جوان آنلاین: دکتر امین حشمتی، مشاور و مترجم کتب روانشناسی کودک و نوجوان معتقد است محله و فضای شهری بخشی از محیط رشد کودکان هستند، اما بازی چه چیزهایی به کودک یاد میدهد و شهر و خانواده چطور میتوانند دوباره برای بازی و ارتباط بچهها جا باز کنند؟ پرسشهایی است که پاسخ آنها در گفتوگو با این روانشناس آمده است. چرا بازی برای بچهها اینقدر مهم است؟ آیا بازی فقط برای سرگرم شدن و پر کردن اوقات فراغت کودکان است یا در رشد و تربیت آنها هم نقش دارد؟بازی، زبان کودک است.
همانطور که برای برقراری ارتباط با افراد مختلف باید زبان و دنیای آنها را بشناسیم، برای ارتباط مؤثر با کودک هم باید وارد دنیای او شویم و یکی از مهمترین راههای ورود به این دنیا، بازی است. از طرف دیگر، بازی یکی از مهمترین بسترهای رشد کودک است. بازیهای فکری و شناختی به رشد تواناییهای ذهنی کمک میکنند. بازیهای گروهی فرصت تمرین مهارتهای اجتماعی، همکاری و رعایت نوبت را فراهم میکنند و بازیهای مناسب میتوانند به رشد هیجانی کودک کمک کنند.
بچهای که بیشتر وقتش را با بازیهای دیجیتال و انفرادی میگذراند، چه تجربههایی را کمتر از کودکی که با هم سن و سالهایش بازی میکند به دست میآورد؟وقتی کودک بخش عمدهای از وقت خود را صرف بازیهای دیجیتال و انفرادی میکند و این بازیها جای بازی با همسالان و تجربههای واقعی را میگیرند بخشی از فرصتهای رشد، به ویژه در زمینه اجتماعی، از دست میرود. در بازی جمعی، کودک با اختلاف نظر، تعارض، شکست و شرایط پیش بینی نشده نیز روبهرو میشود و باید برای آنها راه حل پیدا کند. همچنین «باختن» را تجربه میکند و یاد میگیرد همیشه قرار نیست برنده باشد.
به این ترتیب، تحمل ناکامی، مدیریت هیجان و تلاش دوباره را تمرین میکند. البته نباید با بازیهای دیجیتال برخورد صفر و صدی داشته باشیم. بازی دیجیتال هم میتواند در شرایط مناسب بخشی از تجربه کودک باشد. مسئله از جایی آغاز میشود که بازی دیجیتال جای بازی واقعی، تعامل با همسالان، فعالیت بدنی و تجربههای متنوع دوران کودکی را بگیرد. بازیهای قدیمی و محلی چه ویژگیهایی داشتند که برای رشد اجتماعی و فرهنگی بچهها مفید بود؟ آیا میتوان این بازیها را با شکل و جذابیتهای جدید دوباره به زندگی بچههای امروز برگرداند؟بازیهای قدیمی و محلی فقط وسیلهای برای سرگرمی نبودند.
بخش مهمی از فرآیند رشد کودک را شکل میدادند. این بازیها معمولاً گروهی بودند و کودک در جریان آنها فرصت رشد اجتماعی، هیجانی، شناختی و جسمانی پیدا میکرد. میتوان بازیهای سنتی را با شکل و جذابیتهای متناسب با دنیای امروز دوباره وارد زندگی کودکان کرد و آنها را در کنار بازیهای دیجیتال قرار داد. یعنی به جای «یا بازی سنتی یا بازی دیجیتال»، به کودک فرصت تجربه هر دو را بدهیم. حتی میتوان متناسب با سن کودک و با نظارت و هدایت والدین، برای او حق انتخاب ایجاد کرد.
هدف این نیست که کودک را مجبور کنیم مثل نسلهای گذشته بازی کند هدف این است که کودک امروز، در کنار تجربههای جدید، فرصت بازی گروهی، فعالیت بدنی، تعامل با همسالان و تجربههای فرهنگی را هم از دست ندهد. مسئله، بازگرداندن کودک به گذشته نیست. باید از بهترین ظرفیتهای گذشته و امروز در کنار یکدیگر استفاده کنیم. این میتواند معنای واقعی «کودکی در دنیای جدید» باشد. خیلی از خانوادهها میگویند بچهها دیگر مثل گذشته به بازیهای گروهی علاقه ندارند.
به نظر شما مشکل از کجاست و خانواده چطور میتواند فرصت بیشتری برای بازیهای جمعی ایجاد کند؟وقتی خانوادهها میگویند «بچههای امروز دیگر مثل گذشته به بازیهای گروهی علاقه ندارند» بد نیست خود خانواده هم به شیوه زندگی و الگوی فرزند پروریاش نگاه کند. تغییر زمانه واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت، اما خانواده باید هم با دنیای جدید سازگار شود و هم برای نیازهای اساسی کودک برنامه داشته باشد. گاهی خانواده فقط از شرایط موجود گلایه میکند درحالیکه به تعبیر من، به جای اینکه فقط از تاریکی شکایت کنیم، باید شمعی هم روشن کنیم.
اگر میدانیم کودک به بازی گروهی نیاز دارد، باید ببینیم خود ما چه فرصتی برای این تجربه ایجاد کردهایم. مشارکت والدین در بازیهای خانوادگی و دورهمیها گاهی کم است. والدین باید برای بازی و تعامل با کودک وقت بگذارند. همیشه هم لازم نیست بازی پیچیده یا پرهزینهای باشد. یک بازی ساده خانوادگی، ورزش دسته جمعی، پیادهروی همراه با بازی یا حتی یک بازی قدیمی میتواند شروع خوبی باشد. کودک برای اجتماعی شدن فقط به توصیه نیاز ندارد، به «تجربه» نیاز دارد.
اگر میخواهیم همکاری، رعایت نوبت، پذیرش قانون، کنار آمدن با شکست و حل اختلاف را یاد بگیرد، باید فرصت تجربه این موقعیتها را برایش فراهم کنیم. خانواده میتواند در خانه بازیهای خانوادگی داشته باشد، با کودک ورزش کند، به پارک برود، او را در جمع همسالان قرار دهد و حتی از ظرفیت پدربزرگها و مادربزرگها استفاده کند تا بازیهای دوران کودکی خود را به نسل جدید منتقل کنند. این کار علاوه بر بازی، پیوند بین نسلی و انتقال فرهنگی را نیز تقویت میکند.
اگر میخواهیم کودک امروز دوباره بازی گروهی را تجربه کند فقط از خود کودک انتظار نداشته باشیم، باید محیط را برای او آماده کنیم. سؤال مهمتر از اینکه «چرا بچهها دیگر مثل گذشته بازی نمیکنند؟» این است که «ما بزرگترها برای بازی کردن آنها چه فرصتی ساختهایم؟» به نظر شما فقط خانواده و مدرسه در این زمینه مسئول هستند یا محله و فضای شهری هم میتواند در فراهم کردن فرصت بازی و ارتباط بچهها با یکدیگر نقش داشته باشد؟کودک در یک محیط اجتماعی بزرگ میشود پس محله و فضای شهری نیز بخشی از همین محیط تربیتی است.
سبک زندگی و شکل محلهها تغییر کرده و محله تا حد زیادی کارکرد خود را برای بازی و رشد کودک از دست داده است. بسیاری از محلههای قدیمی که امکان ارتباط و بازی کودکان را فراهم میکردند امروز تغییر شکل دادهاند. در گذشته، کوچه، حیاط، فضای باز محله و ارتباط میان همسایهها بخشی از زندگی روزمره کودکان بود، اما امروز محدود شدن فضاهای عمومی، نگرانی خانوادهها درباره امنیت و کاهش امکان حضور مستقل کودکان در محله، فرصت بازیهای جمعی را کمتر کرده است.
به همین دلیل، مدیریت شهری و مسئولان مربوط باید به ایجاد و نگهداری فضاهای عمومی امن برای کودکان توجه جدیتری داشته باشند. مسئله فقط وجود یک وسیله بازی نیست، کیفیت، کمیت، ایمنی، دسترسی و شرایط اجتماعی حاکم بر این فضاها نیز اهمیت دارد. اگر خانواده احساس کند محیط پارک امنیت لازم را ندارد، طبیعی است که کودک را به تنهایی به آنجا نفرستد. فضاهای بازی و پارکهای عمومی باید به گونهای طراحی و مدیریت شوند که خانوادهها با اطمینان بیشتری بتوانند از آنها استفاده کنند.
امنیت، نظارت مناسب، نگهداری تجهیزات و فراهم کردن فضاهایی متناسب با سنین مختلف کودکان باید مورد توجه باشد. از سوی دیگر، طراحی فضای بازی کودک را نباید فقط موضوعی عمرانی یا شهرسازی دانست. در کنار طراح و متخصص شهرسازی، حضور روانشناس کودک، مددکار اجتماعی، متخصصان سلامت و افراد متخصص در رشد حرکتی کودک میتواند به طراحی فضاهایی کمک کند که با نیازهای واقعی کودکان تناسب داشته باشند. ما نباید نسبت به فضای بازی کودکان نگاه سادهانگارانه داشته باشیم.
بازی گروهی فقط سرگرمی نیست، کودک در جریان همین بازیها مهارتهایی مانند همکاری، نوبتپذیری، حل تعارض، گفتوگو، رعایت قواعد، تحمل ناکامی و ارتباط با همسالان را تمرین میکند. بنابراین وقتی فرصت بازی جمعی محدود میشود، بخشی از فرصت طبیعی کودک برای تمرین مهارتهای اجتماعی نیز از بین میرود. اگر میخواهیم کودکان فرصت بازی، تعامل و ارتباط با همسالان را داشته باشند، باید به محله و فضای شهری به عنوان بخشی از محیط رشد کودک نگاه کنیم.
ایجاد فضاهای عمومی امن، در دسترس و باکیفیت برای کودکان، اقدامی صرفاً تفریحی نیست بلکه بخشی از سرمایهگذاری برای سلامت اجتماعی و رشد نسل آینده است.
منبع: جوان آنلاین


