به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، کتاب «دلارَس» مجموعهای از خاطرات و تجربههای جهادگران و داوطلبانی است که در روزهای سخت شیوع کرونا، در بیمارستانهای بوشهر در کنار بیماران حضور داشتند و به خدمترسانی پرداختند. در بخشی از این کتاب، خاطرات میثم از حضور در بیمارستان روایت شده است؛ او که از صبح تا ظهر در بیمارستان حضور داشت، پس از خالی شدن وقتش در ساعات بعدازظهر، با هماهنگی مسئول بخش، شیفت شب را نیز برعهده میگیرد و برای کمک به بیماران از هیچ تلاشی دریغ نمیکند.
او حتی پس از پایان کارهای روزانه، با استفاده از ماساژور بیمارستان به ماساژ بیماران میپردازد؛ کاری که با استقبال و دعای خیر آنان همراه میشود. یکی دیگر از خاطرات کتاب، روایت همراهی یک پیرمرد بیمار با همسر بستریاش در بخش زنان است. پیرمرد که از دوری همسرش بیقرار بود، از میثم میخواهد او را نزد همسرش ببرد. این دیدار کوتاه، لحظاتی عاطفی میان این زوج سالخورده رقم میزند و نشان میدهد که حضور جهادگران در بیمارستان تنها به امور درمانی محدود نبوده و گاه مرهمی بر دلتنگی بیماران نیز بوده است.
در خاطرهای دیگر، میثم با بیماری آشنا میشود که دیدگاه انتقادی نسبت به روحانیت دارد؛ با این حال، میان آن دو رابطهای دوستانه شکل میگیرد و بیمار هر بار از او میخواهد روز بعد نیز به دیدنش برود. زمانی که بیمار درباره محل کار میثم میپرسد، او خود را امام جماعت مسجد شیخ سعدون معرفی میکند؛ موضوعی که موجب تعجب و خنده بیمار میشود. راوی در پایان این خاطره، آن خنده را از آخرین خندههای بیمار میداند.
کتاب «دلارَس» با روایت این خاطرات، تصویری از روحیه جهادی، همدلی و فداکاری جهادگران و داوطلبان در دوران کرونا ارائه میدهد و خاطرات آنان از همراهی با بیماران و خانوادههایشان را ثبت کرده است.
منبع: رسانیوز



