به گزارش برنا از سیستان و بلوچستان؛ این بار، همراه دکتر محمدسعید اربابی، رئیس هیأتمدیره و مدیرعامل سازمان منطقه آزاد چابهار و جمعی از مدیران و همکاران دبیرخانه شورایعالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور، مناطق آزاد دوغارون و سرخس و منطقه ویژه اقتصادی خراسان جنوبی، در کابل حضور داریم؛ شهری که برای من، افزون بر مقصدی برای مأموریتهای کاری، بخشی از خاطرات حرفهای و انسانیام به شمار میرود. حضور در نمایشگاه، فرصتی برای دیدار دوباره با چهرههایی است که برخی از آنها را بیش از دو دهه پیش شناختهام؛
مسئولان، مدیران، بازرگانان و سرمایهگذارانی که پس از سالها بار دیگر دیدارشان میکنم. این آشناییها به نشستهای رسمی محدود نیست. در بازارهای کابل نیز فروشندگانی را بازشناختم که سالها پیش از آنها خرید کرده بودم. دیدار دوباره و خرید از برخی از آنان، تجربهای ساده اما دلنشین بود؛ نشانهای از پیوندی که در گذر زمان، میان خاطرات شخصی و فضای آشنای این شهر شکل گرفته است.
از نخستین سفر تا گسترش همکاریهای اقتصادی نخستین سفرم به کابل در سال ۱۳۸۳، همراه با جمعی از همکاران و مدیران، با هدف گفتوگو درباره توسعه همکاریهای اقتصادی ایران و افغانستان از طریق چابهار انجام شد. در همان سال، چابهار میزبان دو وزیر دولت انتقالی افغانستان، وزیر وقت صنعت و تجارت و وزیر وقت شهرسازی، و جمعی از فعالان اقتصادی این کشور بود. سال ۱۳۸۳ از منظر ارتباطات هوایی چابهار نیز اهمیت ویژهای داشت.
هواپیمایی آریانا افغانستان با پرواز مستقیم کابل ـ چابهار، دو وزیر و جمعی از فعالان اقتصادی افغانستان را به این منطقه آورد و پس از پایان برنامهها، آنان را به کابل بازگرداند. این ارتباط هوایی، در کنار گفتوگوهای اقتصادی آن دوره، چشمانداز تازهای برای تقویت ارتباط افغانستان با آبهای آزاد از طریق چابهار ترسیم کرد. در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۸۷ نیز همراه با همکاران به کابل سفر کردیم. این سفرها، علاوه بر پیگیری همکاریهای اقتصادی، فرصت آشنایی بیشتر با شهر و مردم آن را فراهم آورد؛ از شهر نو و تپه مرنجان تا وزیر اکبر خان، بند قرغه و پغمان.
حتی «میدان هوایی» کابل، اصطلاحی که دوستان افغان برای فرودگاه به کار میبرند، در خاطرم با آغاز و پایان سفرهای آن سالها گره خورده است. سال ۱۳۹۴، برای حضور در نمایشگاه در تالار اورانوس، همراه مرحوم علی رجبی، مدیر وقت بازرگانی منطقه آزاد چابهار(یاد و خاطرش گرامی باد)، راهی کابل شدیم. من و مرحوم رجبی دو نفری به این سفر رفتیم و در چند سفر بعدی نیز همراه یکدیگر بودیم. یاد آن سفرها، بخشی از خاطرات ارزشمند من از سالهایی است که پیگیری همکاریهای اقتصادی با افغانستان، با تجربههای انسانی و شکلگیری دوستیهای تازه همراه بود.
در سال ۱۳۹۵، از کابل به قندهار برای اولین بار رفتیم و با والی قندهار، رئیس اتاق، جمعی از فعالان اقتصادی و سرکنسول جمهوری اسلامی ایران دیدار کردیم. قندهار برای من حالوهوای زاهدان قدیم را داشت؛ شهری که با وجود تفاوتهای جغرافیایی و فرهنگی، یادآور بخشی از خاطرات آشنای جنوب شرق ایران بود. یک سال بعد، در قالب هیأتی به سرپرستی معاون وقت وزیر کشور و با حضور نمایندگان بخشهای مختلف جمهوری اسلامی ایران، برای پیگیری سند راهبردی میان ایران و افغانستان به کابل سفر کردیم.
در سال ۱۴۰۳ نیز به سرپرستی استاندار وقت سیستان و بلوچستان و همراه با جمعی از مدیران استان، نمایندگان مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی و مدیران سازمان منطقه آزاد چابهار، بار دیگر به افغانستان سفر کردیم. در این سفر، دیدارها و گفتوگوهایی با مقامهای این کشور، از جمله وزیر صنعت و تجارت، انجام شد و موضوعات مختلف اقتصادی و تجاری مورد بررسی قرار گرفت. سال ۱۴۰۴ نیز جمعی از مدیران و همکاران سازمان منطقه آزاد چابهار در چهارمین نمایشگاه بینالمللی بازرگانی امام ابوحنیفه شرکت کردند و ظرفیتهای چابهار را معرفی کردند.
اکنون، حضور در پنجمین دوره این نمایشگاه، فرصتی برای تداوم این تعاملات، دیدار دوباره دوستان و فعالان اقتصادی و مرور تجربههایی است که طی سالها شکل گرفتهاند. تفاهمنامهها؛ استمرار تعامل در دورههای مختلف همکاریهای ایران و افغانستان در حوزه چابهار، به دیدارها و حضور در نمایشگاهها محدود نمانده است. طی سالهای گذشته، پنج تفاهمنامه همکاری میان سازمان منطقه آزاد چابهار و وزارت صنعت و تجارت افغانستان، در دورههای مختلف سیاسی این کشور، از دولت انتقالی و دوره جمهوریت تا دوره کنونی، به امضا رسیده است.
پنجمین تفاهمنامه در دوره کنونی افغانستان، میان دبیر وقت شورایعالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و وزیر صنعت و تجارت دولت افغانستان به امضا رسید. تداوم این تفاهمنامهها در دورههای مختلف، بیانگر استمرار توجه به ظرفیتهای مشترک اقتصادی و اهمیت همکاری میان دو کشور است؛ همکاریهایی که میتواند با اتکا به ظرفیتهای بندری، تجاری، لجستیکی و سرمایهگذاری چابهار، زمینههای گستردهتری برای فعالیت بازرگانان و سرمایهگذاران افغانستان در منطقه آزاد چابهار فراهم کند.
سازمان منطقه آزاد چابهار در این سالها، با معرفی ظرفیتهای اقتصادی و سرمایهگذاری منطقه، ارتباط با فعالان اقتصادی افغانستان و پیگیری زمینههای همکاری، برای تقویت مناسبات تجاری دو کشور تلاش کرده است. حضور تجار و سرمایهگذاران افغان در چابهار و فعالیت آنان در بخشهای مختلف اقتصادی، بخشی از نتایج این تعاملات به شمار میرود. چابهار؛ اکسیژن افغانستان یکی از مقامهای ارشد افغانستان، هنگام تشریح اهمیت ارتباط این کشور با چابهار، از تعبیری معنادار استفاده کرده بود: «چابهار؛
اکسیژن افغانستان.» این تعبیر، اهمیت راهبردی چابهار را برای کشوری محصور در خشکی مانند افغانستان بهخوبی بیان میکند. دسترسی به آبهای آزاد، برخورداری از مسیرهای تجاری مطمئن و امکان ارتباط گستردهتر با اقیانوس هند، کشورهای پیرامون آن و بازارهای آسیای جنوبی، از جمله فرصتهایی است که چابهار میتواند در اختیار اقتصاد افغانستان قرار دهد. منطقه آزاد چابهار با برخورداری از ظرفیتهای بندری، تجاری، لجستیکی و سرمایهگذاری، آمادگی دارد نقش مؤثرتری در توسعه این ارتباط ایفا کند.
تقویت همکاریهای اقتصادی، تسهیل حضور سرمایهگذاران و بازرگانان افغان و بهرهگیری از ظرفیتهای حملونقل و ترانزیت، میتواند زمینهساز گسترش مبادلات تجاری و افزایش دسترسی افغانستان به بازارهای منطقهای و بینالمللی باشد. اهمیت این همکاری، فراتر از مناسبات دوجانبه است. افغانستان میتواند در پیوند اقتصادهای آسیای مرکزی و جنوبی نقشی محوری داشته باشد و چابهار نیز ظرفیت آن را دارد که بهعنوان دروازهای دریایی، دسترسی این کشور به آبهای آزاد و شبکههای تجارت بینالمللی را تقویت کند.
تحقق این چشمانداز، نیازمند برنامهریزی مشترک، هماهنگی نهادی، توسعه زیرساختها و استمرار تعامل میان بخشهای دولتی و خصوصی دو کشور است. دوستیهای کابل و چابهار؛ سرمایهای فراتر از تفاهمنامهها با این همه، آنچه برای من از این سالها باقی مانده، تنها سفرها، نشستها و تفاهمنامهها نیست. کابل و چابهار در خاطراتم از دو نقطه جغرافیایی فراتر رفتهاند و با دوستیهایی گره خوردهاند که در طول زمان شکل گرفتهاند. دوستانی را در افغانستان شناختم که بعدها در چابهار دوباره دیدم؛ برخی در جایگاه تاجر و سرمایهگذار و برخی همچنان بهعنوان دوست.
امروز شماری از این دوستان در منطقه آزاد چابهار فعالیت اقتصادی دارند و سازمان منطقه آزاد چابهار افتخار میزبانی از آنان را دارد. این روابط انسانی، بخشی از سرمایه ارزشمند همکاری میان دو کشور است. آشناییهای حرفهای، در بسیاری موارد، به اعتماد متقابل و روابطی پایدار تبدیل شدهاند؛ روابطی که میتوانند در کنار توافقهای رسمی و برنامههای اقتصادی، به تقویت مناسبات ایران و افغانستان کمک کنند. زیرساختها، از بندر و جاده تا کریدور و نمایشگاه، زمینه ارتباط کشورها را فراهم میکنند؛ اما اعتماد و شناخت متقابل مردم است که به این ارتباط معنا و دوام میبخشد.
شاید یکی از ارزشمندترین دستاوردهای این سالها برای من همین باشد که سفرهایی با اهداف کاری و اقتصادی، بهتدریج به خاطراتی مشترک و دوستیهایی ماندگار تبدیل شدهاند. در فضای پنجمین نمایشگاه بینالمللی بازرگانی امام ابوحنیفه، دیدار دوباره چهرههای آشنا، خاطرات نخستین سفر در سال ۱۳۸۳ را برایم زنده میکند و یادآور میشود که همکاری اقتصادی، زمانی ریشهدار و پایدار خواهد شد که بر پایه اعتماد انسانی، شناخت متقابل و منافع مشترک استوار باشد.
علامه محمد اقبال لاهوری، شاعر و متفکر نامدار مسلمان و پارسیگوی، درباره جایگاه افغانستان در آسیا میگوید: «آسیا یک پیکر آب و گل استملت افغان در آن پیکر دل است» این تعبیر، یادآور جایگاه افغانستان در جغرافیای سیاسی و اقتصادی آسیاست؛ کشوری که میتواند در پیوند میان آسیای مرکزی و جنوبی نقشی تعیینکننده داشته باشد. در چنین چشماندازی، چابهار نیز میتواند یکی از دروازههای افغانستان به سوی اقیانوس هند باشد؛ فرصتی برای دسترسی به آبهای آزاد، توسعه تجارت و گسترش ارتباط با اقتصاد منطقهای و بینالمللی.
مرور بیش از دو دهه سفر به افغانستان، برای من تنها بازخوانی خاطرات گذشته نیست؛ یادآوری این واقعیت است که ظرفیتهای اقتصادی زمانی به فرصتهای پایدار تبدیل میشوند که با اراده مشترک، همکاری مستمر و اعتماد میان ملتها همراه باشند. رؤیای پیوند افغانستان با آبهای آزاد، از این منظر، صرفاً یک ایده جغرافیایی یا تجاری نیست؛ چشماندازی برای توسعه همکاریهای منطقهای و تقویت روابطی است که طی سالها میان مردم و فعالان اقتصادی دو کشور شکل گرفته است. افغانستان؛ قلب آسیاچابهار؛ اکسیژن افغانستانچابهار؛ دروازه افغانستان به آبهای آزاد و اقیانوس هند
منبع: خبرگزرای برنا



