نورنیوز-گروه بینالملل: در میان زنجیره بحرانهایی که سلطهگری آمریکا و اشغالگری رژیم صهیونیستی به غرب آسیا تحمیل کردهاند و در شرایطی که اخراج آمریکا از منطقه و حمایت از فلسطین به مطالبهای جدی در میان ملتهای منطقه تبدیل شده است، ریاض امروز دوشنبه میزبان نشست اضطراری کمیته سیاسی و دفاعی استراتژیک پیمان مکه با حضور مقامات ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه است تا آخرین تحولات منطقه و راهکارهای مقابله با حملات انصارالله یمن را بررسی کند.
این نشست در قالب ادعای همگرایی منطقهای، در حالی ابعاد تازهای از فاصله گرفتن منطقه از چتر امنیتی آمریکا را آشکار میکند که شواهد موجود از یک واقعیت مهم حکایت دارد؛ اقدام نظامی علیه یمن نه زمینهساز امنیت و تحقق اهداف این پیمان، بلکه یک اشتباه محاسباتی و بازی در زمین آمریکا و رژیم صهیونیستی است؛ بازیای که بقای سلطهگری و اشغالگری آنان در گرو تشدید بحرانهای منطقهای است. ائتلاف مکه؛
از ادعای همگرایی تا آزمون میدان نشست ریاض در شرایطی برگزار میشود که مدتها از نشست اولیه و ادعاهای مطرحشده درباره پیوستن دهها کشور به این پیمان گذشته، اما در عمل نتیجه ملموس و قابل اتکایی از این اتحاد ادعایی مشاهده نشده است. هرچند مقامات پاکستان و ترکیه در مواضع مختلف حمایت خود را از عربستان اعلام کردهاند، اما یک واقعیت مهم تاکنون مانع از اقدام عملی آنان شده و آن، ماهیت ملی اقدامات انصارالله و ارتش یمن در برابر تجاوزات سعودی است.
عربستان نه در مقام دفاع، بلکه در چارچوب رویکردی اشغالگرایانه و در نقض منشور ملل متحد، محاصره و تعرض به یمن را دنبال کرده و یمنیها نیز بر اساس اصل دفاع مشروع در برابر آن ایستادهاند. ائتلاف مکه اگر ماهیتی دفاعی دارد، نمیتواند در عمل کارکردی برای جنگ یمن داشته باشد و از همین رو، سران ترکیه و پاکستان تاکنون بیش از اقدام عملی، به موضعگیری سیاسی بسنده کردهاند. آمریکا؛ متحد غیرقابل اعتماد و طراح بازیهای نیابتی یکی از مهمترین ابعاد شکلگیری ائتلافهایی مانند پیمان مکه، افزایش بیاعتمادی کشورهای منطقه به چتر امنیتی آمریکا است.
جنگ رمضان نشان داد که آمریکا نهتنها توان تأمین امنیت نیروهای خود را ندارد، بلکه اصل «اول اسرائیل» و بیاعتنایی به امنیت کشورهای عربی نیز در کنار هزینهکرد میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات آمریکایی، بیش از گذشته آشکار شده است. طبیعی است که چنین وضعیتی، کشورها را به سمت ائتلافسازیهای بومی و منطقهای سوق دهد. هرچند این روند را میتوان گامی مثبت در مسیر مقابله با سلطهگری و فریبکاری آمریکا دانست، اما خطر آن وجود دارد که واشنگتن همین ائتلافها را در قالب جنگهای نیابتی به بازی بحرانساز خود وارد کند.
آمریکا در حالی به دلیل تجربه شکست در برابر مقاومت یمن از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرده که همزمان تلاش میکند ائتلاف مکه را به سمت جنگ با یمن سوق دهد. تحریم خطوط هوایی ایران و عراق با هدف برهم زدن روابط دو کشور و نیز تلاش برای وارد کردن سوریه به جنگ با حزبالله لبنان، بخشی از همین روند است. ائتلاف مکه پیش از هر تصمیمی باید این تحولات را ببیند و از گرفتار شدن در زمینی که آمریکا برای تشدید بحران طراحی کرده، پرهیز کند. اشتباه محاسباتی؛
وقتی ائتلاف در زمین دشمن بازی میکند تحرکات رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای منطقه، از جمله امارات، برای ایجاد تنشهای جدید و سوق دادن کشورهای عربی به سازش با این رژیم نیز از نکات مهم تحولات اخیر است. سفر نتانیاهو به امارات و ادعای دیدار با برخی مقامات عربی، در کنار حادثه مشکوک فلایدبی، بخشی از همین روند تلقی میشود؛ روندی که از یک سو با ادعای امنیتسازی منطقهای در پی وادار کردن عربستان به سازش امنیتی با رژیم صهیونیستی است و از سوی دیگر، با طرح ادعای مربوط به خلبان عمانی، فشار بر عمان را دنبال میکند.
نتانیاهو نیز در آستانه انتخابات کنست، با امنیتیسازی فضا و نمایش دستاوردهای ادعایی در حذف دشمنان بدون هزینهکرد سنگین، به دنبال مدیریت فضای انتخاباتی است. ورود ائتلاف مکه به جنگ با یمن و اخباری همچون استقرار ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی پاکستانی در عربستان، در صورت تحقق، دقیقاً بازی در همین زمین خواهد بود. تنگهها؛ آزمون واقعی امنیت بومی منطقه تحولات از تنگه هرمز تا بابالمندب، درسهای امنیتی مهمی برای نشست ریاض دارد.
حقوق قانونی و مشروع و البته توان بالای ایران و یمن در حفظ تنگه هرمز و بابالمندب نشان میدهد که استفاده از زور نهتنها گرهی از امنیت این گذرگاهها باز نمیکند، بلکه میتواند به مسدودتر شدن آنها منجر شود. همانگونه که اقدام آمریکا در خلیج فارس به بسته ماندن تنگه هرمز انجامیده است، اشتباه محاسباتی ائتلاف مکه و ورود به جنگ یمن نیز میتواند بابالمندب را با شرایطی پیچیدهتر مواجه کند.
بنابراین، نشست ریاض زمانی میتواند به امنیت واقعی منجر شود که به جای رویکرد خصمانه و جنگافروزانه، مسیر تعامل با یمن را در پیش گیرد، به تجاوزات نظامی پایان دهد و گفتوگو با انصارالله را به عنوان دولت مردمی و قانونی یمن دنبال کند. امنیت بومی بدون استقلال واقعی و بدون خروج آمریکا از منطقه، مقابله با رژیم صهیونیستی، به رسمیت شناختن حق حیات یمنیها و حمایت عملی از فلسطین معنا ندارد.
نمیتوان از بومیسازی امنیت سخن گفت، اما همزمان به فروش میلیاردها دلار تسلیحات آمریکایی، استقرار سامانههای پاتریوت در عربستان و قطر، ممانعت برخی کشورهای عربی از ابتکار ایران و عمان درباره وضعیت حمله و نقش تنگه هرمز و ادعاهای واهی علیه ایران تن داد. خروج آمریکا از منطقه و مقابله با رژیم صهیونیستی، کانون اصلی بومیسازی امنیت است و ایران و یمن نیز آماده حمایت و تقویت این روند هستند. نشست ریاض میتواند به جای نسخه جنگ علیه کشور اسلامی یمن، گامی برای امنیت واقعی، اخراج آمریکا و مقابله با رژیم صهیونیستی بردارد؛
در غیر این صورت، ممکن است از یک نشست امنیتی به صحنهای برای عکس یادگاری و حتی یک اشتباه محاسباتی پرهزینه در ورود به جنگ یمن تبدیل شود. سرنوشت منطقه را مقاومت ترسیم میکند و دوران یکجانبهگرایی آمریکایی و رسیدن به اهداف از مسیر بازی در زمین واشنگتن، پایان یافته است.
منبع: نورنیوز



