این روزها که هر بازی لیگ برتر فوتبال میتواند مقدمهای باشد برای ثبت یک شکایت و هر اختلافی یا فرصتی برای تهدید به محرومیت جهت اخذ غرامتهای میلیاردی، سخت است دریافتن اینکه باشگاهها به دنبال احقاق حق هستند یا سهمی از هیاهو؟ شاید به همین دلیل هم هست که مدام از خود میپرسیم مرز میان دفاع از حقوق باشگاه با قدرتنمایی مدیران کجاست؟مسئله این نیست که کدام حق میگوید و کدام یک باطل. مسئله این است که همه یک مسیر را در پیش گرفتهاند و همین تشخیص واقعیت از تظاهر را سخت کرده است.یکی از این موارد، داستان پرونده یاسر آسانی است.
ستاره این روزهای آبیپوشان پایتخت که حضورش در ترکیب استقلال به یکی از سوژههای تکراری شکایتهای حقوقی فوتبال ایران تبدیل شده است. برخی باشگاهها هنوز هم بر این باورند که ایرادهایی در وضعیت قرارداد او وجود دارد. همین مسئله باعث شده تا با انتشار هر سند و روایتی تازه از چگونگی فسخ قرارداد این بازیکن آلبانیایی یا حتی رد شکایت در یک مرحله، با وعده پیگیری در مراجع بالاتر همچنان شاهد خبرساز بودن این داستان پرحاشیه باشیم، خصوصاً که طرح شدن پرسشهایی از سویایافسی درخصوص وضعیت این بازیکن نیز بر حساسیت ماجرا افزوده است.
حال آنکه هرچند پرسش و ابهام با صدور حکم تخلف یکی نیست. تکلیف پرونده یاسر آسانی مشخص نشده، ماجرای تیوی بیفوما به داستان حاشیهای جدی تبدیل میشود. گویی قرار نیست فوتبال از دادگاه و حاشیهها جدا و صرفاً در چمن دنبال شود. ماجرای بیفوما، اما اندکی متفاوتتر است. نام او با اتهام دوپینگ مطرح میشود. داستانی که پس از تماس یک فرد فوتبالی با مجموعه مبارزه با دوپینگ پایش به برنامههای تلویزیونی باز و تیتر رسانهها شد.
البته مسئولان مجموعه دوپینگ ایران تأکید کردند که تماس یک فرد و طرح ادعا مبنای اتهامزنی یا تصمیمگیری در خصوص ورزشکار نیست و بررسیها باید براساس ضوابط و مستندات انجام شود. اما سؤال این بود که چرا باید چنین بحثی پیش کشیده شود. آیا اتهام به بیفوما بابت عملکرد خوبش در زمین نوعی تسویهحساب شخصی یا مقابله به مثل در خصوص ماجرای یاسر آسانی بود؟با وجود اینکه مسئولان کمیته دوپینگ آب پاکی را ریختند روی دست شایعهسازان، اما بیفوما همچنان در کانون حواشی باقی ماند.
اینبار نوبت استقلال خوزستان بود که با استناد به اختلاف مالی مربوط به انتقال این بازیکن، از پیگیری حقوقی علیه پرسپولیس سخن بگوید. مسئولان استقلال خوزستان مدعی هستند مسئولان پرسپولیس به تعهدات خود عمل نکردهاند و به همین دلیل از مطالبات ۳۵۰ هزار دلاری میگویند و خسارت ۷۵۰ هزار دلاری! رقم درشتی که تهدید شده در صورت عدم پرداخت، پای ماجرا به فیفا باز خواهد شد. صدالبته که باشگاهها حق دارند از منافع خود دفاع کنند و پیگیری قانونی نه تنها حق که وظیفه مدیران است.
با وجود این گاهی تصور میشود که مطالبه حق جای خود را به نمایش قدرت داده است، خصوصاً وقتی قبل از روشن شدن ماجرا و رسیدن به نتیجه قطعی، حرف از محرومیتهای سنگین و غرامتهای نجومی به میان میآید. در واقع همین رجزخوانیهاست که باعث میشود این تصور ایجاد شود که قرار است رقیب تحت فشار و قضاوت افکار عمومی قرار گیرد برای تضعیف شدن در نبرد اصلی (زمین مسابقه). از حقخواهی تا قدرتنمایی فاصله زیادی است، بهخصوص وقتی تجربه ثابت کرده پیگیری پروندههای بینالمللی، استخدام وکلای متخصص، ترجمه اسناد و پرداخت هزینههای دادرسی ارقام سنگینی به باشگاهها تحمیل میکند.
باشگاههایی که عمدتاً با مشکلات مالی دست به گریبان هستند و پرواضح که عمدتاً توان پرداخت این هزینههای نجومی را ندارند و در مسیر با مشکلات دیگری مواجه میشوند، اما مهمتر از آن، نتیجه این داستانهای تکراری است. وقتی هر ادعایی به اتهام، هر اختلافی به تهدید محرومیت و هر تصمیم حقوقی بهانهای برای زیر سؤال بردن طرف مقابل تبدیل میشود، اعتماد رنگ میبازد. در واقع رویهای که مدیران برای حل و فصل مشکلات حقوقی خود در پیش گرفتهاند، جز تنش و فرسایش اعتبار فوتبال را به دنبال ندارد.
شکایت، حق باشگاه است، اما صدور حکم پیش از قاضی، کاشتن تخم حاشیه است و بیاعتمادی که ثابت میکند مسئله بیشتر به قدرتنمایی و تسویهحساب میماند تا گرفتن حق.
منبع: جوان آنلاین



