جوان آنلاین: مراقبت از سالمند زمانی میتواند به حمایت مؤثر تبدیل شود که میان اعضای خانواده درباره مسئولیتها توافق وجود داشته باشد و در کنار توجه به نیازهای سالمند، استقلال و کرامت او نیز حفظ شود. تقسیم درست مسئولیتها، گفتوگو و حمایت متقابل میتواند از فرسودگی مراقبان و احساس وابستگی سالمند جلوگیری و به حفظ جایگاه و نقش او در خانواده کمک کند. به گفته دکتر محیا شعیبی، جامعهشناس و رئیس اداره سلامت سالمندی شهرداری تهران «مراقبت سالم زمانی شکل میگیرد که هم کرامت سالمند حفظ شود و هم مراقب احساس نکند برای مراقبت از دیگری مجبور است خودش را فراموش کند.» متنی که در ادامه میخوانید ماحصل گفتوگوی «جوان» با وی است.
در خانوادهای که سالمند به مراقبت یا کمک نیاز دارد چگونه میتوان میان حمایت از او و حفظ حق انتخاب و استقلالش تعادل ایجاد کرد؟ فردی که سن او از ۶۰ سال عبور کرده پیش از هر چیز انسانی دارای عاملیت است، یعنی اراده، توان انتخاب، تجربه و حق تصمیمگیری درباره زندگی خود را دارد. نباید او را صرفاً فردی دانست که به دلیل افزایش سن، نیازمند مراقبت است. خانواده باید میان «حمایت کردن» و «تصمیم گرفتن به جای سالمند» تفاوت قائل شود. هرجا سالمند توانایی تصمیمگیری دارد باید در تصمیمهای مربوط به زندگی خودش مشارکت داشته باشد و نظر و انتخاب او جدی گرفته شود.
حتی اگر سالمند برای انجام برخی امور به کمک نیاز داشته باشد این نیاز نباید به معنای از دست دادن اختیار او تلقی شود. این نگاه اساس سالمندی فعال است. سالمند نباید صرفاً دریافتکننده خدمات باشد، بلکه باید همچنان کنشگر فعال در خانواده و جامعه باقی بماند. کاهش تواناییهای جسمی نیز لزوماً به معنای کاهش توانایی او برای انتخاب، اظهارنظر و ایفای نقش اجتماعی نیست. پس حمایت خانواده از سالمند باید به گونهای باشد که او احساس نکند استقلال، شخصیت یا جایگاهش را از دست داده است؟ بله. استقلال فقط به معنای انجام شخصی همه کارها نیست.
پیش از هر چیز به معنای داشتن حق انتخاب، اظهارنظر و احساس اثرگذاری بر زندگی خود است. گاهی خانواده با نیت حمایت و محبت همه امور سالمند را بر عهده میگیرد، اما اگر این حمایت با ترحم و دلسوزی افراطی همراه شود ممکن است این پیام را منتقل کند که «دیگر توانمند نیستی.» یکی از مهمترین سرمایههای سالمندان تجربه و دانش آنهاست. بنابراین سالمند فقط کسی نیست که باید از او مراقبت کرد. او میتواند در تصمیمگیریهای خانواده و جامعه مشارکت داشته باشد. ممکن است در برخی امور جسمی نیازمند کمک باشد، اما همچنان از تجربه، قضاوت و توان تصمیمگیری برخوردار باشد.
خانواده بهتر است به جای گرفتن همه کارها از سالمند ببیند او در چه حوزههایی توانمند است و چگونه میتوان از تجربه او استفاده کرد. حفظ نقش او در گفتوگوهای خانوادگی، تصمیمهای مربوط به خانواده و فعالیتهای اجتماعی، به حفظ هویت و جایگاهش کمک میکند. مراقبت خوب حمایتی است که در کنار حفظ کرامت، به سالمند فرصت انتخاب، اظهارنظر و نقشآفرینی میدهد.
از سوی دیگر چگونه میتوان مرز میان نیاز طبیعی سالمند به توجه و کمک را با وابستگی بیش از حد یا توقع غیرواقعبینانه مشخص کرد؟ نباید هر نوع نیاز سالمند به توجه و کمک را وابستگی تلقی کنیم. سالمندان از نظر وضعیت جسمی، روانی، اقتصادی، اجتماعی، سبک زندگی و شبکه حمایتی با یکدیگر تفاوت دارند و نمیتوان برای همه یک الگوی واحد از میزان حمایت تعریف کرد. مهم این است که میان «نیاز به حمایت» و «سلب اختیار» تفاوت قائل شویم.
اگر سالمند در انجام کاری توانایی دارد خانواده بهتر است فرصت انجام آن را از او نگیرد، اما اگر واقعاً نیازمند کمک است دریافت حمایت امری طبیعی است و نباید نشانه ضعف یا وابستگی دانسته شود. مراقبت نیز رابطهای یکطرفه نیست. خانواده باید نیازهای سالمند را درک کند و سالمند نیز شرایط و محدودیتهای اعضای خانواده را در نظر بگیرد. بنابراین مرز سالم میان حمایت و وابستگی از طریق گفتوگو، شناخت متقابل و توافق شکل میگیرد و باید به سمت نوعی «وابستگی متقابل سالم» حرکت کرد.
رابطهای که در آن نیازهای سالمند دیده شود، استقلال او حفظ شود و توان و مرزهای خانواده نیز مورد احترام باشد.
برای جلوگیری از تنش میان فرزندان و دیگر اعضای خانواده، درباره تقسیم مسئولیتهای مراقبتی، میزان کمک و نحوه تصمیمگیری چه توافقهایی بهتر است از ابتدا شکل بگیرد؟ توافق و تقسیم مسئولیتها از مهمترین موضوعات در مراقبت خانوادگی است. وقتی مراقبت عملاً بر عهده یک نفر قرار میگیرد، ممکن است خستگی، فشار و حتی احساس قربانی شدن در او ایجاد شود و سایر اعضای خانواده نیز از مشارکت در مراقبت از والدین بازبمانند. بهتر است خانواده از ابتدا درباره نحوه مشارکت اعضا گفتوگو کند.
این تقسیم وظایف لزوماً نباید مساوی باشد، باید متناسب با توان، زمان، شرایط زندگی و امکانات هر یک از اعضا انجام شود. موضوع نباید به شکل «چه کسی قرار است بار مراقبت را به دوش بکشد؟» مطرح شود. بهتر است پرسیده شود: «چطور میتوانیم در کنار هم از پدر یا مادرمان حمایت کنیم؟» این تغییر نگاه کمک میکند سالمند احساس سربار بودن نکند. خود سالمند نیز باید تا حد امکان در این فرایند حضور داشته باشد و نظرش درباره نوع و میزان حمایت شنیده شود. مراقبت میتواند به جای یک وظیفه صرف فرصتی برای تجربه متقابل محبت و حمایت در خانواده باشد.
فرسودگی اعضای خانوادهای که مسئولیت مراقبت از سالمند را بر عهده دارند چگونه ایجاد میشود؟ خانواده برای پیشگیری از آن چه تدبیری میتواند داشته باشد؟ فرسودگی فقط به خاطر حجم بالای کار ایجاد نمیشود گاهی زمانی اتفاق میافتد که زحمات فرد دیده نمیشود و مراقبت او به وظیفهای بدیهی و همیشگی تبدیل میشود. فردی که برای مدت طولانی زمان، انرژی، روابط اجتماعی و خواستههای شخصی خود را برای مراقبت از سالمند کنار میگذارد اگر احساس کند تلاشهایش دیده و قدردانی نمیشود، ممکن است دچار خستگی عاطفی و احساس تنهایی شود.
مراقبت از پدر و مادر میتواند از جنس محبت و ایثار باشد، اما حتی در این شرایط یک «خسته نباشید»، قدردانی و دیده شدن زحمات مراقب اهمیت دارد. مراقب نیز خستگی، نیاز و حق دیده شدن دارد. از سوی دیگر، مراقبان خانوادگی به استراحت، ارتباط اجتماعی، حمایت روانی و خدمات تخصصی نیاز دارند. اگر قرار است مراقبت در خانواده پایدار باشد، مراقب نیز باید توانمند و حمایت شده باشد. تقسیم مسئولیت، توجه به نیازهای مراقب، قدردانی و ایجاد شبکه حمایت روانی و اجتماعی میتواند از فرسودگی پیشگیری کند.
اگر میان خواسته سالمند و تشخیص خانواده درباره آنچه به مصلحت اوست اختلاف ایجاد شود، تصمیم نهایی چگونه باید گرفته شود؟ این موضوع یکی از ظریفترین بخشهای مراقبت از سالمند است. گاهی خانواده واقعاً نگران سلامت سالمند است، اما این نگرانی ممکن است به جایی برسد که خانواده به جای او تصمیم بگیرد. برای مثال درباره سالمندی که دیالیز میشود، یادآوری محدودیتهای غذایی میتواند بخشی از مراقبت باشد، اما اگر به کنترل دائمی و حذف خواستههای او تبدیل شود حمایت جای خود را به سلب اختیار میدهد.
بهتر است مصلحت سالمند برای خودش توضیح داده شود نه اینکه به جای او تصمیم گرفته شود. خانواده و در صورت نیاز متخصصان باید با گفتوگو، اطلاعات لازم و پیامد انتخابهای مختلف را برای او روشن کنند و تا حد امکان فرصت انتخاب و مشارکت بدهند. البته حفظ استقلال به معنای نادیده گرفتن خطرهای واقعی برای سلامت نیست. اگر خطری جدی وجود دارد خانواده باید از متخصصان کمک بگیرد، اما حتی در این شرایط نیز رویکرد اصلی باید گفتوگو اقناع و پیدا کردن راهحلهای مشترک باشد نه کنترل دائمی.
از منظر اجتماعی، نادیده گرفتن مداوم خواستهها، تصمیمها و هویت فردی سالمند میتواند شکلی از «سالمندآزاری پنهان» باشد. سالمندآزاری همیشه با خشونت آشکار اتفاق نمیافتد اغلب با نیت محبت و مراقبت آغاز میشود، اما وقتی حق انتخاب و استقلال سالمند مستمر نادیده گرفته شود، کرامت و هویت او آسیب میبیند.
منبع: جوان آنلاین


