با این حال، گسترش استفاده از هوش مصنوعی و سایر تکنولوژیهای اتوماسیون ممکن است تا سال ۲۰۳۵ تقاضا برای مشاغل فعلی را ۲۱ درصد کاهش دهد؛ کاهشی معادل حجم کار ۳۶میلیون شغل. حدود ۲۵میلیون نفر میتوانند در شغل فعلی خود باقی بمانند، هر چند ماهیت وظایفشان ممکن است تغییر کند. در مقابل، ۱۱میلیون نفر باید وارد حوزههای شغلی دیگری شوند.
«تانگوی کتلین»، مدیر موسسه جهانی مککنزی، میگوید: «خبر خوب این است که میزان تقاضا برای نیروی کار، بیشتر از کاهش آن خواهد بود.» با این حال، کتلین تاکید میکند مسیر پیش روی افرادی که شغلشان تحتتاثیر اتوماسیون قرار میگیرد، ممکن است پیچیده باشد. این گزارش، اتوماسیون را سهمی از ساعات کاری فعلی تعریف میکند که تکنولوژی میتواند بهطور بالقوه آن را اتوماتیک کند یا به میزان قابل توجهی بهبود دهد. بر اساس این گزارش، ۱۰ شغل زیر بیشترین تاثیر را از گسترش اتوماسیون خواهند پذیرفت.
این رتبهبندی بر اساس تعداد کارکنان تماموقت، برآورد درصد ساعات کاری فعلی که تحتتاثیر قرار میگیرند و میزان کاهش پیشبینیشده تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون انجام شده است.
1- امور دفتری و پشتیبانی اداری تعداد کارکنان تماموقت: 18میلیون نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 81 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 38 درصد 2- کشاورزی، ماهیگیری و جنگلداری تعداد کارکنان تماموقت: 400 هزار نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 76 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 43 درصد 3- تکنولوژی و تحلیل داده تعداد کارکنان تماموقت: 5.2میلیون نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 70 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 22 درصد 4- تولید و فعالیتهای صنعتی تعداد کارکنان تماموقت: 8.5میلیون نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 68 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 25 درصد 5- خردهفروشی و فروش تعداد کارکنان تماموقت: 13.3میلیون نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 67 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 27 درصد 6- کسب و کار و امور مالی تعداد کارکنان تماموقت: 10.5میلیون نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 62 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 18 درصد 7- خدمات غذایی و پذیرایی تعداد کارکنان تماموقت: 13.7میلیون نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 60 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 31 درصد 8- هنر، رسانه و سرگرمی تعداد کارکنان تماموقت: 1.9میلیون نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 58 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 13 درصد 9- حملونقل و لجستیک تعداد کارکنان تماموقت: 13.8میلیون نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 55 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 30 درصد 10- نصب و تعمیرات تعداد کارکنان تماموقت: 6.1میلیون نفر درصد ساعات کاری تحت تاثیر اتوماسیون: 54 درصد کاهش تقاضا برای نیروی کار در نتیجه اتوماسیون: 15 درصد برخی مشاغل از نو تعریف خواهند شد به گفته کتلین، گسترش اتوماسیون لزوما به کاهش تقاضا برای نیروی کار منجر نمیشود.
او معتقد است برخی مشاغل بهجای آنکه با هوش مصنوعی جایگزین شوند، دستخوش تحول میشوند یا با کمک این تکنولوژی ارتقا پیدا میکنند. بهعنوان مثال، در حوزه حقوقی ممکن است ۴۷درصد از ساعات کاری تحتتاثیر اتوماسیون قرار گیرد، اما کاهش پیشبینیشده تقاضا برای نیروی کار در این حوزه تنها ۱۸ درصد باشد. کتلین میگوید وکلا در گذشته بخش زیادی از وقت خود را صرف تحقیق و پژوهش میکردند، اما امروزه هوش مصنوعی میتواند بخش قابلتوجهی از این کارها را انجام دهد. در نتیجه، وکلا زمان بیشتری برای فعالیتهایی خواهند داشت که به قضاوت و تصمیمگیری انسانی نیاز دارند.
او میگوید: «عنوان شغلی یا نقشی که بر عهده دارید تغییر نمیکند، اما نحوه صرف وقت شما بهشدت دگرگون میشود.» کتلین با اشاره به این دادهها تاکید میکند که باید میان میزان کاری که به صورت نظری قابلیت اتوماسیون دارد و میزان کاری که واقعا در سازمانها بهصورت خودکار انجام خواهد شد، تفاوت قائل شد. براساس گزارش، «تکنولوژی مشخص میکند چه چیزی امکانپذیر است، اما این تصمیمهای مدیریتی هستند که تعیین میکنند این امکانها با چه سرعتی به واقعیت تبدیل شوند.» بر همین اساس، شمار افرادی که ناچار خواهند شد شغل خود را تغییر دهند، ممکن است بین ۶ تا ۱۶میلیون نفر باشد.
با این حال، برآورد پایه این گزارش ۱۱میلیون نفر است. عبور از دوران گذار به گفته کتلین، برای ۱۱میلیون نیروی کاری که شغل خود را از دست میدهند، ورود به مشاغلی کاملا جدید لزوما آسان نخواهد بود. از هر هفت نفر، یک نفر میتواند از مسیری مستقیم وارد مشاغل جدید در حوزههای رو به رشد شود. به این معنا که میتواند شغلی پیدا کند که به مهارتهایی مشابه مهارتهای قبلی او نیاز داشته باشد، دریافت مدارک و صلاحیتهای لازم برای آن آسان باشد و حقوقی برابر یا بیشتر از شغل قبلیاش پرداخت کند. اما نزدیک به ۴۵ درصد این افراد ممکن است با مسیری ناهموار و دشوار روبهرو شوند.
یعنی پیدا کردن شغل جدید ممکن است مستلزم نقل مکان به منطقهای دیگر، یادگیری مهارتهای کاملا جدید یا کسب مدارک و صلاحیتهای تازه باشد؛ آن هم در شرایطی که حقوق این مشاغل اغلب از درآمد شغل قبلی آنها کمتر است. کتلین میگوید: «به دست آوردن این مدارک و صلاحیتها ممکن است به سرمایهگذاری زمانی و مالی نیاز داشته باشد و همین موضوع برای کارکنان مانع ایجاد خواهد کرد.» علاوه بر این، برای اینکه ۱۱میلیون نیروی کار طی دهه آینده بتوانند در مشاغل جدید مشغول به کار شوند، لازم است هر سال حدود ۷۷۰ هزار نفر از آنها به گروههای شغلی دیگری منتقل شوند.
این میزان تغییر تقریبا 3.6 برابرمیانگین تاریخی چنین جابهجاییهایی است. کتلین معتقد است تحقق این تحول امکانپذیر است، اما عبور موفقیتآمیز از این دوره به واکنش و اقدام در سطح کلان و ساختاری نیاز دارد؛ اقدامی که در آن کارفرمایان و دولت برای کمک به نیروی کار در یادگیری مهارتهای جدید سرمایهگذاری کنند. او تاکید میکند که کارکنان بهتنهایی نمیتوانند این شکافهای مهارتی را برطرف کنند.
در این میان، کتلین به کارکنان توصیه میکند بر توسعه مهارتهایی مانند حل مساله، برقراری ارتباط موثر با دیگران، همکاری گروهی، تفکر انتقادی، کنجکاوی و تمایل به یادگیری تمرکز کنند. او میگوید این مهارتها به شما امکان میدهند به مشاغل بهتری دسترسی پیدا کنید و در دنیایی که پیوسته در حال تغییر است، تابآوری و توانایی سازگاری خود را حفظ کنید. او در ادامه میافزاید: «سرعت تغییرات از چیزی که امروز میبینیم هم بیشتر خواهد شد. بنابراین، ما به نیروی کاری نیاز داریم که سازگاری با شرایط جدید، بهبود مستمر و یادگیری مداوم را بپذیرد و به آنها پایبند باشد.» منبع: CNBC
منبع: دنیای اقتصاد



