بر اساس گزارش رویترز، شاخصهای سهام اروپا روز سهشنبه برای دومین روز پیاپی کاهش یافتند و افزایش قیمت نفت بر روند معاملات اثر گذاشت. نفت برنت در معاملات این روز از مرز ۱۱۰دلار عبور کرد؛ سطحی که از ماه مه مشاهده نشده بود. نگرانی درباره اختلال در عرضه نفت و افزایش حملات به کشتیها در خلیجفارس از عواملی بود که به رشد قیمتها کمک کرد و بر انتظارات سرمایهگذاران نیز اثر گذاشت. افزایش بهای انرژی در زمانی رخ داده که سرمایهگذاران برای ارزیابی قدرت اقتصاد جهانی و دوام رشد بازارها به اطلاعات تازه نیاز دارند.
اهمیت افزایش قیمت نفت برای بازار سهام تنها به رشد بهای یک کالای پایه محدود نمیشود. نفت یکی از نهادههای اصلی اقتصاد جهانی است و تغییر قیمت آن میتواند هزینه فعالیت طیف گستردهای از بنگاهها را تغییر دهد. شرکتهای حملونقل، خطوط هوایی، تولیدکنندگان مواد شیمیایی و بسیاری از صنایع انرژیبر، در صورت افزایش هزینه سوخت و مواد اولیه، با کاهش حاشیه سود مواجه میشوند؛ مگر آنکه بتوانند این هزینهها را از طریق افزایش قیمت محصولات به مشتریان منتقل کنند. در مقابل، شرکتهای تولیدکننده نفت و گاز ممکن است از افزایش قیمت فروش محصولات خود منتفع شوند.
بنابراین، شوک نفتی بر همه صنایع اثر یکسانی ندارد و میتواند اختلاف عملکرد میان بخشهای مختلف بازار سهام را افزایش دهد. این مساله برای سرمایهگذاران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا قیمت سهام تنها بازتاب سود فعلی شرکت نیست، بلکه انتظارات از درآمدها و جریان نقدی سالهای آینده را نیز منعکس میکند. هنگامی که هزینههای عملیاتی افزایش مییابد، تحلیلگران ممکن است برآورد خود از سود آینده شرکتها را کاهش دهند. حتی اگر این تغییر هنوز در صورتهای مالی منتشرشده دیده نشده باشد، بازار میتواند پیش از انتشار نتایج جدید به آن واکنش نشان دهد.
از این رو، تداوم افزایش قیمت نفت میتواند بر ارزش سهام شرکتهایی اثر بگذارد که در ظاهر ارتباط مستقیمی با صنعت انرژی ندارند. مسیر دوم اثرگذاری نفت بر بازار سهام از انتظارات تورمی و سیاست پولی میگذرد. افزایش قیمت انرژی میتواند هزینه کالاها و خدمات را بالا ببرد و روند کاهش تورم را کندتر سازد. در چنین شرایطی، بانکهای مرکزی ممکن است برای کاهش نرخ بهره با احتیاط بیشتری عمل کنند یا زمانبندی کاهش آن را به تعویق بیندازند. حتی بدون افزایش نرخهای رسمی، تغییر انتظارات بازار درباره مسیر آینده آنها میتواند بر قیمت داراییها اثر بگذارد.
با این حال، ارتباط میان نفت، تورم و نرخ بهره همیشه مستقیم نیست. اگر افزایش قیمت انرژی با تضعیف رشد اقتصادی همراه شود، بانکهای مرکزی با انتخاب دشوارتری مواجه خواهند شد. از یک طرف، افزایش هزینهها ممکن است تورم را بالا نگه دارد و از طرف دیگر، کاهش تقاضا میتواند به حمایت پولی نیاز داشته باشد. در چنین وضعیتی، بررسی دادههای تورمی بهتنهایی کافی نیست و شاخصهای مصرف، اشتغال و فعالیت صنعتی نیز اهمیت پیدا میکنند. واگرایی نفت و اوراق در همین حال، گزارش روز سهشنبه مارکتواچ به تغییر در رابطه معمول میان قیمت نفت و بازده اوراق خزانهداری آمریکا پرداخت.
با وجود افزایش قیمت نفت در پی نگرانی از اختلال عرضه، بازده اوراق دهساله آمریکا کاهش یافت. این واگرایی نشان میدهد که سرمایهگذاران علاوه بر نگرانیهای تورمی، احتمال کند شدن رشد اقتصادی را نیز در نظر دارند. کاهش بازده اوراق میتواند ناشی از افزایش تقاضا برای داراییهای امن یا بازنگری در چشمانداز اقتصاد باشد و لزوما به معنای رفع نگرانیهای تورمی نیست. بازارهای سهام نیز ممکن است در واکنش به یک شوک واحد مسیرهای متفاوتی را طی کنند. بر اساس گزارش آسوشیتدپرس از معاملات روز دوشنبه، ۱۹اکتبر، شاخص نزدک آمریکا 1.1درصد و شاخص اساندپی۵۰۰ حدود 0.4درصد رشد کردند؛
درحالیکه شاخص داوجونز 0.1درصد کاهش یافت. در همان روز، شاخصهای اصلی اروپا بیش از یکدرصد افت کردند. تفاوت عملکرد بازارها نشان میدهد ترکیب صنایع، انتظارات سودآوری و شرایط اقتصادی هر منطقه در واکنش به تحولات جهانی نقش دارند. افزایش قیمت انرژی در کنار تردید درباره ارزشگذاری سهام فناوری نیز اهمیت دارد. شرکتهای این بخش برای توسعه مراکز داده و تجهیزات پردازشی به سرمایهگذاری گسترده نیاز دارند. افزایش هزینه برق و تامین مالی میتواند اجرای طرحها را گرانتر کند.
اگر درآمدهای حاصل از هوش مصنوعی مطابق انتظارات رشد نکند، توجیه ارزشگذاریهای بالا دشوارتر خواهد شد. با این حال، میزان آسیبپذیری شرکتها یکسان نیست و وضعیت مالی، بدهی، قراردادهای انرژی و توان ایجاد درآمد در هر بنگاه باید جداگانه بررسی شود. در سوی دیگر، شرکتهای انرژی ممکن است از قیمتهای بالاتر سود ببرند؛ اما افزایش نفت به رشد یکسان سود همه تولیدکنندگان منجر نمیشود. هزینه استخراج، مالیات، بدهی، ظرفیت تولید و قراردادهای فروش در میزان بهرهمندی هر شرکت نقش دارند.
همچنین، اگر قیمتهای بالا تقاضا را کاهش دهد یا هزینههای خدمات و تجهیزات صنعت نفت را افزایش دهد، بخشی از منفعت تولیدکنندگان محدود خواهد شد. از این رو، سرمایهگذاران باید میان افزایش قیمت محصول و تغییر واقعی سودآوری بنگاه تفاوت قائل شوند. پرسش اصلی این است که افزایش قیمت نفت تا چه اندازه پایدار خواهد بود. اگر نگرانیهای عرضه کاهش یابد، بخشی از فشار هزینهای و نگرانی تورمی نیز ممکن است کمتر شود. اما ماندگاری نفت در سطوح بالا میتواند هزینه بنگاهها و خانوارها را افزایش دهد و اثر آن بهتدریج در دادههای تورمی و گزارشهای مالی نمایان شود.
مدت زمان تداوم افزایش قیمت، برای بازار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا شرکتها معمولا میتوانند شوک کوتاهمدت را با ذخایر، قراردادهای پوشش ریسک یا تعدیل هزینهها مدیریت کنند، اما شوک طولانیتر تصمیمهای سرمایهگذاری و قیمتگذاری را تغییر میدهد. گزارشهای فصلی شرکتها در این شرایط اهمیت بیشتری پیدا میکنند. سرمایهگذاران باید علاوه بر درآمد و سود ثبتشده، پیشبینی مدیران درباره هزینهها، تقاضا و سرمایهگذاری آینده را بررسی کنند.
شرکتهایی که توان انتقال افزایش هزینهها به مشتریان را دارند یا از ترازنامه قدرتمندی برخوردارند، ممکن است شرایط متفاوتی از بنگاههای بدهکار و وابسته به تقاضای حساس به قیمت تجربه کنند. همین تفاوتها میتواند باعث شود شاخصهای کلی بازار تصویری ناقص از وضعیت صنایع ارائه دهند.
منبع: دنیای اقتصاد



