ردپای جنگ را میتوان در سادهترین تصمیم روزانه خانوارها هم پیدا کرد. اینکه چه چیزی بخریم، چه چیزی را فعلاً کنار بگذاریم و از کدام کالا بیشتر از نیاز معمول در خانه نگه داریم. دادههای منتشرشده از رفتار کاربران اُکالا و دیجیکالا نشان میدهد در دورههای بحران، ایرانیها لزوماً «خرید کردن» را متوقف نمیکنند، بلکه هرم نیازهای خود را از نو میچینند؛
«آیفون، مبل و لوازم خانگی عقب میروند و آب، برنج، کنسرو، دارو، باتری و ابزار تأمین برق جلو میآیند.» حالا در شرایطی که بار دیگر اخبار مرتبط با احتمال تشدید درگیریها و دور تازه تنشهای نظامی در رسانهها پررنگ شده، تجربه ثبتشده در این دو پلتفرم میتواند تصویری از واکنش احتمالی بازار مصرف در برابر موج تازه نااطمینانی به دست دهد؛ واکنشی که ممکن است حتی پیش از وقوع یک اتفاق، در کادر جستوجوی فروشگاههای آنلاین و سبد خرید خانوار ظاهر شود. دو گزارش، دو پنجره متفاوت به رفتار مردم برای خواندن این دادهها ابتدا باید یک تفاوت مهم را روشن کرد.
گزارشی که بر پایه گزارش عملکرد سال ۱۴۰۴ اُکالا منتشر کرده، عمدتاً تصویری از خرید کالاهای سوپرمارکتی، خوراکی و مصرف روزانه در جریان بحران ارائه میکند. اُکالا میگوید در سال ۱۴۰۴ در ۲۷۵ شهر فعالیت داشته و بنابراین دادههای آن بیش از هر چیز رفتار مردم در برابر کالاهای تندمصرف و نیازهای روزمره را نشان میدهد. در مقابل، گزارش رسمی اتاق خبر دیجیکالا که ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ منتشر شده، دوره ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ را بهطور مستقل زیر عنوان «فصل جنگ» بررسی کرده است.
دامنه کالاهای دیجیکالا از مواد غذایی و دارو تا موبایل، لوازم خانگی، طلا، ابزار تأمین برق و کالاهای سرگرمی گسترده است؛ به همین دلیل دادههای این پلتفرم امکان مشاهده رفتار مردم درباره خریدهای قابل تعویق و کالاهای بادوام را نیز فراهم میکند. بازههای زمانی مورد بررسی این دو گزارش نیز کاملاً منطبق نیست. در گزارش اُکالا از عملکرد در «جنگ ۱۲روزه» و دورهای ۴۰روزه پس از آن صحبت میشود، در حالی که دیجیکالا یک بازه مشخص از ۹ اسفند تا ۱۸ فروردین را بررسی کرده است؛ بنابراین درصدهای دو مجموعه را نمیتوان به شکل مکانیکی روبهروی هم گذاشت.
آنچه قابل مقایسه است، جهت رفتار مصرفکننده و نحوه تغییر اولویتها در واکنش به نااطمینانی است. جنگ قبل از شروع رسمی، وارد سبد خرید شده بود شاید یکی از جالبترین یافتههای دیجیکالا نه مربوط به روزهای جنگ، بلکه مربوط به چند روز پیش از آن باشد. دادههای این پلتفرم نشان میدهد در شرایط معمول، خرید کالاهای ضروری مانند آب معدنی و کنسرو در ابتدای ماه و همزمان با پرداخت حقوق مقداری افزایش پیدا میکند و سپس کاهش مییابد. اما در اسفند ۱۴۰۴ این روند متفاوت بود؛
افزایش تقاضا تا هشتم اسفند ادامه داشت، یعنی یک روز پیش از شروع بازهای که دیجیکالا آن را آغاز جنگ در نظر گرفته است. از منظر اقتصادی، این رفتار را میتوان نمونهای از تقاضای احتیاطی یا Precautionary Demand دانست. خانوار زمانی که احتمال میدهد در آینده دسترسی به یک کالا دشوار یا قیمت آن بالاتر شود، بخشی از مصرف آینده را به زمان حال منتقل میکند. در چنین شرایطی مهم نیست که کمبود واقعاً اتفاق افتاده باشد؛ «انتظار کمبود» بهتنهایی میتواند تقاضا را بالا ببرد. همین جاست که سبد خرید تبدیل به نوعی شاخص انتظارات میشود.
پیش از آنکه بحران در گزارشهای رسمی اقتصاد منعکس شود، ممکن است مردم با خرید چند بسته برنج بیشتر، چند بطری آب یا یک پاوربانک اضافه نشان دهند که ادراک آنها از ریسک تغییر کرده است. به بیان سادهتر، اضطراب بحران گاهی پیش از خود بحران وارد بازار میشود. یک جنگ و دو رفتار ظاهراً متضاد مقایسه اُکالا و دیجیکالا در نگاه اول یک تناقض جالب ایجاد میکند. طبق گزارش اُکالا، در روزهای جنگ تعداد کالاهای موجود در هر سبد خرید بهطور متوسط حدود ۳۵ درصد افزایش پیدا کرد. فروش برنج ۱۸۶ درصد، حبوبات و سویا ۹۲ درصد و کنسروها ۵۰ درصد بالا رفت.
در همان دوره، فروش کالاهایی مانند خامه، نوشابه و چیپس و پفک به شکل محسوسی کاهش پیدا کرد. در نخستین روز جنگ نیز حدود ۹۱ هزار بطری آب معدنی از طریق اُکالا فروخته شد که رکورد روزانه این گروه در کل سال بود.
منبع: رویداد 24



