تبسم کشاورز_ نام کتابفروشی «کمند» را نخست از یک دوست شاعر شنیدم. در روزهایی که برای پوشش سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در اصفهان بودم، چند بار به چهارباغ رفتم تا این کتابفروشی را پیدا کنم اما ظاهرا در ساعتهایی که من میرسیدم، معمولا بسته بود. سرانجام شمارهام را به کتابفروشی دیگری دادم و خواستم اگر حسین صمصام شریعت به کمند آمد، با من تماس بگیرند. تماس در یکی از بعدازظهرها برقرار شد. از هتل کوثر پیاده راه افتادم و خودم را به چهارباغ، آمادگاه و روبهروی هتل عباسی رساندم. مردی با سبیل و کتابی در دست، روی صندلی نشسته بود.
وقتی سراغ حسین صمصام شریعت را گرفتم، فهمیدم خودش است. درخواست گفتوگو را که مطرح کردم، دستش را لای کتاب گذاشت، به آن اشاره کرد و گفت: «چیزی برای گفتن ندارم؛ همهچیز همین است.» همین جمله، شروع گفتوگویی شد با مردی که ۵۱ سال از عمرش را با کتاب گذرانده است. در ادامه صحبتها، از کتاب و زندگی گفتیم، موسیقی گوش کردیم و گاهی نگاهمان به بیرون دوخته شد؛ به رفتوآمد آدمهایی که از مقابل کتابفروشی میگذشتند. میان این حرفها و سکوتها، یک جمله از او در ذهنم ماند…
اینکه «مهم اینه که هیچچیز واقعا مهم نیست…» شاید راز ماندن کمند هم در همین فاصله میان حرف و سکوت باشد؛ در کتابهایی که حرف میزنند و مردی که پس از ۵۱ سال هنوز به آنها مجال گفتن میدهد. در ادامه، گفتوگوی خبرنگار برنا با حسین صمصام شریعت را میخوانید.
۵۱ سال در خدمت فرهنگ و کتاب برنا: کتابفروشی «کمند» از چه سالی فعالیت خود را در اصفهان آغاز کرده است؟ خودتان چند سال است که در حوزه کتاب فعالیت میکنید؟ صمصام شریعت: ۵۱ سال است که در خدمت فرهنگ و خلق هستم. کتابفروشی خودم را از سال ۱۳۷۶ راهاندازی کردم اما در مجموع، ۵۱ سال است که در حوزه کتاب فعالیت دارم. در تمام این سالها، حتی صبحهای جمعه، عید نوروز و روزهای تعطیل، پای کار بودهام. این حرفه برای من عشق است؛ نوعی دیوانگی شیرین که دوستش دارم و از بودن در آن احساس خوشحالی و رضایت میکنم.
برنا: از «کمند» بهعنوان یکی از قدیمیترین کتابفروشیهای اصفهان یاد میشود. آیا این عنوان را میتوان به این کتابفروشی نسبت داد؟ صمصام شریعت: پیش از ما هم کتابفروشیهای قدیمی بسیاری فعالیت میکردند که بهمرور از میان رفتند اما ما همچنان ایستادهایم و به کارمان ادامه میدهیم. کتابفروشی حرفهای مقدس و دوستداشتنی است؛ البته برای درک آن باید در این فضا حضور داشت و با تمام وجود تجربهاش کرد. کمند؛ پاتوق اهل فرهنگ اصفهان برنا: در طول این سالها، چه چهرهها و شخصیتهایی به کتابفروشی کمند رفتوآمد داشتهاند؟ از خاطرات این دیدارها چه میتوانید بگویید؟
صمصام شریعت: کمند پر از شگفتی است. استادان و چهرههای شناختهشده بسیاری از اصفهان به این کتابفروشی سر زدهاند؛ از پزشکان اهل کتاب گرفته تا هنرمندان، بازیگران تئاتر و سینما و گالریدارها. آدمهایی با رشتهها و علایق متفاوت به اینجا آمدهاند و خاطرات بسیاری برایمان ساختهاند. معمولا کسانی که به اصفهان سفر میکنند، سری هم به هتل شاهعباسی میزنند. وقتی به آنجا بیایند، کمند را درست روبهروی خود میبینند و با پای خود وارد کتابفروشی میشوند. برنا: نام «کمند» انتخابی متفاوت و تاملبرانگیز است. چه شد که این نام را برای کتابفروشی انتخاب کردید؟
صمصام شریعت: آن روزها که کارمان را آغاز کردیم، اینجا خلوت و سکوتی خاصی حاکم بود. به کمندی نیاز داشتیم که بیندازیم و آدمها را به سوی خودمان بکشانیم؛ کمندی که آنها را بالا ببرد. تعبیر تازهای بود: «کتابفروشی کمند» یا به تعبیری دیگر، «کتابفروشیها کماند»! کتاب گران شده اما هنوز ارزانترین چیز است برنا: شما بیش از پنج دهه در حوزه کتاب فعالیت کردهاید و تغییرات اجتماعی و اقتصادی را از نزدیک دیدهاید. در یکی دو سال اخیر نیز شرایط زندگی مردم دستخوش تغییرات زیادی شده است. این تحولات چه تاثیری بر خرید کتاب و وضعیت کتابخوانی گذاشتهاند؟
صمصام شریعت: کتاب نسبتا گران شده است اما من به شما ثابت میکنم که هنوز هم ارزانترین چیز است. البته برای کسی که اهل کتاب باشد، قیمت مسئله اصلی نیست. افرادی را میشناسیم که شاید خودشان چندان اهل کتاب نباشند اما از کتاب حمایت میکنند و ماهانه چهار کتاب میخرند تا سهمی در این جریان داشته باشند. چنین رفتارهایی را در کمند میبینیم. مردم اصفهان واقعا خوباند؛ اینحا پر از حس و محبت است. دوستانی از رشتهها و گروههای مختلف به ما سر میزنند و حضورشان مایه خوشحالی ماست. چراغ این کتابفروشی با حضور آنها روشن مانده است.
برنا: بسیاری از ناشران و کتابفروشان از کاهش سرانه مطالعه و افت فروش کتاب سخن میگویند. از نگاه شما، آیا با کاهش مخاطبان کتاب مواجهیم یا همچنان میتوان به تداوم کتابخوانی امیدوار بود؟ صمصام شریعت: ما همه درگیر کتابیم؛ «آلوده کتابیم» و این خیلی قشنگ است. مردم برای کتاب هزینه میکنند، پس نگران نباشید. البته عدهای همواره اهل نق زدن و غر زدناند. باید پذیرفت که زندگی گرفتنی نیست، پذیرفتنی است. شغل من همین است و اتفاقا شغل بسیار زیبایی است. تز من هم این است: نان و پنیر و عشق و چای شیرین! ما بخواهیم یا نخواهیم، زندگی همین است. از صفحه گوشی تا لمس کاغذ؛
کتاب همچنان زنده است برنا: نسل جوان امروز در مقایسه با گذشته، با ابزارها و شیوههای متفاوتی به کتاب دسترسی دارد. ارزیابی شما از سلیقه مطالعاتی جوانان و موضوعاتی که دنبال میکنند، چیست؟ صمصام شریعت: همین فناوری که گاهی آن را دستوپاگیر میدانیم، میتواند بذر کتابخوانی را هم بپاشد. گفتوگوها، خبررسانیها و معرفی کتابها باعث میشوند آدمها به سراغ کتاب بروند. من معتقدم هر چیزی بهتر از نبودن آن است. درست است که امروز گوشیهای همراه و کانالهای مختلف در دسترساند اما همین ابزارها هم میتوانند مسیر را برای آشنایی بیشتر مردم با کتاب باز کنند.
بسیاری با گوشی کتاب میخوانند اما پس از مدتی خسته میشوند و میگویند حس و لمس کاغذ را میخواهند؛ دوست دارند کتاب را در دست بگیرند. این مسیر همچنان زیباییها و ظرفیتهای خودش را دارد. برنا: خودتان با وجود مسئولیتهای روزانه کتابفروشی، چه میزان مطالعه دارید؟ آیا مطالعه همچنان بخش ثابتی از برنامه روزانه شماست؟ صمصام شریعت: حتما روزی صد تا دویست صفحه کتاب میخوانم. مطالعه بخشی از روال زندگی من است. وقتی فرصتی داشته باشیم، کتاب میخوانیم و وقتی دوستی به ما سر میزند، دیگر تنها نیستیم و فرصت گفتوگو با او را داریم.
«هر سازی بزنید، ما میرقصیم»؛ فلسفه کتابخوان کردن مردم برنا: با توجه به تجربه طولانی شما، وضعیت کتابخوانی در اصفهان را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا نسل جوان همچنان به کتاب علاقهمند است؟ صمصام شریعت: بله، جوانهای امروز هم به کتاب مراجعه میکنند. ما هم با شیوه خودمان سعی میکنیم مشتریها را حفظ کنیم. رمز موفقیتم این است که هرکس به من مراجعه میکند، شخصا به استقبالش میروم و تو را خودم میبینم. وقتی کسی کتاب میخواهد، باید بدانیم چگونه با او برخورد کنیم؛ این خودش کار زیبا و ارزشمندی است. به قول سهراب سپهری، «کودکان احساس، جای بازی اینجاست».
ما به بچهها میگوییم کتابها را ببرید و بخوانید؛ اگر توانستید، برگردانید و اگر هم نتوانستید، اشکالی ندارد. هر سازی بزنید، ما میرقصیم؛ چون برای ما مهم این است که کتابها خوانده شوند. برنا: در این سالها، خاطرهای از «کمند» دارید که برایتان معنای ویژهای داشته باشد یا همچنان در ذهنتان مانده باشد؟ صمصام شریعت: خاطره زیاد است؛ لحظهلحظه اینجا پر از شگفتی است. یکی از همین شگفتیها، حضور شما و هرکسی است که قدم رنجه میکند و به این کتابفروشی میآید؛ کسی که به تعبیری، گرد کفشش را در اینجا میتکاند. همین آمدنها برای ما ارزشمند است. کتابفروشی؛
جایی فراتر از محل کار برنا: از صحبتهایتان چنین برمیآید که کمند برای شما فقط محل کسبوکار نیست بلکه بخشی جداییناپذیر از زندگیتان شده است. آیا میتوان گفت حضور در این فضا برایتان ضرورتی فراتر از کار روزانه دارد؟ صمصام شریعت: بله. دوستی داشتم که به من میگفت با هم به کافه برویم و قهوهای بنوشیم. به او گفتم نمیتوانم جایی غیر از اینجا بنشینم. تعجب کرد و گفت: «یعنی چه؟ این چه حرفی است؟» دستم را گرفت و بهزور با خودش برد. باور کنید بهمحض اینکه نشستم، دیدم واقعا نمیتوانم آنجا بمانم. تقریبا تمام زندگی من در همین فضا میگذرد.
البته اگر سفر یا کاری پیش بیاید، میروم اما دلم همچنان اینجاست. کمند همان جایی است که حال ما را خوب میکند. میراث خانوادگی؛ از کودکی تا یک کامیون کتاب برنا: آیا علاقه شما به کتاب در خانواده نیز ادامه پیدا کرده است؟ گویا پسرتان هم در این کتابفروشی فعالیت دارد؟ صمصام شریعت: بله. فرزندم از همان پیش از تولد در خانهای بوده که کتاب در آن حضور داشته است. او هم کتاب را دوست دارد و میخواند. دخترم نیز کتابهای زیادی دارد و فقظ یک کامیون کتاب جهیزیهاش بود. از کودکی که به کتابفروشی میآمد، کتابها را جدا میکرد و من میگفتم رهایش کنید؛
بگذارید هرچه میخواهد ببرد. همین که دستش به کتاب بخورد، عنوانش را بخواند و شکلش را ببیند، کافی است. کتاب زیباست، کتاب خوب است و هیچچیز جای آن را نمیگیرد.
برنا: در پایان بگویید این ماندگاری کتاب که به آن اشاره میکنید، از نظر شما چه معنایی دارد؟ چرا معتقدید هیچچیز نمیتواند جای کتاب را بگیرد؟ صمصام شریعت: کتاب تنها چیزی است که میماند، حتی وقتی ما دیگر نیستیم. ماندگاری کتاب همین است. انتهای پیام/
منبع: خبرگزرای برنا



