رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیخبرگزرای مهر14 دقیقه مطالعه

بررسی دلایل سیلاب ۲۲ مهر کرج؛ احداث شهرک اداری در مسیر روان‌آب‌ها

کرج _ مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری البرز با تشریح عوامل مؤثر در سیلاب ۲۲ مهر کرج، بر نقش شیب ارتفاعات، حرکت رسوبات و تغییر مسیرهای طبیعی آب در افزایش خطر تأکید کرد.

بررسی دلایل سیلاب ۲۲ مهر کرج؛ احداث شهرک اداری در مسیر روان‌آب‌ها

کرج _ مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری البرز با تشریح عوامل مؤثر در سیلاب ۲۲ مهر کرج، بر نقش شیب ارتفاعات، حرکت رسوبات و تغییر مسیرهای طبیعی آب در افزایش خطر تأکید کرد.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها، حمیدرضا عبدالمنافی: شهر کرج روی مسیر آب ساخته شده است. این کلیدواژه نتیجه مصاحبه با مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری البرز درباره سیلاب ۲۲ مهر است. بلوار طالقانی یا همان شهرک اداری استان البرز و محله‌هایی که امروز در حاشیه آن‌ قرار گرفته‌اند، چند دهه پیش زمین‌های آبرفتی‌ بودند که جریان‌های سیلابی از آن‌ها می‌گذشت. شهر که بزرگ شد، آب مسیر خود را از دست نداد؛ فقط مسیرش را بستند. در بارش اخیر، با شدت حدود سه میلی‌متر در دقیقه، همین مسیر دوباره باز شد و این بار آب تنها نبود، سنگ و خاک و واریزه هم با خود آورد.

اصغر بیات این ماجرا را با تصاویر هوایی دهه‌های ۴۰ و ۵۰ توضیح می‌دهد و می‌گوید مهار سیلاب شهری کار یک دستگاه نیست و از ارتفاعات تا پایین‌دست شهر باید یکپارچه دیده شود. در بخش‌هایی از گفت‌وگو هم از سازه‌های آبخیزداری، نقش جاده‌ها و آبروها و برآورد حدود چهار و نیم همتی اعتبار موردنیاز استان سخن می‌گوید.

سیلاب ۲۲ مهر در کرج بار دیگر موضوع مدیریت روان‌آب‌ها، نقش اقدامات آبخیزداری و تأثیر گسترش شهر بر مسیرهای طبیعی عبور سیلاب را به یکی از مسائل مهم استان البرز تبدیل کرد. شدت بارش، حرکت حجم زیادی از سنگ، خاک و رسوبات از ارتفاعات و ورود آن به محدوده‌های شهری، این پرسش را مطرح کرد که اقدامات انجام‌شده برای کنترل سیلاب تا چه اندازه مؤثر بوده و چه عواملی موجب افزایش خسارت در برخی نقاط شده است.

برای بررسی ابعاد این حادثه، وضعیت حوزه‌های آبخیز بالادست کرج، عملکرد سازه‌های آبخیزداری، نقش توسعه شهری و راه‌سازی در تغییر مسیر جریان‌های طبیعی و ضرورت اقدامات پیشگیرانه، با اصغر بیات، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان البرز گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می خوانیم.

برای شروع، درباره وضعیت حوزه‌های آبخیز بالادست شهر کرج و اقداماتی که طی سال‌های گذشته برای کنترل سیلاب در این محدوده انجام شده است، توضیح دهید.

شهر کرج از دو حوزه آبخیز اصلی در بخش‌های شمالی و غربی تأثیر می‌پذیرد. حوزه آبخیز غربی و شمال کرج، از محدوده عظیمیه تا حلاج را در بر می‌گیرد و وسعت آن حدود هشت هزار هکتار است. حوزه آبخیز شرقی نیز محدوده‌هایی مانند کلاک و جهان‌نما را شامل می‌شود و وسعت آن حدود سه هزار هکتار برآورد می‌شود.

مطالعات حوزه‌های آبخیز کرج از سال ۱۳۷۶، توسط مجموعه آبخیزداری جهاد سازندگی استان تهران انجام شده است. در دهه ۱۳۸۰ نیز اقداماتی در این حوزه‌ها به اجرا درآمد که شامل عملیات بیولوژیک و مکانیکی بود. در بخش بیولوژیک، بذرپاشی، کپه‌کاری و نهال‌کاری انجام شد و در بخش مکانیکی نیز سازه‌هایی مانند گابیون، خشکه‌چین و سنگ‌وملات احداث شد.

هدف این اقدامات، کنترل فرسایش خاک، کاهش سرعت روان‌آب و رسوب و مهار بخشی از جریان سیلاب در بالادست است. در حوزه عظیمیه، بر اساس ارزیابی‌های انجام‌شده، اثربخشی عملیات بیولوژیک در کاهش فرسایش و کنترل سیلاب حدود ۷۸ درصد و اثربخشی عملیات مکانیکی حدود ۵۰ درصد برآورد شده است.

با توجه به این اقدامات، چرا در سیلاب ۲۲ مهر حجم زیادی از سنگ، خاک و رسوبات وارد محدوده شهری شد؟ آیا می‌توان گفت عملیات آبخیزداری موفق نبوده است؟

برای ارزیابی این موضوع باید ویژگی‌های طبیعی منطقه و نوع حادثه را در نظر گرفت. بخشی از ارتفاعات بالادست کرج شیب زیادی دارد و از نظر زمین‌شناسی و ژئومورفولوژی نیز با رخنمون‌های سنگی، فرسایش‌پذیری و پوشش گیاهی محدود مواجه است. در چنین شرایطی، هنگام بارش شدید، امکان حرکت سنگ، خاک و رسوبات افزایش می‌یابد.

بر اساس اطلاعاتی که همکاران هواشناسی در اختیار ما قرار دادند، شدت بارش در روز حادثه حدود سه میلی‌متر در دقیقه گزارش شده بود. وقتی چنین بارشی در یک محدوده کوهستانی با شیب زیاد اتفاق می‌افتد، می‌تواند رسوبات و موادی را که طی سال‌ها در مسیرها انباشته شده‌اند، به حرکت درآورد.

بنابراین، حادثه را نباید صرفاً یک سیلاب معمولی ناشی از افزایش حجم آب دانست؛ آنچه رخ داد، ترکیبی از جریان سیلابی و حرکت توده‌ای سنگ، خاک و رسوبات بود که از آن با عنوان جریان واریزه‌ای نیز یاد می‌شود.

در چنین وضعیتی، حتی وجود سازه‌های آبخیزداری هم به معنای حذف کامل خطر نیست؛ این سازه‌ها برای کاهش شدت جریان، کنترل رسوب و محدود کردن آثار سیلاب طراحی می‌شوند، نه اینکه در هر شرایطی مانع مطلق وقوع حادثه شوند.

پس از وقوع سیلاب، برخی سازه‌های آبخیزداری از رسوبات پر شدند. این موضوع نشانه آسیب‌دیدگی یا ناکارآمدی سازه‌ها نیست؟

پرشدن سازه‌ها از رسوب را باید با توجه به هدفی که برای آن‌ها تعریف شده بررسی کرد. بخشی از این سازه‌ها اساساً با هدف کنترل و نگهداشت رسوبات احداث شده‌اند. وقتی جریان واریزه‌ای به سازه می‌رسد، بخشی از سنگ، خاک و رسوب در آن متوقف می‌شود و همین موضوع می‌تواند از انتقال تمام این مواد به پایین‌دست جلوگیری کند.

پس صرف مشاهده رسوب در سازه به این معنا نیست که سازه عملکرد مناسبی نداشته است. در بازدیدهایی که پس از حادثه انجام دادیم، آسیب‌دیدگی مورد انتظار در سازه‌های مورد بررسی مشاهده نشد و شواهد موجود نشان می‌دهد که اقدامات آبخیزداری در کاهش آثار جریان مؤثر بوده‌اند.

البته ارزیابی نهایی هر سازه باید با بررسی فنی وضعیت آن، میزان رسوب‌گیری و ظرفیت باقیمانده انجام شود. نکته اصلی این است که عملکرد سازه را باید بر اساس مأموریت آن سنجید؛ اگر سازه‌ای برای کنترل رسوب احداث شده و بخشی از رسوبات را در خود نگه داشته باشد، این موضوع می‌تواند نشان‌دهنده انجام وظیفه آن باشد.

یکی از محدوده‌هایی که درباره نقش اقدامات انجام‌شده در آن صحبت شده، حوزه آبخیز کوه نور و باغستان است. در این منطقه چه اقداماتی انجام شده و چه نقشی در کنترل سیلاب داشته‌اند؟

در حوزه کوه نور و باغستان، اقداماتی از جمله عملیات بیولوژیک با مشارکت شهرداری انجام شده است. در خروجی این حوزه نیز سازه‌های سنگ‌وملات وجود دارد. همچنین بر اساس مطالعات دانشگاه صنعتی امیرکبیر و مشاوران مربوط، حوضچه یا محدوده‌ای برای کنترل جریان و رسوبات در نظر گرفته شده است.

این مجموعه اقدامات در مهار بخشی از جریان واریزه‌ای و کاهش انتقال رسوبات به پایین‌دست نقش داشته است. ارزیابی ما این است که وجود این حوضچه و سازه‌ها در کنترل بخشی از جریان مؤثر بوده و اگر این اقدامات وجود نداشت، احتمال داشت آثار حادثه شدیدتر شود.

البته در حوزه‌های کوهستانی، شدت بارش و حجم موادی که در اثر آن به حرکت درمی‌آیند، متغیر است.

به همین دلیل، هیچ سازه‌ای را نباید به‌تنهایی تضمین‌کننده جلوگیری کامل از سیلاب دانست. مجموعه اقدامات بالادست، وضعیت مسیرهای طبیعی و نحوه توسعه محدوده‌های پایین‌دست باید در کنار هم بررسی شوند.

موضوع فقط میزان بارش نیست؛ باید دید آب از کجا می‌آید، در مسیر خود با چه موانعی روبه‌رو می‌شود و در نهایت به کجا می‌رود. اگر در توسعه شهری، مسیرهای طبیعی سیلاب به‌درستی شناسایی و حفظ نشوند، در زمان وقوع بارش شدید مشکلات جدی ایجاد می‌شود.

آیا می‌توان گفت بخشی از بلوار طالقانی کرج در مسیر طبیعی سیلاب قرار گرفته است؟

بر اساس بررسی‌های ما، بخشی از محدوده‌ای که امروز در مجاورت بلوار طالقانی قرار دارد، در گذشته مسیر عبور و پخش سیلاب بوده است. وقتی عکس‌های هوایی قدیمی را با وضعیت امروز مقایسه می‌کنیم، تغییرات این محدوده و گسترش ساخت‌وسازها قابل مشاهده است.

باید این واقعیت را بپذیریم که برخی محدوده‌های شهری امروز، در گذشته مسیر طبیعی حرکت آب بوده‌اند. اگر در چنین مناطقی ساخت‌وساز انجام شود یا مسیر عبور سیلاب مسدود شود، در زمان بارندگی شدید، آب برای عبور به مسیرهای دیگری وارد می‌شود و ممکن است به معابر، تأسیسات و ساختمان‌ها آسیب بزند.

از نظر ما، این موضوع نیازمند بررسی جدی در طرح‌های شهری و مدیریت بحران است. بلوار نباید در مسیری قرار بگیرد که محل گذر طبیعی سیلاب است؛ آنجا محل عبور سیل است. لازم است مسیرهای تاریخی جریان آب با استفاده از مطالعات فنی و عکس‌های هوایی شناسایی شوند و تصمیم‌گیری درباره توسعه شهری بر مبنای این اطلاعات صورت گیرد.

نقش آزادراه و جاده‌های احداث‌شده در ارتفاعات را در تشدید یا تغییر مسیر سیلاب چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا آزادراه شمالی در سیلاب حوزه کوه نور نقشی داشته است؟

درباره آزادراه شمالی باید موقعیت آن نسبت به خروجی حوزه آبخیز کوه نور را در نظر گرفت. بر اساس بررسی ما، این آزادراه در پایین‌دست خروجی حوزه قرار دارد و در سیلاب مورد بحث، نقش مستقیم در ایجاد جریان حوزه کوه نور نداشته است. بنابراین، نمی‌توان وقوع این حادثه را مستقیماً به آزادراه نسبت داد.

با این حال، به‌طور کلی هر جاده‌ای که در مناطق کوهستانی احداث می‌شود، ممکن است مسیر آبراهه‌ها را قطع کند.

در چنین شرایطی، پل‌ها، آبروها و دیگر سازه‌های عبور آب باید متناسب با ویژگی‌های حوزه آبخیز طراحی شوند. اگر آبراهه‌ای با سازه نامناسب یا ظرفیت ناکافی مواجه شود، ممکن است جریان آب و رسوبات در بالادست جمع شود یا مسیر حرکت آن تغییر کند.

در طراحی زیرساخت‌ها باید هم حجم آب و هم احتمال انتقال سنگ و رسوب در نظر گرفته شود. مطالعات هیدرولوژیک نباید فقط بر جریان آب متمرکز باشند، بلکه باید جریان‌های واریزه‌ای و دوره بازگشت‌های بالاتر نیز بررسی شوند. حتی یک حوزه آبخیز کوچک، برای مثال با وسعت حدود ۲۰ هکتار، در صورت بارش شدید می‌تواند جریان قابل‌توجهی تولید کند.

در این زمینه، پل آتشگاه و پل B۱ روی رودخانه کرج نیز از جمله سازه‌هایی هستند که موضوع عبور جریان و ضرورت طراحی متناسب با شرایط رودخانه را یادآوری می‌کنند.

پل B۱ در جریان جنگ مورد حمله قرار گرفت؛ اما به‌طور کلی، درباره هر سازه باید ظرفیت عبور جریان، شرایط پایین‌دست و پیامدهای احتمالی انسداد یا تخریب آن به‌صورت فنی بررسی شود.

در پروژه‌های جاده‌ای و طرح‌های توسعه‌ای، چه نکته‌ای باید درباره مسیر آب در پایین‌دست مورد توجه قرار گیرد؟

طراحی یک پل یا آبرو به‌تنهایی کافی نیست. باید بررسی شود آبی که از زیر جاده یا از مسیر تعیین‌شده عبور می‌کند، در پایین‌دست به کجا می‌رود و آیا آن محدوده ظرفیت پذیرش جریان را دارد یا خیر. اگر آب از یک سازه عبور کند، اما در پایین‌دست به محدوده مسکونی یا مسیری با ظرفیت ناکافی برسد، خطر همچنان باقی است.

به همین دلیل، در طرح‌هایی مانند کنارگذر جنوبی نیز باید مطالعات هیدرولوژیک و مسیرهای پایین‌دست با دقت بررسی شوند. در این محدوده، بخش زیادی از اراضی شامل مناطق مسکونی، زمین‌های کشاورزی و اراضی خصوصی دارای وضعیت‌های حقوقی مختلف است و نمی‌توان موضوع را صرفاً از منظر اراضی ملی بررسی کرد.

هر پروژه‌ای که بر مسیر طبیعی جریان آب اثر می‌گذارد، باید با شناخت کامل حوزه آبخیز و مسیر خروجی آن اجرا شود. این موضوع هم برای راه‌سازی و هم برای توسعه شهری اهمیت دارد.

آیا در گذشته اراضی مرتبط با این محدوده‌ها از سوی منابع طبیعی به دستگاه‌های دیگر واگذار شده است؟ مسئولیت پیگیری این اراضی بر عهده کدام دستگاه است؟

در دهه ۱۳۸۰، بخشی از اراضی مشرف به رودخانه کرج از سوی منابع طبیعی و در چارچوب فرایندهای قانونی به وزارت راه و شهرسازی واگذار شده است. هر واگذاری باید بر اساس ضوابط قانونی و با توجه به تعهدات دستگاه دریافت‌کننده انجام شود.

در این موارد، دستگاهی که زمین را تحویل می‌گیرد، باید وظایف و الزامات مربوط را رعایت کند. بررسی وضعیت هر قطعه و نوع واگذاری نیز باید بر اساس اسناد و سوابق قانونی انجام شود. در موضوع مدیریت سیلاب، لازم است دستگاه‌های مسئول، از جمله منابع طبیعی، راه و شهرسازی و دیگر نهادهای مرتبط، سوابق و مسئولیت‌های خود را به‌صورت دقیق بررسی کنند.

با توجه به تعدد دستگاه‌های مسئول، چه سازوکاری برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی لازم است؟

مدیریت سیلاب مسئولیت یک دستگاه به‌تنهایی نیست. شرکت آب منطقه‌ای، وزارت راه و شهرسازی، شهرداری، راهداری، منابع طبیعی، مدیریت بحران و دیگر دستگاه‌های مرتبط هرکدام وظایفی دارند که باید در چارچوب یک برنامه هماهنگ اجرا شود.

در حوزه‌های بالادست، اقدامات آبخیزداری و کنترل فرسایش اهمیت دارد. در محدوده‌های شهری، شهرداری و دستگاه‌های مسئول باید مسیرهای طبیعی آب را شناسایی کنند و در طرح‌های توسعه شهری به آن‌ها توجه داشته باشند. در پروژه‌های جاده‌ای نیز لازم است سازه‌های عبور آب بر اساس مطالعات دقیق طراحی شوند و ظرفیت پایین‌دست در نظر گرفته شود.

هماهنگی میان دستگاه‌ها باید در سطح استان و با محوریت استانداری و مدیریت بحران انجام شود. نمی‌توان هر بخش از مسئله را جداگانه بررسی کرد و انتظار داشت خطر به‌طور کامل کنترل شود. لازم است اطلاعات حوزه‌های آبخیز، مسیرهای جریان، طرح‌های شهری و زیرساخت‌ها در کنار هم قرار گیرد تا تصمیم‌ها بر اساس تصویر کامل‌تری از خطر اتخاذ شود.

وضعیت مطالعات و اقدامات آبخیزداری در سایر مناطق استان البرز چگونه است؟ آیا حوزه‌های پرخطر شناسایی شده‌اند؟

بخش عمده‌ای از حوزه‌های آبخیز استان مورد مطالعه قرار گرفته‌اند و می‌توان گفت پوشش مطالعاتی استان بسیار گسترده است. در دو تا سه سال گذشته نیز در برخی نقاط بحرانی، با استفاده از اعتبارات استانی، ملی و اعتبارات مناطق محروم، اقدامات اجرایی انجام شده است.

از جمله این محدوده‌ها می‌توان به شهرک طالقان و برخی حوزه‌های دیگر اشاره کرد که برای آن‌ها اقدامات و طرح‌هایی در نظر گرفته شده است. البته شناسایی حوزه‌های بحرانی و اولویت‌بندی اقدامات باید بر اساس میزان خطر، ویژگی‌های طبیعی، وضعیت سکونتگاه‌ها و زیرساخت‌های پایین‌دست ادامه پیدا کند.

در طالقان نیز موضوع آمادگی در برابر سیلاب اهمیت دارد و مانورهایی برای آمادگی و هماهنگی دستگاه‌ها انجام شده است. صرف اجرای طرح‌های سازه‌ای کافی نیست؛ باید آمادگی عملیاتی دستگاه‌ها، اطلاع‌رسانی و هماهنگی در زمان وقوع حادثه نیز مورد توجه قرار گیرد.

با توجه به تجربه سیلاب اخیر، اگر اقدامات آبخیزداری در کرج، جاده چالوس و طالقان انجام نشده بود، چه پیامدهایی ممکن بود به وجود بیاید؟

ارزیابی ما این است که اقدامات انجام‌شده در حوزه‌های آبخیز، در کاهش شدت جریان و محدود کردن آثار سیلاب نقش داشته‌اند. اگر این سازه‌ها و اقدامات وجود نداشتند، احتمال داشت حجم بیشتری از سنگ، خاک و رسوبات به پایین‌دست منتقل شود و شرایط در کرج، جاده چالوس و طالقان بسیار دشوارتر شود.

در برخی نقاط، با توجه به ویژگی‌های طبیعی و میزان بارش، امکان بروز خسارت‌های گسترده وجود دارد. بنابراین، اقدامات آبخیزداری را نباید صرفاً مجموعه‌ای از پروژه‌های عمرانی دانست؛ این اقدامات بخشی از برنامه کاهش خطر بلایای طبیعی و حفاظت از جان و مال مردم هستند.

البته هیچ اقدامی به‌تنهایی خطر را از بین نمی‌برد. برای کاهش ریسک، باید مدیریت حوزه آبخیز، حفظ مسیرهای طبیعی سیلاب، رعایت الزامات فنی در راه‌سازی و توسعه شهری و آمادگی دستگاه‌های اجرایی هم‌زمان دنبال شود.

برآورد شما از اعتبار مورد نیاز برای اجرای اقدامات ضروری منابع طبیعی و آبخیزداری در استان البرز چقدر است؟ تأمین این اعتبار چه اهمیتی دارد؟

ما برای مجموعه اقدامات مورد نیاز منابع طبیعی و آبخیزداری در استان البرز، حدود چهار و نیم همت است. این رقم به مجموعه نیازهای استان مربوط می‌شود و برای اجرای همه اقدامات ضروری باید منابع مالی متناسب پیش‌بینی شود.

باید به آبخیزداری به چشم سرمایه‌گذاری نگاه کنیم، نه صرفاً هزینه. اگر در بالادست برای کنترل فرسایش، مهار رسوبات و کاهش شدت روان‌آب اقدام شود، می‌توان بخشی از خسارت‌های احتمالی در پایین‌دست را کاهش داد. در مقابل، بی‌توجهی به این اقدامات ممکن است به خسارت‌های جانی، مالی و تخریب زیرساخت‌ها منجر شود که هزینه جبران آن بسیار بیشتر خواهد بود.

تأمین اعتبار باید با اولویت‌بندی حوزه‌های پرخطر همراه باشد. منابع محدود باید ابتدا به مناطقی اختصاص یابد که خطر بالاتری دارند و جمعیت، تأسیسات یا راه‌های مهم در پایین‌دست آن‌ها قرار گرفته است.

اگر بخواهید مهم‌ترین درس سیلاب ۲۲ مهر را برای مدیران شهری و دستگاه‌های اجرایی بیان کنید، بر چه موضوعی تأکید دارید؟

مهم‌ترین نکته این است که باید طبیعت و مسیرهای طبیعی جریان آب را در تصمیم‌گیری‌ها جدی بگیریم. سیلاب از یک حوزه آبخیز آغاز می‌شود، از مسیرهایی عبور می‌کند و در پایین‌دست آثار خود را نشان می‌دهد. اگر بخشی از این مسیر در اثر ساخت‌وساز یا اجرای زیرساخت‌ها مسدود شود، خطر از بین نمی‌رود، بلکه ممکن است به نقطه دیگری منتقل شود.

مطالعات گذشته، عکس‌های هوایی و شناخت وضعیت طبیعی منطقه می‌توانند به ما کمک کنند تا مسیرهای قدیمی سیلاب را شناسایی کنیم. این اطلاعات باید در طرح‌های شهری، پروژه‌های راه‌سازی و برنامه‌های مدیریت بحران مورد استفاده قرار گیرد. همچنین لازم است دستگاه‌های مسئول به‌جای اقدام‌های پراکنده، با هماهنگی یکدیگر برنامه‌ای جامع برای کاهش خطر تدوین و اجرا کنند.

در پایان، چه انتظاری از دستگاه‌های مسئول برای کاهش خطر سیلاب در استان البرز دارید؟

انتظار ما این است که اقدامات پیشگیرانه با جدیت دنبال شود و مسئولیت هر دستگاه به‌صورت روشن مشخص باشد. منابع طبیعی و آبخیزداری در حوزه کنترل فرسایش و کاهش جریان‌های سیلابی وظایفی دارد؛ شرکت آب منطقه‌ای، شهرداری، راه و شهرسازی، راهداری و مدیریت بحران نیز باید وظایف قانونی و فنی خود را انجام دهند.

موضوع سیلاب را نباید فقط پس از وقوع حادثه پیگیری کرد. لازم است پیش از بارندگی‌های شدید، حوزه‌های پرخطر شناسایی شوند، سازه‌ها و مسیرهای عبور آب مورد بررسی قرار گیرند و آمادگی دستگاه‌ها افزایش یابد. حفظ مسیرهای طبیعی جریان آب و جلوگیری از توسعه نامتناسب در این مسیرها نیز از ضرورت‌های اساسی است.

سیلاب ۲۲ مهر در کرج نشان داد که کاهش خطر بلایای طبیعی به مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ در بالادست و پایین‌دست نیاز دارد. به گفته مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان البرز، عملیات آبخیزداری در کنترل بخشی از روان‌آب و رسوبات مؤثر بوده، اما شدت بارش، ویژگی‌های طبیعی حوزه‌های کوهستانی و تغییر مسیرهای تاریخی جریان آب در اثر گسترش شهر، همچنان خطر را افزایش می‌دهد.

در این میان، شناسایی مسیرهای طبیعی سیلاب، بازنگری در طرح‌های توسعه شهری و راه‌سازی، تقویت سازوکار هماهنگی میان دستگاه‌ها و تأمین اعتبار مورد نیاز برای اقدامات پیشگیرانه، از محورهای اصلی کاهش خسارت‌های آینده به شمار می‌رود. تأکید بر اینکه بخشی از محدوده بلوار طالقانی در مسیر طبیعی عبور سیلاب قرار داشته، بار دیگر ضرورت توجه به تاریخ طبیعی زمین و محدودیت‌های محیطی را در برنامه‌ریزی شهری کرج برجسته می‌کند.

منبع: خبرگزرای مهر

منبع خبرخبرگزرای مهر
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 14:34
127,946مطلب نمایه‌شده
97,273موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی