رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیخبرگزاری صدا و سیما28 دقیقه مطالعه

هدف از راه‌اندازی ایران‌‌جان؛ معرفی بخش‌های‌شناخته‌نشده‌ کشور

معاون امور استان‌های سازمان صدا و سیما گفت: ایران‌ جان برای معرفی بخش‌های‌شناخته نشده‌ کشور راه‌اندازی شد؛ ایران با همه ظرفیت‌ها و زیبایی‌های خود به تصویر کشیده نشده بود.

هدف از راه‌اندازی ایران‌‌جان؛ معرفی بخش‌های‌شناخته‌نشده‌ کشور

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، علیرضا کیخا، معاون امور استان‌های رسانه ملی با حضور در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری با موضوع ایران‌جان؛ روایت مشترک ما از سرزمین مادری که به‌طور زنده از اراک پخش شد و محسن شاکری‌نژاد، رئیس مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما در گفت‌وگوی تصویری با موضوع ایران جان؛ رسانه ملی در مسیر شناخت و همدلی ایرانیان، به پرسش‌ها در این‌باره پاسخ گفتند. متن کامل گفت‌وگو به این شرح است: مقدمه مجری: ایستگاه یازدهم ایران‌جان یا به قول عزیزی، فصل یازدهم ایران‌جان به استان مرکزی پرداخت و تلاش کرد که استان مرکزی را بهتر به مردم معرفی کند.

سؤال: درباره رویداد ایران‌جان اگر بخواهیم صحبت کنیم، به نظرم از شکل‌گیری ایده اولیه؛ نقطه آغاز خوبی است که بر اساس چه ایده‌ای ما به این رویداد رسیدیم؟ چون برخی تصورشان این است که بالاخره ما مراکز استانی متنوع و متکثری داریم که به فراخور اقلیم، فرهنگ، آداب و رسوم هر استان برنامه‌های متنوعی پخش می‌کنند، با وجود این ظرفیت، چرا ایران‌جان به این اضافه شد؟ یا اگر به نوع دیگری بخواهم این سؤال را مطرح کنم؛ چه خلأیی وجود داشت که با ایران جان می‌توانست پر شود؟

کیخا: در طول سال‌های گذشته یک خلأیی در کشور وجود داشت که این خلأ هم بیشتر در رسانه دیده می‌شد یا رسانه در ایجاد این خلأ مؤثر بود، این که من ایران را آن گونه که باید به تصویر نکشیدم، این که من ایران را با همه زیبایی‌ها و ظرفیت‌هایش نتوانم معرفی کنم. این که امروز وقتی شما از زیبایی‌های استان مرکزی صحبت می‌کنید، برای خیلی از مردم ایران، خیلی تعجب‌برانگیز است؛ آیا مثلاً بسیاری از مردم ایران هنوز نمی‌دانند و مطلع نبودند که حدود نیمی از پدران علم ایران اهل استان مرکزی هستند. چرا این اتفاق افتاده؟ یک خاطره‌ای عرض کنم؛

یکی از دوستانم مستندساز خیلی قابلی است و در سطح بین‌المللی هم کار‌های فوق‌العاده‌ای تولید کرده، ایشان در مقطعی مهمان من بود، تقریباً یک سال قبل، گفت ما دو اشکال داریم؛ ما زیبایی‌های ایران را نتوانستیم به دنیا معرفی کنیم و تصویری هم که از اروپا در ذهن مخاطب ایرانی شکل گرفته، تصویر دقیق و درستی نیست، یعنی مخاطب ایرانی تصورش این است که ما با یک مدینه فاضله‌ای در اروپا، در غرب مواجهیم که هیچ مشکلی ندارد؛ فقر و بیچارگی ندارد و برعکس در کشوری حضور داریم که یک سری اتهامات به کشور وارد می‌شود. این تصویر آرام آرام در ذهن مخاطب داخلی هم بعضاً شکل گرفته، چرا؟

چون ما همواره اگر خواستیم ایران را معرفی کنیم، در یک جغرافیای محدودی به نام تهران، تازه تهران هم در یک جغرافیای محدودتری به نام شمال تهران؛ یعنی سریال‌ها را نگاه می‌کنید، در طول سال‌های گذشته همواره این تصویر در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد؛ لذا این خلأ را شکل دادیم؛ نه فقط رسانه ملی، همه عناصری که در حوزه فرهنگ‌سازی و رسانه فعال هستند، این خلأ را شکل دادند. این مثال را در بسیاری از صحبت‌ها و سخنرانی‌هایم و در گفت‌و‌گو‌های مختلف عرض کردم؛

من با افتخار فرزند سیستان و بلوچستانم، خاطرم هست سال ۴۰۳ یک عزیزی مهمان افق تحول بود، دکتر جبلی ایشان را دعوت کرده بود، این مهمان با لباس بلوچی؛ لباس محلی سیستان و بلوچستان آمده بود، یک خواسته داشت؛ گفت یک خواسته از شما دارم؛ شما طوری مرا نشان دهید و استان مرا معرفی کنید که اگر وقتی می‌آیم در تهران و جای دیگر کشور مرا با این لباس می‌بینند، احساس نکنند که یک جسارت می‌شود به مردم عزیز و شریف سیستان و بلوچستان، این را عرض می‌کنم؛ مرا با لباس بلوچی یا محلی سیستان و بلوچستان می‌بینند، مرا به عنوان یک انسان شرور نبینند، مرا قاچاقچی نبینند. این لباس؛

هویت و معرف تمام نجابت ماست؛ این خود گویاست که ما چه خلئی داشتیم، همین را در جای جای کشور ببینید، ما ایران را آن گونه که باید نشان ندادیم، ما ایران را مثل آن؛ من تعبیر فرش دستبافی دارم که این تار و پود در هم تنیده شده و یک اثر هنری زیبایی را خلق کرده، حالا شما یک گوشه‌ای از این فرش را نشان دهید، حتماً از قیمت این فرش کاسته شده و این فرش خیلی ارزشمند نیست. این خلأ پس احساس شد، ناظر به این خلأ، کار علمی و پژوهشی هم شد، یعنی سال ۴۰۰ وقتی رفتیم سراغ همین مردم شریف و نجیب ایران عزیزمان، از آنها پرسیده شد که چند درصد از این مردم خودشان را در آنتن ملی دیدند؟

بیش از ۶۴ درصد مردم ایران گفتند ما خودمان را در آنتن ملی ندیدیم، ما قصه‌هایمان را نشنیدیم، ما از مفاخرمان چیزی نشنیدیم، ما انبوهی از سوژه‌ها داریم که می‌توانند هر کدام قصه‌های جذابی برای مخاطب باشند، اما شما راجع به قصه‌های ما چیزی نگفتید. مثال می‌زنم؛ چه کسی اسم مثلاً «سارو بیره» را شنیده؟ چه کسی اسم «خواجه عطا» را شنیده؟ چقدر اسم «جیند خان یاراحمد زهی» را شنیدیم؟ چقدر اسم» میرکمبر» را شنیدیم؟ این‌ها کسانی بودند که سال‌ها در مقابل اجنبی‌ها جنگیدند و اجازه ندادند که این ایران زیبا کوچک شود. قهرمانان ملی ما هستند. سارو بیره؛

مثل ستارخان، میرزا، رئیسعلی دلواری و همه اینها. ما چقدر روستا را در آنتن نشان دادیم؟ چقدر قصه واقعی از روستا گفتیم؟ چقدر از نجابت مردم روستا‌ها گفتیم؟ نمی‌گویم بی‌توجهی شده، نبوده و صفر بوده، اما این عدد در مقابل واقعیتی که وجود دارد؛ واقعاً این قدر نیست و کم است که انگار نیست، این قدر نگفتیم، این گفتن این قدر کم بوده که انگار نگفتیم. مثلاً ما ۲۰ و چند میلیون روستانشین داریم؛ مردم نجیب و شریفی که در روستا فعالیت می‌کنند. در همین استان مرکزی، روستایی داریم که مثلاً حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ خانوار دارد، حدود ۲۰۰ پزشک به ایران معرفی کرده؛

یعنی به ازای هر خانواده، یک پزشک. در همین استان مرکزی، روستایی داریم که جمهوری اسلامی را گاه متهم می‌کند که جامعه و جوانان دین گریز شدند؛ از این اتهامات واهی و دروغ‌هایی که عده‌ای تولید می‌کنند. ما در همین استان مرکزی، روستایی داریم که حدود مثلاً ۱۸۰ تا ۱۹۰ خانوار هستند، ۲۰۰ حافظ کل قرآن دارد و همچنان هم حافظ قرآن تربیت می‌کند؛ یک روستای کاملاً قرآنی؛ ما این روستا را نشان دادیم؛

این واقعیت روستای با هویت ایرانی ـ اسلامی است که نتوانستیم نشان بدهیم، اگر هم مثلاً خواستیم یک روستایی نشان دهیم، یا تحقیرش کردیم، مثلاً در یک سریال یک روستایی را نشان دادیم که جسارت می‌کنم، باز بی‌ادبی می‌شود؛ مثلاً خیلی فهم اجتماعی ندارد، خیلی رفتار درستی ندارد، یک مقداری رفتار او را با چند طبقه پایین‌تر از آن طبقه شهر‌نشین نشان دادیم؛ آن هم شهرنشین نه همه ایران، یک تکه. گاهی می‌گویم در فتنه سال ۸۸ یک شعاری آمد بیرون؛ یک عده‌ای گفتند ما بی‌شماریم؛ توهم بی‌شمار بودن داشتند. این توهم را چه کسی ایجاد کرد؟ اینها واقعاً فکر می‌کردند که همه ایران؛

همین‌ها هستند، نه، ما حدود ۲۷ تا ۲۸ میلیون روستایی داریم، فقط سیستان و بلوچستان ۵۱ درصد روستانشین داریم و تازه بخش زیادی از مردم شهر‌های سیستان و بلوچستان همچنان هویت سنتی، دینی و حتی اتصال‌شان به روستا را حفظ کردند. این بی‌توجهی باعث شد که ما در دوره تحول به این باور برسیم که در سند تحول توجه به همه ایران است؛ هویت ایرانی- اسلامی در محور دوران تحول باشد، توجه به روستا و اساساً تولید برای روستا، تولید توسط روستائیان و مردم جزو محور‌های ما باشد، قصه‌های روستایی واقعی شود، این خلأ‌ها وجود داشت، از این مصادیق، فراوان داریم.

همین طور در شهر‌های کوچک، این آرام آرام در رسانه ملی به عنوان یک مسأله طرح شد که ما باید سهم استان‌ها را از آنتن ملی افزایش دهیم، نه در حد یک گزارش خبری، نه در حد یک خبر، یک تیتر یا زیرنویس، سهم استان‌ها را باید در آنتن ملی افزایش دهیم، با حفظ هویت شبکه استانی و شبکه استانی مأموریت دارد که آن هویت استانی خود را حفظ کند. این تهران‌زدگی در رسانه ما، در استان‌ها همین رفتاری را تولید کرده بود، در استان‌ها هم شبکه استانی، مرکزگرا شده بود؛ یعنی بیشتر مثلاً در استان مرکزی؛

اراک شهر محوری بود، در صورتی که ما تفرش، ساوه و محلات داریم که هر کدام قصه‌های جذاب، واقعاً شنیدنی، این مسأله باعث شد که این گزاره ملی شود که ما باید در آنتن ملی سهم استان‌ها را افزایش دهیم. یک تصمیمی در سال ۴۰۳ گرفته شد، بخشی از کنداکتور‌های شبکه‌های سراسری در قالب عنوانی تحت عنوان ایران ما حدود ۱۰ ساعت از شش شبکه سراسری به استان‌ها تعلق گرفت؛ یعنی استان تولیدها و برنامه‌های خود را می‌آورد و هنوز هم ادامه دارد؛ می‌آورد در شبکه ملی استان خود را روایت می‌کند؛ از شبکه‌های سه، دو، یک، چهار، قرآن و نسیم.

سال ۴۰۳ دکتر جبلی ایده‌ای را طرح فرمودند که به عنوان یک آرزو گفتند که من علاقه‌مندم و فکر می‌کنم اتفاق خیلی مهمی است که بتوانیم هر هفته مثلاً دقیق مشخص نبود که ماهی یک هفته؛ مثلاً سه تا چهار روز، یک هفته همه شبکه‌های ملی به یک استان بپردازند و روی آن استان خیمه بزنند و متمرکز بر یک استان باشند؛

ظرفیت‌ها و قصه‌هایش را بگویند، به سوژه‌هایش بپردازند، مسئله‌های خود را روایت کنند، روی مسأله‌های اولویت‌دار یک استان متمرکز شوند تا بتوانند آن مسأله را به مرحله حل مسأله برسانند، در واقع رسانه از یک رسانه پس‌ران، رسانه‌ای که بعد از واقعه باید واکنش نشان دهد، به یک رسانه پیشران و کنشگر تبدیل شود، خودش کنش و رویداد خلق کند؛ به جای این که بایستیم یک رویدادی در یک استانی اتفاق بیفتد، ما آن رویداد را پوشش دهیم؛ لازم است، اما رسانه فعال کنشگر می‌تواند خودش هم رویداد؛ هدایت کند، هم رویداد؛ خلق کند.

این ایده از طرف دکتر جبلی مطرح شد و در معاونت ما با هدایت خود دکتر جبلی و قائم مقام فرهنگی سازمان، این طرح اولیه نوشته شد، در رفت و برگشت‌های مختلف نهایتاً در ابتدا طرحی به نام هفته‌های ایرانی بالا آمد که این طرح تقدیم به دکتر جبلی شد، خیلی ایشان پسندید و گفت بلافاصله به عملیاتی شدن آن اقدام کنید که ما در سفر به استان خوزستان؛ به عنوان اولین استان مجری این رویداد ایران‌جان، آن‌جا حضور پیدا کردیم و اسم رویداد هم در همان سفر انتخاب شد. باز با مشورت معاونین سازمان و تأیید ریاست سازمان، رویداد ایران‌جان آغاز شد.

سؤال: هر رویدادی که می‌خواهد شکل بگیرد، به‌خصوص رویداد‌هایی که می‌تواند طولانی‌مدت اجرا شود، الان رویداد ایران‌جان یک رویدادی است که یکی دو سال زمان می‌برد تا کل استان‌ها بتوانند در آن حضور داشته باشند، ممکن است از روز اول به آن پختگی که شما به رویداد یازدهم یا بیستم می‌رسید، نباشد، الان فکر می‌کنید رویداد ایران‌جان آن مرحله بلوغ و پختگی را از روز اول داشته، دارد به آن می‌رسد یا نه الان هنوز که در آنتن است این کمال چیزی است که از اول هدف‌گذاری کردید؟ کیخا: نه روز اول این بوده، نه این مرحله؛ مرحله کمال است.

یعنی روز اول، البته همواره گفتم باید استان‌هایی که ابتدا شجاعانه پای کار این رویداد آمدند؛ مثل خوزستان، ایلام و اصفهان؛ باید از آنها تجلیل کرد، چون واقعاً این جسارت و شجاعتی می‌خواست. سؤال: چرا، به چه دلیل؟ کیخا: چون به هر شکل، اولاً که رویداد؛ تولیداتش باید تراز ملی باشد، همین نگاهی که در سطح ملی شکل گرفته بود که تولید باید در تهران باشد، فقط تهرانی‌ها می‌توانند تولید کنند، استان‌ها باید بیایند در تهران یاد بگیرند؛ واقعیت این است خود ما هم شاید در معاونت به این باور نرسیدیم که آیا واقعاً می‌توانیم یک هفته کنداکتور شبکه‌های سراسری را پوشش دهیم؟

این یک مسأله بود؛ آیا واقعاً این قدر تولیدات داریم؟ یک وقت می‌گویی یک روز است، دو روز است؛ می‌گوییم مثلاً تیزر‌ها و فیلرهایت را آماده کن، مستند هر چه داری پای کار بیاور، چهار برنامه هم می‌آوریم، اما یک هفته کنداکتور تمام شبکه‌های استانی، سراسری، رادیو، تلویزیون و برون مرزی را پوشش دادن؛ یک شجاعتی می‌خواست. نکته بعدی هم این که برای ما خیلی مبهم بود، به قول دکتر جبلی، یک روزی بود که مثلاً اتصال به شبکه ملی و شبکه استانی و صداوسیمای استانی، اتصال جزیره‌گونه‌ای بود، یعنی خیلی اتصال معناداری نبود، برای اولین بار قرار بود این تعامل در عالی‌ترین سطح؛

معاونت‌ها کنار هم قرار بگیرند، یعنی با افتخار عرض می‌کنم؛ رویداد ایران‌جان متعلق به یک معاونت نیست، متعلق به سازمان صداوسیماست. اگر از من بپرسند کدام معاونت متولی ایران‌جان است؟ می‌گویم که معاونت‌های سیما، صدا، مجازی، برون‌مرزی و سیاسی؛ همه متولی هستند. همه صاحب این رویداد هستند، لذا این شجاعت بالأخره رویدادی بود که در اول خیلی گنگ بود؛ چه می‌شود؟ از آن اتفاقاتی هم بود که اگر همان ابتدا زمین می‌خورد و خراب می‌شد، دیگر نمی‌توانستیم بالا بیاوریم، می‌گفتند طرح شکست خورده است. ترس از این که پروژه شکست بخورد هم واقعاً برای ما مسأله بود.

سؤال: مهم بود که به اسم کدام استان تمام شود؟ کیخا: البته تولیدهای خوزستان در عالی‌ترین سطح همه را حیرت‌زده کرد. خاطرم هست آقای کاوه؛ قائم مقام معاونت برون‌مرزی، اولین جلسه به من گفت که من از معاونت استان‌ها متشکرم، شما با رویداد ایران‌جان باعث شدید که یک ظرفیتی که از آن غافل بودیم، آن هم با توان تولید در استان‌ها آشنا شویم، گفت؛ الان سطح تولیداتی که می‌بینم؛ بین‌المللی است، یعنی به راحتی می‌تواند در پرس‌تی‌وی و هیسپان پخش شود؛ در این سطح. فرمودید آیا تمام؟ خیر، فاصله داریم. اما آیا به نسبت روز اول؛

حتماً خیلی جلوتریم، مثلاً یکی از اتفاقاتی که در رویداد سوم و چهارم کم‌کم در استان‌ها به این رسیدیم این بود که بیاییم به بهانه این رویداد یک سری کنش‌های میدانی خلق کنیم؛

مثلاً شیراز دو سال است که با آغاز رویداد ایران‌جان هم این اتفاق افتاد، یک نمایشگاهی به نام اگر اشتباه نکنم، شیراز اکسپو راه اندازی کرد، همچین چیزی، راه اندازی کرد، تمام ظرفیت‌های سرمایه گذاری در شیراز را به تصویر، آورد در نمایشگاهی، سرمایه گذاران بین المللی را هم آوردند در این نمایشگاه حضور پیدا کرند، در دل رویداد ایران جان، هر روز هم ما آن را پخش زنده می‌رفتیم، عددش خیلی یادم نیست، یک عدد چند میلیارد دلاری آمدند سرمایه گذاری کردند شرکت‌های خارجی، همین جوری استان‌ها به هر استانی که می‌رفتیم شاهد یک ایده، برنامه، حرف و اتفاق جدید، مثلا خود فارس، استان مرکزی سه چهار تا اتفاق خیلی مهم رقم خورد که مثلا امروز ما توفیق شد در یک مجموعه‌ای به اسم ماهور حضور پیدا کردیم.

در حوزه فضای مجازی بعد از ۱۰ دوره اولین استانی است که یک طرح متفاوتی در حوزه فضای مجازی ویژه رویداد ایران جان خلق کرده و یک باره شما می‌بینید در فضای مجازی عدد مخاطب شما عدد ویژه و چشمگیری داشته، ایران جا به نظرم یک قطاری است، اولا معتقدم یک ریل گذاری جدید و متفاوتی در رسانه است و معتقدم که یک فناوری تولید محتوا و پخش محتوا، مثلا در رویداد ایران جان شما هر زمان که هر شبکه‌ای را ببینید، یک بخشی از این قاب شما را درگیر خودش می‌کند رویداد، از لگوی گوشه، از زیرنویس گرافیکی، از آرم آگهی بین برنامه ها، فیلر‌ها و گفت‌و‌گو‌ها و و و همه این ها، از اشاره مجری، این خلاصه خیلیل متفاوت است با روز‌های اول، اما با آرزو‌های ما همچنان فاصله دارد.

سوال: آقای شاکری‌نژاد درباره رویداد ایران جان گزارشی بدهید که تا الان درباره این رویداد چه پژوهش‌هایی شده و چه داده‌هایی برای تصمیم‌گیران به دست داده است؟

شاکری‌نژاد: ما در مرکز تحقیقات صدا و سیما ماموریت سنجش میزان مخاطب رویداد ایران جان و همچنین اثرسنجی رویداد ایران جان را عهده دار هستیم، بعد از طراحی رویداد ایران جان با همت آقای دکتر جبلی ریاست سازمان و معاونت‌های مختلف، از استان خوزستان این رویداد شروع شد، اشاره کردند که ابتدای رویداد هنوز شکل نگرفته بود که ساختار آن یک هفته برنامه‌ها، میهمان ها، نحوه پخش، صدا و سیما، سیاسی، برون مرزی، استان‌های مختلف به چه شکل باید باشد، ولی وقتی که مخاطب سنجی شد، دیدیم میزان مخاطب این رویداد در حد یکی از برنامه‌های شاخصی که خیلی در موردش کار شده در سازمان صدا و سیما بود، برای ما شوق انگیز بود که رویدادی که با کمترین تجربه شروع کردیم در خردادماه ۱۴۰۴، توانست به این ظرفیت برسد.

نکته‌ای که می‌خواهم عرض کنم این است که ما در مرکز تحقیقات صدا و سیما یک پیش آزمون در مورد رویداد ایران جان داریم و یک پس آزمون، به این معنا که ما قبل از شروع رویداد به سراغ افکار عمومی مردم ایران می‌رویم و آن مواردی که بناست در آن یک هفته پخش شود در مورد آن استان را از مردم می‌پرسیم، به عنوان مثال بناست در طول آن یک هفته شخصیت‌های برجسته آن استان معرفی شوند، یا اماکن گردشگری و تاریخی آن استان معرفی شود یا پتانسیل‌ها و توانمندی‌های کشاورزی، صنعتی و اقتصادی آن استان معرفی شود، قبل از این که رویداد شروع شود می‌رویم سراغ مردم و می‌گوییم فلان شخص را می‌شناسید یا نه، وقتی آن رویداد پخش می‌شود، مستند‌ها و گزارش‌ها و برنامه‌ها در مورد آن شخص، مکان و آن ظرفیت در طول آن یک هفته پخش می‌شود.

بعد از آن یک هفته مجدد می‌رویم سراغ مردم و باز می‌پرسیم که آن شخصیت را می‌پرسند یا نه، در تمام این ۱۰ دوره، ان شاءالله از شنبه پس آزمون استان مرکزی را هم آغاز کنیم، در تمام این ۱۰ دوره‌ای که برگزار شده، در بسیاری از این شاخص‌ها که معرفی اشخاص، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های استان، مکان‌های تاریخی، گردشگری، در همه این موارد ما شاهد این هستیم که تفاوت معنی داری بین آگاهی مردم از این ظرفیت ها، در مرحله پساآزمون نسبت به پیش آزمون به وجود آمده و نشان می‌دهد که این رویداد توانسته در طول این یک هفته این شخصیت‌ها را به گونه‌ای معرفی کند که آگاهی مردم، شناخت مردم نسبت به آن‌ها افزایش پیدا کند.

تا الان در بین این ۱۰ استانی که برگزار شده و به پایان رسیده، در استان آذربایجان شرقی که قبل از استان مرکزی بود، ما به ۶۵ درصد، به بیش از ۶۵ درصد مخاطب رسیدیم، یعنی بیش از ۵۰ میلیون نفر در طول یک هفته وقتی رادیو را در خودروی شان و یا در منزل شان و در محل کارشان روشن می‌کنند، یا تلویزیون روشن می‌کنند هر کدام از شبکه‌ها و یا در فضای مجازی می‌چرخند، المان‌هایی از این استان را با آن مواجه می‌شوند، یا اشخاص و مفاخر آن استان معرفی می‌شوند، یا مکان‌های آن استا معرفی می‌شوند یا ظرفیت ها، آداب، رسوم و توانمندی‌های آن مردم معرفی می‌شود، یک نکته‌ای که به نظر قابل توجه است، ما خوب نظرسنجی‌های اثرسنجی روی آحاد مردم ایران منهای مردم آن استانی که رویداد در مورد آن هاست انجام می‌شود، طبیعی است که مردم استان آن مفاخر و اشخاص می‌شناسند و می‌تواند اثر بگذارد روی میزان آگاهی مردم.

ما در پیش آزمون، پس آزمون سراغ همه مردم غیر از مردم ساکن آن استان می‌رویم، اما به طور ویژه سراغ مردم آن استان هم می‌رویم، یکی از نظرسنجی‌های ما پس از رویداد نظرسنجی از فقط مردم آن استان است. جالب است در یک استانی مثل خراسان جنوبی ما به یک رضایت ۸۴ درصدی رسیدیم، یعنی ۸۴ درصد از مردم شریف استان خراسان جنوبی راضی بودند، بعضا این جلساتی که قبل از رویداد‌ها در استان‌های مختلف برگزار می‌شود، عرض می‌کنم خدمت مسئولین استانی که چقدر شما باید هزینه کنید یا چقدر باید کار کنید که رضایت مردم شریف آن استان را در این حد بتوانید بالا ببرید.

مردم استان خوشحال باشند که یک هفته آنتن رسانه ملی، در صدا، سیما، سیاسی، برون مرزی و حتی در استان‌های دیگر، در فضای مجازی اختصاص پیدا می‌کند به ظرفیت‌های آن استان و نکته‌ای که قابل توجه است این است که ما بعضا شاهد بودیم که در این یک هفته در کنار معرفی زیبایی ها، ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها به مسائل و مشکلات آن استان هم بیشتر و به طور دقیق تری پرداخته شده، وقتی مردم حس کنند که رسانه ملی دارد توجه می‌کند به مسائل و مشکلات شان، به معضلات شان و این معضلات با حضور مسئولین و با توجه بیشتر مسئولین درمسیر رفع و حل وفصل قرار می‌گیرد، میزان رضایت شان می‌رود بالا.

یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های رویداد ایران جان در کنار معرفی ظرفیت‌های هر استان توجه به مشکلات مردم آن استان و ایجاد رضایت و خوشحالی در مردم آن استان است که به لطف خدا تا به امروز محقق شده است.

سوال: جدای از بحث مخاطب در حوزه مدیریتی آیا سنجشی از میزان عملکرد مراکز استان‌ها هم انجام می‌شود که در یک رقابت سالمی به لحاظ این که هر مرکز تلاش کند تا کیفیت بهتری در این رویداد ارائه کند و از این منظر، هم مراکز سازمان در این رقابت هم ارتقا پیدا کنند و هم رویداد ملی ایران جان را به آن کمالی که آقای کیخا اشاره کردند، زودتر برسانند؟

شاکری‌نژاد: این نکته‌ای که اشاره کردید از طرف همکاران ما در ستاد معاونت‌ها استان‌ها انجام می‌شود، ما چون حیطه فعالیت مان افکار عمومی مردم است، در این زمینه ورودی نداریم، اما برادران ما در معاونت استان‌ها، قبل از این که تیم شورای معاونین و ریاست سازمان حضور پیدا کنند، از مدت‌ها قبل شروع می‌کنند به برنامه ریزی مبتنی بر زیست بومی که زحمت فراوان همکاران ما در واحد پژوهش استان‌ها، واحد برنامه ریزی استان‌ها تهیه شده برای تک تک استان‌ها مبتنی بر آن طرح ایران جان هر استان آماده می‌شود.

چندین مرحله همکاران ما در معاونت استان‌ها حضور پیدا می‌کنند در مراکز و ارزیابی می‌کنند عملکرد همکاران مان را و بله این که به لحاظ مدیریتی به چه شکلی این عملیات طراحی و اجرایی شده در معاونت استان‌ها ارزیابی می‌شود، شاید آقای کیخا بهتر می‌دانند در این زمینه توضیح دهند، لاکن ما براساس ماموریت مان نظر مردم ایران را درباره این رویداد می‌سنجیم. سوال: اگر توضیح دیگری باقی نمانده است، با شما خداحافظی می‌کنیم؟ شاکری‌نژاد: خدا نگهدار شما و همه مردم ایران باشد.

سوال: شاید برخی توقع شان این باشد که الان تقریبا یک سوم رویداد ملی ایران جان را پشت سر گذاشتیم، مثلا ۳۲ درصد ما در گردشگر داخلی باید افزایش داشته باشیم، ۳۲ درصد مشکلات این استان‌هایی که در رویداد ایران جان به آن‌ها پرداخته شد باید حل شده باشد، اثرگذاری شان را با این خط کش می‌سنجند، این سنجش و انتظار، انتظار منطقی است یا به لحاظ اثرگذاری چه پایشی انجام شده که ببینیم چقدر موثر بوده است؟ کیخا: در حوزه حل مسئله‌ها از آن قله‌هایی است که در آن نقطه قبلی شما گفتید مسئله کمال و رسیدن به یک قله.

ما همچنان یک چالش داریم، به یک الگویی نرسیدیم، امروز یک عبارت خوبی را یکی از دوستان علمی فرهنگی در حضور آقای جبلی به کار برد، خیلی حرف ذوقی بود ولی خیلی به درد بخور بود، گفت که ایران جان مثل طوفانی است یا مثل تندبادی است که ما باید بتوانیم این را تبدیل به یک نسیم مداوم کنیم. یعنی یک باره یک طوفانی بیاد، یک شلوغ کاری بشود، یک ببینید چقدر زیباست، یک دفعه رها شود، این باد نباید رها شود و متوقف شود. این طوفان نباید متوقف شود و باید این امتداد داشته باشد مثل نسیم خنک زیبایی که درطول سال به مسئله‌ها بپردازیم.

پیشنهاد دادند که پیشنهاد دقیق و خوبی بود، مثلا در همین شبکه خبر یک باکس و یک بخش ویژه استان‌هایی که رویداد ایران جان در آن‌ها برگزار شده تدارک ببینیم، مسئله‌ها در آن جا پرداخته شود، مثلا در خوزستان لایروبی اروند مطرح شد، بازگشت درآمد‌های خوزستان به استان که جزو چالش‌های استان بود. در آن یک هفته برگزار شد و بعدش چی شد، این توقع مردم است.

این بخش جزو انتقادهایی که به ایران جان داریم، شفاف بگویم منتقدترین افراد به رویداد ایران جان خود ما هستیم، همواره دبیرخانه ایران جان آسیب شناسی می‌کنیم، اما در مابقی حوزه‌ها مثلا ما به طور مشخص استان‌هایی که ایران جان بهتری برگزار کردند، ایران جان دقیق تری برگزار کردند، آن استان‌ها به طور مشخص مخاطب شبکه استانی شان بعد از ایران جان افزایش پیدا کرد، این یکی از معیار‌های ارزیابی ما است.

در شبکه استانی تا قبل از ایران جان، مثلا ۵۰ درصد مخاطب داشته، بعد از ایران جان شده ۶۰ درصد یا ۷۰ درصد که این کاملا محسوس است، ما پیشنهادمان به آقای شاکرنژاد این است و بوده که ایشان در حال تدارک است که مجدد آن سوالی که در سال ۱۴۰۰ پرسیدیم که خودتان چند درصد روی آنتن ملی دیدید، مجدد سوال پرسیده شود که الان اوضاع چجوری است، قابل توجه میزان رضایت مردم از رسانه در این سه چهارسالی خصوصا دراین یک سال و چند ماهی که رویداد ایران جان برگزار می‌شود.

اما این که آیا دقیقا، چون یک سوم استان‌ها را ما یعنی ۳۰ درصد، ۳۳ درصد استان‌ها برگزار شده، آیا این میزان رضایت به همین نسبت افزایش پیدا کرده، باید کار مطالعاتی شود، باید دقیق‌تر صحبت کنیم، اما وقتی که ما می‌رویم در استان‌ها و حال مردم می‌بینیم، رضایت مردم همچنان نسبت به رویداد رضایت قابل توجهی است.

در یک ماه قبل توفیق داشتم به استان خراسان جنوبی سفر کردم، آقای هاشمی استاندار زحمتکش و جهادی استان ایشان به من گفت که آقا امکان دارد این خواسته مردم یک بار دیگر ایران جان در خراسان جنوبی برگزار شود، پاسخ ما واضح است باید یک دور بگذارد و همه استان‌ها برگزار شود، این که مردم اشتیاق دارند که ایران جان در استان مجدد اجرا شود، این برای ما خیلی خوشایندست.

خیلی حس خوبی است که مردم از شما راضی باشند، رضای خداوند در رضای این مردم مومن و مبعوث شده که بعد از آغاز این جنگ ناجوانمردانه‌ای که رژیم وحشی آمریکا و اسرائیل به ما تحمیل کردند، ۷-۲۳۶ شب است که مردم در خیابان هستند و ایستادند پای کار این کشور و این نظام که این مردم وقتی از شما راضی هستند خیلی حس خوبی است، گاهی می‌روم در روستا‌ها و شهر‌ها، مردم من را درخیابان می‌بینند، در حدی که من را می‌شناسند، وقتی از آن‌ها سوال می‌شوند می‌گویند خیلی اتفاق خوبی است، یکی از نقد‌هایی که به ایران جان وارد است و خواسته ریاست سازمان است و همیشه شرمنده ایشان هستیم که نتوانستیم به این مدل برسیم، مدل اقتصادی سرمایه گذاری، شعارسال که باید در ایران جان به عنوان یک اولویت قطعی و اصلی انتخاب بشود، هنوز به فرمش نرسیدیم که بعد بتوانیم بسنجیم که آیا ماتوانستیم چند درصد توانستیم درسرمایه گذاری در تولید و اقتصاد در یک استان موثر باشیم.

سوال: به نظر می‌رسد که به لحاظ ملی وقتی می‌گوییم یک رویداد ملی این انحصار اتفاقی نیست که صدا و سیما باید بار آن را به دوش بکشد، نهاد‌ها و دستگاه‌های دیگر، دولت و بخش‌های مختلف باید بیایند پای کار این ماجرا تا آن کمالی که اشاره کردید، به وقوع بپیوندد. با پیامی که امروز رئیس جمهور دادند، خیلی بیشتر در سطح ملی، این رویداد رامورد توجه قرار داد. الان در حال حاضر با همین کیفیتی که برگزار می‌شود، چه میزان نهاد‌های مختلف درگیر هستند؟ آیا بنا است از این به بعد درگیر این ماجرا باشند برای اینکه رویداد بهتری برای مردم باشد؟

کیخا: خوب شد این را گفتید یک تشکر ویژه کنم از آقای پزشکیان رئیس جمهوری ایران، واقعا به ما که انرژی داد این پیام، وقتی پیام صادر شد و امروز قرائت شدخیلی حس فوق العاده‌ای به من دست داد، این که خیلی خوب دیدند و توجه دارند به ایران جان، در دل این پیام ارزشمند که حتما برای استان‌های ما خیلی انرژی زا خواهد بود، اشاره خوبی داشتند آقای پزشکیان این که وزارت کشور، استانداران، فرمانداران همه این‌ها پای کار بودند تا الان و از این به بعد خیلی جدی‌تر بیایند پای کار.

مشخصا استان‌هایی که ایران جان را از خودشان می‌دانستند، ما استان‌هایی داشتیم که استاندار گفته ایران جان برای من است، من صاحب این رویداد هستم، همه دستگاه‌های تان به خط بکنید، همه عوامل بیایند پای کار، پشتیبانی صددرصد با من است، من همه ظرفیت‌های استانی می‌آورم، چون می‌دانم این رویداد می‌تواند حال استان را خوب تغییر دهد، به قول آقای جمالی نژاد استاندار اصفهان گفتند که ایران جان، جان تازه‌ای به اصفهان داد، حال اصفهان را تغییر داد، راجع به اصفهان نصف جهان زیبای همه کشور می‌دانند و می‌شناسند، صحبت می‌کنم، راجع به یک استانی که کمتر شناخته شده است.

سوال: برای این بوده که حال آن خوب است؟ کیخا: وقتی استاندار اصفهان این حرف را می‌زند، احساس می‌کنم که این رویداد ایران جان خیلی پدیده ویژه‌ای است، خاطره‌ای بگویم رفته بودم اصفهان درایام ایران جان، بعد در این سمت ۳۳ پل آن جا برنامه ریزی شده بود، یک اتفاقی آن جا تدارک دیدند.

قدم می‌زدم، یک سری مردم شناختند، که بله ایشان از تهران معاون آقای جبلی هستند ایشان، دیدم یک عده‌ای آمدند، تیپ‌ها مختلف مثلا یک آقایی طلبه آمد، یک آقایی یک جوان خیلی خوش تیپ آمد، یک خواهری آمد خیلی حجابش هم خیلی مثلا بسته نبود، کمی بازتر بود، پوشش متفاوت بود، یک خانم چادری آمد، همه شان، آن خانمی که یک مقداری حجابش متفاوت‌تر بود، من آمدم از شما تشکر کنم، من فرزند فریدنم، بچه فریدنم، فریدن را در آنتن شبکه استانی کمتر می‌دیدم، اما چند روز است در شبکه ملی خودم، شهر خودم و منطقه خودم را می‌بینیم، خیلی اتفاق خوبی است، لذا اگر استان مثل آن استانداران بزگواری که گفتند صد آن با من، تمام توانم را پای کار می‌آورم، دستگاه‌ها را به‌خط می‌کنم.

در همین استان مرکزی این طور بود؛ هفته پیش که به شورای معاونین آمدیم، جلسه شورای اداری تشکیل شده بود، همه دستگاه‌ها آمده بودند، آقای استاندار بالا نشسته بود و می‌گفت همه موظفید کمک کنید، همه فرمانداران پای کار آمدند، اگر دستگاه اجرایی ما این فرمایش حضرت آقا را آویزه گوش کند که در سال ۴۰۳ به افق تحول آقا پیام دادند و فرمودند که امروز رسانه، بیش و پیش از همه دستگاه‌ها؛ حالا تعبیر من است، حتی آن‌جا؛

نیرو‌های نظامی به کار بردند، باید در میدان باشد، یعنی ما بدانیم رسانه می‌تواند آن لوکوموتیو باشد، نه واگن، رسانه می‌تواند لوکوموتیو باشد که واگن‌ها را همراه خود حرکت دهد، واقعاً می‌تواند. این به معنای این نیست که بیایم بگویم یا مصادره کنم.

خدا را شاهد می‌گیرم من به همه عزیزان هم گفتم، استانداری که احساس کند فرمانده این رویداد است، ما معتقدیم آن استان موفق خواهد بود، کما این که می‌بینید در استان‌هایی که این اتفاق افتاده، به میزان جدی بودن استانداران، دستگاه‌های اجرایی و مجموعه استان در خصوص اجرای بهتر رویداد ایران‌جان، اثرش را به طور واضح در اثرسنجی پس از رویداد می‌بینید. سؤال: توقع شما از استانداران چیست؟ الان ۲۰ و خرده‌ای استان هنوز مانده است؟ کیخا: استانداران بدانند که این رویداد متعلق به آنهاست. اساساً ما روزی که طرح در سازمان تصویب شد، دکتر جبلی به دکتر مؤمنی؛

وزیر کشور اعلام کرد چنین ایده‌ای است، آقای مؤمنی یک سال و چند ماه قبل؛ در سال ۱۴۰۳ همه استانداران را صدا زد، بیایید، چنین اتفاقی می‌افتد، ما در سالن همایش‌های وزارت کشور این رویداد را ارائه دادیم، همان‌جا دیدم استانداران؛ مثلاً خراسان جنوبی آن‌جا دست گرفت و گفت می‌خواهیم اولی باشیم، ایلام گفت من می‌خواهم اولی باشم، که آن‌جا طی فرایندی استان‌ها را انتخاب می‌کنیم، یک فرایندی دارد که توضیح می‌دهم نحوه انتخاب استان‌ها چگونه است؟ پس این انتظار اول ما است؛ آقای فرمانده میدان، آقای استاندار؛

شما همه کاره این رویداد هستید و باید پای کار بیایید و دستگاه‌ها را به‌خط کنید. دومین انتظار این است که ببینید مشخصاً این رویداد با تولیداتش است که رویداد می‌شود، چون ما راجع به یک ابزار، پلتفرم و تکنولوژی به اسم رسانه، تلویزیون و رادیو صحبت می‌کنیم و مردم باید بدانند و ببینند که این حرفی که می‌زنم با یک هنرمندی و فرم جذابی در تلویزیون دیده می‌شود.

اگر قرار باشد که تولیدات‌مان هنرمندانه‌تر و با کیفیت‌تر باشد، پشتیبانی استان را لازم دارد، می‌توانیم بگوییم این رویداد برگزار می‌شود، من حمایت نمی‌کنم، برنامه‌ها بیایند راجع به رویداد صحبت کنند، این یک نگاه است، یک وقت استاندار صدا می‌زند و می‌گوید تمام فرم‌های تولید محتوا را بگذار، هر کدام از اینها را می‌خواهم حمایت کنم، امکان دارد یک سال بعد یک استانداری بگوید من می‌خواهم ویژه رویداد ایران‌جان یک مینی سریال تولید کنم، می‌خواهم حداقل راجع به سه شخصیت ویژه خودم، به جای این که فیلر و کار کوتاه یک دقیقه‌ای تولید کنم، سه تله‌فیلم تولید کنم و در این هفته پخش شود.

این‌جا دیگر سطح متفاوت می‌شود، اینجاست که حتماً مخاطب هم بیشتر می‌پسندد، حتماً وقتی ناگهان اعلام شود که در یک هفته ایران‌جان، فرض کنید در یک استانی یک هفته سریالی مربوط به شخصیت آن استان پخش می‌شود، چقدر این می‌تواند برای مخاطب جذاب باشد؟ این خواسته‌های ماست که ان‌شاءالله، تا الان که همه استان‌ها خوب بودند، بعضی از استان‌ها خیلی بهتر بودند؛ استاندار و حس‌شان خیلی خیلی ویژه‌تر بود. بعضی استان‌ها یک مقداری شرایط استان متفاوت بوده، بعضاً شرایط جنگی و غیره، شاید آن طور که باید نبودند، ولی در مجموع معتقدم که باید از همه استانداران عزیز؛

همه این ۱۰ تا ۱۱ استان تشکر ویژه کرد و البته شرایط استان‌ها را درک می‌کنم، شرایط بعضی استان‌ها قوی‌تر است، امکانات بعضی استان‌ها ضعیف‌تر است، نسبی است، لذا در مجموع، در حضور مردم عزیز از تمام این استانداران ۱۱ استانی که توفیق داشتیم خدمت آنها باشیم، کمال قدردانی و تشکر را دارم. سؤال: ادامه این مسیر و استان‌هایی که در تقویم شما هستند و خیلی کوتاه درباره ملاک انتخاب استان‌ها در این طرح اشاره بفرمایید؟ کیخا: چند نکته عرض کنم؛ یکی این که معتقدم دوره تحول؛ دوره رسانه؛ مردم‌محور است، این خیلی بداهه به ذهنم رسید؛

ما آمادگی داریم درباره کیفیت‌بخشی ایران‌جان، مردم به ما پیشنهاد بدهند؛ یعنی به استان‌ها برسانند یا مسیر ارتباطی خود را فراهم می‌کنیم؛ از بهترین ایده‌هایی که مردم ما بدهند و بتواند رویداد ایران‌جان را متحول کند و رو به جلوتر باشد، قدردانی خواهیم کرد. مردم نظرشان را به ما بگویند، مشارکت کنند، هر چه مردم مشارکت‌شان بیشتر باشد، به ما کمک می‌کند، هم انتقادها، هم اگر نقطه قوتی بود، آن را به ما بگویند، خیلی می‌تواند کمک کند، خواهشم این است که همه نهاد‌های فرهنگی، رسانه‌ها، فعالان عرصه فرهنگ و هنر؛

به‌خصوص مردمی‌ها پای کار این رویداد بیایند، من در استان مرکزی این را دیدم؛ واقعاً نهاد‌های مردمی خیلی خوب پای کار بودند؛ یعنی در تراز مسئولان استانی و استاندار و همه این‌ها، نهاد‌های مردمی هم پای کار بودند. سؤال: ادامه مسیر و استان‌های بعدی کدامند؟ کیخا: ان‌شاءالله استان بعدی ما؛ پریروز خدمت استاندار خراسان شمالی بودیم. مردم عزیز خراسان شمالی که جزو استان‌های واقعاً ناشناخته است؛ استانی که مهد وحدت و انسجام مردم آن است؛ اقوام و مذاهب مختلف در آن‌جا زندگی می‌کنند.

ان‌شاءالله، آبان‌ در خدمت عزیزان‌مان در استان خراسان شمالی خواهیم بود، پس از آن، ان‌شاءالله در خدمت مردم استان شریف و عزیز کرمانشاه و کرمانشاهیان غیور خواهیم بود. بعد از آن ان‌شاءالله در کرمان؛ دیار حاج قاسم، خدمت شما خواهیم بود. فکر می‌کنم امسال با این سه استان، البته استان‌های گیلان و بوشهر، همچنان مطالعه می‌شود که آیا امکان دارد بتوانیم در خدمت این دو استان در سال ۱۴۰۵ باشیم؟ اما سه استان قطعی در ماه‌های آینده قطعی، خراسان شمالی، کرمانشاه و کرمان هستند.

منبع: خبرگزاری صدا و سیما

منبع خبرخبرگزاری صدا و سیما
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 02:57
132,263مطلب نمایه‌شده
101,792موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی