند که فشار تحریمی آمریکا در شرایط افزایش قیمت انرژی قابل تعدیل است. این برداشت میتواند اثر بازدارنده تحریمهای بعدی را کاهش دهد، حتی اگر واشنگتن همچنان از نظر حقوقی اختیار اعمال محدودیتهای تازه را حفظ کند.
۴. بازگشت فشار پس از انتخابات: اگر قیمت سوخت پس از انتخابات همچنان بالا بماند یا محمولههای روسی کمتر از انتظار باشند، دولت ناچار خواهد شد مجموعهای از گزینهها با هزینههای اقتصادی و سیاسی متفاوت را انتخاب کند؛ از آزادسازی بیشتر ذخایر و محدودیت صادرات گرفته تا تلاش برای کاهش تنشهای ژئوپلیتیک. با این حال، نمیتوان فرض کرد که سیاست آمریکا پس از ۳نوامبر الزاما تغییر میکند؛ این موضوع به وضعیت بازار، مذاکرات و محاسبات سیاسی دولت بستگی دارد.
تغییر سیاست خارجی با قیمت سوخت
معامله ترامپ و پوتین سه پیامد مهم دارد. نخست، سیاست انرژی آمریکا با تناقضی آشکار روبهرو شده است: واشنگتن از یکسو با تحریم و تعرفه به دنبال محدود کردن درآمدهای انرژی روسیه است و از سوی دیگر، برای مهار قیمت سوخت داخلی، مسیر فروش دیزل روسیه را تسهیل میکند. صدور مجوز موقت این مبادلات نشان میدهد که در شرایط فشار بر مصرفکنندگان، اجرای سیاست تحریمی میتواند انعطافپذیر شود. این رویکرد ممکن است در کوتاهمدت به تامین سوخت کمک کند، اما درباره ثبات و اعتبار سیاست تحریمها پرسش ایجاد میکند. دوم، این معامله نشان میدهد که قیمت دیزل از یک شاخص اقتصادی به متغیری سیاسی تبدیل شده است.
دیزل سوخت اصلی بخش بزرگی از حملونقل بار، کشاورزی و فعالیتهای صنعتی است؛ بنابراین افزایش قیمت آن فقط هزینه رانندگی را بالا نمیبرد، بلکه میتواند به هزینه تولید و توزیع کالاها نیز منتقل شود. در آستانه انتخابات، دولت برای کنترل این فشار انگیزه بیشتری دارد؛ حتی اگر راهحل انتخابی با اهداف بلندمدت سیاست خارجی آن سازگار نباشد. سوم، روسیه ممکن است بیش از آمریکا از این توافق سود ببرد. اگر عرضه جدید تنها بخشی از کمبود را جبران کند، اثر آن بر قیمت نهایی مصرفکننده محدود خواهد بود؛ اما مسکو میتواند از فروش محمولهها درآمد کسب کند،
بخشی از فشار بر صادرات خود را کاهش و از انعطاف واشنگتن در اجرای تحریمها بهره ببرد. در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا چندمیلیون تن دیزل روسیه به بازار خواهد رسید یا نه؛ پرسش این است که آیا این محمولهها واقعا عرضه جهانی را افزایش میدهند یا فقط مسیر تجارت را تغییر میدهند. اگر قیمت سوخت برای رأیدهندگان آمریکا به مسالهای تعیینکننده تبدیل شده باشد، آیا واشنگتن حاضر است برای مهار آن از بخشی از فشار بر مسکو عقبنشینی کند؟ و اگر اثر معامله بر قیمت جایگاهها ناچیز بماند، چه چیزی از این توافق باقی خواهد ماند: سوختی گرانتر برای مصرفکننده آمریکایی، یا درآمدی تازه و امتیازی سیاسی برای کرملین؟
منبع: دنیای اقتصاد



