به گزارش اقتصادنیوز، جنگ، اختلالهای ارتباطی و فرسودگی شبکه تنها بخشی از مشکلاتی است که امروز زیرساخت فناوری ایران با آن روبهرو است؛ اما پشت این بحران، یک چالش قدیمیتر قرار دارد: تحریمهایی که سالها است دسترسی کشور به تجهیزات، فناوریهای جدید و زنجیره تأمین جهانی را محدود کردهاند. نیما امیرشکاری، کارشناس اقتصاد دیجیتال، در گفتوگو با اقتصادنیوز، از مسیری میگوید که چگونه محدودیتهای خارجی، مشکلات اقتصادی اپراتورها و نبود امکان نوسازی به هم پیوند خوردهاند و باعث شدهاند توسعه شبکه ارتباطی کشور کند شود.
او معتقد است آسیبدیدن دکلها و مراکز داده در جریان جنگ، تنها یک ضربه مقطعی نبوده، بلکه ضعفهایی را آشکار کرده که ریشه در سالها عقبماندگی سرمایهگذاری و دشواری تأمین تجهیزات دارد. به گفته او، اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ایران نهتنها در رسیدن به فناوریهایی مانند 5G با تأخیر مواجه خواهد شد، بلکه حفظ کیفیت همین شبکه موجود نیز به چالشی جدی تبدیل میشود. گفتگوی اقتصادنیوز با نیما امیرشکاری، کارشناس اقتصاد دیجیتال را بخوانید. **** *آقای امیرشکاری!
با توجه به آسیبهایی که در سالهای اخیر و بهخصوص در جریان دو جنگ اخیر به زیرساختهای فناوری کشور وارد شد، به نظر شما مهمترین بخشهایی که در حوزه زیرساخت آسیب دیدند و امکان بازسازی یا نوسازی آنها با مشکل مواجه شد، کدام بخشها هستند؟ در حوزه فناوری ما چند لایه مختلف داریم. اگر بخواهیم موضوع را خیلی ساده کنیم، در هر سامانهای که در حوزه فناوری فعالیت میکند، چند بخش اصلی وجود دارد. یک لایه سختافزاری داریم، یک لایه تجهیزات شبکه داریم که اصطلاحاً به آن لایه اکسس گفته میشود و یک لایه نرمافزاری داریم.
البته اگر بخواهیم فنیتر صحبت کنیم، این موضوع شامل همان مدل هفت لایه است، اما برای اینکه برای عموم قابل فهمتر باشد، میتوانیم آن را به همین سه لایه تقسیم کنیم. یک بخش، لایه سختافزار و دیتاسنترها است. یعنی نقاطی که در شهرها و نقاط مختلف کشور تجهیزات سختافزاری در آنها نگهداری میشود. بخش دیگر، شبکهای است که این مراکز را به هم متصل میکند؛ یعنی تجهیزاتی که در دیتاسنترها وجود دارد، دکلهای مخابراتی، کابلکشیهای زیرزمینی، فیبرها، لینکهای ارتباطی و امواجی که برای برقراری ارتباطات مخابراتی استفاده میشود.
این بخش در واقع دسترسی به دادهها و مراکز پردازشی را فراهم میکند. یک لایه دیگر هم مربوط به نرمافزارها است؛ یعنی اپلیکیشنهایی که روی موبایلها، سامانههای بانکی، شعب بانکها، کامپیوترهای شخصی و سایر سیستمها مورد استفاده قرار میگیرند و روی سرورها نگهداری میشوند. در آسیبهایی که در جریان جنگ اتفاق افتاد، ما با دو نوع حمله مواجه بودیم. یک نوع حمله، حملههایی بود که هدف آنها از کار انداختن سامانهها بود. یعنی مهاجم تلاش میکرد یک سامانه بانکی، یک سامانه وزارتخانهای یا یک اپراتور را از دسترس کاربران خارج کند.
حتی در برخی موارد، حملات فیزیکی هم اتفاق افتاد؛ برای مثال حمله به دیتاسنتر بانک سپه در حقانی. نوع دوم حمله، بیشتر با هدف ایجاد اختلال یا دسترسی به اطلاعات انجام میشد. یعنی مهاجم تلاش میکرد بخشی از سیستم را دچار اختلال کند، آن را ناکارآمد کند یا وارد سیستم شود و از دادههای موجود سوءاستفاده کند. در این حالت ممکن بود اطلاعات سرقت شود یا سیستم به شکلی تغییر کند که عملکرد درست خود را از دست بدهد. حالا در این میان یک بحث مهم وجود دارد؛
اینکه کدام بخشها را ما میتوانیم با توان داخلی جایگزین کنیم و کدام بخشها وابسته به فناوری خارجی هستند و برای جایگزینی آنها باید دوباره واردات انجام دهیم. از نظر اقتصادی، اگر یک فناوری کاملاً بومی باشد، همان پیمانکار یا مجموعه داخلی میتواند برای یک بانک یا اپراتور دوباره نرمافزار را نصب کند، اطلاعات را بازیابی کند و سیستم را در مدت کوتاهی به مدار برگرداند. برای بعضی از بانکها چنین اتفاقی افتاد. اما وقتی شما به یک بخش سختافزاری آسیب میزنید؛ مثلاً یک حمله فیزیکی باعث از بین رفتن سرور، هارد یا بخشی از تجهیزات شود، جایگزین کردن آن به این سادگی نیست.
این تجهیزات باید دوباره تأمین شوند و اینجاست که موضوع تحریمها خودش را نشان میدهد. تجهیزات فناوری پنج برابر گرانتر شدهاند؛ اما مشکل فقط پول نیست *اگر بخواهیم مشخصاً درباره اثر تحریمها صحبت کنیم، این محدودیتها چقدر باعث شدهاند جایگزینی تجهیزات آسیبدیده یا توسعه زیرساخت با مشکل مواجه شود؟ هر چیزی که ما باید دوباره از خارج تأمین کنیم، چند مسئله اساسی دارد. اول اینکه زمان تأمین این تجهیزات نسبت به گذشته بسیار افزایش پیدا کرده است.
اگر دو، سه یا پنج سال پیش برای خرید یک سرور، تجهیزات شبکه، کامپیوتر یا دکل سرمایهگذاری میکردیم، امروز هزینه همان تجهیزات میتواند چهار تا پنج برابر بیشتر باشد. موضوع دوم بحث لایسنسها است. ما اصولاً کشوری هستیم که بسیاری از نرمافزارها را با لایسنس رسمی خریداری نمیکنیم و استفاده میکنیم. به همین دلیل، وقتی یک دستگاه جدیدتر وارد میشود، دیگر نمیتوانیم به راحتی آن را با همان لایسنسهای قبلی بهروزرسانی کنیم؛ چون لایسنس قدیمی است یا اصلاً اورجینال نیست. برای مثال فرض کنید شما پنج سال پیش یک گوشی یا یک تجهیز خاص خریداری کردهاید.
امروز دیگر قطعه یا نرمافزار مربوط به آن مدل در بازار وجود ندارد. اگر بخواهید آن را بهروز کنید، باید مدل جدیدتر را خریداری کنید. اما برای مدل جدید هم دو مشکل وجود دارد؛ یکی اینکه لایسنس آن بسیار گرانتر است و دیگر اینکه نرمافزارهای قدیمی شما ممکن است روی سختافزار جدید قابل استفاده نباشند.اینها چند گلوگاه بزرگ هستند. امسال تخصیص ارزی برای نیازهای حوزه فناوری اطلاعات نداشتیم یک مسئله بسیار مهم دیگر که الان نظام صنفی رایانهای هم بهشدت روی آن مشکل دارد، بحث تخصیص ارز است.
الان حتی ارزهای مربوط به حوزه فناوری اطلاعات هم با محدودیت مواجه شدهاند، چون منابع ارزی کشور محدود است و به بخشهایی مثل دارو، غذا، کالاهای اساسی و موارد دیگر اختصاص پیدا میکند. در عمل، از ابتدای امسال تا الان برای بسیاری از نیازهای حوزه فناوری اطلاعات ارزی تخصیص پیدا نکرده است. بعضی شرکتها اگر نیاز حیاتی داشته باشند، با مجوزهای خاص دولتی اقدام میکنند، اما این فرآیند بسیار زمانبر است.همین موضوع مسیر خرید را هم گرانتر و طولانیتر میکند.
دقیقاً همینجاست که اگر ما بتوانیم مذاکرات درست و منطقی داشته باشیم، طرف مقابل که یک شرکت تجاری است، از فروش فناوری به ما سود میبرد و ما هم میتوانیم تجهیزات مورد نیازمان را تأمین کنیم. الان نه آن شرکت خارجی سود میکند و نه ما که مجبوریم از مسیرهای غیرمستقیم خرید کنیم. هزینه چند برابر میشود و در نهایت چه کسی سود میکند؟ واسطهها و کسانی که از شرایط تحریم استفاده میکنند. حتی اگر خریدی هم انجام شود، از هر ۱۰ نیاز شاید فقط یکی یا دو مورد واقعاً به نتیجه برسد.
بقیه یا امکان تأمین ندارند، یا فروشنده حاضر به فروش نیست، یا لایسنس کار نمیکند، یا ارز آن تأمین نمیشود.نتیجه این است که کیفیت تجهیزات کاهش پیدا میکند و کیفیت سرویس هم به مرور پایین میآید. دکلهایی که آسیب دیدند، فقط یک سازه نبودند؛ بخشی از پوشش ارتباطی شهرها از بین رفت *در کنار بحث تجهیزات و دیتاسنترها، موضوع دیگری که مطرح شده، آسیبدیدن دکلهای مخابراتی در جریان جنگ و ادامه مشکلات مربوط به کیفیت اینترنت و آنتندهی در برخی مناطق است. با توجه به اینکه این تجهیزات هم نیازمند واردات هستند، تحریمها چقدر در تأخیر بازسازی این بخش نقش داشتهاند؟
نسبت به دکلها هم دقیقاً اتفاقی که افتاد این بود که بسیاری از این دکلها در ساختمانهایی قرار داشتند که اتفاقاً مورد اصابت موشک و حمله قرار گرفتند. این ساختمانها معمولاً ساختمانهای بلند بودند؛ ساختمانهای اداری، دولتی، نظامی و مواردی از این جنس. اتفاقاً یکی از دلایلی که اپراتورها تمایل دارند دکلهای خودشان را روی ساختمانهای بلند قرار دهند، این است که از نظر اقتصادی برای آنها بهصرفهتر است. وقتی یک اپراتور بخواهد در سطح شهر دکل نصب کند، معمولاً باید بابت ساختمانی که دکل روی آن قرار میگیرد، اجاره پرداخت کند.
اما وقتی این دکلها روی ساختمانهای دولتی یا مجموعههایی از این جنس قرار میگیرند، هزینههای مربوط به اجاره یا توافقات مالی متفاوت میشود و برای اپراتور بهصرفهتر است. اما مشکل اینجاست که بسیاری از ساختمانهایی که آسیب دیدند، از همین جنس بودند و در نتیجه تعداد زیادی از دکلها از کار افتادند. این دکلها اتفاقاً چون بلندتر بودند، پوشش بیشتری هم داشتند. یعنی وقتی یکی از این دکلها از مدار خارج میشود، فقط یک نقطه کوچک آسیب نمیبیند؛ بلکه منطقه وسیعتری در یک محله یا شهر تحت تأثیر قرار میگیرد و کیفیت سرویس در حجم بیشتری کاهش پیدا میکند.
از طرف دیگر، تجهیزات و مودمهایی که روی این دکلها نصب میشوند، دوباره نیازمند واردات هستند. بنابراین اپراتور باید صبر کند تا تجهیزات تأمین شود، اولویتبندی انجام شود، تخصیص منابع صورت بگیرد و بعد نصب مجدد انجام شود. همه این مراحل هزینه بسیار زیادی به اپراتور تحمیل میکند؛ هزینهای که با تعرفههای فعلی خدمات ارتباطی هم به این زودی قابل جبران نیست. حتی قبل از جنگ هم تحریمها مانع نوسازی شبکه بودند *آیا اگر قبل از این اتفاقات، اپراتورها شبکه خود را بهروز کرده بودند، وضعیت امروز متفاوت بود؟ یا اینکه تحریمها از قبل مانع این نوسازی شده بودند؟
در این بخش بیشتر از اینکه فقط تحریم مطرح باشد، بحث صرفه اقتصادی هم وجود دارد. همانطور که میدانید، هر نسلی که در فناوری موبایل جلو میرود، نیازمند سرمایهگذاری بیشتری است. مثلاً وقتی شبکه از 3G به 4G میرود و بعد قرار است به 5G برسد، شرایط کاملاً تغییر میکند. هر نسل جدیدی که اضافه میشود، تعداد تجهیزات بیشتری نیاز دارد. دلیلش هم این است که فرکانسها تغییر میکنند. هرچه فرکانس بالاتر میرود، فاصله بین تجهیزات باید کمتر شود تا پوشش مناسب ایجاد شود.
بنابراین وقتی شما از یک نسل به نسل بعدی میروید، تعداد دکلها و تجهیزات مورد نیاز افزایش پیدا میکند.مثلاً اگر با فناوری قدیمیتر، برای پوشش یک شهر کوچک با چهار یا پنج دکل میتوانستید سرویس بدهید، با رفتن به نسلهای بالاتر باید تعداد تجهیزات را افزایش دهید. در 3G ممکن است همان شهر به ۱۲ یا ۱۴ دکل نیاز داشته باشد. در 4G این تعداد ممکن است به ۵۰ یا ۶۰ دکل برسد و برای 5G باز هم تعداد تجهیزات مورد نیاز بیشتر خواهد شد. پس توسعه فناوری جدید فقط خرید یک دستگاه نیست؛ یعنی شما باید شبکه کامل را متناسب با آن تغییر دهید و این یعنی هزینه بسیار بالاتر و ارزبری بیشتر.
به همین دلیل اپراتورها با درآمد ریالی که امروز از مشترکان دریافت میکنند، بهسادگی نمیتوانند توسعه گستردهای به سمت 5G یا نسلهای بعدی انجام دهند. ممکن است بتوانند چند منطقه را آزمایشی پوشش دهند و بگویند این فناوری را داریم، اما اینکه بتوانند یک شبکه کشوری نسل جدید ایجاد کنند، با شرایط اقتصادی فعلی بسیار دشوار است. حتی اگر مشکلات جنگ و تحریم هم وجود نداشت، توسعه شبکه برای اپراتورها از نظر اقتصادی کار سادهای نبود. الان شرایط سختتر شده، چون بخشی از تجهیزات موجود هم در جریان جنگ آسیب دیده و از دسترس خارج شده است. بنابراین ما از چند جهت تحت فشار هستیم؛
هم از نظر اقتصادی برای اپراتورها مشکل داریم، هم کیفیت سرویس کاهش پیدا میکند و هم فاصله ما با توسعه فناوریهای جدید بیشتر میشود. اپراتورها بین توسعه شبکه و نگهداری شبکه فرسوده گرفتار شدهاند *نقش دولت و حاکمیت را در این شرایط چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا صرفاً سیاستگذاری کافی است یا باید حمایت و برنامه مشخصی برای توسعه زیرساختها وجود داشته باشد؟ اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، حتی قبل از تحریمها هم اقتصاد اپراتورها باید امکان توسعه را فراهم میکرد تا بتوانند سرویس بهتر ارائه دهند.
برای مثال، یک اپراتور در یک کشور آفریقایی ممکن است همچنان روی 3G باقی مانده باشد، نه به این دلیل که تحریم شده، بلکه به این دلیل که اقتصاد آن کشور اجازه نمیدهد اپراتور خودش را به 4G یا فناوریهای جدیدتر برساند. من سال گذشته به چند کشور آفریقایی رفتم. در برخی کشورهای در حال توسعه، هنوز از فناوریهای بالاتر استفاده نمیشود. آنها تحریم نیستند، اما توان اقتصادی لازم برای خرید تجهیزات جدید و توسعه شبکه را ندارند. ما هم در حال نزدیک شدن به چنین شرایطی هستیم. ممکن است ما در 4G متوقف شویم؛
یعنی شاید بتوانیم در چند منطقه بزرگ مثل شمال تهران، اصفهان یا شیراز توسعه محدود 5G داشته باشیم، اما اینکه کل کشور را پوشش دهیم، با توان اقتصادی فعلی اپراتورها بسیار دشوار است. الان بخش زیادی از توان اپراتورها صرف توسعه شبکه نمیشود؛ بلکه صرف نگهداری همین شبکه موجود و جلوگیری از فرسودهتر شدن آن میشود. حتی ما در تابستان میبینیم که بدون تحریم و بدون جنگ، فقط به دلیل مشکلات برق، بخشی از دکلها از کار میافتند. وقتی برق یک منطقه قطع میشود، اپراتور باید خودش هزینه کند و باتری، UPS و تجهیزات پشتیبان قرار دهد تا حداقل دکلها برای مدتی فعال بمانند.
یعنی اپراتور عملاً باید بخشی از هزینههای حوزه انرژی را هم جبران کند.در چنین شرایطی، طبیعی است که توسعه شبکه با سرعت مورد انتظار اتفاق نیفتد. راه نجات زیرساخت ارتباطی، فقط توسعه داخلی نیست *با توجه به شرایطی که توضیح دادید، برای جلوگیری از این عقبماندگی و اینکه ایران هم در داخل کشور و هم در مقایسه با کشورهای منطقه فاصله بیشتری نگیرد، چه راهکاری وجود دارد؟ واقعیت این است که راهکار فقط از سمت خود اپراتورها و دولت به تنهایی نمیتواند باشد. ما نیاز داریم از این وضعیت خارج شویم.
من همیشه میگویم اگر حتی قرار نیست از نظر اقتصادی در یک مسیر خاص، مثلاً سمت غرب حرکت کنیم، حداقل باید بتوانیم بخشی از این سرویسها و فناوریها را از شرکای سیاسی شرقی خودمان دریافت کنیم. یعنی اگر چین را به عنوان یک شریک سیاسی و اقتصادی داریم، حداقل در حوزه فناوری، اپراتوری و تجهیزات ارتباطی باید بتوانیم از ظرفیت آنها استفاده کنیم. چین خودش در حوزه اپراتوری، تجهیزات شبکه و فناوریهای ارتباطی کشور قدرتمندی است. حداقل در مذاکرات طولانی که با آنها داریم، ای کاش چند فناوری، چند تجهیز، چند سرور و چند بخش از زیرساختهای مخابراتی را هم از آنها دریافت میکردیم.
چون الان شرایط به شکلی شده که نه از غرب میتوانیم تجهیزات بگیریم و نه حتی از طرفهایی که به آنها نزدیکتر هستیم، آنطور که باید از ظرفیت فناوری آنها استفاده میکنیم. این برای مردم که میخواهند یک سرویس ارتباطی مناسب داشته باشند و در یک سطح حداقلی از رفاه زندگی کنند، واقعاً یک وضعیت دو سر باخت است. به نظر من کاری که دولت و حاکمیت میتواند انجام دهد این است که اگر قرار نیست با طرفهای مختلف وارد تعامل گسترده شویم، حداقل با کشورهایی که روابط نزدیکتری داریم، بتوانیم همکاری فناورانه واقعی ایجاد کنیم.
ما در مقابل بسیاری از این کشورها نفت و خدمات دیگر ارائه میدهیم، بنابراین حداقل باید در مقابل آن بتوانیم بخشی از فناوری مورد نیاز کشور را وارد کنیم؛ چند سرور، چند تجهیز مخابراتی و چند فناوری پایه که بتواند جلوی این روند فرسایشی را بگیرد. بومیسازی فناوریهای بزرگ بدون بازار کافی، از نظر اقتصادی جواب نمیدهد *یکی از بحثهایی که در سالهای اخیر زیاد مطرح شده، موضوع بومیسازی فناوری است؛ از شبکههای اجتماعی داخلی گرفته تا برخی سامانهها و خدمات دیجیتال. با توجه به تجربه کشورهای مختلف، آیا بومیسازی همه فناوریها میتواند راهکار خروج از وابستگی باشد؟
این نکته خیلی مهم است که بومیسازی در حوزه فناوریهای پیشرفته، فقط زمانی میتواند مفید باشد که شما یک صرفه اقتصادی به مقیاس داشته باشید.یعنی شما باید یک بازار بزرگ داشته باشید. برای مثال، کشوری مثل چین اگر میتواند فناوریهای مختلف را بومیسازی کند، به دلیل تعداد بالای کاربران، تعداد زیاد متخصصان، صنایع گسترده و کارخانههایی است که در آن کشور فعالیت میکنند. هند هم شرایط مشابهی دارد. تعداد کاربران، نیروی انسانی متخصص و حجم اقتصادی آن باعث میشود سرمایهگذاری روی توسعه فناوری برای آنها توجیه داشته باشد.
اما شما نمیتوانید در یک کشور کوچکتر از نظر جمعیتی نسبت به بازار جهانی، همه چیز را از صفر تولید کنید و انتظار داشته باشید این کار از نظر اقتصادی پایدار باشد.حتی کشورهایی مثل آلمان هم چنین رویکردی ندارند. آلمان با وجود اینکه اقتصاد بسیار قدرتمندی دارد و جمعیتش حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون نفر است، نمیآید برای خودش یک شبکه اجتماعی کاملاً جداگانه از دنیا ایجاد کند یا یک سیستمعامل مستقل بسازد. چون حتی اگر به بازار جهانی متصل باشید، باز هم باید ببینید این سرمایهگذاری از نظر اقتصادی توجیه دارد یا نه.
ما که علاوه بر محدودیت بازار، با محدودیت ارتباط با بازارهای جهانی هم مواجه هستیم، شرایط سختتری داریم. ما نمیتوانیم بگوییم با چند کشور دوست هستیم و مجموع کاربران این کشورها به ۴۰۰ یا ۵۰۰ میلیون نفر میرسد و بنابراین یک بازار بزرگ برای فناوری بومی داریم؛ چنین شرایطی وجود ندارد.به همین دلیل، این حوزه الزاماً فضای مناسبی برای بومیسازی گسترده نیست. حتی بسیاری از محصولات به ظاهر بومی، زنجیره خارجی دارند *پس از نظر شما، آیا توان فنی کشور برای بومیسازی این فناوریها کافی نیست یا مشکل اصلی اقتصادی است؟
حتی اگر بگوییم بهترین متخصصان را داریم و توان فنی بالایی داریم، باز هم مسئله اصلی اقتصاد و مقیاس است. ممکن است بتوانیم برخی محصولات محدود را تولید کنیم، اما اینکه بخواهیم فناوریهای بزرگ و پیچیده را به صورت پایدار و ماندگار کاملاً بومی کنیم، از نظر اقتصادی بسیار دشوار است. مثلاً درباره برخی تجهیزات میگوییم بومیسازی شدهاند؛ اما وقتی دقیق نگاه میکنید، بخش زیادی از زنجیره همچنان وابسته به خارج است.
برای مثال ممکن است یک دستگاه را مونتاژ کنیم، بخشی از طراحی یا نرمافزار آن را توسعه دهیم، اما قطعات اصلی، تراشهها، بعضی تجهیزات و اجزای مهم همچنان از کشورهایی مثل چین، تایوان یا دیگر کشورها وارد میشوند. یعنی در نهایت ما یک بخش از فرآیند را داخلی کردهایم، اما کل زنجیره تولید را بومی نکردهایم. واقعیت این است که نه توان فنی و نه توان اقتصادی لازم برای اینکه همه این فناوریها را از صفر تا صد تولید کنیم، وجود ندارد.
بنابراین باید در حوزههایی که مزیت اقتصادی و توان واقعی داریم سرمایهگذاری کنیم و در حوزههایی که نیازمند بازار جهانی و زنجیره بینالمللی هستند، تعامل و ارتباط را حفظ کنیم.
منبع: اقتصاد نیوز



