رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

پشت پرده ناامنی‌های جنوب شرق ایران؛ از خلأ امنیتی تا ابهام در نقش پاکستان

ناامنی‌های اخیر در جنوب شرق ایران بار دیگر توجه‌ها را به وضعیت مرز‌های شرقی و تعهدات امنیتی پاکستان جلب کرده است؛ آن هم در شرایطی که روابط اسلام‌آباد و تهران با پیچیدگی‌های تازه‌ای روبه‌روست. در این میان، علاوه بر احتمال فعالیت گروه‌های مسلح، مسائل اقتصادی و…

پشت پرده ناامنی‌های جنوب شرق ایران؛ از خلأ امنیتی تا ابهام در نقش پاکستان

رویداد۲۴| خبر‌های مرتبط با بلوچستان و برخی شهر‌ها و بلاد مرزی در هفته گذشته نشان داد که نقشه‌هایی برای ناآرام کردن مرز‌های کشور به دست مزدوران وجود دارد. روزنامه اعتماد نوشت: خط مرزی یا پهنای بی متولی «دیورند» بین افغانستان و پاکستان و بلندی‌های تورابورا و پشتونستان و سراسر شمال و شرق پاکستان، که شامل مناطق صعب العبور کوهستانی یا کویری و مرزی است، جولانگاه آموزش و تردد این گروه‌ها شد.

قاچاق انسان، مواد مخدر، سوخت، سلاح و تبلیغات خاص و آموزش افراد برای جذب در سازمان‌های تروریستی، ازجمله کار‌های رایج در این پهنه بوده است و بیش از چهار دهه ادامه یافته و آنان را صاحب تجربه کرده است. در افغانستان، به دلیل مخاصمات دیرینه با پاکستان، چه در دوران دولت برهان‌الدین ربانی، و سپس حامد کرزی تا اشرف غنی و برآمدن مجدد طالبان، این جریانات به چشم نیامد. اینها نوعی پراکنش و هدم و هضم در سیستم و نظام قدرت یافتند و به سوی مرز‌های جنوب عزیمت کردند و سپس به شامات و عراق اعزام شدند. مدتی داعش خراسان اظهار وجود کرد، اما آن هم تحت تأثیر مخاصمات بزرگتر محو شد.

در پاکستان، ارتش و سازمان اطلاعات قدرتمند آن کشور که در نظم دولتی و سیستم سیاسی نقش مهمی دارد، با حساسیت بسیار نسبت به این موضوع عمل می‌کند، زیرا پاکستان، مشکلات اقتصادی عظیم دارد و از دو سویه مرز‌های شمالی و شرقی، با افغانستان و هند تنش و منازعات حل ناشده‌ای را دنبال می‌کند، پس بعید است که این دولت و دستگاه در مرز‌های شرقی نیز خود را با ایران درگیر چالش تازه و عدم اعتماد یا تنش امنیتی و نظامی کند.

آنچه محتمل و بلکه قریب به یقین است، نقشه‌های اسرائیل و سرمایه گذاری مالی مجدد و بیش فعالی مکتب‌های سلفی است که مفتی‌های جَزمی و وهابی آنها را حمایت و هدایت می‌کنند. جریان ناآرامی و بلکه خوابِ تجزیه طلبی قرار بود در جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه در کردستان و مرز‌های غربی کلید زده شود و به اعتراف شخص ترامپ پول و اسلحه زیادی هم توزیع شده بود.

اما دوراندیشی اقوام دلاور کرد ایرانی و اقدامات تأمینی و امنیتی نیرو‌های لشکری و انتظامی ایران، همراه با ورود اضطراری برخی همسایگان نظیر ترکیه و عراق که خود با ناامنی در مناطق مزبور درگیر بوده و هستند سبب شد تا توطئه شوم اسرائیل و امریکا و شرکای خائن به نتیجه نرسد و در نطفه خفه شود. اما در ایران و در ماه‌های اخیر، پس از بن بست اسلام آباد در مذاکره، با توجه به مخاطره و محاصره غیر بلکه ضدانسانی ایالات متحده، در مرز‌های شرقی، خلاء به وجود آمد.

امکان تحرکاتی برای شبه سازمان‌های به اصطلاح مبارز محلی ولی در اصل تروریستی و مزدور پدیدار شد که دنباله‌های جیش العدل کذایی هستند. اینها مانند قارچ می‌رویند و اعلام موجودیت می‌کنند. این گروه‌ها البته می‌دانند که قادر به تجزیه ایران نخواهند بود. اما چهار پرسش در اینجا مطرح است که ۱. چه اهدافی دارند ۲. از کجا تغذیه می‌شوند ۳. تفکر و شعارشان چیست و ۴. کجا آموزش می‌بینند؟ پاسخ به این چهار پرسش، آسان نیست، اما رمزگشایی از توطئه در مرز‌های شرق کشور است.

نمی‌گویم جنوب شرقی، زیرا سطح اطلاعات و حفاظت و امنیت و آرامش و آسایش در تمام مرز‌های شرقی باید به نحو قابل توجهی افزایش یابد. برتری کمی و کیفی در تمام سطوح زندگی و مناسبات مردم، برگ برنده ما در این نبرد خواهد بود. تکیه ایران براقوام و شهروندان ایرانی بوده و هست. این مردم و این ساکنان بومی در طول قرن‌ها و هزاره‌ها از مرز و ارض سرزمین دفاع کرده و برای وجب به وجب آن جان فشانده‌اند.

در پاسخ به پرسش‌های چهارگانه، باید گفت که هدف این گروهها، عادی‌سازی خشونت در بلوچستان و درگیر ساختن بخشی از مردم مرزنشین – و حتی فراتر از آن – در نوعی هرج و مرجِ برآمده از انباشت نارضایتی‌ها و کمبود‌های اقتصادی و درگیری‌های پیاپی محلی با منشاء نامعلوم است. عادی‌سازی خشونت و جنگ می‌تواند آزمونی باشد که نیرو‌های نظامی و انتظامی و حتی استانداری و فرمانداری و بخش‌های اداری را به یک قطب مقابل مردم محلی معرفی کند و این تبلیغ را برای افزایش دامنه ترور و جنگ، خاصه بر ضد نیرو‌های اداری، نظامی و مراکز انتظامی تشدید نماید.

استفاده از پهباد و سلاح‌های نامتعارف، در این گروه‌های نوظهور و طرز استقرار آنها در نقاط حساس و حتی صفر مرزی نشان می‌دهد که دست دول خارجی و دشمن پشت آنهاست و اهداف مشخص و دقیقی از درگیری را دنبال می‌کنند. مسئله این است که سیستان و بلوچستان در ایران، نه تنها باید از جهت امنیت آرام باشد، بلکه سطح رفاه و افق زندگی در آن نیز باید فراتر از بقیه ایران در نظر گرفته شود. نگاه کوته اندیش فرقه‌ای یا دور از مرکز به برادران ایرانی بلوج و اهل سنت در سیستان و بلوچستان هیچ جایی در ایران و فرهنگ آن نداشته است همچنان که شهید مولوی گرگیج بر این مسئله تاکید داشت.

دولت پاکستان که اخیراً با عربستان وارد یک پیمان امنیتی و نظامی شده است، شاید در ظاهر بخواهد علیه این گروه‌ها عمل کند و آنها معرفی و نابود سازد، اما پاکستان ظاهراً امکان چنین درگیری را ندارد و هم پیمانان تازه از نظر اقتصادی به این کشور کمک‌های قابل توجه خواهند کرد. ایران باید خود مسائل بزرگ را حل کند و این کار فقط امنیتی و انتظامی یا نظامی نیست. سیستان و بلوچستان زخمی است که نیاز به التیام دارد. فقر و بیکاری، قاچاق و ناامنی و بالاخره خشکسالی در سال‌های متوالی، این شهروندان خونگرم و مهربان وطن را آزار داده است.

به رغم کمبود‌ها و شرایط بحرانی کنونی، باید با مشارکت بزرگان و بومیان منطقه، مسئله امنیت را حل و فصل کرد و به برنامه‌های سازندگی مجال بروز داد.

منبع: رویداد 24

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 12:32
90,720مطلب نمایه‌شده
51,420موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی