نورنیوز- گروه سیاسی: گزارش جدید شبکه الجزیره درباره هشدار ایران برای هدف قرار دادن کابلهای زیردریایی در صورت وقوع حمله نظامی، بار دیگر یکی از کمتر دیدهشدهترین ابعاد جنگ احتمالی در منطقه را به سطح آورده است؛ جنگی که اگر آغاز شود، فقط بر فراز آسمان یا روی زمین و دریا جریان نخواهد داشت، بلکه ممکن است تا اعماق آبهای خلیج فارس و زیرساختهای ارتباطی جهان دیجیتال نیز امتداد پیدا کند. ظرف چند روز اخیر، مقامات ارشد امنیتی و نظامی ایران صراحتاً از حمله به کابلهای اینترنت در قعر آبهای خلیج فارس، در صورت تجاوز مجدد آمریکا و اسرائیل به ایران سخن گفتهاند.
بر این اساس، الجزیره با اشاره به نگرانی شدید کشورهای عربی منطقه از پیامدهای چنین اقدامی، هشدار داده است که آسیب دیدن کابلهای ارتباطی در تنگه هرمز میتواند ارتباطات دیجیتال کشورهای منطقه را با اختلال مواجه کند. اهمیت این هشدار از آنجا ناشی میشود که بخش قابل توجهی از زندگی اقتصادی و اجتماعی امروز بر زیرساختی استوار است که شاید در ظاهر دیده نشود. شبکهای عظیم از کابلهای فیبر نوری که در کف دریاها کشیده شده و بانکها، مراکز داده، شرکتهای فناوری، خدمات ابری و میلیونها کاربر را به یکدیگر متصل میکند.
به همین دلیل است که مقامهای کشورهای منطقه نیز نسبت به پیامدهای احتمالی آسیب دیدن این کابلها ابراز نگرانی کردهاند؛ چرا که اختلال در آنها صرفاً یک مشکل ارتباطی نیست و میتواند به تجارت، خدمات مالی، حملونقل، اقتصاد دیجیتال و حتی عملکرد مراکز داده سرایت کند. گزارش الجزیره البته تصویری بسیار بزرگ از این ماجرا ارائه کرده و از وابستگی ۸۰ درصد اینترنت جهان به این کابلها سخن گفته است؛ ادعایی که از نظر برخی کارشناسان، به لحاظ فنی باید با احتیاط به آن نگریست.
کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها سهم پهنایباند عبوری از خود تنگه هرمز از پهنایباند بینالمللی جهان را ناچیز اعلام کرده است. بنابراین، به نظر این کارشناسان آسیب به کابلهای هرمز الزاماً به معنای قطع اینترنت جهان نیست و شبکه جهانی اینترنت مسیرهای جایگزین متعددی دارد. اما این اختلاف نظر فنی، به فرض صحت، اصل مسئله را کماهمیت نمیکند؛ بلکه صورت واقعیتر و شاید مهمتری از آن را نشان میدهد. ایران برای اثرگذاری بر اینترنت جهان نیازی به قطع اینترنت جهان ندارد.
کافی است بتواند در صورت وقوع جنگ، به بخشی از زیرساختهای ارتباطی حساس منطقه آسیب وارد کند تا هزینههای اقتصادی و ارتباطی قابل توجهی به کشورهای پیرامونی تحمیل شود. در واقع، اهمیت کابلهای هرمز را باید نه در نسبت آنها با کل اینترنت جهان، بلکه در جایگاهشان در معماری ارتباطی خلیج فارس جستوجو کرد. چندین سامانه مهم کابل زیردریایی از این منطقه عبور میکنند و کشورهای عربی خلیج فارس نیز به درجات مختلف به این شبکه وابستهاند.
برخی کشورها البته مسیرهای جایگزین زمینی یا دریایی دارند و همین مسئله مانع از آن میشود که قطع یک یا چند کابل به معنای فروپاشی ارتباطات آنها باشد. اما ظرفیت مسیرهای جایگزین نامحدود نیست و انتقال ناگهانی حجم بزرگی از ترافیک به مسیرهای دیگر میتواند موجب کاهش ظرفیت، افزایش تأخیر و اختلال در برخی خدمات شود. تجربه دریای سرخ در سالهای اخیر نیز نشان داده است که برای ایجاد اختلال در شبکه جهانی ارتباطات، لزوماً نیازی به قطع همه کابلها نیست.
آسیب به چند مسیر اصلی در این منطقه، اپراتورها را وادار کرد بخشی از ترافیک را از مسیرهای جایگزین عبور دهند و در برخی نقاط، افزایش تأخیر و افت کیفیت ارتباطات مشاهده شد. این تجربه یک واقعیت مهم را روشن میکند: در جنگ زیرساختی، گاهی ایجاد اختلال اهمیت بیشتری از نابودی کامل دارد. از همین زاویه باید تهدید ایران را فهمید. اگر در یک درگیری نظامی، زیرساختهای حیاتی ایران هدف حمله قرار گیرند، تهران نیز مجموعهای از گزینههای متقابل را در اختیار خواهد داشت. این گزینهها الزاماً به اهداف نظامی کلاسیک محدود نمیشوند.
انرژی، کشتیرانی، بنادر، مسیرهای تجاری، زیرساختهای ارتباطی، مراکز داده و دیگر گلوگاههای اقتصادی و فناورانه میتوانند بخشی از محاسبات یک جنگ مدرن باشند. پیام ایران در چنین چارچوبی بیش از آنکه این باشد که «میتوانیم اینترنت جهان را قطع کنیم»، این است که اگر قرار باشد جنگ به ایران تحمیل شود، تهران الزاماً فقط در زمین و میدانهایی که مهاجم انتخاب کرده پاسخ نخواهد داد. این نکته در معادله بازدارندگی اهمیت ویژهای دارد. هرچه اقتصاد کشورها بیشتر به زیرساختهای بههمپیوسته وابسته میشود، دامنه آسیبپذیری آنها نیز گستردهتر میشود.
همان کشوری که از فناوری پیشرفته، مراکز داده عظیم و اقتصاد دیجیتال برخوردار است، در عین حال به شبکهای از زیرساختهای فیزیکی وابسته است که در بسیاری موارد از نقاط جغرافیایی محدودی عبور میکنند. کابل زیردریایی دقیقاً یکی از همین گلوگاههاست. البته میان تهدید کردن یک زیرساخت و تصمیم به هدف قرار دادن آن فاصله مهمی وجود دارد. آسیب عمدی به زیرساختهای ارتباطی غیرنظامی میتواند تبعات حقوقی و سیاسی قابل توجهی داشته باشد و حتی کشورهایی را که مستقیماً در جنگ مشارکت ندارند تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، نمیتوان هر تهدیدی را معادل تصمیم قطعی به اجرا دانست.
اما از منظر بازدارندگی، نفس مطرح شدن چنین گزینهای حامل یک پیام روشن است: جنگ احتمالی آینده قرار نیست الزاماً به همان قواعد و همان زمینهایی محدود بماند که طرف مهاجم تعیین میکند. اگر یک کشور از حمله نظامی به زیرساختهای حیاتی ایران سخن بگوید یا چنین حملهای را آغاز کند، طبیعی است که تهران نیز مجموعه ابزارهای در اختیار خود را برای دفاع و تحمیل هزینه به طرف مقابل محاسبه کند. کابلهای زیردریایی فقط یکی از این ابزارهاست؛ همانطور که انرژی، کشتیرانی، بنادر و سایر گلوگاههای حیاتی نیز میتوانند در چنین محاسبهای قرار گیرند.
در این میان، شاید مهمترین نکته گزارش الجزیره نه ادعای بزرگ درباره «۸۰ درصد اینترنت جهان»، بلکه آشکار کردن یک واقعیت کمتر دیدهشده باشد: جنگ مدرن دیگر فقط در میدانهایی رخ نمیدهد که با چشم دیده میشوند. بخشی از قدرت و آسیبپذیری کشورها در زیر آب، در مراکز داده و در مسیرهایی قرار گرفته که میلیونها تراکنش مالی و ارتباطی هر روز از آنها عبور میکند. کابلهای زیر آب، در ظاهر چند رشته فیبر نوریاند؛ اما در اقتصاد امروز، بخشی از شریانهای حیاتی کشورها محسوب میشوند.
و وقتی جنگ به نقطهای میرسد که زیرساختهای حیاتی یک کشور هدف قرار میگیرند، نمیتوان انتظار داشت طرف مقابل همه ابزارهای خود را کنار بگذارد و فقط در چارچوب میدان سنتی جنگ پاسخ دهد. کابلها شاید اینترنت جهان را قطع نکنند، اما میتوانند بخشی از هزینه جنگ باشند؛ و همین است که آنها را به یکی از گزینههای محاسبات بازدارندگی تبدیل میکند.
منبع: نورنیوز



