به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصر ایران، در حالی که جنگ ایران و آمریکا با هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین ادامه دارد، چشمانداز دست یابی به توافقی پایدار همچنان با موانع جدی روبهروست. اختلاف بر سر برنامه هستهای، تحریمها و تنگه هرمز، در کنار بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، مسیر دیپلماسی را پیچیده کرده است. در این میان، نقش افکار عمومی آمریکا، انتخابات میاندورهای و میانجیگری بازیگران بینالمللی نیز میتواند بر آینده این مناقشه تأثیر بگذارد. دیوید ای. فرانک (David A. Frank)، استاد بلاغت در کالج افتخاری رابرت دی.
کلارک دانشگاه اورگن آمریکا، پژوهشگر حوزه استدلال و تحلیل گفتمان سیاسی است. پژوهشهای او موضوعاتی همچون مناقشه اسرائیل و فلسطین، روابط خارجی آمریکا، پیشگیری از نسلکشی و نقش استدلال در حل مسالمتآمیز منازعات را در بر میگیرد. فرانک که از سال ۱۹۸۱ در دانشگاه اورگن تدریس کرده و بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ ریاست این کالج را بر عهده داشته است. او در این گفتوگو با عصرایران، ضمن بررسی موانع دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا، از پیامدهای ادامه جنگ و ظرفیتهای دیپلماسی برای پایان دادن به درگیری میگوید.
*** *ایران میگوید همچنان اختلافهای مهمی میان مواضع تهران و واشنگتن درباره شرایط پایان دادن به جنگ وجود دارد، اما در عین حال تأکید میکند که دیپلماسی باید ادامه یابد. از نظر شما، مهمترین نقطه اختلاف دو طرف دقیقاً چیست؟ -مهمترین نقطه اختلاف میان آمریکا و ایران، برداشتی است که هر یک از خود دارند: هر دو تصور میکنند در حال پیروز شدن در جنگ هستند، در حالی که هر دو در حال شکست خوردناند. [ادعای مصاحبه شونده درباره ایران طبعا موضع عصر ایران نیست]. هیچ راهحل نظامی یی وجود ندارد و تنها راهحل، راهحلی مبتنی بر دیپلماسی است.
اگر توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میان ایران و شش قدرت جهانی، از جمله آمریکا، موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، همچنان پابرجا مانده بود، احتمال وقوع این جنگ فاجعهبار بسیار کمتر میشد. این توافق حاصل ۲۰ ماه مذاکره و بیش از ۱۲ دور گفتوگوی رسمی بود. جیمز متیس، وزیر دفاع وقت آمریکا، در سوم اکتبر ۲۰۱۷ به کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا گفت که باقی ماندن در توافق، در راستای منافع امنیت ملی این کشور است. برجام به مدت دو سال به سود ایران بود. نرخ تورم در ایران به ارقام تکرقمی کاهش یافت و صادرات نفت دو برابر شد.
برجام شروع خوبی بود و شواهدی عینی ارائه کرد که نشان میدهد تلاش دشوار دیپلماتیک، بهمراتب گزینه بهتری از جنگ است. ایران به توافق سال ۲۰۱۵ پایبند بود و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشهای متعدد خود این پایبندی را تأیید کرد. با این حال، دونالد ترامپ از توافق خارج شد. ایرانیانی که از دیپلماسی دفاع میکردند، در داخل کشور بهای سیاسی آن را پرداختند و اعتبار آمریکا نیز بار دیگر ضربهای عمیق خورد. توافق بعدی باید بهگونهای طراحی شود که نتیجه یک انتخابات در آمریکا نتواند آن را از بین ببرد. در جنگ، همه بازندهاند. آمریکا در حال شکست خوردن در جنگ است.
افکار عمومی آمریکا بهوضوح با جنگ مخالف است: ۶۹ درصد آمریکاییها میگویند این جنگ ارزش جنگیدن نداشت و ۷۱ درصد نیز از نحوه مدیریت آن توسط ترامپ ناراضیاند. ادامه استفاده از نیروی نظامی باعث نخواهد شد که رهبران ایران تسلیم شوند. رهبران آمریکا هنوز درسهای تاریخ را نیاموختهاند: قدرت نظامی در اغلب موارد نتیجهای معکوس به بار میآورد. جنگ آمریکا در عراق را در نظر بگیرید. در تاریخ رسمی ارتش آمریکا درباره این جنگ، که به سفارش رئیس ستاد ارتش تهیه شد، چنین نتیجهگیریای آمده است: از نظر پیامدهای ژئواستراتژیک، این جنگ نتایجی عمیق به همراه داشت.
در زمان تکمیل این پروژه در سال ۲۰۱۸، به نظر میرسید ایرانِ جسورتر و توسعهطلبتر، تنها پیروز این جنگ باشد. [درباره ایران]: یک کشور ممکن است درد و رنج ناشی از جنگ را تحمل کند، اما اگر جایگزین دیپلماتیک بهتری وجود داشته باشد، باز هم [به معنی پیروزی نیست]. بدون تردید، بسیاری از شهروندان ایرانی خواهان جنگ نیستند. در این زمینه، به ارزیابی محمود نجفیعرب، رئیس اتاق بازرگانی تهران، اشاره میکنم. او از تأثیر جنگ بر بازرگانان، تجار و تولیدکنندگان ایرانی ابراز تأسف کرده است. ایرانیان هزینه جنگ را با پولی میپردازند که ارزش آن طی یک سال بیش از نصف شده است؛
با نفتی که دیگر بارگیری نمیشود؛ با قطع برق و درخواست دولت برای کاهش مصرف آب و برق؛ و با هزاران کشته. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز پیشبینی کرده تا سال ۲۰۲۸، نزدیک به نیمی از جمعیت کشور به زیر خط فقر سقوط خواهند کرد. دیپلماسی پاسخ روشن به مناقشه میان ایران و ایالات متحده است. متأسفانه، دیدارهای سازمان ملل در نیویورک به آغاز یک روند صلح منجر نشد. با این حال، ناامیدی جز گزینهها نیست؛
زیرا پیشنهادهای سنجیده و مبتنی بر پژوهشهای دقیق در اختیار داریم که جایگزینی برای جنگ ارائه میکنند، از مدیریت بحران فراتر میروند و مسیرهای تازهای برای مذاکره و میانجیگری میگشایند.
در ادامه، به سه مقاله اشاره میکنم که جایگزینی بسیار بهتر برای جنگ پیشنهاد میکنند: جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، در نشریه فارن افرز، ۳ آوریل ۲۰۲۶: ظریف خواستار توافقی جامع است که بر اساس آن، ایران ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به سطحی کمتر از ۳.۶۷ درصد کاهش دهد، مواد غنیشده خود را به یک کنسرسیوم چندجانبه منتقل کند، بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر اساس پروتکل الحاقی را بپذیرد و تنگه هرمز را بازگشایی کند. در مقابل، تحریمها لغو شوند، بازسازی ایران با تأمین مالی آمریکا انجام گیرد و پیمان دائمی عدم تجاوز منعقد شود.
گروه بینالمللی بحران، سازمان فعال در زمینه پیشگیری از مناقشه، در مطالب منتشرشده در اول اوت و ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶: این گروه خواستار کاهش تنش در همه جبههها، توافقی موقت برای عبور کشتیها از تنگه هرمز با هماهنگی ایران و عمان و بدون دریافت عوارض یا هزینه، و برقراری آتشبس در یمن شده است. ریچارد هاس و کارولین کیسان، در نشریه فارن افرز، ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶: این دو نویسنده خواستار آتشبس، تدوین طرحی برای باز نگه داشتن آبراهها و ارائه مشوقهایی به تهران برای پایبندی به توافق شدهاند.
آنها همچنین پیشنهاد میکنند توافقی موازی میان عربستان سعودی و حوثیها شکل بگیرد و موضوع هستهای برای مرحلهای بعد کنار گذاشته شود. باید دیدگاه اندیشکدهها و کارشناسان دیگر را نیز در نظر گرفت. انجمن کنترل تسلیحات پیشنهاد میکند که غنیسازی اورانیوم ۶۰ درصدی ایران، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به سطوح پایینتر کاهش یابد. رعد الکدیری از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، ایجاد یک «جامعه هرمز» مشترک را پیشنهاد میکند. تریتا پارسی از مؤسسه کوئینسی نیز از واشنگتن میخواهد با توافق ایران و عمان درباره تنگه هرمز موافقت کند.
امیر هنجانی نیز در مقالهای در نشریه فارن پالیسی که مؤسسه کوئینسی آن را بازنشر کرده، استدلال میکند که تنها چین، هند و روسیه میتوانند به جنگ پایان دهند. شورای اروپایی روابط خارجی خواستار تشکیل ائتلافی از قدرتهای متوسط به رهبری اروپا شده است. مرکز سوفان نیز توافقی را توصیف میکند که بر اساس آن، دولت ایران در قدرت باقی میماند و در مقابل، درباره تنگه هرمز و مهار حوثیها تعهداتی میپذیرد. توماس پیکرینگ، گابریل ریفکیند و پل اینگرام نیز در مقالهای با عنوان «بهای صلح با ایران» که اول مه در نشریه فارن افرز منتشر شد، به این بحث پرداختهاند.
*اگر هدف اصلی هر دو طرف در شرایط کنونی پایان دادن به جنگ باشد، نخستین موضوعی که باید در مذاکرات حلوفصل شود چیست: برنامه هستهای، تحریمها، امنیت منطقهای یا وضعیت تنگه هرمز؟ – تعیین یک موضوع بهعنوان نخستین مسئلهای که باید در مذاکرات حل شود، خطرناک است. اگر درباره همان موضوع نخست توافقی حاصل نشود، مذاکرات به بنبست خواهد رسید. دو نفری که مذاکرات توافق هستهای سال ۲۰۱۵ را هدایت میکردند، بر این اصل پایبند بودند که هیچ موضوعی نباید در اولویت قرار گیرد و همه مسائل باید در قالب یک بسته جامع مطرح شوند. برجام بار دیگر در این زمینه آموزنده است.
جان کری، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، در نوامبر ۲۰۱۴ گفت: تا زمانی که درباره همهچیز توافق نشده باشد، درباره هیچچیز توافق نشده است. سه ماه بعد، جواد ظریف، وزیر امور خارجه وقت ایران، خاطرنشان کرد که توافق موقت حاصلشده در ژنو در نوامبر ۲۰۱۳ تصریح میکند: تا زمانی که درباره همه مسائل توافق حاصل نشود، هیچ توافقی وجود نخواهد داشت. *اگر مذاکرات کنونی نتیجهای نداشته باشد، چه گزینههای دیپلماتیکی برای جلوگیری از تشدید درگیری باقی میماند؟ سازمان ملل، اروپا، عمان و کشورهای منطقه در این مرحله چه نقشی میتوانند ایفا کنند؟
آیا نشانهای از تغییر در روابط ایران و آمریکا میبینید یا همچنان در چرخه تکراری «فشار، تهدید، مذاکره و بنبست» گرفتاریم؟ قابل درک است که ترامپ عامل اصلی پیشبرد جنگ تلقی شود؛ اما اگر چارچوب بررسی را گسترش دهیم و مردم آمریکا، انتخابات میاندورهای و نقش سایر بازیگران جهانی را نیز در نظر بگیریم، دلایل خوبی برای تصور مسیری فراتر از فاجعه کنونی و چرخه فعلی «فشار، تهدید، مذاکره و بنبست» وجود دارد. نخست، مردم آمریکا در این زمینه اتفاقنظر دارند: ترامپ در به راه انداختن جنگ علیه ایران اشتباه کرده است.
۶۹ درصد آمریکاییها میگویند این جنگ ارزش جنگیدن نداشت و ۷۱ درصد از نحوه مدیریت آن توسط ترامپ ناراضیاند. ترامپ بهعنوان فرمانده کل قوا میتواند تا زمانی که حزب جمهوریخواه علیه او شورش نکند یا انتخاباتی قدرتش را تضعیف نکند، نظر عمومی درباره جنگ با ایران را نادیده بگیرد. اکنون نشانههای قابلتوجهی از هر دو وضعیت دیده میشود. جنبش «آمریکا را دوباره با عظمت کنیم» (ماگا)، که گرایش انزواطلبانه دارد و تاکنون به ترامپ وفادار بوده است، بهتدریج از جنگ او فاصله میگیرد.
در ماه مه، نیمی از پایگاه حامیان ماگای ترامپ معتقد بودند جنگ ارزش هزینههای اقتصادی آن را دارد؛ اما طبق نظرسنجی مؤسسه پابلیک فرست برای نشریه پولیتیکو، این رقم تا ماه ژوئیه به ۳۷ درصد کاهش یافت. جریانهای ترقیخواه و بیشتر دموکراتها نیز با حمایت ترامپ از جنگ مخالفاند. بر اساس اجماع پیشبینیها، پس از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر، دموکراتها کنترل مجلس نمایندگان را به دست خواهند گرفت و در حال حاضر نیز شانس اندکی بیشتر از جمهوریخواهان برای پیروزی در سنا دارند.
اگر دموکراتها کنترل مجلس نمایندگان را در اختیار بگیرند و تعدادی از جمهوریخواهان مخالف جنگ نیز در سمت خود باقی بمانند، رهبران مجلس میتوانند با استفاده از اختیار تخصیص بودجه و کنگره با استفاده از اختیارات خود در زمینه جنگ، رئیسجمهور ترامپ را از ادامه جنگ بازدارند. کنگره در سال ۱۹۷۳ با استفاده از اختیار تخصیص بودجه، بهخوبی توانست در این زمینه عمل کند: پس از ۱۵ اوت، بودجه عملیات رزمی آمریکا در هندوچین را قطع کرد و در ماه نوامبر همان سال، قطعنامه اختیارات جنگی را با وجود وتوی رئیسجمهور وقت، ریچارد نیکسون، به تصویب رساند.
دوم، بازیگران جهانی انگیزههای قدرتمندی برای عبور از وضعیت نابسامان کنونی دارند. سازمان ملل متحد جواد ظریف در مقاله خود در نشریه فارن افرز، سازمان ملل را نهادی میداند که میتواند هم در آغاز روند و هم هنگام شکلگیری زمینههای مصالحه، برای دستیابی به توافق نقشآفرینی کند. بر اساس این پیشنهاد، شورای امنیت قطعنامههای خود علیه ایران را لغو میکند و واشنگتن نیز تحریمها را برمیدارد. اعضای دائم شورای امنیت به همراه کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در چارچوبی برای امنیت منطقهای مشارکت خواهند کرد.
انجمن کنترل تسلیحات، مسئولیت نظارت بر کاهش غنای اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نهاد هستهای سازمان ملل، واگذار میکند. رعد الکدیری از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز مبنای حقوقی همکاری را در ماده ۴۳ کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها مییابد. این ماده از کشورهای ساحلی و کشورهای استفادهکننده از آبراهها میخواهد در زمینه کشتیرانی و کنترل آلودگی همکاری کنند؛ همکاریای که به سود همه طرفهاست.
اروپا شورای اروپایی روابط خارجی در هشدار سیاستی خود در ۲۲ سپتامبر، از دولتهای اروپایی میخواهد قدرتهای متوسط، از جمله کشورهای خاورمیانه، پاکستان و کانادا را بسیج کنند تا واشنگتن و تهران را به بازگشت به دیپلماسی وادارند. نکته قابلتوجه این است که ظریف در پیشنهاد خود هیچ نقش مشخصی برای اروپا در نظر نگرفته است؛ موضوعی که با توجه به تجربه گسترده او در تعامل با این قاره، عجیب به نظر میرسد. در طرح ظریف، بازیگران اصلی دیپلماسی آمریکا، چین و روسیه هستند؛ هرچند بریتانیا و فرانسه نیز بهعنوان اعضای دائم شورای امنیت به چارچوب امنیتی پیشنهادی او خواهند پیوست.
عمان گروه بینالمللی بحران از توافقی موقت میان ایران و عمان برای عبور کشتیها، بدون دریافت عوارض، حمایت میکند؛ توافقی که میتواند برای دستیابی به ترتیبات بلندمدتتر فرصت تنفس ایجاد کند. سانام وکیل از مؤسسه چتمهاوس دیدگاه دیگری ارائه میدهد: قطر و عمان میتوانند به تبدیل پیامهای کلی به ترتیبات اجرایی و عملی کمک کنند، در حالی که چین ظرفیت یا علاقه کمتری برای میانجیگری دارد. بنابراین، بسته به اینکه دیدگاه کدام تحلیلگر را در نظر بگیریم، عمان میتواند پلی بهسوی توافقی جامع باشد یا میانجی توافقی محدود که دوام چندانی نخواهد داشت.
کشورهای منطقه ریچارد هاس و کارولین کیسان بهدرستی نتیجه میگیرند که کمضررترین گزینه، بازگشت به دیپلماسی است. آنها مسئولیت حلوفصل مناقشه عربستان سعودی با حوثیها را بر عهده ریاض میدانند؛ توافقی که میتواند مکمل توافق دیپلماتیک میان آمریکا و ایران باشد. گروه بینالمللی بحران نیز آتشبس در یمن را اولویتی فوری میداند و از عمان میخواهد نقشی محوری در دیپلماسی ایفا کند. امیر هنجانی، در مقالهای که مؤسسه کوئینسی بازنشر کرده، فراتر از منطقه را در نظر میگیرد و استدلال میکند که «تنها چین، هند و روسیه میتوانند به جنگ پایان دهند».
مردم آمریکا و بازیگران جهانی بر ایران و آمریکا فشار خواهند آورد تا جنگ را متوقف کنند. برای یافتن اندکی امید، میتوان به تاریخ رجوع کرد. برجام در مسیر حلوفصل برخی از مهمترین مسائل پیش روی ایران، آمریکا و جامعه جهانی مؤثر بود. اکنون در تهران، واشنگتن و اورشلیم، صداهایی که بهندرت با یکدیگر همنظر میشوند، از توافقی تقویتشده و جایگزین برجام حمایت میکنند. جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، پیشنهاد میکند غنای اورانیوم ایران به کمتر از سقف ۳.۶۷ درصد تعیینشده در برجام کاهش یابد و بازرسیها بر اساس پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجام شوند.
کلسی داونپورت از انجمن کنترل تسلیحات نیز میگوید هرگونه ازسرگیری غنیسازی باید به سطوح مناسب برای سوخت راکتور محدود شود و تحت بازرسیهای سختگیرانهتری قرار گیرد. بن رودز، که در مذاکرات توافق اصلی مشارکت داشت، میگوید بهترین نتیجه ممکن در شرایط کنونی، توافقی است که تا حدی به برجام شباهت داشته باشد. اور رابینوویتز از دانشگاه عبری اورشلیم نیز در مقالهای برای مؤسسه محافظهکار هوور، نسخهای طولانیتر از برجام با سازوکارهای راستیآزمایی دقیقتر را در مقایسه با گزینههای جایگزین ترجیح میدهد؛ هرچند تردید دارد که ایران چنین توافقی را بپذیرد.
ما مجبور نیستیم در این چرخه گرفتار بمانیم. جایگزینهای مناسبی وجود دارند و تاریخ معاصر نیز نمونههایی از تلاشهای موفق برای عبور از اختلافها میان ایران و آمریکا در اختیار ما قرار میدهد.
منبع: اقتصاد نیوز



