در نخستین روز تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، موشک آمریکایی یک مدرسه ابتدایی در شهر میناب استان هرمزگان را به هدف قرار داد و بیش از ۱۲۰ کودک و دهها نفر دیگر را به شهادت رساند؛ حدود ۴۰۰ کیلومتر دورتر، موشکهای آمریکایی به یک منطقه مسکونی در لامرد در استان فارس اصابت کردند و ۲۱ غیرنظامی، ازجمله ۵ کودک را به شهادت رساندند. نه کاخ سفید و نه پنتاگون بهطور علنی مسئولیت هیچیک از این ۲ حمله جنایتکارانه را نپذیرفتهاند، اگرچه طبق گزارشها، یک بررسی داخلی مشخص کرده که میناب مورد اصابت موشک آمریکایی قرار گرفته است.
در عین حال، یک هیئت حقیقتیاب مستقل بینالمللی سازمان ملل در گزارشی اعلام کرد که دلایل معقولی برای باور به این که آمریکا با انجام حملههای کورکورانه که منجر به کشتار و جراحت غیرنظامیان یا آسیب به اشیاء غیرنظامی شده، مرتکب جنایت جنگی شده است. آمریکا از زمان آغاز جنگ ادعایی علیه تروریسم همواره جنایتهای خود علیه غیرنظامیان را با بازی واژگانی مانند حملههای اشتباه، اطلاعات نادرست و… توجیه کرد؛ این توجیه و انکارهای رسمی هدف مشخصی داشتند: عادیسازی جنایت از راه دور علیه غیرنظامیان با سلاحهای دقیق آمریکایی.
دولت آمریکا در تجاوز نظامی به ایران، جان غیرنظامیان را هدف رویکردهای مرگبار حملههای پیاپی (دابل تپ) و اطلاعات نادرست کرد و زیرساختهای متعددی را با همین ابزار ادعایی هدف قرار داد؛ نهادها و گروههای حقوق بشری موارد متعددی از کشتار غیرنظامیان بر اثر حمله آمریکا به بیمارستانها، مراکز فوریتهای پزشکی، مدرسههای ابتدایی، دانشگاهها، کارخانههای آب شیرینکن، نیروگاهها، فرودگاههای غیرنظامی، اماکن مذهبی، اماکن میراث جهانی یونسکو و مناطق مسکونی پرجمعیت بیشماری در ایران را ثبت کردند.
ریسپانسیبل استیت کرفت با ارائه مقدمه بالا، موضوع هدف قرار دادن افراد بیگناه با بمبهای آمریکایی را در مصاحبهای با عصمت خان، روزنامهنگار نیویورکتایمز و خبرنگار جنگی برنده جایزه پولیتزر (یکی از معتبرترین جوایز در حوزه خبرنگاری) بررسی کرد. عدم تفکیک غیرنظامیان و نظامیان؛ الگوی تکراری در حملههای آمریکا عصمت خان با اشاره به موضوع عدم تفکیک نظامیان و غیرنظامیان در حملههای آمریکا به ایران، گفت: تفکیک نظامیان و غیرنظامیان یکی از ارکان اصلی فرآیند تعیین اهداف نظامی محسوب میشود؛
عدم تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان در حملههای آمریکا به ایران، یکی از بزرگترین الگوهای تکراری بود که در تحقیقات پیشین خود نیز دیده بودم. وی در ادامه به ادعای اشتباه در شناسایی اهداف در حمله به ایران از سوی آمریکا پرداخت و گفت: ارتش آمریکا ادعا میکند که اشتباه در شناسایی اهداف در حدود ۴ درصد از موارد تلفات غیرنظامی رخ داده است، اما وقتی من آن دادهها را تحلیل کردم، متوجه شدم که این اشتباه شناسایی، عامل حدود یکسوم تلفات غیرنظامیان بوده است.
برنده جایزه پولیتزر در ادامه به حمله آمریکا به مراسم جشن عروسی در سیریک استان هرمزگان در اوایل شهریور اشاره کرد و گفت: من بارها شاهد چنین اتفاقاتی بودهام؛ اتفاقاتی که اغلب ناشی از سوگیری تاییدی confirmation bias بوده است؛ یعنی تمایل ذهنی به اینکه همهچیز را یک هدف نظامی تلقی کنیم، حتی اقدامهایی کاملا عادی. ادعای اتکا به هوش مصنوعی؛
تلاشی برای مصونیت از مجازات عصمت خان درباره ادعای آمریکا در مورد اتکای بیش از حد به هوش مصنوعی در حملهها، گفت: استفاده از هوش مصنوعی در هر نوع عملیات هدفگیری، به معنای بهکارگیری مجموعه دادهای است که از پیش دارای نقص است؛ حتی اگر یک انسان بر آن نظارت داشته باشد؛
نتیجه، نظامی است که در آن مصونیت از مجازات وجود دارد و پاسخگویی در کار نیست و تا زمانی که خودتان در محل حضور نداشته باشید و مکانهای هدفگیریشده را بررسی نکنید و تا وقتی منابع، زمان و تلاش لازم را برای درک اینکه چه چیزی و چرا اشتباه پیش رفته است صرف نکنید، هرگز متوجه چنین اشتباههایی نخواهید شد؛ آیا واقعا میتوان این موارد را «اشتباه» نامید، آن هم وقتی بارها و بارها تکرار میشوند و بیپاسخ میمانند؟ آیا ممکن است اینها جنایتهای جنگی باشند؟ این موضوعی است که من و اونا هاتاوی در مقالهای حقوقی با عنوان اشتباهها در جنگ به آن پرداختهایم.
وی درباره اقدام پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا در حذف دفتر کاهش آسیب به غیرنظامیان در پنتاگون، اظهار کرد: البته که این اقدام به تشدید مشکل دامن میزند؛ حتی پیش از جنگ علیه ایران، در جریان بمباران یمن در سال ۲۰۲۵، آمریکا انتشار دادههای مربوط به ردیابی حملهها را که معمولا در اختیار عموم قرار میگرفت، متوقف کرد؛ بنابراین، شفافیت کاهش یافته و در عین حال، افراد دارای صلاحیت و آموزشدیده برای ارزیابی تلفات غیرنظامی نیز کمتر شدهاند.
پنتاگون عامدانه درباره حمله به لامرد دروغ گفت برنده جایزه پولیتزر درباره گزارش نیویورکتایمز در مورد استفاده آمریکا از موشکهای پریزم PrSM برای نخستین بار در حمله به لامرد که به شهادت ۲۱ غیرنظامی منجر شد، گفت: «موشک حمله دقیق» یا همان پریزم نامی کنایهآمیز است، زیرا عملکرد آن مبتنی بر پرتاب ساچمههای تنگستنی به بیرون است؛ گاهی اوقات نامهایی عامدانه گمراهکننده برای سلاحها انتخاب میشود؛ نامهایی که طوری طراحی شدهاند تا هنگام استفاده، حس اطمینان، وضوح یا آرامش خاطر ایجاد کنند.
عصمت خان در ادامه با بیان اینکه این موشک برای نخستین بار در میدان نبرد استفاده شد، گفت: ما از ماجرای لامرد باخبر شدیم، زیرا تصاویر دوربین مداربسته از بالای یکی از ساختمانها، لحظه اصابت موشک را ثبت کرده بود؛ پنتاگون نتایج تحقیقات خود را درباره این حمله منتشر نکرد و زمانی که تیم تحقیقات تصویری نیویورکتایمز تشخیص داد که این موشک متعلق به آمریکا بوده است، ارتش آمریکا دست به اتهامزنی علیه ایران زد، اما این ادعا صحت نداشت و یک دروغ عمدی بود.
وی ادامه داد: همچنین هیچ شفافیتی درباره استفاده از سلاحی که هنوز آزمون خود را پس نداده و به گفته منابع من نرخ خرابی بالایی دارد، وجود ندارد؛ ارتش آمریکا بهتازگی قراردادی ۱.۲ میلیارد دلاری با شرکت لاکهید مارتین منعقد کرده که شامل تامین تعداد بیشتری از همین موشکهای حمله دقیق است.
ابداعهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای توجیه کشتار غیرنظامیان برنده جایزه پولیتزر درباره اقدام آمریکا در هدف قرار دادن اماکن و زیرساختهای غیرنظامی ایران توسط آمریکا، اظهار کرد: براساس قوانین جنگ و مقررات مربوط به حفاظت از غیرنظامیان، هدف قرار دادن اماکن غیرنظامی مانند بیمارستانها یا زیرساختهای حیاتی ممنوع است؛ مفهوم هدفگیری با معیار «کاربرد دوگانه» در جریان جنگ خلیج فارس پدیدار شد؛ این مفهوم توسط آمریکا ابداع و توسط اسرائیل ترویج شد؛ هر دوی آنها این شیوه هدفگیری را بهشدت توسعه دادهاند؛ این یک بحران واقعی است.
به گفته عصمت خان، اگر قرار بود این شیوه علیه خود آمریکا به همان شکلی اعمال شود که این کشور در سطح جهان به کار میگیرد، آنگاه برجی که میزبان شرکتهای طرف قرارداد با دولت آمریکا بود، میتوانست به یک هدف تبدیل شود؛ نه لزوما با حضور تمام افراد داخل آن، بلکه خود سازه هدف قرار میگرفت. وی درباره اینکه ادعای یادشده فقط بهانهای برای تخریب هرچه بیشتر زیرساختهای غیرنظامی است، با اشاره به تهدیدهای ادعایی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا علیه ایران، گفت: این اظهارات حتی با ظاهرسازیهای دکترین کاربرد دوگانه هم همخوانی ندارد.
حمله دومرحلهای و هدف قرار گرفتن مردم و نیروهای امدادی برنده جایزه پولیتزر همچنین درباره تحقیقات مجله نیو لاینز New Lines Magazine درباره انجام حملههای موسوم به حملههای پیاپی یا دومرحلهای (دابلتپ) آمریکا علیه ایران، اظهار کرد: حملههای پیاپی اغلب زمانی رخ میدهند که نیروهای امدادی در تلاشاند تا خود را به مجروحان ناشی از حمله هوایی اولیه برسانند؛ من در تمام جنگهایی که بررسی کردهام، شاهد چنین حملههایی بودهام؛
معمولا ۲ توجیه ادعایی برای آنها میشنوید: ارتش افرادی را که به سمت محل بمباران میدویدند، بهعنوان نیروی امدادی تلقی نمیکرد و دیگر اینکه ارتش ادعا میکند هدف در دید نبوده است، مثلا ابری از دود وجود داشته و به همین دلیل برای بار دوم حمله کردهاند؛ در حملههای پیشین آمریکا در جنگهای دیگر، کار به جایی رسید که مردم محلی به دیگران میگفتند برای نجات مجروحان اقدام نکنند؛ رخ دادن چنین اتفاقی در موصل عراق را از زبان یک جوان شنیدهام.
وی همچنین به ویدیوهای موجود از حمله دوم بلافاصله پس از حمله اول در غزه اشاره کرد که در آنها بهوضوح میتوان کودکی مجروح، مردمی که برای کمک به آن کودک میآیند و سپس حمله هوایی دوم رخ میدهد، مشاهده کرد. انتقال هزینه انسانی جنگ به غیرنظامیان محلی برای فرار از پاسخگویی به افکار عمومی داخلی عصمت خان با بیان اینکه آمریکا هزینهها و بهویژه هزینههای انسانی جنگهایش را به جمعیت غیرنظامی محلی منتقل کرده است، گفت: برای برخی در آمریکا، بهویژه سیاستگذاران، این وضعیت ممکن است مطلوب و راحت به نظر برسد، چرا که هزینههای سیاسی جنگ کاهش یافته است؛
از منظر تاریخی، مرگ سربازان آمریکایی یکی از عوامل اصلیِ شکلگیری جنبشهای ضدجنگ و مطالبه پاسخگویی بوده است؛ اما به اعتقاد من، اوضاع بهویژه در میان نسلهای جوانتر آمریکا در حال تغییر است؛ جوانانی که شاهد کشته شدن، نقص عضو، قتل و کشتار غیرنظامیان خارجی و همچنین بالاترین آمار قطع عضو کودکان در جهان در غزه هستند، دیگر به این افراد صرفا به چشم بیگانگانی متفاوت نگاه نمیکنند؛ بلکه آنها را انسانهایی درست مثل من و شما میبینند؛ این تفاوت مهمی است و یک محدودیت سیاسی ایجاد میکند.
برنده جایزه پولیتزر گفت: این نگرش منجر به سازماندهی، کنشگری و نارضایتی گسترده در میان افکار عمومی آمریکا شده است؛ نارضایتیای که نهتنها متوجه جنگهایی است که خود آمریکا به راه میاندازد، بلکه شامل کشورهایی نیز میشود که آمریکا به آنها سلاح میفروشد و امکان به راه انداختن این جنگها را برایشان فراهم میکند؛ هزینهای که غیرنظامیان خارجی میپردازند، چیزی نیست که بتوان آن را پنهان کرد.
بیشتر بخوانید: کارشناس حقوق بینالملل: حملات آمریکا به میناب و لامرد مصداق جنایت جنگی است «زنجیره کشتار» آمریکا؛ گزارش بلومبرگ درباره حمله آمریکا به مدرسه میناب
منبع: خبرگزاری میزان



