رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار4 دقیقه مطالعه

مخمصه ژئوپلیتیک آمریکا در خلیج فارس

واقعیت‌های تنش میان آمریکا و ایران را نه در ادعاها و لفاظی‌های مقام‌‎های آمریکایی بلکه باید در اذعان‌های محرمانه آنها و تحلیل‌هایی جست که به ناتوانی واشنگتن در خروج از جنگ بدون پذیرش شکست اشاره می‌کنند.

مخمصه ژئوپلیتیک آمریکا در خلیج فارس

علی ودایع، کارشناس مسائل بین‌الملل طی یادداشتی برای میزان به تشریح وضعیت کنونی منطقه و ابعاد تنش میان ایران و آمریکا پرداخته است. این یادداشت را در ادامه می‌خوانید: در شرایطی که چانه‌زنی‌ها از کانال میانجی‌ها بین تهران و واشنگتن در جریان است، آرایش منطقه امکان برخورد در غرب آسیا را پررنگ می‌کند. داریل کادل، رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا، اعلام کرد که ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس تئودور روزولت USS Theodore Roosevelt (CVN-۷۱) به منطقه سنتکام اعزام شده است.

شواهد نشان می‌دهد این ناو قرار است مکمل دو ناو هواپیمابر جورج بوش و جورج واشنگتن در منطقه باشد و قدرت آتش آمریکا که تاکنون موثر واقع نشده را افزایش دهد. نقشه اصلی تحرکات اخیر آمریکا را در منطقه باید در گزارش‌های محرمانه و تحلیلی اندیشکده‌های نظامی آمریکا نظیر مؤسسه هادسون (Hudson Institute)، مؤسسه ناوال پروسیدینگز (USNI) و مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک (WINEP) جست‌و‌جو کرد. ارزیابی جدید اتاق‌های فکر پنتاگون حاوی یک اعتراف است: نیروی دریایی آمریکا در مواجهه با الگوی جدید نبرد نامتقارن در آب‌های جنوبی، دچار فلج استراتژیک و خستگی عملیاتی شده است.

واشنگتن که سال‌ها با اتکا به ناوهواپیمابر و دکترین ادعایی «حضور مقتدرانه»، معادلات خلیج فارس را به گفته خود دیکته می‌کرد، اکنون در برابر فرمول جدید تهران در پهنه دریانوردی دچار چالش شده است. بنا به نوشته اکونومیست، آمریکا در خاورمیانه گرفتار شده است؛ کشوری که اکنون راه آسانی برای خروج از جنگ با ایران پیش روی خود نمی‌بیند. کاهش شناوری سنتکام در تنگه هرمز براساس تحلیل‌های جدید مؤسسه هادسون، سنتکام برای اسکورت نفتکش‌ها و تجاری‌سازی امنیت در طول خطوط مواصلاتی خلیج فارس، عمان و باب‌المندب با یک ضعف ساختاری مواجه شده است؛

هزینه عملیاتی روانه کردن ناو‌های موشک‌انداز چند میلیارد دلاری برای رهگیری پهپاد‌ها و شناور‌های تندرو یا مقابله با ریسک‌های مین‌ریزی هوشمند، معادلات مالی و پشتیبانی پنتاگون را کاملاً برهم زده است. تهران با به‌کارگیری «دکترین نبرد نامتقارن شبکه‌محور»، سطح پایدار و نوینی از تهدید را بازتعریف کرده است. ایران با خلق «عدم قطعیت در پهنه آبی»، هزینه‌های بیمه دریانوردی را شتابان بالا برده و عملا زنجیره تأمین انرژی جهانی را شکننده می‌سازد.

ارزیابی مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک نشان می‌دهد که پنتاگون برای اسکورت مداوم هر محموله انرژی، نیازمند تخصیص سهم عمده‌ای از ناوگان فعال خود است. چالش اساسی پنتاگون اینجاست که توازن قدرت آمریکا در شرق آسیا و اقیانوس آرام را از دست داده است؛ در چارچوب واقع‌گرایی، این وضعیت به معنای خالی کردن صحنه در سایر نقاط جهان است.

بیشتر بخوانید: معادله جدید در دو گلوگاه حیاتی؛ تثبیت قدرت بازدارندگی از هرمز تا باب‌المندب باب‌المندب و هرمز؛ ژئوپلیتیک دو گلوگاه و بازآرایی معادلات قدرت در منطقه

موازنه شناور استراتژیست‌های آمریکایی به‌ویژه در مؤسسه مطالعه جنگ (ISW) به این واقعیت اذعان دارند که ایران، «امنیت دریانوردی» را به کارآمدترین ابزار برای خنثی‌سازی فشار حداکثری تبدیل کرده است. این همان مخمصه ژئوپلیتیک هرمز است؛ اگر آمریکا نفت ایران را از بازار حذف کند، هزینه امنیت مابقی نفت خروجی از منطقه آن‌قدر بالا می‌رود که بازار جهانی شوک‌های قیمتی کمرشکنی را تجربه خواهد کرد.

پایتخت‌های غربی و بازار‌های انرژی آسیایی مستقیما تحت فشار این «تصاعد ریسک» قرار می‌گیرند و همین امر، موجی از فشار‌های سیاسی فرامنطقه‌ای را علیه واشنگتن برای مهار ماجراجویی‌هایش ایجاد می‌کند. از منظر دکترین‌های نظامی-سیاسی، این بازآرایی و حضور سنگین دریایی آمریکا را می‌توان نمودی نوین از «دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار» دانست؛ شکلی از دیپلماسی اجبار که در آن، واشنگتن با اهرم نمایش قدرت سخت دریایی در حوزه پیرامونی، تلاش می‌کند معادله محاسباتی حریف را بدون ورود مستقیم به جنگ، بازتعریف کند.

شاید بتوان گفت در پس پرده صف‌آرایی ناوگان جنگی آمریکا در خاورمیانه، عطش واشنگتن برای رسیدن به معامله با تهران پنهان شده است. چانه‌زنی در تاریکخانه دیپلماسی امنیت دریایی در خاورمیانه یک معادله چند مجهولی است که هر لحظه می‌تواند وارد تصاعد تنش شود. لفاظی‌های ترامپ درباره امنیت خطوط دریانوردی، در عمل پشت صخره سخت «کمبود ناوگان و هزینه‌های کمرشکن اسکورت» متوقف شده است. پنتاگون به‌وضوح دریافته است که هرگونه خطای محاسباتی یا جرقه نظامی در خلیج فارس، به معنای نابودی زیرساخت‌های بندری و تبدیل شدن منطقه به «گورستان نفتکش‌ها» خواهد بود؛

سناریویی که هیچ‌یک از متحدان منطقه‌ای آمریکا توان هضم آن را ندارند. از همین رو، در لایه‌های پنهان تصمیم‌گیری، واشنگتن مجبور به پذیرش این واقعیت شده است که اقدام‌های اتخاذ شده توسط تهران، تیغ تحریم‌ها را کند کرده است. حالا ناخدا‌های آمریکایی در خلیج فارس، راهی جز پاس‌کاری پرونده به دیپلمات‌ها در نیویورک و مسقط ندارند؛ چراکه در معادلات واقعی میدان، پنتاگون خط پایانی بر رویاپردازی‌های نظامی خود کشیده و به دنبال گزینه‌ای برای عقب‌نشینی آبرومندانه از این کابوس لنگرگاهی است. در قلب تمام فرآیندی که ترسیم شد؛

دونالد ترامپ در قامت «مرد دیوانه» همچنان می‌خواهد جایگاه غیرقابل پیش‌بینی را حفظ کند. انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 13:47
87,046مطلب نمایه‌شده
44,715موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی