ستاره آزاد، کارگردان فیلم کوتاه «فاصله کانونی» به تهیهکنندگی پیمان خزلی که در چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور دارد در گفتوگو با خبرنگار برنا؛ درباره ایده و شکلگیری این اثر گفت: داستان «فاصله کانونی» قصه عکاسی است که سالهاست مهاجرت کرده و متوجه میشود به بیماری پیشروندهای مبتلاست که به تدریج بیناییاش را از بین میبرد. او به بهانه عکاسی از یک پروژه و تغییر فضا، به ایران بازمیگردد و در خانه پدری سکنی میگزیند.
از آنجا که دیگر نمیتواند اطرافش را به درستی ببیند، شروع به تصور کردن گذشته میکند و در واقع گذشته را به زمان حال احضار میکند. او در پاسخ به این پرسش که چقدر میان دغدغههای شخصیاش و موضوع فیلم اشتراک وجود دارد، افزود: من خودم از ۱۹ سالگی و زمان پذیرفته شدن در دانشگاه، از شهر خودم به تهران آمدهام و حدود چهار پنج سال است که به طور کامل دور از خانواده زندگی میکنم. در این سالها تنهایی را به شدت تجربه کردهام و این دوری برایم شبیه به تجربه کوچکی از مهاجرت بوده است.
اگرچه در مهاجرتهای داخلی امکان سرزدن به خانواده بیشتر است اما ساختن زندگی از صفر در شهری جدید و دور از خانواده، همواره با ترس و دغدغه همراه بوده است. وی ادامه داد: من مرتب به این فکر میکردم که آیا ارزشش را دارد آدم برای رسیدن به آرزوها و اهدافش از داشتههای غیرقابل جایگزینی چون خانواده بگذرد؟ همین دغدغه و این پرسش که آیا اصلا میتوان با دردِ سالها دوری و دلتنگی کنار آمد، جرقه شکلگیری این قصه شد. وقتی کسی مهاجرت میکند و پس از سالها برمیگردد، حس سفر در زمان به او دست میدهد؛
خاطرات در ذهن همانگونه ماندهاند که ترکشان کردهای اما نه حالا شبیه گذشته است و نه تو دیگر آن آدم قبلی هستی. آزاد درباره انتخاب عنوان فیلم و رویکرد فرمی و بصری آن توضیح داد: من خیلی دوست داشتم وقتی مدیوم سینما را برای روایت انتخاب میکنم، دلیل بصری محکمی برایش داشته باشم و بتوانم حرفم را با تصویر بیان کنم. تضادها در فیلمنامهنویسی برای من بسیار جذاباند؛ اینکه یک عکاس به مرور بیناییاش را از دست بدهد، تضاد دراماتیک قدرتمندی ساخت.
او ادامه داد: عنوان «فاصله کانونی» ناخودآگاه یادآور عدسی عینک و لنز دوربین است اما همزمان فاصلهای را که یک مهاجر از اصالت و ریشههایش میگیرد نیز بازنمایی میکند. این سوژه به من میدان داد تا با اتکا به مشکل بینایی کاراکتر و حرفه عکاسیاش، از جلوههای بصری متفاوتی مثل بازی با فوکوس و تغییرات عمق میدان استفاده کنم تا جهان درونی کاراکتر و فقدانهایش به شکلی کاملا سینمایی و تجربی به تصویر کشیده شود.
ستاره آزاد در ادامه گفتوگو درباره اینکه این اثر چندمین فیلم کارنامه اوست و تا چه اندازه به تصویر ذهنی اولیه نزدیک شده است، گفت: این فیلم نخستین تجربه ساخت فیلم کوتاه من است. وقتی به نتیجه کار نگاه میکنم، فکر میکنم تا حد خیلی زیادی آن چیزی که در ذهن داشتم محقق شده است. طبیعتا نمیتوانم ادعا کنم که این فیلم بینقصترین نسخه ممکن از این قصه است یا قصه به مطلقترین شکل ممکن روایت شده است.
او در پایان گفت: اگر دوباره بخواهم این فیلمنامه را بنویسم، میتوانم پختهتر عمل کنم و روایت بهتری ارائه بدهم، اما آنچه روی کاغذ آمده بود دقیقا روی تصویر نشست و این برای من به عنوان فیلم اول بسیار رضایتبخش است. انتهای پیام/
منبع: خبرگزرای برنا



