من به آشپزی علاقهمندم و این برای یک خوزستانی و بهویژه یک خرمشهری-آبادانی چیز عجیبی نیست، چنانکه مرحوم نجف دریابندری، استاد همه ما مردان جنوبی نیز عاشق آشپزی بود و شاهنامه آشپزی ایرانی را به رشته تحریر درآورد و کتاب گرانسنگ «مسطتاب آشپزی» را از خود به یادگار گذاشت. یکی از نکات مهم این کتاب به گمان من، آنجاست که برای معنای بسیار گنگ «جا افتادن» در آشپزی ایرانی میگوید: «غذا را روی شعله ملایم میگذاریم تا سه ساعت بپزد و جا بیفتد» و این همان قلق آشپزی ایرانی است. اما این سه ساعت از کجا آمده و چرا و چطور؟
به گمان من بهعنوان یک آشپزی که مینویسد و تحلیل میکند یا نویسندهای که ادعای تحلیلگری دارد و آشپزی هم میکند، یک از مهمترین دلایل را باید در سوخت مصرفی در فلات ایران برای آشپزی یافت. ایران سرزمینی خشک و با پهنههای وسیع بیابانی و کوهستانهای بلند است و در گذشتههای دور که سوختهای فسیلی هنوز در دسترس نبود و به دلیل بیابانی یا کوهستانی بودن، درخت و چوب و الوار نیز چندان در دسترس نبوده یا بهتر است بگوییم، درخت آنقدر ارزشمند بود که قطعکردنش عاقلانه نبود، جامعه ایرانی سوخت جایگزین را در فضولات چارپایان و بهویژه گاو و اسب و استر یافت.
هنوز هم در بخشهایی از کشور، میتوان دید که فضولات گاو را بهصورت قرصهای گرد در آفتاب پهن میکنند تا خشک شود و خشکشده آن را میسوزانند. ولی وقتی این فضولات میسوزد، شعلهای بلند نمیشود، بلکه با آتشی بسیار ملایم میسوزد و برای همین، شعلهای بلند و سوزنده وجود ندارد و آشپزی ایرانی، خودش را با چنین سوخت ویژهای که آتشی بسیار ملایم تولید میکند، برای پخت غذا هماهنگ کرده.
پختی بسیار صبورانه که چندین ساعت طول میکشد و این صبر و صبوری، در شخصیت ایرانی ریشه میدواند و تبدیل میشود به آن ویژگی آشپزی ایرانی که میگوییم «جا میافتد» و برای همین، اسکندر هم که حمله میکند جانشینانش در این فرهنگ صبور، میمانند و جا میافتند و سلوکیه میشوند. خلفا، بنیعباس میشوند و فرهنگ ایرانی تغییرشان میدهد. مغول، ایلخان میشود و خدابنده.
فرهنگ اینگونه است، در رفتارهای خرد، خودش را جا میکند و مهاجرت هم که میکنی دنبال خامههای پاستوریزه پاکتصورتی و قرمهسبزی هستی، غذای فرنگی را هم که میآوری، اسپاگتی را میکنی ماکارونی و میگذاری تا دم بکشد. اما آیا فقط ما چنین هستیم که آداب و فرهنگمان در تکتک ما ریشه دارد، یا هر انسانی آداب خود را در تار و پود خویش حمل میکند؟ واقعیت این است که انسانها هیچوقت از آدابی که در آن رشد کردهاند منفک نمیشوند و حتی گاهی، وقتی تحت فشار قرار میگیرند، بیشتر سعی میکنند پیوندشان را با گذشته خود به رخ بکشند.
حدود دو ماه پیش یادداشتی در یکی از مطبوعات منتشر کردم با عنوان «روح کلوزیوم» و در آن اشاره کردم که اگر ما ایرانیان اینقدر به فرهنگ گذشته خود دلبستهایم و رفتارهایمان را میتوان با دقت در این گذشته فهم کرد، فرهنگ غربیان را نیز میتوان با دقت در آداب و سنن و گذشته غرب، بهتر فهم کرد و اشاره کرده بودم که از هفت تمدن باستانی، تمدن غرب، چهار تمدن را از بین برده و آنچه امروز در رفتار غرب بهطورکل و آمریکا بهطور خاص میبینیم، یکجورهایی ادامه همان سابقه تاریخی است.
به عبارتی اگر دو دهه پیش، از وجود «روح امپراتوری» در بین همه ایرانیان گفتم و در یادداشتی با همین عنوان نوشتم که فرق نمیکند چه کسی در مصدر امور باشد، هرکس که باشد، این هویت تاریخی را به ارث میبرد و الان میبینیم که اکثر تحلیلگران غیرایرانی، دلیل مقاومت کشورمان را در همین سابقه گذشته و تمدنی ایران میدانند.
اما فقط این ما نیستیم که مقاومتمان در این سابقه تاریخی و روح امپراتوری است، در آن یادداشت «روح کلوزیومپ» هم نوشتم که یکی از دلایل مهم در تهاجم غرب به کشورمان، دانسته یا ندانسته (که البته تأکید کرده بودم حتما دانسته) تقابل تاریخی غرب با ایران است و البته بنا به شواهدی، تأکید داشتم که این خیالپردازی نیست و بر این باورم که وقتی ترامپ میگوید: «امشب یک تمدن را نابود میکنیم»، دارد اهداف یک اتاق فکر را به زبان میآورد و نه خواسته شخصی خودش را.
نظام سرمایهداری، یک سیستم است و رئیسجمهور، مجری برنامههای این سیستم و برآمدن فردی مانند ترامپ برخلاف نظر فوکویاما، زاییده فرصتهای یک نظام متکی بر دموکراسی نیست، بلکه زاییده سیستمی است که بر پایههای استعمار، استثمار و استحمار (پروپاگاندای جریان اصلی رسانهای غرب) استوار است. من نمیگویم تمام غرب اینگونه است، ولی وقتی لیندسی گراهام در میانه جنگ ۴۰روزه گفت: «حالا باید کار ایران را یکسره کنیم و به جنگ ۲۰۰۰ ساله پایان دهیم» و ترامپ گفت امشب یک تمدن نابود میشود، اهداف آن اتاق فکر را که نمایندهاش هستند، به زبان آوردهاند.
در این هشت ماه بارها با صاحبنظران و اهل سیاست در این مورد بحث کردهام و تقریبا همگی این تأکید من را بر اینکه یکی از مهمترین پایههای این جنگ بر یک تفکر فرهنگی متعارض تاریخی استوار است، خیالبافی و بیاهمیت دانستهاند. اما حالا مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا که اخیرا مشاور امنیت ملی دولت ترامپ نیز شده (یعنی در جایگاه کیسینجر و برژینسکی نشسته)، آمریکا را میراثدار یونان و روم، و جنگ امروز علیه ایران را در تداوم تعارض و تاریخی یونان و روم با ایران و انتقام از کشورمان، به دلیل آتشزدن و ویرانکردن آکروپلیس توسط سپاه ایران در دوران هخامنشیان دانسته است.
وقتی شش ماه پیش به یکی از استادان معتبر و صاحبنام علوم سیاسی گفتم آن سخن لیندسی گراهام دارد از هدف اتاق فکر این جنگ میگوید، جواب شنیدم که لیندسی گراهام «مزخرف» میگوید، اما الان وقتی وزیر خارجه آمریکا و مشاور امنیت ملی آن کشور که تئوریسین و مغز متفکر دولت ترامپ است، جنگ امروز با ایران را رسما ادامه همان تعارض تاریخی و آمریکا را وارث یونان و روم در این جنگ تاریخی میداند، دیگر آنچه لیندسی گراهام گفته مزخرف نیست، اعلام علنی اهداف یک اتاق فکر است. مسئله این است که آنهایی که چنین تفکری دارند و خود را وارث روم و یونان میدانند، حالا قدرت را در آمریکا به دست گرفتهاند و دقیقا به استناد همین سخن روبیو، امروز میخواهند آن جنگ ناتمام را تمام کنند.
مسئله دقیقا همین است که اگر فرهنگ صبورانه ما به سنتهای گذشته ما برمیگردد که یک نمونهاش را در آشپزی ایرانی مثال زدم، فرهنگ غرب نیز در گذشته آن ریشه دارد. گذشتهای که کلوزیوم میسازد تا مردم بروند کشتن تماشا کنند و لذت ببرند. اگر آشپزی صبورانه، میراث ماست، چرا خونریزی و لذت از تماشای خونریزی در کلوزیوم، میراث آنها نباشد؟
و مگر این میراث را در نابودی چهار تمدن باستانی مصر و آزتک و اینکا و هند ادامه ندادند و مگر در قرن 15 تا 19 با بردهداری و در قرن بیستم با دو جنگ جهانی و کشتار در آفریقا که فقط در یک قلم، بلژیک ۲۰ میلیون گنگویی را کشت و جسد لومومبا را در دیگ اسید انداخت و دو بمب اتمی و در قرن بیستویکم با عراق و افغانستان و غزه تکرار نکرد؟
وقتی روبیو در یونان سخنرانی میکند و میگوید جنگ امروز با ایران، ادامه جنگ یونان و روم با ایران است و ما وارث یونان و روم هستیم، یک آدم معمولی این را نمیگوید، مغز متفکر امروز دولت آمریکا دارد این را میگوید و اینکه چرا به سرزمین ایران تجاوز کردند. اینجاست که معلوم میشود چرا ترامپ بارها از تسلیم بیقید و شرط یا نابودی تمدن ایرانی میگوید. او خواسته اتاق فکر این جنگ را بازتاب میدهد: یا تسلیم، یا نابودی.
منبع: شبکه شرق


