رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعاقتصاد نیوز6 دقیقه مطالعه

هزینه‌های گزاف برای بازگشت به نقطه پیش از جنگ ایران به روایت فرید زکریا | واشنگتن توانسته جریان انتقال نفت از تنگه هرمز را احیا کند اما…

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، فرید زکریا، مجری برنامه جی‌پی‌اس شبکه سی‌ان‌ان و تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در یادداشتی تفصیلی برای نشریه واشنگتن پست نوشت که اگر این روزها به سخنان برخی افراد گوش فرا دهید، به نظر می‌رسد واشنگتن باید خود را برای برپایی

هزینه‌های گزاف برای بازگشت به نقطه پیش از جنگ ایران به روایت فرید زکریا | واشنگتن توانسته جریان انتقال نفت از تنگه هرمز را احیا کند اما ...

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، فرید زکریا، مجری برنامه جی‌پی‌اس شبکه سی‌ان‌ان و تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در یادداشتی تفصیلی برای نشریه واشنگتن پست نوشت که اگر این روزها به سخنان برخی افراد گوش فرا دهید، به نظر می‌رسد واشنگتن باید خود را برای برپایی رژه‌های باشکوه پیروزی مهیا سازد. اسکات جنینگز، کارشناس شبکه سی‌ان‌ان ادعا می‌کند: «ما پیروز شدیم، ایران شکست خورد، تمام.» هیو هویت با این نظر موافق است و بخش سرمقاله روزنامه وال‌استریت ژورنال نیز تاکید دارد که «ورق نبرد برگشته است؛

سخنانی که همگی بهره‌ای از واقعیت دارند، زیرا ارتش ایالات متحده توانسته است جریان انتقال نفت متحدان حاشیه خلیج فارس را از تنگه هرمز احیا کند و هم‌زمان صادرات نفت ایران را به صفر نزدیک سازد.» چنین دستاوردی هرگز به معنای موفقیت‌آمیز بودن کل جنگ نیست و برای درک واقعیت، باید به یاد آورد که ماجرا از کجا آغاز شد. در خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵)، ایالات متحده و اسرائیل تاسیسات هسته‌ای ایران را هدف بمباران‌های سنگین قرار دادند و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا برنامه هسته‌ای این کشور را «محوشده» توصیف کرد.

هشت ماه پس از آن، در بهمن‌ماه (فوریه)، آن‌ها با جاه‌طلبی‌هایی بسیار بزرگ‌تر دوباره وارد فاز نبرد نظامی شدند. آن‌ها رهبری ایران را هدف قرار دادند که به شهادت رهبر عالی و جمعی از مقامات ارشد این کشور انجامید و ترامپ مردم ایران را به سرنگونی حکومت فراخواند؛ هدفی که کاملاً شفاف بود: تغییر رژیم. با این حال، جمهوری اسلامی بقای خود را حفظ کرد، صفوف خود را گرد ژنرال‌های تندرو مستحکم ساخت، رهبر عالی جدید را منصوب کرد و سلاحی را که سال‌ها تهدید به استفاده از آن می‌کرد به میدان آورد: بستن تنگه هرمز؛ گذرگاهی که تقریباً یک‌پنجم نفت مصرفی جهان از آن عبور می‌کند.

اکنون پس از گذشت بیش از هفت ماه جنگ تمام‌عیار، ایالات متحده وارد کارزاری سهمگین شده است تا ایران را وادار سازد از مسدود کردن آبراهی که پیش از آغاز درگیری‌ها کاملاً باز بود دست بکشد. واشنگتن این همه عملیات را سازماندهی کرده تا صرفاً وضعیت پیشین را احیا کند، و اکنون پیشرفت در این مسیر را «پیروزی» نام‌گذاری می‌کند. صورت‌حساب نجومی برای بازگشت به خانه نخست هزینه‌های گزاف تحمیل‌شده صرفاً برای بازگشت به همان نقطه‌ای که پیش‌تر در آن قرار داشتیم، تکان‌دهنده است.

بر اساس برآوردهای پنتاگون، صورت‌حساب مستقیم مالی جنگ تا کنون به ۴۵ میلیارد دلار رسیده است و دفتر بودجه کنگره تخمین می‌زند که حتی تداوم یک درگیری با شدت پایین، ماهیانه ۲ میلیارد دلار دیگر هزینه روی دست کشور خواهد گذاشت. دست‌کم ۱۹ نظامی آمریکایی در این جنگ جان خود را از دست داده‌اند. ایالات متحده به احتمال فراوان بین نصف تا دو سوم موجودی ذخایر برخی از موشک‌های رهگیر پیشرفته پدافندی خود را به مصرف رسانده است؛

تسلیحاتی که جایگزینی آن‌ها می‌تواند بیش از پنج سال به طول بینجامد، آن هم در شرایطی که آمریکا برای هرگونه رویارویی فرضی با چین شدیداً به این رهگیرها نیازمند است. تا پایان ماه ژوئن (تیرماه)، دست‌کم شش ناو جنگی ارتش آمریکا از اقیانوس آرام تغییر مسیر داده و به آب‌های خاورمیانه منتقل شدند. از زمان آغاز جنگ، میانگین بهای نفت خام برنت در محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه نوسان کرده که حدود ۴۰ درصد بالاتر از نرخ‌های پیش از درگیری است.

مارک زندی، اقتصاددان ارشد موسسه مودیز آنالیتیکس برآورد کرد که تا پایان ماه ژوئیه، هزینه این نبرد برای هر خانوار میانگین آمریکایی بیش از هزار و ۲۰۰ دلار در قالب تورم کالاها، نرخ بهره بالاتر و هزینه‌کردهای نظامی بوده است. مردم آمریکا صرفاً برای خرید بنزین و گازوئیل حدود ۱۳۰ میلیارد دلار هزینه اضافی پرداخت کرده‌اند. افزایش بهای گازوئیل هزینه‌های حمل‌ونقل کامیونی، کشاورزی و تولید مواد غذایی را به شدت بالا برده است و خانواده‌هایی که منازل خود را با سوخت گرم می‌کنند، ممکن است در زمستان پیش‌رو با قبوضی ۵۰ درصد گران‌تر روبه‌رو شوند.

خسارات وارده به آن‌سوی مرزها نیز سرگیجه‌آور است؛ اعتماد کشورهای عربی خلیج فارس به واشنگتن فرو ریخته، کرایه‌های ترابری سر به فلک کشیده و صنعت گردشگری دچار رکود شده است، چنان‌که ضریب اشغال هتل‌های دبی از نزدیک به ۸۵ درصد در فوریه به ۲۳ درصد در ماه مارس سقوط کرد. دولت‌های منطقه ناچارند میلیاردها دلار صرف بازسازی زیرساخت‌ها و طراحی مسیرهای پرهزینه برای دور زدن تنگه هرمز کنند و کشورهای واردکننده انرژی—یعنی اکثریت قاطع کشورهای جهان—در پرداخت هزینه‌های جاری انرژی به بن‌بست خورده‌اند.

عبرت‌های ویتنام در دوران جنگ ویتنام نیز فرماندهان ارتش آمریکا همواره فهرست‌های بلندبالایی از خسارات وارده به دشمن، تسلیحات منهدم‌شده و آمار اجساد سربازان کشته‌شده را به عنوان نشانه موفقیت ارائه می‌دادند. اما معیار واقعی پیروزی این است که آیا این ویرانی‌ها، طرف مقابل را به زانو درمی‌آورد و وادار به تسلیم می‌کند یا خیر؟ تا این لحظه ایران تسلیم نشده است و دلایل متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد بمباران‌های بیشتر نیز قادر به تغییر این واقعیت نخواهد بود.

نقصان بنیادین در رویکرد ترامپ این است که او نمی‌تواند میان تغییر رفتارهای ایران یا سرنگونی حکومت این کشور تصمیم نهایی را اتخاذ کند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا در ماه سپتامبر این تناقض درونی را به نمایش گذاشت؛ هنگامی که در پیامی به سایر کشورها گفت: «این پایان کار رژیم است»، اما در همان مصاحبه اصرار داشت که هدف الزاماً فروپاشی ساختار حاکمیت نیست، بلکه وارد آوردن فشار برای کشاندن آن به پای میز مذاکره است.

ترامپ ماه گذشته در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد ابراز تردید کرد که آیا باید با توافقی به ایران اجازه دهد کشوری بزرگ‌تر بازسازی شود، یا اینکه «جمهوری اسلامی را نابود کند و این کار را به سرعت انجام دهد.» در همین فاصله، فرستادگان ویژه او، استیو ویتکاف و جراد کوشنر، سرگرم مذاکرات غیرمستقیم با دیپلمات‌های ایرانی بودند؛ رویکردی متناقض که طی آن واشنگتن از یک سو حکومت را به نابودی قطعی تهدید می‌کرد و از سوی دیگر از آن می‌خواست که با جدیت پای میز مذاکره بنشیند.

اگر سران ایران به این باور برسند که واشنگتن صرف‌نظر از هر اقدامی در صدد نابودی آنان است، چه انگیزه‌ای برای اعطای امتیاز خواهند داشت؟ در چنین وضعیتی، تنها انگیزه منطقی آنان مقاومت، تحمیل هزینه‌های تصاعدی به طرف مقابل و فرسودن ایالات متحده خواهد بود. استیون بیدل و همکارانش در مقاله‌ای در نشریه فارن افرز استدلال می‌کنند که جنگ‌ها در نهایت از طریق بده‌بستان‌ها و سازش‌های سیاسی پایان می‌یابند. نیروی نظامی صرفاً می‌تواند شروط این توافقات را بهبود ببخشد، اما هرگز نمی‌تواند جایگزین تدبیر سیاسی شود.

ایالات متحده بارها از ویتنام تا افغانستان و عراق این درس حیاتی را فراموش کرده است؛ کشوری که مهارت فوق‌العاده‌ای در نابود کردن ارتش‌ها به نمایش می‌گذارد، اما در تبدیل دستاوردهای میدان نبرد به نتایج پایدار سیاسی به شدت ناتوان است.

منبع: اقتصاد نیوز

منبع خبراقتصاد نیوز
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 23:43
99,046مطلب نمایه‌شده
63,989موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی