رفتن به محتوای اصلی
سیاسیدنیای اقتصاد5 دقیقه مطالعه

بازیگران کانال دیپلماسی در تهران

تهران در فاصله‌ای کوتاه میزبان دو چهره مهم دیپلماسی منطقه‌ای شد؛ ابتدا سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در ۱۹ اکتبر و سپس عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ به فاصله کمتر از یک روز وارد تهران شدند. این توالی زمانی به‌خودی‌خود اثبات‌کننده وجود یک…

بازیگران کانال دیپلماسی در تهران

تهران در فاصله‌ای کوتاه میزبان دو چهره مهم دیپلماسی منطقه‌ای شد؛ ابتدا سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در ۱۹ اکتبر و سپس عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ به فاصله کمتر از یک روز وارد تهران شدند. این توالی زمانی به‌خودی‌خود اثبات‌کننده وجود یک توافق هماهنگ میان مسکو و اسلام‌آباد نیست، اما در شرایطی که مذاکرات تهران و واشنگتن با بی‌اعتمادی عمیق و اختلاف بر سر تنگه هرمز، تحریم‌ها و پرونده هسته‌ای روبه‌روست، اهمیت سیاسی ویژه‌ای دارد.

پیام مشترک این رفت‌وآمدها روشن است: کانال دیپلماسی هنوز بسته نشده و بازیگران مختلف می‌کوشند پیش از آنکه تنش‌ها به دور تازه‌ای از رویارویی نظامی تبدیل شود، راهی برای توقف چرخه تشدید بحران پیدا کنند. با این حال، میان فعال بودن کانال‌های ارتباطی و نزدیک بودن توافق، فاصله‌ای جدی وجود دارد. چهار مسیر و یک بحران مشترک پاکستان، عمان، قطر و روسیه اکنون هر کدام به شکلی در روند تماس‌ها و تلاش برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا نقش دارند؛ هرچند سطح مشارکت، ابزار نفوذ و اولویت‌های آنها یکسان نیست.

سایت قطری العربی‌الجدید و آی‌24 اسرائیل در گزارشی همسو نوشتند که میانجی‌های قطری و پاکستانی در حال پیشبرد یک طرح میان ایران و آمریکا هستند. در همین راستا پاکستان در ماه‌های گذشته به یکی از کانال‌های اصلی ارتباطی میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. سفر عاصم منیر، با توجه به جایگاه او در ساختار قدرت پاکستان و تماس‌های پیشینش با مقام‌های ایرانی، می‌تواند نشانه تلاش برای حفظ ارتباط مستقیم و انتقال دیدگاه‌های دو طرف باشد.

موضوعاتی مانند کاهش تنش، بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به درگیری‌ها نیز در گزارش‌های مربوط به ماموریت میانجی‌گرانه اسلام‌آباد مطرح شده‌اند. با این حال، ادعای اینکه منیر در سفر اخیر حامل آخرین هشدار کتبی آمریکا بوده، در گزارش‌های پاکستانی بررسی‌شده تایید مستقل و معتبری ندارد. بنابراین، اهمیت سفر را باید در چارچوب تلاش دیپلماتیک آن سنجید، نه بر اساس جزئیاتی که هنوز مستند نشده‌اند. عمان، با سابقه طولانی میانجی‌گری میان ایران و آمریکا، همچنان یکی از مسیرهای مهم مذاکرات به‌ویژه بر سر ترتیبات تنگه هرمز است. مسقط در این پرونده صرفا میزبان گفت‌وگو نیست؛

تجربه تماس‌های جداگانه با هیات‌های ایرانی و آمریکایی، این کشور را به کانالی برای انتقال پیشنهادها و سنجش امکان توافق تبدیل کرده است. قطر نیز در ماه‌های اخیر در انتقال پیام‌ها و نزدیک کردن مواضع دو طرف نقش پررنگ‌تری داشته است. گزارش‌ها درباره دریافت پاسخ آمریکا به طرح اعتمادسازی هفت‌روزه ایران از طریق میانجی‌های قطری نشان می‌دهد که این مسیر هنوز فعال است. دوحه در کنار عمان و پاکستان می‌کوشد اختلاف‌ها بر سر ترتیب اقدامات، امنیت دریایی و بازگشت به مذاکرات را کاهش دهد. اما ورود پررنگ‌تر روسیه به این معادله، لایه تازه‌ای به تلاش‌ها اضافه کرده است.

سفر لاوروف به تهران، پس از دیدار او با نمایندگان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در بحرین، فرصتی برای گفت‌وگو درباره جنگ، امنیت منطقه‌ای و راه‌های جلوگیری از تشدید دوباره درگیری فراهم کرد. مسکو همزمان روابط راهبردی خود را با تهران حفظ می‌کند و با کشورهای عربی خلیج فارس درباره پیامدهای بحران در ارتباط است؛ موقعیتی که می‌تواند برای انتقال دیدگاه‌ها و شکل دادن به ابتکارهای دیپلماتیک مفید باشد. این چهار مسیر لزوما یک سازوکار واحد و هماهنگ تشکیل نمی‌دهند.

ارزش آنها در این مرحله، بیشتر در فراهم کردن چند کانال موازی برای انتقال پیام، آزمودن پیشنهادها و جلوگیری از قطع کامل ارتباط است. در کنار این چهار بازیگر، چین نیز از مسیر دیگری در معادله حضور دارد. پکن تاکنون بیشتر بر توقف درگیری، حل اختلاف‌ها از راه مذاکره و ایجاد ترتیبات امنیتی منطقه‌ای تاکید کرده و خواستار بازگشت ایران و آمریکا به تفاهم اسلام‌آباد شده است. اهمیت تقویم دو انتخابات زمان‌بندی این تلاش‌ها را نمی‌توان جدا از تحولات سیاسی پیش رو تحلیل کرد.

انتخابات کنست اسرائیل برای ۲۷ اکتبر و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا برای ۳ نوامبر ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده‌اند. این دو رویداد، به‌ویژه در شرایط جنگی، می‌توانند بر محاسبات سیاسی و هزینه تصمیم‌های امنیتی اثر بگذارند. در آمریکا، افزایش قیمت انرژی، اختلال در کشتیرانی و هزینه‌های جنگ می‌تواند به مساله‌ای سیاسی تبدیل شود. در اسرائیل نیز امنیت ملی و ارزیابی عملکرد دولت در مدیریت بحران، بخشی از فضای انتخاباتی است. از این منظر، تلاش برای مهار تنش پیش از انتخابات می‌تواند برای بازیگران مختلف جذاب باشد؛

هرچند نمی‌توان نتیجه گرفت که انتخابات به‌تنهایی محرک اصلی تحرکات اخیر است. از سوی دیگر، تقویم سیاسی ممکن است اثر معکوس هم داشته باشد. دولت‌ها گاهی در آستانه انتخابات برای جلوگیری از نمایش ضعف، تمایل کمتری به امتیازدهی نشان می‌دهند. گزارش رویترز در ۲۰ اکتبر نیز به نقل از مقام‌های ایرانی، این ارزیابی را مطرح کرده که تهران می‌خواهد از فشار سیاسی و اقتصادی ناشی از بحران برای تاثیرگذاری بر محاسبات واشنگتن استفاده کند. توافق موقت؛ دشوار، اما همچنان مهم مساله اصلی این است که میانجی‌ها دقیقا چه چیزی را می‌توانند روی میز بگذارند؛

تهران و واشنگتن درباره ترتیب اقدامات اختلاف دارند: ایران بر کاهش فشار، رفع محدودیت‌های دریایی و تضمین‌های عملی تاکید می‌کند؛ در مقابل، آمریکا خواهان رسیدگی به نگرانی‌های هسته‌ای و ترتیبات امنیتی است. بی‌اعتمادی ناشی از تجربه مذاکرات پیشین و جنگ، هر توافقی را دشوارتر کرده است. در چنین فضایی، توافق جامع شاید در کوتاه‌مدت دست‌یافتنی نباشد؛ اما توافق موقت نیز بدون یک ابتکار مشخص و انعطاف متقابل دور از دسترس خواهد بود. چنین ابتکاری باید اقدامات دو طرف را مرحله‌بندی کند، سازوکار راستی‌آزمایی داشته باشد و روشن سازد که هر اقدام در برابر چه تعهدی انجام می‌شود.

در نهایت، شاید مهم‌ترین دستاورد این رفت‌وآمدها نه امضای فوری توافق، بلکه جلوگیری از بسته شدن آخرین پنجره‌های دیپلماسی باشد.

منبع: دنیای اقتصاد

منبع خبردنیای اقتصاد
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 02:04
126,800مطلب نمایه‌شده
95,938موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی