رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیجوان آنلاین6 دقیقه مطالعه

آموزش تاب‌آوری به نسلی که کمتر تحمل می‌کند

جوان آنلاین: جلوی یک دبیرستان دخترانه درحال عبور بودم. وجود همزمان آمبولانس و ماشین پلیس، خبر از یک ماجرای هیجانی می‌داد که کنجکاو شدم بدانم پشت دیوار‌های آن مدرسه که تا حالا فکر می‌کردم مظهر شیطنت و شادی‌های نوجوانی است چه می‌گذرد.

جوان آنلاین: جلوی یک دبیرستان دخترانه درحال عبور بودم. وجود همزمان آمبولانس و ماشین پلیس، خبر از یک ماجرای هیجانی می‌داد که کنجکاو شدم بدانم پشت دیوار‌های آن مدرسه که تا حالا فکر می‌کردم مظهر شیطنت و شادی‌های نوجوانی است چه می‌گذرد. چه اتفاقی افتاده که پای اورژانس به میان آمده است. با کمی پرس‌وجو چیزی فهمیدم که برق از سرم پراند. دعوا و کتک‌کاری آن هم در مدرسه دخترانه. بله. همینقدر تلخ و همینقدر هشداردهنده. شاید فکر کنید این یک اتفاق معمولی ا‌ست و در این سن زیاد رخ می‌دهد.

شاید خرده بگیرید که الکی بزرگش می‌کنم و در همه دوره‌ها نوجوانی سن حساس و پر هیجانی بوده و بروز چنین مشکلاتی دور از ذهن نیست. ولی چیزی که مهم است مجموعه علت‌هایی است که به خشونت منجر شده. اینکه چرا تحمل گفت‌و‌گو با یکدیگر را ندارند. چرا تحمل‌شان برای همه چیز آنقدر پایین آمده که سریع کاسه صبرشان لبریز و کوره احساس‌شان به جوش می‌آید؟ چرا بلد نیستند به یکدیگر فرصت دفاع‌کردن بدهند؟ چرا همه آنقدر زود قضاوت می‌کنند و بلافاصله برای چیزی که توی ذهن خودشان جرم می‌انگارند، مجازات می‌کنند؟تا مدت زیادی یکی از آسیب‌های روحی جدی در مدارس بحث رقابت تحصیلی بود.

اگر دانش‌آموزی نیم‌نمره کمتر از رقیب خود می‌گرفت، دچار استرس، معده، سردرد و… می‌شد. اما به نظر می‌رسد در حال حاضر رقابت سهم خیلی زیادی در ایجاد تنش‌های روانی در میان محصلان دبیرستانی ندارد. دختر یا پسر هم فرق ندارد. برای بسیاری از دانش‌آموزان، مدرسه دیگر فقط محل تحصیل علم نیست. این بار مسئله فقط رقابت نیست. مدرسه برای بسیاری از نوجوان‌ها نه‌فقط جایی برای درس‌خواندن بلکه جایی است که خود را یا دیگران هم سن می‌سنجند، دوست پیدا می‌کنند، طرد می‌شوند، دیده یا نادیده گرفته می‌شوند. وقتی فضای آموزش آلوده به چنین مسائلی شد، دیگر جای امنی برای بچه‌ها نیست.

هر توهین کوچک یا هر تحقیر مقابل همسالان می‌تواند پیامد روانی جدی داشته باشد. می‌تواند نوجوان را برای همیشه از فضای آموزشی دل‌زده و فراری کند. می‌تواند نوجوان را بدون اینکه دانش‌آموز تنبلی باشد، ار مدرسه خسته و بیزار کند. آن‌وقت می‌شود ماجرای غیبت‌های عجیب‌وغریب با بهانه‌های خنده‌داری که شاید مهم به نظر نرسد. نوجوانی که صبح با کمی کوفتگی یا سردرد بیدار می‌شود و اصرار دارد آن روز را در رختخواب و توی فضای مجازی سپری کند، برای خانواده و سیستم آموزش یک زنگ هشدار است. چرا او با اندک ضعف جسمانی، مدرسه را با زبان عامیانه می‌پیچاند؟

چرا حاضر است توی رختخواب بماند، غرولند والدین را تحمل کند، فردا جواب مدیر یا ناظم را بدهد، اما مدرسه نرود؟ اینکه چرا مدرسه برای بچه‌ها آزاردهنده است، نیاز به یک پژوهش جدی دارد. شاید باید سیستم آموزشی قدیمی متناسب با هوش و توان نسل حاضر، بازنگری شود. شاید لازم است جذابیت‌های جدید برای مدارس تعاریف شود که دانش‌آموز را به مدرسه ترغیب کند. آنها یک دلیل خیلی مهم‌تر از درس دارند برای آمدن، و آن جمع دوستانه است. آنها برای دیده‌شدن می‌آیند و اگر به‌خوبی ازسوی همسالان یا معلمان دیده نشوند، پرخاشگر، عصبی و منزوی می‌شوند و از مدرسه بدشان می‌آید.

عجیب نیست اگر بشنوید نوجوان، چون دوست صمیمی در مدرسه ندارد، دلش نمی‌خواهد صبح‌ها بیدار شود. عجیب نیست میل دانش‌آموزان به مدرسه آنقدر کاهش یافته که به هر بهانه‌ای منتظر تعطیل‌شدن‌اند. مدام در سایت‌های خبری می‌چرخند شاید کارگروه انرژی یا هر دلیل دیگری مدرسه را تعطیل کند. نوجوان امروز بیش از هر نسل دیگری در معرض قضاوت‌شدن و قضاوت‌کردن است. او بیش از نیمی از زمان مفیدش را در فضای مجازی سپری کرده و با لایک و کامنت‌ها درباره مسائل مختلف واکنش نشان داده است. در واقع لایک و کامنت‌ها تبدیل به یک داوری جمعی می‌شود و ارزش و ضدارزش بودن یک چیز تعیین می‌شود.

در موقعیتی که نوجوان به‌شدت تحت‌تأثیر تأیید گرفتن از مخاطبان است، نمی‌تواند در دنیای واقعی مدرسه هرگونه تمسخر مقایسه یا نقدکردنی را بپذیرد. فضای مجازی او را نسبت به بدن خود حساس کرده، در خوابش ایجاد اختلال جدی کرده و خیلی‌شان آشکارا و پنهان درگیر افسردگی هستند. اغلبشان تا نیمه‌شب آنلاین هستند و روز بعد را با بی‌حوصلگی و حواس پرت می‌گذرانند. فقط به امید اینکه زمان مدرسه تمام شود و تا شب به تختخواب بروند.

وقتی نوجوان مدام در معرض لحظه‌های ناب دیگران قرار دارد، وقتی همه چیز برایش لاکچری و تمیز تعریف شده، بازگشت هر روزه به زندگی عادی و دور از تخیلات فانتزی او را دچار سردرگمی می‌کند و حتی ممکن است او را دچار یأس و افسردگی کند. او تلاش و شکست‌های پیاپی را پشت آن چهره‌های خوشحال نمی‌بیند و با اولین شکست ناامید می‌شود و خود را نالایق و زندگی‌اش را ناکافی می‌بیند. وقتی والدین بیش از هر دوره دیگری نگران و مراقب فرزندشان هستند، آنها را آسیب‌پذیر تربیت می‌کنند.

آنها گاهی تحمل تنبیه‌های زبانی یا تهدیدات مرسوم دبیران را ندارند و کارشان به توهین و فحاشی به کادر مدرسه می‌کشد. آنها که نه شنیدن را بلد نیستند، همه چیز مطابق میلشان بوده، خانه فرزندسالاری بوده، دو نفر کار کرده‌اند تا آب در دل بچه تکان نخورد، حالا نمی‌تواند از گل نازک‌تر را تحمل کند و خشم طبیعی معلم برایش حکم فشار روانی دارد. خانواده به‌جای هم مسیر شدن با کادر مدرسه، پشت فرزند خاطی می‌ایستد که مدرسه حق ندارد روان فرزندش را به هیچ دلیلی خدشه‌دار کند. اگر شانس بیاورند و دانش‌آموزان مؤدبی داشته باشند، اما والدین آنها طلبکار می‌شوند و هیاهو راه می‌اندازند.

تصور کنید در چنین شرایط و باوجود چنین والدینی، آیا دانش‌آموز تحمل نه شنیدن یا کلام محکم دارد؟تاب‌آوری از دل تجربه می‌آید. با نه شنیدن‌ها، نشدن‌ها، نداشتن‌ها و شکست‌ها. از اینکه گاهی منتظر بمانند. گاهی درد را هرچه که هست تحمل کند، برای مشکل متناسب با شرایط راه‌حل بیابد. اگر بچه‌ها در خانه یا مدرسه تاب‌آوری را بیاموزند، یعنی مهارت گفت‌و‌گو را می‌آموزند. یعنی یاد می‌گیرند در مقابل اشتباهشان عذرخواهی کنند و باوجود اختلاف‌ها به سازش برسند. این‌همه آن چیزی‌ست که جایش در میان مدرسه خالی ا‌ست.

برای تربیت بچه‌های تاب‌آور، باید به آنها یاد داد دنیا همیشه منصف نیست. باید هوش هیجانی و اجتماعی‌شان را تقویت کرد. اینکه والدین با حذف موانع از پیش پای فرزندشان فکر می‌کنند لطف کرده‌اند، یک اشتباه بزرگ است. آنها نه‌تنها جلوی قوی‌شدن فرزندشان را می‌گیرند، بلکه آنها را در معرض آسیب‌های جدی قرار می‌دهند. در مدارس یک واحد مهم و جدی هست به نام دفتر مشاوره. جایی که دانش‌آموز باید با آن احساس آرامش و راحتی کند و ساعتی مثل ساعت ورزش باشد برای همه. اما دانش‌آموزی که نیاز به گفت‌و‌گو دارد از رفتن پیش مشاور می‌ترسد.

از برچسبِ مشکل‌دار بودن می‌ترسد و قید رفتن و حرف‌زدن را می‌زند. اگر بچه‌ها از رفتن نزد مشاور بترسند یا خجالت بکشند، چطور می‌توانند تحمل روانی خود را تقویت کنند؟اگر به فرزند خود در خانه یا مدرسه تاب‌آوری را می‌آموزید، یادتان باشد آن را با بی‌تفاوتی یا سکوت در برابر آزار اشتباه نگیرید. تاب‌آور بودن یعنی می‌تواند باوجود هر حس خوب یا بدی که دارد، از بزرگ‌تر‌ها کمک بخواهد. نه اینکه به اسم تحمل یا خفن بودن زیر بار زور برود و سکوت کند. و، اما حرف آخر… آن روز جلوی دبیرستان پلیس و اورژانس آمدند تا یک اتفاق را مدیریت کنند.

اما بسیاری از بحران‌های روحی نوجوان با آمبولانس شروع نمی‌شود. با یک نگاه تحقیرآمیز با یک نه شنیدن یک کامنت تلخ یا مقایسه اشتباه متولد می‌شود.

منبع: جوان آنلاین

منبع خبرجوان آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 02:46
129,904مطلب نمایه‌شده
99,313موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی