بلافاصله پس از انقلاب، شورای مؤسس اتحادیه کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران، این رسانه را «تلویزیون تصویر انقلاب» نامید و با پخش سرود ملی «ایران» و تغییر نشان سازمان، فعالیت خود را در چارچوب جدید آغاز کرد. (ویکیپدیا، بیتا، مقاله «تلویزیون در ایران») با تثبیت نظام جمهوری اسلامی و برگزاری همهپرسی، نام رسمی رسانه به «سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» تغییر یافت و مأموریت آن تبیین ارزشهای انقلاب، آموزش همگانی و مقابله با تهاجم فرهنگی تعریف شد. اهمیت این رسانه در نگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز از همان ماههای نخست آشکار بود.
امام خمینی در ۲۸ تیر ۱۳۵۸، در دیدار با کارکنان سازمان صداوسیما، رادیو و تلویزیون را از حساسترین رسانههای موجود دانست و تأکید کرد که این رسانه میتواند در اصلاح یا فساد جامعه نقش داشته باشد. (صحیفه امام، ج ۹، ص ۱۵۳ـ۱۶۱)این نگاه چند ماه بعد نیز در سخنان امام تکرار شد. در ۱۲ مهر ۱۳۵۸، هنگام دیدار کارکنان سیمای جمهوری اسلامی، صادق قطبزاده، سرپرست سازمان نیز حضور داشت و امام با اشاره به حساسیت رادیو و تلویزیون، بر ضرورت هماهنگی و ایجاد یک ساختار منسجم در سازمان تأکید کرد.
(صحیفه امام، ج ۱۰، صص ۲۱۲ـ۲۱۵)از این رو، تغییر وضعیت رادیو و تلویزیون پس از انقلاب را نمیتوان صرفا جابهجایی مدیران یک سازمان دولتی دانست. مسأله اصلی این بود که رسانهای که پیش از انقلاب در ساختار رژیم پهلوی فعالیت میکرد، در نظام جدید چه مأموریتی داشته باشد و نسبت آن با نهادهای سیاسی و اجرایی چگونه تعریف شود. رسانهای در میانه یک انقلابدر نخستین ماههای پس از انقلاب، صادق قطبزاده سرپرستی سازمان صداوسیما را برعهده داشت. در همان سال، اختلاف درباره شیوه اداره رسانه نیز به یکی از مسائل مورد توجه تبدیل شد.
امام خمینی در ۲۱ تیر ۱۳۵۸ طی حکمی خطاب به سیدمحمد موسوی خوئینیها از او خواست با همکاری قطبزاده در سازمان رادیو و تلویزیون حضور یابد و امور و برنامههای آنجا را تنظیم کند. در این حکم، امام تصریح کرد که «این دستگاه اسلامی است» و باید از برنامههای انحرافی پرهیز شود. (صحیفه امام، ج ۹، ص ۴۷)چند روز بعد نیز، در ۲۸ تیر ۱۳۵۸، امام در جمع کارکنان سازمان درباره نقش رسانه و از ضرورت تحول در رادیو و تلویزیون نسبت به دوره پیش از انقلاب سخن گفت.
براساس تاکیدات امام، این رسانه باید در جهت تربیت جامعه و ایجاد تحول فعالیت کند و همزمان از کارکنان خواست در دوره استقرار نظام جدید از ایجاد نابسامانی و اختلاف پرهیز کنند. (صحیفه امام، ج ۹، صص ۱۵۳ـ۱۶۱)در ۱۲ مهر همان سال نیز امام بار دیگر از اختلافات احتمالی در سازمان و ضرورت هماهنگی میان نیروها سخن گفت. ایشان با اشاره به حساسیت رادیو و تلویزیون، تأکید کرد که اگر گروههای مختلف در سازمان هر کدام در جهتی حرکت کنند، کار سازمان پیش نخواهد رفت.
(صحیفه امام، ج ۱۰، صص ۲۱۲ـ۲۱۵)در کنار این اسناد رسمی، برخی فعالان سیاسی حاضر در آن دوره نیز بعدها روایتهایی درباره اختلاف میان قطبزاده و دولت موقت ارائه کردند. از جمله عبدالعلی بازرگان در گفتوگو با جرس (سایت عبدالعلی بازرگان، ۱۰ مرداد ۱۳۹۰) و محمدحسین بنی اسدی در گفتوگو با روزنامه کار و کارگر از اختلافات میان دولت موقت و سازمان صداوسیمای تحت سرپرسی قطب زاده روایتهایی را نقل کردند.
از تغییرات پیدرپی تا مدیریت محمد هاشمیاز ۱۵ مرداد ۱۳۶۰، مدیریت محمد هاشمی بر سازمان آغاز شد و یکی از طولانیترین دورههای مدیریتی صداوسیما در سالهای نخست جمهوری اسلامی شکل گرفت. به گفته خودش، او تنها رئیسی بوده است که ۱۳ سال بر این سازمان ریاست کرده است. اهمیت این دوره فقط در طول مدت مدیریت نبود؛ سازمان در این سالها از نظر ساختار، نیروی انسانی، برنامهسازی و پوشش رویدادهای کشور با تجربهای تازه روبهرو شد.
هاشمی در گفتوگویی درباره شرایطی که هنگام ورودش به صداوسیما با آن مواجه شده بود، گفت: «۳۰ ماه از انقلاب گذشته بود که من رفتم صداوسیما و هشتمین رئیس یا سرپرست بعد از انقلاب بودم.»او در ادامه توضیح میدهد که دوره مدیریت پیش از او طولانی نبوده است. براساس روایت هاشمی، از این ۳۰ ماه، ۹ ماه نخست در دوره مسئولیت صادق قطبزاده گذشته و در ۲۱ ماه بعدی افراد متعددی مدیریت یا سرپرستی سازمان را برعهده گرفتهاند. هاشمی همچنین از علی لاریجانی بهعنوان یکی از مدیران کوتاهمدت آن دوره نام میبرد.
یکی از نخستین چالشهای هاشمی، مدیریت نیروی انسانی باقیمانده از دوره پیش از انقلاب و همچنین تعیین تکلیف مسأله موسیقی در رسانه بود. به گفته خود او در مصاحبههای بعدی، با راهنمایی امام خمینی (ره)، رویکردی متعادل در قبال موسیقی اتخاذ شد که همزمان با حفظ موازین شرعی، فضای فرهنگی لازم برای تولید برنامههای هنری فراهم آمد. در آذر ۱۳۷۲ و تنها چند ماه پیش از پایان دوره رسمی هاشمی، شبکه سه سیما با محوریت برنامههای ورزشی و جذب مخاطب جوان تأسیس شد؛ اقدامی که نشاندهنده نگاه آیندهنگرانه به نیازهای نسل جدید بود.
همچنین در دهه ۷۰، روند تأسیس شبکههای استانی آغاز شد؛ بهطوری که در ۲۹ مرداد ۱۳۷۵، شبکه اصفهان بهعنوان نخستین شبکه استانی راهاندازی شد و تا پایان دهه، بیش از نیمی از استانهای کشور صاحب شبکه استانی شدند. در نیمه دوم سال ۱۳۷۴ برای پاسخگویی به نیازهای شهری و سیاسی استان تهران، شبکه تهران تأسیس شد و در مدت کوتاهی بعد از آن، شبکه چهار در ابتدای سال ۱۳۷۵ با شعار پرداختن به برنامههای علمی، فرهنگی و هنری فاخر ایران و جهان راهاندازی شد.
به گفته محمد هاشمی، صداوسیما در دهه ۶۰ و ۷۰ با پخش سریالهایی مانند «اوشین»، «جومونگ» و «دکتر کواک»، نهتنها مخاطب گستردهای جذب کرد، بلکه تلاش نمود با انتخاب آثاری با درونمایههای خانوادگی، اخلاقی و مقاومت، پیامهای فرهنگی همسو با ارزشهای انقلاب را منتقل کند. البته در مورد «اوشین»، حاشیهای نیز پیش آمد: در ۸ بهمن ۱۳۶۷، پس از پخش مطلبی درباره «الگوی زن» در رادیو، امام خمینی (ره) نامهای تند به محمد هاشمی نوشت و خواستار برخورد شدید با عوامل مربوطه شد.
(صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۲۵۱، نامه ۹ بهمن ۱۳۶۷)البته در همین دوره نیز اختلافات سیاسی درباره صداوسیما وجود داشت. بخشی از جریانهای سیاسی معتقد بودند سازمان باید فرصت بیشتری برای انعکاس دیدگاههای آنان فراهم کند و گروههایی دیگر بر ضرورت حفظ خط مشی رسمی نظام در رسانهملی تأکید داشتند.
در واقع، اختلاف بر سر صداوسیما از همان ابتدا تا حد زیادی ناشی از یک پرسش بنیادین بود: رسانه عمومی در یک نظام سیاسی انقلابی تا چه اندازه باید بازتابدهنده رقابتهای سیاسی باشد و تا چه اندازه باید حافظ چارچوبهای کلان نظام؟اختلافات سال ۱۳۶۲ امام خمینی در ۴ تیر ۱۳۶۲ در حکمی درباره وضعیت صداوسیما نوشت: «برخلاف انتظار، در صداوسیمای جمهوری اسلامی اختلافاتی پیش آمد که موجب نگرانی شد.»امام در ادامه همین حکم، محمد هاشمی را به نمایندگی از خود برای برعهده گرفتن «کلیه مسئولیتهای مدیرعامل صداوسیما» تعیین کرد.
همچنین از رؤسای قوای سهگانه و نخستوزیر خواست مطالب طرفین اختلاف را بررسی و درباره آن تصمیمگیری کنند. (صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۵۰۵، ۴ تیر ۱۳۶۲)قانونمند شدن ساختار سازماندر همان سال، ساختار حقوقی صداوسیما نیز شکل منسجمتری پیدا کرد. «اساسنامه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» در ۲۷ مهر ۱۳۶۲ در مجلس شورای اسلامی تصویب و در ۲۶ آبان همان سال منتشر شد. این اساسنامه صداوسیما را سازمانی مستقل و زیر نظر مشترک قوای سهگانه تعریف میکرد. ماده ۴ اساسنامه نیز تصریح داشت که نظرات قوای سهگانه از طریق نمایندگان آنها در شورای سرپرستی اعمال شود.
ماده ۹ اساسنامه، هدف اصلی سازمان را بهعنوان «یک دانشگاه عمومی» نشر فرهنگ اسلامی، ایجاد محیط مساعد برای تزکیه و تعلیم انسان و رشد فضایل اخلاقی و شتاب بخشیدن به حرکت تکاملی انقلاب اسلامی در سراسر جهان اعلام میکرد. تحقق این اهداف نیز از طریق برنامههای ارشادی، آموزشی، خبری و تفریحی پیشبینی شده بود. (سایت مرکز پژوهشهای مجلس، اساسنامه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، مصوب ۲۷ مهر ۱۳۶۲، ماده ۹)در همین ساختار، شورای سرپرستی وظیفه سیاستگذاری و نظارت بر سازمان را داشت و انتخاب مدیرعامل نیز برعهده شورا بود.
مدیرعامل مسئول اداره اجرایی سازمان و اجرای مصوبات شورای سرپرستی محسوب میشد. (همان، مواد مربوط به شورای سرپرستی و مدیرعامل)به این ترتیب، صداوسیما در سال ۱۳۶۲ از نظر حقوقی و سازمانی از دوره نخست پرتنش و موقت فاصله گرفت و ساختار مشخصتری پیدا کرد. جنگ و تثبیت جایگاه رسانهبا آغاز جنگ تحمیلی ۸ ساله، صداوسیما در شرایطی فعالیت میکرد که اطلاعرسانی درباره جنگ و تحولات جبههها به یکی از وظایف مهم رسانه تبدیل شده بود.
آنچه با اتکا به اسناد موجود میتوان گفت، این که در ساختار حقوقی سال ۱۳۶۲، وظایف سازمان شامل برنامههای خبری، آموزشی، ارشادی و تفریحی بود و سازمان در چارچوب سیاستهای مصوب فعالیت میکرد. (اساسنامه صداوسیما، مواد ۹ و ۱۶ و ۱۷)یکی از درخشانترین ابعاد عملکرد صداوسیما در این دوره، نقشآفرینی در جنگ تحمیلی بود. در حالی که رسانههای جهانی حامی صدام سعی در وارونهنمایی حقایق جبههها داشتند، رادیو و تلویزیونِ ایران به تنها منبعِ معتبر خبری برای مردم و رزمندگان تبدیل شد.
برنامههایی همچون «روایت فتح» (با صدای شهید آوینی) نه تنها گزارشهای خبری، بلکه آثاری ماندگار بودند که توانستند پیوند عمیقِ میانِ مردم و جبههها را حفظ کنند. محمد هاشمی در مصاحبهای با اشاره به آن دوران میگوید: «ما در بسیاری از مواقع، با کمبودِ تجهیزاتِ فنی روبهرو بودیم. حتی در زمانِ موشکباران تهران، کارکنانِ سازمان با ایثارِ خود، لحظهای اجازه ندادند پخش برنامهها متوقف شود؛ زیرا میدانستیم قطعِ صدای رسانه، به معنای تضعیف روحیه مقاومت است» (جماران، ۱۳۹۷/۰۷/۰۵)هاشمی معتقد بود صداوسیما باید «دانشگاهی برای ارتقای سواد عمومی» باشد.
در این دوره، برنامههای آموزشی متنوعی در حوزههای علوم دینی، کشاورزی، بهداشت و تاریخ تولید شد. برای ملتی که تازه انقلاب کرده بود، تبیین هویت اسلامی-ایرانی اولویت اصلی بود. سریالهای تاریخی و مذهبی تولید شده در این سالها، اگرچه با امکانات محدود ساخته میشدند، اما به دلیل محتوای غنی و نگاه بومی، در حافظه تاریخی مردم ماندگار شدند. نقطه عطف قانون اساسی در سال ۱۳۶۸یکی از مهمترین اصلاحات در تاریخ حقوقی صداوسیما، بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ بود.
در متن اولیه اصل ۱۷۵ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ آمده بود که رسانههای گروهی، یعنی رادیو و تلویزیون، زیر نظر مشترک قوای سهگانه اداره خواهند شد. پس از بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸، متن اصل ۱۷۵ تغییر کرد. براساس متن جدید، نصب و عزل رئیس سازمان صداوسیما برعهده مقام رهبری قرار گرفت و شورایی متشکل از نمایندگان رئیسجمهور، رئیس قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی ــ هر کدام دو نفر ــ وظیفه نظارت بر سازمان را برعهده گرفت. این تغییر را باید یکی از نقاط عطف اصلی تاریخ صداوسیما دانست؛
زیرا ساختار مدیریتی سازمان از الگوی پیشین که مبتنی بر نظارت مشترک قوای سهگانه و شورای سرپرستی بود، به الگوی جدیدی تغییر کرد که رئیس سازمان با حکم رهبر منصوب میشد و شورای ششنفره وظیفه نظارت را برعهده داشت. قانون نظارت در سال ۱۳۷۰پس از تغییر اصل ۱۷۵، برای اجرای بخش نظارتی این اصل، قانونی با عنوان «قانون نحوه اجرای اصل ۱۷۵ قانون اساسی در بخش نظارت بر سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» تصویب شد. این قانون در ۱۱ مهر ۱۳۷۰ به تصویب نهایی مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید.
ماده یک آن، شورای نظارت ششنفره را پیشبینی کرد: دو نماینده رئیسجمهور، دو نماینده رئیس قوه قضاییه و دو نماینده مجلس شورای اسلامی. ماده ۳ نیز وظایف شورا را مشخص کرد؛ از جمله نظارت بر حسن انجام امور سازمان، نظارت بر سیاستهای اجرایی، نظارت بر اجرای قوانین مربوط به صداوسیما و ارائه گزارش منظم و مستمر از وضعیت سازمان به رهبری و قوای سهگانه. صداوسیما در سالهای پس از جنگدر سالهای پس از جنگ، سازمان صداوسیما در چارچوب ساختار حقوقی جدید فعالیت میکرد و رابطه میان مدیریت سازمان، دولت و نهادهای نظارتی اهمیت بیشتری یافت.
با پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، مأموریتهای صداوسیما نیز وارد مرحله تازهای شد. پس از پایان جنگ تحمیلی هشت ساله، برنامههای جدیدی در حوزه اقتصاد، فرهنگ، آموزش، سرگرمی و سبک زندگی در دستور کار نهادهای مختلف قرار گرفت. کشور در حال بازسازی بود و رسانه نیز باید با این فضای تازه هماهنگ میشد. در این دوره، یکی از موضوعات مهم، نسبت صداوسیما با دولت سازندگی بود. صداوسیما بر مأموریت گستردهتر خود تأکید داشت و صرفا خود را رسانه دولت نمیدانست.
محمد هاشمی در خاطراتش اشاره میکند: «فشارها برای جهتدهی به اخبار همیشه وجود داشت، اما خط قرمز ما حفظ منافعِ کلانِ نظام بود، نه منافع جریانات سیاسی روز. ما سعی کردیم رسانه را از دوقطبیسازی کاذب سیاسی دور نگه داریم» (خراساننیوز، ۱۳۹۲/۰۵/۲۸). پایان دوره محمد هاشمیمحمد هاشمی از مدیران اصلی دوره پیش و پس از بازنگری قانون اساسی بود. پایان دوره او و آغاز ریاست علی لاریجانی در سازمان صداو سیما، ۲۴ بهمن ۱۳۷۲بود.
در مجموع، از پیروزی انقلاب تا پایان مأموریت محمد هاشمی در سال ۱۳۷۲، صداوسیما از یک نهاد دچار بیثباتی به سازمانی با ساختار نسبتا پایدار، شبکههای گسترشیافته و تولیدات تأثیرگذار تبدیل شد. این دوره پایههای فنی، محتوایی و مدیریتی را برای سالهای بعد فراهم آورد و نشان داد رسانهملی میتواند در سختترین شرایط، نقش حمایتی خود را در جهت مصالح نظام و مردم ایفا کند. دستاوردهایی، چون تأسیس شبکه سه، گسترش دفاتر استانی و برونمرزی، تولید سریالهای ماندگار و پوشش مؤثر دفاع مقدس، میراثی است که از آن دوره در تاریخ رسانهملی ایران به یادگار مانده است.
منبع: جام جم آنلاین



