رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبار7 دقیقه مطالعه

کنکور ۱۴۰۵ در آیینه آمار با تصویری از تمرکز، شکاف و نابرابری + جدول

محمد تقی زاده/ آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ در شرایطی برگزار شد که کشور ماه‌ها درگیر تنش‌های سیاسی و نظامی بود. با این حال، ۱ میلیون و ۷۰ هزار و ۲۴۱ داوطلب در ۴۱۵ شهرستان، در ۵۸۶ حوزه اصلی و یک هزار و ۷۱۴ حوزه فرعی، در روزهای ۲۹ و ۳۰ مردادماه به رقابت پرداختند…

کنکور ۱۴۰۵ در آیینه آمار با تصویری از تمرکز، شکاف و نابرابری + جدول

محمد تقی زاده/ آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ در شرایطی برگزار شد که کشور ماه‌ها درگیر تنش‌های سیاسی و نظامی بود. با این حال، ۱ میلیون و ۷۰ هزار و ۲۴۱ داوطلب در ۴۱۵ شهرستان، در ۵۸۶ حوزه اصلی و یک هزار و ۷۱۴ حوزه فرعی، در روزهای ۲۹ و ۳۰ مردادماه به رقابت پرداختند. نتایج اولیه در ۱۲ مهرماه اعلام شد و انتخاب رشته از ۱۳ مهر آغاز گردید. آنچه در ادامه می‌آید، تحلیل داده‌محور چهل رتبه برتر پنج گروه آزمایشی است؛ چهل نفری که تصویر بزرگ‌تری از ساختار فرصت‌ها و نابرابری‌ها در نظام آموزشی ایران ترسیم می‌کنند.

ترکیب جمعیتی داوطلبان در میان بیش از یک میلیون داوطلب، ۶۵ درصد را زنان و ۳۵ درصد را مردان تشکیل می‌دهند. این سهم در سال ۱۴۰۰ حدود ۶۰ درصد برای زنان بود و طی پنج سال اخیر پنج درصد افزایش یافته است. اما این تصویر کلی، در هر گروه آزمایشی شکل متفاوتی به خود می‌گیرد. گروه آزمایشی تعداد داوطلب سهم زنان سهم مردان علوم تجربی ۴۵۱,۵۲۲ ۶۹٪ ۳۱٪ علوم انسانی ۳۲۷,۷۳۴ ۶۸٪ ۳۲٪ علوم ریاضی و فنی ۱۳۵,۸۱۳ ۴۰٪ ۶۰٪ زبان‌های خارجی ۹۰,۱۷۳ ۶۹٪ ۳۱٪ هنر ۶۴,۱۹۹ ۷۸٪ ۲۲٪ این جدول نشان می‌دهد که زنان در ۴ گروه از ۵ گروه آزمایشی اکثریت قاطع داوطلبان را تشکیل می‌دهند.

تنها در ریاضی و فنی است که مردان با ۶۰ درصد سهم، اکثریت را در دست دارند. اما همان‌طور که در ادامه خواهیم دید، ترکیب داوطلبان با ترکیب برترین‌ها فاصله معناداری دارد. چهل برتر: ترکیب جنسیتی از میان ۴۰ رتبه برتر، ۲۳ نفر (۵۷.۵ درصد) مرد و ۱۷ نفر (۴۲.۵ درصد) زن هستند. این در حالی است که زنان ۶۵ درصد کل داوطلبان را تشکیل می‌دهند. به عبارت دیگر، زنان با اکثریت عددی در پای صندوق رقابت، در سکوی برترین‌ها به اقلیت تبدیل می‌شوند.

گروه آزمایشی مرد زن جمع علوم ریاضی و فنی ۹ ۱ ۱۰ علوم تجربی ۹ ۱ ۱۰ علوم انسانی ۴ ۶ ۱۰ هنر ۰ ۵ ۵ زبان‌های خارجی ۱ ۴ ۵ جمع ۲۳ ۱۷ ۴۰ نکته قابل توجه این است که در ریاضی و تجربی، هر گروه تنها ۱ زن در میان ۱۰ نفر اول دارد. در ریاضی، نیلسا حیدریان از آمل رتبه پنجم را کسب کرده است. در تجربی نیز سارینا واحدی از تبریز در جایگاه چهارم ایستاده است. در مقابل، گروه هنر کاملاً زنانه است و هر ۵ رتبه برتر آن به زنان تعلق دارد. زبان‌های خارجی نیز با ۴ زن از ۵ رتبه، گرایش زنانه آشکاری دارد.

این الگو یک تفسیر ساده دارد: در گروه‌هایی که رقابت فنی و ریاضی محور است، مردان سهم بالاتری از صدر را به دست می‌آورند؛ در گروه‌هایی که رقابت مبتنی بر علوم انسانی و هنر است، زنان پیشتاز هستند. اما این توضیح، پرسش عمیق‌تری را بی‌پاسخ می‌گذارد: چرا در گروه تجربی که ۶۹ درصد داوطلبان آن زن هستند، تنها ۱ زن در ۱۰ نفر اول حضور دارد؟ پراکندگی جغرافیایی: تهران و مازندران تهران با ۲۱ رتبه از ۴۰ رتبه برتر، بیش از نیمی از فهرست را به خود اختصاص داده است. مازندران با ۶ رتبه در جایگاه دوم ایستاده و همدان و آذربایجان شرقی هر کدام دو رتبه دارند.

در مجموع، رتبه‌های برتر میان ۱۳ استان توزیع شده‌اند. استان تعداد رتبه برتر سهم تهران ۲۱ ۵۲.۵٪ مازندران ۶ ۱۵٪ همدان ۲ ۵٪ آذربایجان شرقی ۲ ۵٪ سایر استان‌ها (۹ استان) ۹ ۲۲.۵٪ ۱۹ استان کشور هیچ نماینده‌ای در این فهرست ندارند: آذربایجان غربی، اردبیل، ایلام، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خوزستان، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، قم، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، گیلان، لرستان، مرکزی و هرمزگان. هیچ‌یک از شهرهای مناطق کم‌برخوردار در فهرست چهل رتبه برتر حضور ندارند.

اما شاید جالب‌ترین بخش این نقشه جغرافیایی، آنچه در مازندران رخ داده است. در گروه ریاضی و فنی، ۳ رتبه اول کشور همگی از این استان هستند: اشکان کریمی از قائم‌شهر، امیرکیان رئیسی بهیان از آمل و امیرحسین جعفری از بابل. رتبه پنجم نیز به نیلسا حیدریان از آمل و رتبه دهم به اوستا نوشیروانپور از قائم‌شهر رسیده است. به این ترتیب، ۵ نفر از ۱۰ رتبه برتر ریاضی کشور از مازندران آمده‌اند. اگر نقشه این ده رتبه را روی شهرها بگذاریم، قائم‌شهر و آمل هر کدام دو نماینده دارند و بابل یک نماینده؛ یعنی نیمی از ده نفر برتر ریاضی کشور از سه شهر مازندران.

این تمرکز در گروه‌های دیگر الگوی متفاوتی دارد. در تجربی، چهار رتبه از ده رتبه نخست به تهران رسیده است. در انسانی، تهران شش رتبه از ده رتبه را در اختیار دارد. در هنر، هر پنج رتبه نخست تهرانی هستند و در زبان‌های خارجی نیز چهار نفر از پنج نفر اول از تهران‌اند. تنها در ریاضی است که الگوی تمرکز جغرافیایی تهران را می‌شکند و مازندران به قطب اصلی تبدیل می‌شود. مدرسه و طبقه: لایه‌های پنهان موفقیت بررسی سابقه تحصیلی رتبه‌های اول تا سوم همه گروه‌ها نشان می‌دهد که ۶۶.۶۶ درصد از آن‌ها در مدارس سمپاد (استعدادهای درخشان) تحصیل کرده‌اند.

تنها ۶.۶ درصد در مدارس دولتی بوده‌اند و ۶.۶ درصد نیز در مدارس نمونه دولتی و ۶.۶ درصد در مدارس هیات امنایی درس خوانده‌اند. نوع مدرسه سهم از رتبه‌های ۱ تا ۳ سمپاد (تیزهوشان) ۶۶.۶۶٪ دولتی ۶.۶٪ نمونه دولتی ۶.۶٪ هیات امنایی ۶.۶٪ این آمار زمانی معنادارتر می‌شود که آن را در کنار شغل والدین رتبه‌های برتر قرار دهیم. سارینا واحدی، رتبه چهارم تجربی، پدری متخصص پاتولوژی و مادری دندانپزشک دارد و در مدرسه تیزهوشان تحصیل کرده است. اوستا نوشیروانپور، رتبه دهم ریاضی، پدری پزشک و مادری داروساز دارد و او نیز سمپادی است. والدین اشکان کریمی، رتبه اول ریاضی، هر دو پزشک هستند.

رتبه برتر رتبه و گروه شغل پدر شغل مادر مدرسه سارینا واحدی ۴ تجربی متخصص پاتولوژی دندانپزشک تیزهوشان اوستا نوشیروانپور ۱۰ ریاضی پزشک داروساز تیزهوشان اشکان کریمی ۱ ریاضی پزشک پزشک — این داده‌ها تصویری از هم‌نشینی سه متغیر ترسیم می‌کنند: مدرسه سمپاد، خانواده با سرمایه فرهنگی و اقتصادی بالا، و رتبه برتر کنکور. این هم‌نشینی تصادفی نیست. مدارس سمپاد در شهرهای بزرگ و مراکز استان‌ها متمرکزند و ورود به آن‌ها خود نیازمند آمادگی آموزشی و حمایت خانوادگی است.

نتیجه آنکه رتبه‌های برتر کنکور، بیش از آنکه محصول رقابتی فراگیر باشند، محصول یک زنجیره نهادی و اجتماعی‌اند که از همان سال‌های نخست تحصیل آغاز می‌شود. سخن آخر کنکور ۱۴۰۵، در نگاه اول، یک آزمون سراسری معمولی دیگر به نظر می‌رسد: یک میلیون داوطلب، پنج گروه آزمایشی، چهل رتبه برتر. اما وقتی داده‌ها را کنار هم می‌چینیم، الگویی آشکار می‌شود که فراتر از یک آزمون است. الگوی نخست، تمرکز جغرافیایی است. تهران با ۲۱ رتبه از ۴۰، و مازندران با ۶ رتبه در جایگاه دوم، بیش از دو سوم رتبه‌های برتر را در اختیار دارند. 19 استان هیچ نماینده‌ای ندارند.

این توزیع، بازتابی از توزیع نابرابر منابع آموزشی در کشور است. تهران نه به دلیل استعداد ذاتی داوطلبانش، بلکه به دلیل انبوهی از مدارس سمپاد، معلمان مجرب، کلاس‌های کنکور و زیرساخت‌های آموزشی، سهم غالب را به دست می‌آورد. مازندران نیز در ریاضی به قطب تبدیل شده، احتمالاً به دلیل سنت دیرینه مدارس تیزهوشان در شهرهایی چون قائم‌شهر، آمل و بابل. الگوی دوم، شکاف جنسیتی معکوس است. زنان ۶۵ درصد داوطلبان‌اند اما فقط ۴۲.۵ درصد رتبه‌های برتر را در اختیار دارند. این شکاف در ریاضی و تجربی حادتر است و در هنر و زبان معکوس می‌شود.

این الگو نشان می‌دهد که مشارکت عددی زنان در آموزش عالی، به تنهایی تضمین‌کننده سهم برابر آنان از صدر رقابت نیست. عواملی چون انتخاب رشته، انتظارات اجتماعی، و ساختار فرصت‌ها در گروه‌های مختلف، بر این شکاف اثر می‌گذارند. الگوی سوم، زنجیره نهادی موفقیت است. سمپاد، خانواده پزشک و رتبه برتر، سه ضلع یک مثلث‌اند. رتبه‌های برتر عمدتاً از مدارس سمپاد می‌آیند، والدینی با تحصیلات عالی و مشاغل حرفه‌ای دارند، و در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند. این مثلث، کنکور را از یک آزمون استعداد به یک فرآیند بازتولید اجتماعی تبدیل می‌کند.

اگر بخواهیم این سه الگو را در یک جمله خلاصه کنیم: کنکور ۱۴۰۵، آینه‌ای است که در آن تمرکز جغرافیایی، شکاف جنسیتی و نابرابری طبقاتی، هم‌زمان و در هم‌تنیده دیده می‌شوند. چهل رتبه برتر، نه چهل داستان فردی، بلکه یک الگوی ساختاری‌اند. تا زمانی که این ساختار تغییر نکند، فهرست برترین‌ها نیز تغییری نخواهد کرد.

منبع: آوش

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 19:20
91,040مطلب نمایه‌شده
52,014موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی