رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریخبرآنلاین13 دقیقه مطالعه

مانی پیامبر و نقاش

چگونه اندیشه‌ای برخاسته از ایران ساسانی توانست به یکی از گسترده‌ترین جریان‌های دینی جهان باستان تبدیل شود؟ علی نیکویی در این مقاله با واکاوی ریشه‌ها و ابعاد آیین مانی، رازهای ماندگاری و جهانی‌شدن این میراث کهن را روایت می‌کند.

مانی پیامبر و نقاش

چگونه اندیشه‌ای برخاسته از ایران ساسانی توانست به یکی از گسترده‌ترین جریان‌های دینی جهان باستان تبدیل شود؟ علی نیکویی در این مقاله با واکاوی ریشه‌ها و ابعاد آیین مانی، رازهای ماندگاری و جهانی‌شدن این میراث کهن را روایت می‌کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علی نیکویی[i]؛ چگونه اندیشه‌ای که در سده سوم میلادی در فضای فرهنگی شاهنشاهی ساسانی پدید آمد توانست در سده‌های بعد از میان‌رودان و ایران تا آسیای میانه، چین و بخش‌هایی از اروپا راه پیدا کند؟ سرگذشت آیین مانوی از شگفت‌انگیزترین نمونه‌های گسترش یک جریان دینی در جهان باستان است؛ آیینی که پیروانش در سرزمین‌هایی دور از خاستگاه آن متونی به زبان‌های گوناگون پدید آوردند و میراثش را در گذر سده‌ها حفظ کردند.

مانی بنیان‌گذار این آیین تنها در پی تأسیس دینی تازه نبود او می‌خواست پیامی عرضه کند که به یک قوم، زبان یا قلمروی سیاسی محدود نماند. همین ادعای جهان‌شمولی، مانویت را به پدیده‌ای فراتر از تاریخ دینی ایران تبدیل کرد. اما چه ویژگی‌هایی به اندیشه مانی امکان داد از مرزهای سیاسی و فرهنگی عبور کند؟ برای پاسخ، باید جهان‌بینی او، شیوه تبلیغ و نگارش آثارش و مناسبات آیین نوظهور او با قدرت‌های سیاسی و سنت‌های دینی زمانه را بررسی کرد.

مانی در ایران ساسانی؛ زمینه‌های ظهور یک اندیشه

مانی در حدود سال ۲۱۶ میلادی در میان‌رودان و در فضایی فرهنگی زاده شد که سنت‌های ایرانی، یهودی و مسیحی در آن با یکدیگر تماس داشتند؛ در آن زمان این منطقه هنوز بخشی از قلمروی اشکانیان بود، اما چند دهه بعد با برآمدن ساسانیان نظم سیاسی تازه‌ای در ایران شکل گرفت، اردشیر بابکان بنیان‌گذار این دودمان بود و شاپور یکم [پسر و جانشین اردشیر بابکان] شاهنشاهیِ ایرانِ ساسانی را به یکی از قدرت‌های بزرگ روزگار خود تبدیل کرد؛

ظهور مانی را باید در متن همین دگرگونی‌های سیاسی و فرهنگی بررسی کرد.[ii] درباره سال‌های نخست زندگی مانی اطلاعات ما عمدتاً از نوشته‌های مانوی و روایت‌هایی به دست می‌آید که پیروان او در سده‌های بعد حفظ کرده‌اند؛ بر پایه این منابع مانی در خانواده‌ای وابسته به جامعه‌ای دینی پرورش یافت و از جوانی با آموزه‌ها و مناسک آن آشنا شد.

روایت‌های مانوی از دریافت وحی و آغاز رسالت او سخن می‌گویند، گزارش‌هایی که برای شناخت باورهای پیروانش اهمیت دارند اما باید میان محتوای دینی آن‌ها و داده‌هایی که می‌توان به‌ عنوان واقعیت تاریخی ارزیابی کرد تمایز گذاشت.[iii] مانی فعالیت تبلیغی خود را در روزگار شاپور یکم آغاز کرد و بنا بر شواهد موجود با دربار ساسانی نیز ارتباط یافت. بااین‌حال این ارتباط را نباید به معنای پذیرش رسمی آیین او از سوی شاهنشاهی دانست.[iv] شناخت این محیط برای فهم اندیشه مانی ضروری است؛ جامعه ساسانی برخلاف تصویری که گاه از آن ارائه می‌شود از نظر دینی کاملاً یکدست نبود؛

زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و پیروان دیگر سنت‌های دینی در بخش‌های مختلف این قلمرو و سرزمین‌های پیرامونی حضور داشتند. چنین فضایی امکان مواجهه اندیشه‌ها را فراهم می‌کرد و به مانی فرصت می‌داد تا آموزه‌ای تازه عرضه کند، آموزه‌ای که ریشه در جهان فرهنگی ایران و میان‌رودان داشت اما داعیه عبور از مرزهای آن را نیز در سر می‌پروراند.[v]

جهان‌بینی مانی؛ جدال نور و تاریکی

در مرکز اندیشه مانی دوگانگی نور و تاریکی قرار دارد، دو اصلی که در نظام فکری او صرفاً نمادهایی برای خوبی و بدی نیستند، بلکه در تبیین منشأ جهان و سرنوشت انسان نقشی بنیادین دارند. بر پایه آموزه‌های مانوی نور و تاریکی دو قلمروی متمایزند که رویارویی و درآمیختگی آن‌ها وضعیت کنونی جهان را پدید آورده است؛

در این دیدگاه جهان را نمی‌توان تنها حاصل آفرینش ارادی یک نیروی یگانه دانست، شناخت وضعیت آن مستلزم درک نسبت میان این دو اصل و پیامدهای برخورد آن‌هاست.[vi] در روایت کیهان‌شناختی مانوی بخشی از قلمروی نور در جریان رویارویی با نیروهای تاریکی گرفتار می‌شود و آمیختگی این دو زمینه شکل‌گیری جهان مادی را فراهم می‌آورد. ماده در این دستگاه فکری برخلاف برخی برداشت‌های دینی که آن را آفریده‌ای نیک و برخوردار از جایگاهی مثبت می‌دانند با قلمروی تاریکی و گرفتاری نور پیوند دارد؛

البته این تصویر به معنای آن نیست که هر پدیده مادی را بتوان به‌سادگی با شر اخلاقی یکسان دانست، مسئله اصلی وضعیت نور در جهانی است که از آمیختگی دو قلمرو پدیدآمده است.[vii] انسان نیز در این جهان جایگاهی دوگانه دارد؛ بدن او به جهان مادی تعلق دارد اما در وجودش عنصری نورانی حضور دارد که با سرچشمه نور پیوند می‌یابد. ازاین‌رو مسئله انسان در اندیشه مانی تنها انتخاب میان رفتار نیک و بد نیست؛ او باید وضعیت حقیقی خویش را بشناسد و دریابد که چگونه می‌تواند از گرفتاری در چرخه جهان مادی رهایی یابد.

شناخت، خویشتن‌داری و پیروی از آموزه‌های دینی راه را برای مشارکت انسان در فرایند رهایی نور هموار می‌کنند. براین‌اساس رستگاری در آیین مانوی با آزادشدن عناصر نورانی از آمیختگی با ماده ارتباط دارد؛ کردار دینی و اخلاقی ازجمله پرهیزهای ویژه پیروان متعهد این آیین در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. مانی با پیوندزدن کیهان‌شناسی، شناخت انسان و مسئولیت اخلاقی می‌کوشید پاسخی منسجم به سه پرسش اساسی بدهد:

جهان چگونه به وضعیت کنونی رسیده است؟

انسان در این جهان چه جایگاهی دارد؟

اهمیت این نظام فکری در آن بود که سرنوشت فرد را بخشی از روایتی کیهانی می‌دانست؛ روایتی که در آن شناخت حقیقت با رهایی نور پیوند می‌خورد.[viii]

مانی و میراث ادیان پیشین؛ اقتباس یا بازآفرینی؟

اندیشه مانی در خلأ شکل نگرفت او در میان‌رودان سرزمینی واقع در محل تلاقی سنت‌های دینی و فرهنگی گوناگون پرورش یافت و با فضایی آشنا شد که در آن باورهای ایرانی، مسیحیت و دیگر جریان‌های دینی حضور داشتند؛ ازاین‌رو شناخت مانویت بدون توجه به این زمینه تاریخی دشوار است.

بااین‌حال شباهت میان برخی آموزه‌های مانوی و سنت‌های پیشین به‌تنهایی برای اثبات اقتباس مستقیم از یک دین مشخص کافی نیست.[ix] مانی خود را پیام‌آوری در امتداد زنجیره‌ای از آورندگان حقیقت می‌دانست، در روایت دینی او شخصیت‌هایی چون زرتشت، بودا و عیسی جایگاهی مهم داشتند و هر یک با رساندن پیام حقیقت به مردمان روزگار خود پیوند می‌یافتند.

بااین‌حال مانی برای رسالت خویش جایگاهی ویژه قائل بود و پیام خود را کامل‌تر و برای انتقال به نسل‌های آینده مناسب‌تر می‌دانست.[x] این نگرش به او امکان می‌داد آموزه‌هایش را نه محدود به یک قوم یا سرزمین بلکه برخوردار از اعتباری جهانی معرفی کند.

در اندیشه مانوی عناصر آشنای سنت‌های دینی در چارچوبی تازه معنا می‌یافتند، مفاهیم مربوط به نور و رهایی، روایت‌های مربوط به پیام‌آوران و تأکید بر شناخت و انضباط دینی در نظامی منسجم گردآمده بودند که تبیین ویژه‌ای از منشأ جهان، جایگاه انسان و سرنوشت روح عرضه می‌کرد؛[xi] بنابراین مانویت را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از باورهای برگرفته از ادیان دیگر دانست، مانی میراث‌های دینی پیرامون خود را بازپردازی کرد و در قالب دستگاهی فکری با ادعای جهان‌شمولی قرارداد.

اهمیت این رویکرد در تاریخ اندیشه آن است که نشان می‌دهد مواجهه سنت‌های دینی لزوماً به محو تفاوت‌ها یا کنار هم قرارگرفتن ساده باورها نمی‌انجامد، گاه اندیشه‌ای تازه از دل این مواجهه پدید می‌آید، عناصر آشنا را معنایی دیگر می‌بخشد و هویتی مستقل پیدا می‌کند. مانویت نمونه‌ای برجسته از چنین فرایندی در جهان باستان است.

از دربار ساسانی تا جاده ابریشم؛ راز گسترش آیین مانوی

گسترش مانویت را نمی‌توان تنها با جذابیت آموزه‌های دینی مانی توضیح داد؛ این آیین در جهانی انتشار یافت که بازرگانی، سفر، مهاجرت و ارتباط میان جوامع زمینه انتقال اندیشه‌ها را فراهم می‌کردند. مانی در سده سوم میلادی فعالیت تبلیغی خود را از میان‌رودان آغاز کرد و بنا بر روایت‌های مانوی سفرهایی به سرزمین‌های شرقی ازجمله نواحی زیر نفوذ کوشانیان داشت.

این سفرها نشان می‌دهند که نگاه او از آغاز به محدوده دربار ساسانی محدود نبود و گسترش پیامش در سرزمین‌های دیگر نیز اهمیت داشت.[xii] جاده ابریشم با شبکه‌ای از مسیرهای زمینی و مراکز تجاری که شرق و غرب آسیا را به یکدیگر پیوند می‌دادند، در سده‌های بعد به یکی از مجراهای مهم گسترش مانویت تبدیل شد. بازرگانان، مسافران و جوامع مهاجر می‌توانستند حامل متون و باورهای دینی باشند و در شهرهای دوردست زمینه شکل‌گیری اجتماعات تازه را فراهم کنند؛

البته این فرایند در همه مناطق یکسان نبود جایگاه مانویت در هر سرزمین به شرایط سیاسی، مناسبات فرهنگی و رقابت با دیگر ادیان بستگی داشت.[xiii] یکی از ویژگی‌های مهم مانویت توجه به نوشتار و انتقال منظم آموزه‌ها بود؛ متون این آیین به زبان‌های گوناگون ازجمله سریانی، فارسی میانه، پارتی، سغدی و چینی نوشته یا ترجمه شدند. این تنوع زبانی امکان می‌داد آموزه‌های مانوی در محیط‌های فرهنگی متفاوت عرضه شوند؛

تصویرگری نیز در سنت مانوی جایگاهی ویژه داشت و می‌توانست در انتقال مفاهیم دینی و روایت‌های کیهانی نقش ایفا کند.[xiv] نمونه برجسته این گسترش‌پذیرش مانویت در میان اویغورها در آسیای میانه است. در سال ۷۶۲ میلادی در روزگار بؤگو خاقان فرمانروای اویغورها، مانویت در پی گرویدن او به این آیین از جایگاهی برجسته در دربار اویغور برخوردار شد؛ رویدادی که مسیر تازه‌ای برای گسترش این آیین در آسیای میانه گشود.[xv] در چین نیز متون و اجتماعات مانوی حضور داشتند، هرچند وضعیت آن‌ها در دوره‌های مختلف دستخوش تغییر شد.

سرگذشت مانویت نشان می‌دهد که عبور یک اندیشه از مرزها به توانایی آن در سازگاری زبانی و فرهنگی و نیز به فرصت‌هایی وابسته است که شبکه‌های ارتباطی و قدرت‌های سیاسی فراهم می‌کنند.

کتاب، تصویر و زبان؛ مانی به‌مثابه چهره‌ای در تاریخ فرهنگ

مانی تنها بنیان‌گذار یک آیین نبود؛ او به نوشتار و تصویر نیز به‌ عنوان ابزارهایی برای انتقال اندیشه دینی اهمیت می‌داد، در سنت مانوی آثاری به مانی نسبت‌داده‌شده که تعالیم او را در قالب نوشته‌هایی دینی و آموزشی عرضه می‌کردند؛

نام برخی از این آثار در منابع مانوی و گزارش‌های تاریخی باقی‌مانده است بااین‌حال باید میان آثاری که انتساب‌شان به مانی پشتوانه تاریخی دارد و نوشته‌هایی که در سنت‌های بعدی به او نسبت داده شده‌اند، تفاوت گذاشت.[xvi] جایگاه تصویر در فرهنگ مانوی نیز چشمگیر بود، منابع تاریخی از پیوند مانی با کتاب‌آرایی و تصویرگری سخن گفته‌اند و سنت مانوی در دوره‌های بعد به‌ویژه در آسیای مرکزی نمونه‌هایی ارزشمند از هنر نوشتاری و تصویری بر جای گذاشت.

بااین‌همه نباید همه آثار تصویری مانوی را ساخته شخص مانی دانست، انتساب یک سنت هنری به او لزوماً به معنای مشارکت مستقیمش در پدیدآمدن تک‌تک آثار نیست.[xvii] شناخت امروز ما از مانویت نیز تنها بر گزارش مخالفان این آیین استوار نیست، کشف دست‌نوشته‌های مانوی در سده‌های نوزدهم و بیستم ازجمله در تورفانِ آسیای مرکزی و در مصر، پژوهشگران را با نوشته‌هایی به زبان‌های گوناگون روبه‌رو کرد. این اسناد امکان دادند آموزه‌ها، ادبیات و زندگی جوامع مانوی از خلال آثار خود آنان نیز بررسی شود؛ تحولی مهم که تصویر تاریخی مانویت را دقیق‌تر و چندصداتر کرده است.[xviii]

سرنوشت مانی و نسبت او باقدرت سیاسی و دینی

رابطه مانی با دربار ساسانی در روزگار شاپور یکم رابطه‌ای پیچیده‌تر از حمایت یا مخالفت مطلق بود؛ مانی امکان یافت در قلمروی شاهنشاهی به تبلیغ آیین خود بپردازد و اثری به نام «شاپورگان» را نیز به شاپور تقدیم کرد؛ اما شواهدی در دست نیست که نشان دهد شاه به آیین او گرویده باشد، بنابراین ارتباط مانی با دربار را نباید به معنای پذیرش رسمی مانویت از سوی حکومت دانست.[xix] پس از شاپور با تغییر شرایط سیاسی و افزایش نفوذ کرتیر [موبد بلندپایه زرتشتی] موقعیت مانویان دشوارتر شد، در روزگار بهرام یکم مانی بازداشت شد و در زندان درگذشت.

تاریخ دقیق مرگ او محل اختلاف پژوهشگران است؛ برخی گاه‌شماری‌ها سال ۲۷۴ میلادی را پیشنهاد می‌کنند و در منابع عمومی گاه سال ۲۷۶ نیز آمده است. روایت‌های مانوی و گزارش‌های بیرونی درباره چگونگی مرگ او یکسان نیستند؛ ازاین‌رو باید میان اصل بازداشت و مرگ او و جزئیات رواییِ این واقعه تفاوت گذاشت.[xx] سرنوشت مانی نشان می‌دهد که گسترش یک آیین تازه می‌توانست با منافع نهادهای دینی و ساختار قدرت برخورد پیدا کند، اما تقلیل این ماجرا به نبردی ساده میان آزادی اندیشه و تعصب پیچیدگی سیاست دینی ساسانی را نادیده می‌گیرد.[xxi]

فرجامِ سُخُن؛ میراث ایرانی با افقی جهانی

چگونه اندیشه‌ای که در فضای فرهنگی و دینی ایران روزگار ساسانی شکل گرفت توانست از مرزهای یک شاهنشاهی فراتر رود و در سرزمین‌هایی دوردست پیروانی بیابد؟ پاسخ را باید در چند عامل به‌هم‌پیوسته جست‌وجو کرد:

جهان‌بینی منسجم مانی

ادعای جهان‌شمولی پیام او

فعالیت پیگیر مبلغان و توانایی این آیین در انتقال مفاهیم خود به زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون

مانویت با بهره‌گیری از شبکه‌های ارتباطی و تجاری جهان کهن از میان‌رودان و ایران به آسیای مرکزی و چین راه یافت و در بخش‌هایی از اروپا نیز شناخته شد. اهمیت مانی برای تاریخ ایران تنها به زادگاه و محیط سیاسی فعالیت او محدود نمی‌شود، سرگذشت او نشان می‌دهد که ایران باستان افزون بر جایگاه سیاسی و اقتصادی خود یکی از کانون‌های شکل‌گیری، پرورش و انتقال اندیشه‌های دینی و فرهنگی بود؛ اندیشه‌هایی که گاه از مرزهای سرزمین خاستگاه‌شان بسیار فراتر رفتند و در محیط‌های تازه دگرگون شدند.

شناخت این میراث هنگامی کامل‌تر می‌شود که آن را نه جدا از جهان پیرامون بلکه در پیوند با رفت‌وآمد انسان‌ها، زبان‌ها، کتاب‌ها و باورها بررسی کنیم؛ تاریخ اندیشه در ایران بخشی از تاریخ جهان است همان‌گونه که فهم جهان کهن نیز بدون شناخت سهم ایران در آفرینش و انتقال اندیشه‌ها تصویری ناتمام خواهد داشت.

[i] علی نیکویی (دکتری پژوهش‌هنر و کارشناس‌ارشد تاریخ ایرانِ‌باستان)

[ii] ورنر زوندرمان، «مانی، بنیان‌گذار آیین مانوی»، دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۹، آخرین ویرایش ۲۴ فوریه ۲۰۱۷. مشاهده مدخل در دانشنامه ایرانیکا

[iii] ورنر زوندرمان، «کدکس مانی کلن» (Cologne Mani Codex)، دانشنامه ایرانیکا، جلد ششم، دفتر نخست، صص. ۴۳–۴۶، انتشار ۱۵ دسامبر ۱۹۹۲، آخرین ویرایش ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۳.

[iv] ورنر زوندرمان، «مانی، بنیان‌گذار آیین مانوی» (Mani, Founder of Manicheism)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۹، آخرین ویرایش ۲۴ فوریه ۲۰۱۷.

[v] ورنر زوندرمان، «مانویت؛ بررسی کلی» ( “Manicheism i. General Survey”)، دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۹، آخرین ویرایش ۱۴ مه ۲۰۱۸.

[vi] ورنر زوندرمان، «مانویت، بخش نخست: بررسی کلی» ( “Manicheism i. General Survey”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۹، آخرین ویرایش ۱۴ مه ۲۰۱۸.

[vii] همان. برای توضیح رابطه میان دو اصل، آمیختگی نور و تاریکی و شکل‌گیری جهان مادی.

[viii] Jason David BeDuhn, The Manichaean Body: In Discipline and Ritual. Baltimore: Johns Hopkins University Press, ۲۰۰۰. این کتاب رابطه میان باورهای مانوی، بدن، انضباط دینی و آیین‌های رهایی‌بخش را بررسی می‌کند.

[ix] ورنر زوندرمان، «مانویت، بخش نخست: بررسی کلی» ( “Manicheism i. General Survey”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۹، آخرین ویرایش ۱۴ مه ۲۰۱۸.

[x] ورنر زوندرمان، «مانی، بنیان‌گذار آیین مانوی» ( “Mani, Founder of Manicheism”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۹، آخرین ویرایش ۲۴ فوریه ۲۰۱۷.

[xi] آیین گاردنر و ساموئل اِن. سی. لیو (ویراستاران)، متون مانوی از امپراتوری روم (Manichaean Texts from the Roman Empire)، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۰۴، ۳۱۲ صفحه.

[xii] ورنر زوندرمان، «مانی، بنیان‌گذار آیین مانوی» (“Mani, Founder of Manicheism”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۹، آخرین ویرایش ۲۴ فوریه ۲۰۱۷.

[xiii] ساموئل اِن. سی. لیو، مانویت در امپراتوری متأخر روم و چین قرون وسطی (Manichaeism in the Later Roman Empire and Medieval China)، ویرایش دوم، بازنگری‌شده و گسترش‌یافته، توبینگن: انتشارات ی. سی. ب. مور، ۱۹۹۲، مجموعه پژوهش‌های علمی عهد جدید، شماره ۶۳.

[xiv] زوزانا گولاچی، هنر مانوی در مجموعه‌های برلین (Manichaean Art in Berlin Collections)، تورنهاوت: انتشارات برپولز، ۲۰۰۱، مجموعه Corpus Fontium Manichaeorum: Series Archaeologica et Iconographica، جلد ۱.

[xv] پیتر زیمه، دین و جامعه در پادشاهی اویغوری قوچو: انجامه‌ها و بانیان متون بودایی به زبان ترکی باستان از آسیای مرکزی (Religion und Gesellschaft im Uigurischen Königreich von Qočo: Kolophone und Stifter des alttürkischen buddhistischen Schrifttums aus Zentralasien)، اوپلادن: انتشارات وست‌دویچر، ۱۹۹۲، مجموعه پژوهش‌های آکادمی علوم راین ـ وستفالن، جلد ۸۸، ۹۸ صفحه.

[xvi] ورنر زوندرمان، «مانی» (“Mani”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۹، آخرین ویرایش ۲۴ فوریه ۲۰۱۷. این مدخل به آثار نوشتاری مانی، جایگاه کتابت در آیین مانوی و کتاب تصویری منسوب به او، اَردَهنگ، می‌پردازد.

[xvii] زوزانا گولاچی، «هنر مانوی» (“Manichean Art”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، انتشار ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۸، آخرین ویرایش ۲ ژوئن ۲۰۱۷.

[xviii] دزموند دورکین‌مایسترنست و فیلیپ گ. کریین‌بروک، «ایران، بخش نهم: ادیان در ایران، بخش ۱.۲: مانویت» (“Iran ix. Religions in Iran (۱) Pre-Islamic (۱.۲) Manicheism”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، جلد سیزدهم، دفتر چهارم، صص. ۴۳۹–۴۴۲، انتشار ۱۵ دسامبر ۲۰۰۶، آخرین ویرایش ۱ آوریل ۲۰۱۶.

[xix] علیرضا شاپور شهبازی، «شاپور یکم: تاریخ» (“Šāpur I: History”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۲، آخرین ویرایش ۲۰ فوریه ۲۰۱۸.

[xx] ورنر زوندرمان، «مانی» (“Mani”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، انتشار ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۹، آخرین ویرایش ۲۴ فوریه ۲۰۱۷. این مدخل به بازداشت و مرگ مانی، اختلاف‌نظر درباره تاریخ این رویداد و تفاوت روایت‌های مانوی و غیرمانوی می‌پردازد.

[xxi] پرودس اکتور اسکیرو، «کرتیر» (“Kartir”)، دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، جلد پانزدهم، دفتر ششم، صص. ۶۰۸–۶۲۸، انتشار ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱، آخرین ویرایش ۷ ژوئن ۲۰۱۸.

منبع: خبرآنلاین

منبع خبرخبرآنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 12:21
130,634مطلب نمایه‌شده
100,093موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی