رویداد۲۴| بانک مرکزی با اعلام عرضه تا سقف ۲ میلیارد دلار و تعیین امکان خرید ارز تا سقف ۱۰ هزار دلار برای هر کد ملی، تلاش کرده است از شدت التهاب بازار بکاهد و بخشی از تقاضای احتیاطی را به مسیر رسمی هدایت کند. اما مسئله بازار ارز تنها کمبود یا وفور اسکناس نیست. پشت نرخ ارز مجموعهای از متغیرهای بههمپیوسته قرار دارد؛ از رشد نقدینگی و پایه پولی و ناترازی بانکها گرفته تا کسری بودجه، میزان صادرات و بازگشت ارز حاصل از آن، تولید، محدودیتهای تجارت خارجی، انتظارات تورمی و ریسکهای سیاسی و امنیتی.
به همین دلیل، عرضه ارز را باید نه بهعنوان «نسخه نهایی» برای بازار، بلکه بهعنوان یکی از ابزارهای مدیریت یک بحران پیچیده دید که میتواند نوسان را مهار کند و برای سیاستگذار زمان بخرد، اما اگر در کنار آن اصلاحات بنیادین انجام نشود، نمیتواند به تنهایی ارزش پول ملی را حفظ کند. در بازار ارز قیمت امروز فقط حاصل عرضه و تقاضای امروز نیست. فعالان اقتصادی بخش مهمی از تصمیم خود را براساس تصویری که از فردای اقتصاد دارند، میگیرند.
وقتی خانوار، تولیدکننده یا سرمایهگذار انتظار دارد تورم افزایش پیدا کند یا ارزش پول ملی کاهش یابد، بخشی از منابع خود را از پول ملی خارج میکند. این منابع میتوانند به ارز، طلا، مسکن یا سایر داراییها منتقل شوند. در چنین شرایطی، تقاضای ارز از نیاز تجاری فاصله میگیرد و به تقاضای حفظ ارزش دارایی تبدیل میشود. این همان نقطهای است که سیاست ارزی با سیاست پولی به هم میرسند. اگر مردم به دلیل بیاعتمادی به آینده پول ملی، ارز میخرند، عرضه ارز میتواند برای مدتی فشار را کاهش دهد؛
اما تا زمانی که تورم و رشد نقدینگی و کسریهای اقتصاد اصلاح نشدهاند، انگیزه تبدیل ریال به داراییهای دیگر دوباره بازمیگردد. در نتیجه، موفقیت این سیاست نباید فقط با این معیار سنجیده شود که دلار چند روز یا چند هفته ثابت مانده است. معیار مهمتر این است که آیا انتظارات تورمی کاهش پیدا کرده، آیا تقاضای سفتهبازانه فروکش کرده و آیا فشار بر ذخایر ارزی برای حفظ یک قیمت مشخص افزایش یافته یا خیر.
منبع: رویداد 24



