رفتن به محتوای اصلی
رسانه‌های خارجیدنیای اقتصاد6 دقیقه مطالعه

سیاست خارجی آمریکا در برزخ فردای ترامپ

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-کسری غفوری: روشن است که الگوهای سنتی روابط بین‌الملل دیگر راهنمای مطمئنی برای شناخت رفتارهای ترامپ نیستند. همین ابهام و پیش‌بینی‌ناپذیری، هم‌زمان فرصت‌ها و خطرات بزرگی پیش پای مدعیان ورود به کاخ سفید در دوره بعد…

سیاست خارجی آمریکا در برزخ فردای ترامپ

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-کسری غفوری: روشن است که الگوهای سنتی روابط بین‌الملل دیگر راهنمای مطمئنی برای شناخت رفتارهای ترامپ نیستند. همین ابهام و پیش‌بینی‌ناپذیری، هم‌زمان فرصت‌ها و خطرات بزرگی پیش پای مدعیان ورود به کاخ سفید در دوره بعد می‌گذارد. تمایل ترامپ به تخریب پیش از این نیز آشکار بود، اما در فاصله دو سال تا انتخابات ریاست‌جمهوری، این خوی ویرانگری سازوکار شناخته‌شده «نظریه پاندول» را نیز از کار انداخته است؛ نظریه‌ای که دهه‌ها ابزاری کارآمد برای پیش‌بینی فراز و فرود سیاست خارجی ایالات متحده به شمار می‌رفت.

از دوران ریچارد نیکسون و جیمی کارتر، بیشتر رؤسای جمهور کوشیدند خطاهای بزرگ سلف خود را، حتی گاه به شکلی اغراق‌آمیز، جبران کنند. در واکنش به واقع‌گرایی بدبینانه و پرفریب نیکسون، کارتر دولتی با آرمان‌های سخت‌گیرانه اخلاقی بر سر کار آورد. دیری نپایید که رای‌دهندگان آمریکایی در پی احساس تضعیف اقتدار کشور، به خوش‌بینی و سیاست‌های قاطع رونالد ریگان رو آوردند. زمانی که مردم از جورج بوش پدر، دولتمردی کارکشته اما خشک و انعطاف‌ناپذیر، دل‌زده شدند، بیل کلینتونِ نزدیک به طبقات فرودست را برگزیدند.

پس از تندروی‌ها و تصمیم‌های یک‌باره جورج بوش پسر، نوبت به مشی آرام و محاسبه‌گر باراک اوباما رسید و سرانجام، سرخوردگی از نخبگان مستقر، افکار عمومی را به سوی دونالد ترامپ سوق داد. امروز اما این نظریه کارایی خود را از دست داده است، زیرا ترامپ در جهت‌هایی کاملاً پیش‌بینی‌ناپذیر نوسان می‌کند؛ همان رفتاری که نشریه اکونومیست آن را به حرکت کور و مهارناپذیر یک گوی تخریب تشبیه کرده است. او هنگام اعمال فشار بر اوکراین برای سازش با روسیه، رفتاری کاملاً واقع‌گرایانه و متکی بر منطق زور در پیش می‌گیرد.

در ونزوئلا شیوه اعمال نفوذ نیابتی او حتی امپریالیست‌های قرن نوزدهم را شگفت‌زده می‌کند. او کمونیسم را تهدیدی برای آمریکا می‌داند، اما هم‌زمان شی جین‌پینگ، رهبر چین را دوست خود می‌خواند. در واقع همان‌طور که اکونومیست اشاره می‌کند، تنها نقطه اتکا در این منظومه رفتاری، میل سیری‌ناپذیر به برهم زدن نظم مستقر است. بسیار محتمل است که ترامپ پس از فرسایش اعتبار بین‌المللی آمریکا، در میان موجی از انتقادها و سرخوردگی عمومی کاخ سفید را ترک کند، هرچند پیشتازی در عرصه هوش مصنوعی ممکن است ثروت و نفوذی کم‌سابقه برای واشنگتن به همراه بیاورد.

جانشینانی که سودای بازگرداندن سیاست خارجی به ریل عقلانیت را دارند، گزینه‌های متعددی پیش رو خواهند داشت. رئیس‌جمهور چهل‌وهشتم برای بازگرداندن تعادل به این آونگ می‌تواند منافع ملی را بر سود شخصی مقدم بدارد، از ورود به جنگ‌های فرسایشی بپرهیزد و پیوندهای سنتی با متحدان را احیا کند. پشتیبانی از اروپا در مهار روسیه و تقویت ائتلاف‌های آسیایی برای بازدارندگی در برابر چین نیز از دیگر مسیرهای پیش روست. هر یک از این تصمیم ها به معنای خط بطلان کشیدن بر بخشی از میراث ترامپیسم خواهد بود. در این میان، دست دموکرات‌ها برای گزینش این مسیرها بسیار بازتر است.

در نقطه مقابل، چه جی‌دی ونس بدون رقیب وارد کارزار شود و چه کار به رقابت‌های درون‌حزبی بکشد، جمهوری‌خواهان مراقب خواهند بود که با برائت جستن از ترامپ، بدنه پرشمار و پرشور جنبش ماگا را خشمگین نکنند. شکاف در اردوگاه دموکرات‌ها بر سر میراث ترامپ با این حال، دموکرات‌ها در سایه سردرگمی استراتژیک و ضعف در سیاست‌ورزی، این بستر مناسب را فدای مناقشات فرسایشی داخلی کرده‌اند. رایزنی با صاحب‌نظران ارشد سیاست خارجی در واشنگتن نشان می‌دهد این حزب به دو اردوگاه میانه‌روها و جناح چپ مترقی تجزیه شده است.

هر دو طیف اشتراک نظر دارند که اقتصاد و معیشت دغدغه بنیادین رای‌دهندگان است و باید اولویت را به طبقه کارگر داد، اما به‌خوبی می‌دانند که معادلات بین‌المللی همواره خود را بر معادلات سیاسی داخل تحمیل می‌کنند. با درک همین واقعیت، هیئت‌هایی متشکل از کارشناسان و دیپلمات‌های پیشین دموکرات رایزنی با پایتخت‌های متحد را آغاز کرده‌اند. یکی از این هیئت‌ها که ترکیبی از چهره‌های میانه‌رو و ترقی‌خواه بود، در ماه جاری میلادی یعنی اکتبر راهی بروکسل، لندن و پاریس شد.

پیام این فرستادگان صریح بود: نظم بین‌المللیِ برآمده از جنگ جهانی دوم بازگشت‌پذیر نیست و برخی از ارکان سیاست ترامپ، از جمله شعارهای اولویت دادن به آمریکایی‌ها و تمرکز بر بازسازی صنایع داخلی، صرف‌نظر از نتایج انتخابات آینده پابرجا خواهد ماند. مسئله تعرفه‌های گمرکی ترامپ نیز مرزبندی عمیقی میان دموکرات‌ها رقم زده است. اگرچه پیمایش‌های عمومی نشان می‌دهد مردم این تعرفه‌ها را مقصر گرانی کالاها می‌دانند، میانه‌روهای حزب همچنان میان لغو فوری این مالیات‌ها برای گشایش اقتصادی یا حفظ آنها به عنوان ابزار چانه‌زنی تجاری مردد مانده‌اند.

در سوی دیگر، جناح چپ مدافع جدی صنایع داخلی منتخب است و از درآمدهای تعرفه‌ای حمایت می‌کند، صنایعی که در آینده نیز برای بقای این موانع حمایتی نفوذ خود را به کار خواهند گرفت. هم‌زمان، طیفی از حزب دموکرات خواستار کنار گذاشتن آن دسته از مقامات دولت بایدن است که در سیاست‌گذاری در قبال اسرائیل نقش‌آفرینی کرده و سهمی در فاجعه انسانی غزه داشته‌اند. امروز نوعی هم‌پوشانی فراحزبی پدید آمده که استمرار حمایت بی‌قیدوشرط از تل‌آویو را ناممکن می‌داند. حتی بخش‌هایی از چپ‌های حزب گامی فراتر نهاده و خواستار خروج آمریکا از خاورمیانه و تنها حمایت محتاطانه از اوکراین هستند.

مواجهه با پکن نیز کانون اختلاف دیگری است. میانه‌روها بر این باورند که آمریکا وارد کارزاری تعیین‌کننده با چین برای حفظ هژمونی جهانی و برتری در فناوری‌های نوظهور شده است. در برابر، چهره‌های شاخص جناح چپ این خطر را اغراق‌آمیز توصیف می‌کنند و همکاری مشترک در چالش‌هایی همچون تغییرات اقلیمی را در اولویت می‌دانند. صاحبان چنین دیدگاهی شاید حتی در تصوری دور از واقعیت، به هم‌افزایی میان اتحادیه‌های کارگری آمریکا و چین برای ساماندهی دستمزد جهانی چشم دوخته باشند.

با این حال، حساسیت روزافزون بر سر امنیت هوش مصنوعی و قدرت‌گیری غول‌های فناوری، این دست محاسبات را بی‌اثر می‌کند. در موقعیت فعلی، هیچ دولتمرد دموکراتی نمی‌تواند بدون مهار پیشرفت رقبای چینی، سخن از مهار شتاب شرکت‌های آمریکایی به میان آورد؛ سیاستی که لاجرم به تشدید محدودیت‌های صادراتی بر نیمه‌رساناهای پیشرفته و ابزارهای ساخت آن می‌انجامد و آتش منازعه با پکن را تندتر می‌کند. با وجود این دودستگی‌ها، دموکرات‌ها در پاره‌ای از حوزه‌ها امکان آن را دارند که ضمن حفظ تمایز خود با ترامپ، نوعی استمرار منطقی در سیاست‌ها برقرار کنند.

چهره‌های واقع‌بین حزب می‌توانند تدابیر امنیتی مرزها را، که به یک مطالبه عمومی بدل شده، حفظ کنند و هم‌زمان از خشونت در اجرای قوانین بکاهند و روزنه‌های مهاجرت قانونی را بگشایند. از سویی، ارقام نجومی پیشنهادی ترامپ برای بودجه‌های نظامی چنان گسترده است که دموکرات‌های هر دو جناح می‌توانند بدون نقض اصول چپ‌گرایان یا میانه‌روها، دست به بازتنظیم و کاهش این مخارج بزنند. به هر روی، دوره‌ای از تحولات شتابان و پیش‌بینی‌ناپذیر پیش روی کاخ سفید است، چرا که ذات حرکت گوی‌های تخریب، ناگهانی و مهارناپذیر بودن است.

منبع: دنیای اقتصاد

منبع خبردنیای اقتصاد
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 15:24
131,130مطلب نمایه‌شده
100,632موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی