پرده اول: انسداد و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، در کنار جنگ خاورمیانه، به یکی از عوامل مهم افزایش قیمت انرژی و فشار اقتصادی بر فرانسه تبدیل شده است. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، در اظهارات رسمی خود تأکید کرده که بحران هرمز و جنگ منطقهای قیمت سوخت را افزایش داده و قدرت خرید خانوارهای فرانسوی را تحت فشار قرار داده است. صندوق بینالمللی پول نیز رشد اقتصادی فرانسه در سال ۲۰۲۶ را تنها ۰٫۶ درصد پیشبینی کرده است. همزمان، اعتراضات گسترده به گرانی، وضعیت مدارس و مشکلات خدمات عمومی، فرانسه را با بحران اجتماعی و سیاسی مواجه کرده است.
دولت برای کاهش فشار بر بازار سوخت، آزادسازی ۱۰ میلیون بشکه گازوئیل از ذخایر راهبردی را اعلام کرده؛ اقدامی که نشان میدهد پیامدهای اختلال انرژی از خلیجفارس تا پمپبنزینها و خیابانهای فرانسه گسترش یافته است؛ و این ضربالمثل اینجا کاربرد دارد: «چاه نکن بهر کسی اول خودت، دوم کسی»
پرده دوم: فرانسه در جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، شیوهای متفاوت را برگزید. پاریس این بار ترجیح داد با کمترین هیاهوی سیاسی و رسانهای، اما با حضور مستقیم و عملی، در دفاع از چند شریک عربی خود وارد میدان شود. نتیجه این رویکرد آن بود که فرانسه، در حالی که از اعلام رسمی و پررنگ نقش خود پرهیز کرده، در عمل به یکی از بازیگران فعال در رهگیری پهپادها و موشکهای ایرانی در آسمان منطقه تبدیل شده بود. بر پایه جزئیات منتشرشده، حدود ۸۰ پهپاد شاهد با سلاحهای فرانسوی در آسمان کشورهای شریک سرنگون شدهاند.
برای این مأموریت، فرانسه ابتدا بر ۱۰ جنگنده رافائل مستقر در پایگاههای دائمی خود در اردن و امارات تکیه داشت و سپس ۱۴ جنگنده رافائل دیگر نیز به این آرایش اضافه شد. این افزایش نیرو به فرانسه امکان داد در برابر پهپادهایی که میتوانند با ارتفاع پایین پرواز کنند و تا ۵۰ کیلوگرم مواد منفجره حمل کنند، واکنش مؤثرتری نشان دهد. به گفته بقایی، سخنگوی دولت: «آقای مکرون! آتش گاهی به خانه طراحانش بازمیگردد.»
پرده سوم: خشم در فرانسه؛ بر اساس آمار رسمی اعلامشده از سوی نخستوزیر فرانسه، در جریان تظاهرات دهها هزار نفری روز شنبه در پاریس، دستکم ۱۲۰۰ نفر بازداشت شده و ۱۵۰ مأمور پلیس مجروح شدند. این اعتراضات که با مطالبات دانشآموزان، جوانترین قشر جامعه به راه افتاد، سپس سرتاسر این کشور را به واکنش به افزایش قیمت سوخت و بحران معیشت مجبور کرد. پس از اقدام معترضان به آتشزدن خودروها و غارت مغازهها، با واکنش سنگین پلیس با گاز اشکآور و ماشینهای آبپاش به صحنه خشنترین درگیریهای ماههای اخیر بدل شد.
همه رهبران فرانسه بهخوبی میدانند که باید یک اصل را جدی بگیرند: حضور جوانان معترض در خیابان به معنای دردسر است. از زمان اعتراضات دانشجویی مه ۱۹۶۸، که شارل دوگل آنها را با واژه معروف شینلی، به معنای «هرجومرج»، توصیف کرد، دولتهای فرانسه همواره از رویارویی با جوانان خشمگین واهمه داشتهاند. چرا؟ چون جنبشهای جوانان پیشبینیناپذیر و فاقد ساختار مشخص هستند و اغلب تشکیلات روشنی ندارند که بتوان با آن مذاکره کرد. چون وقتی آنها اعتراض میکنند، گروههای دیگر نیز به اعتراضات میپیوندند.
دلیل دیگر این است که به سبب جوان بودن معترضان، افکار عمومی معمولاً با آنها همدلی میکند. همچنین اگر پلیس مرتکب اشتباهی شود و باعث جراحت یا اتفاقی بدتر شود، پیامدهای آن غیرقابل محاسبه خواهد بود. به همه این دلایل، هرگاه «جوانان خشمگین» به خیابانها میآیند، دولتها با احتیاطی فوقالعاده عمل میکنند. اکنون دانشآموزان فرانسوی در صف مقدم اعتراضات قرار دارند، جنبشی که نزدیک به دو هفته پیش در منطقه کم درآمد سنسندنی در شمال پاریس آغاز شد، در چند روز گذشته به سراسر کشور گسترش یافته است.
در ادامه، حضور نمادهای فلسطینی توسط دانشآموزان، این جنبش را از یک مطالبه صنفی به یک عرصه تقابل سیاسی و فرهنگی در فرانسه تبدیل کرد.
پرده آخر:، اما چرا معترضان فرانسوی شورشی هستند، اما کودتاچیان دیماه معترض! چرا مقامات و رسانههای غربی در قبال اعتراضات در ایران و فرانسه و ریشههای این رفتار استاندارد دوگانه دارند. در فرانسه «باتوم پلیس» اسمش چوب معلم میشود که به معترضان برخورد میکند و شبکه صهیونیستی اینترنشنال با حمله به معترضان، از تعداد زخمیهای پلیس زیرنویس میزند؛ اما در ایران پلیس و مأمور امنیتی و لباس شخصی باید وسط خیابان توسط اغتشاشگران و اراذل و اوباش آتش زده شوند و از نگاه مقامات غربی و رسانههای معاند، کسی نباید کاری به کار آشوبگران داشته باشد.
البته بر خلاف نگاه تبعیضگرانه رسانههای غربی که میکوشد فرانسه را مدافع حقوق بشر و آزادی بیان در نظر جوامع جلوه کند، دولت این کشور، برچسبهای «اوباش» و «تخریبگر» را به معترضان زدهاند. اما این دوگانگی بیشتر منشأ سیاسی دارد؛ یعنی کشورها رویکرد سیاسی نسبت به کشورهای رقیب خود، از جمله جمهوری اسلامی ایران، دارند. هرگونه اقدامی که در راستای ایجاد نظم و جلوگیری از قانونشکنی در کشورمان انجام شود، کشورمان را به شدت محکوم میکنند و از رویکرد حقوق بشری، حق تعیین سرنوشت و امثال این موارد سخن میگویند.
این در حالی است که در کشور ما بسیاری از اعتراضات جنبههای مردمی دارد که همیشه هم بوده است، ولی بسیاری دیگر از اعتراضاتی که کشور را به ناآرامی و آشوب کشانده، نشان میدهد که ریشه در تحریک همین خارجیها و گروههای تجزیهطلب و دشمنان ملت ایران دارد؛ و متأسفانه این دوگانگی در اظهارات برخی از سیاسیون در خصوص تحلیل و تفسیر موضوعات در ایران و خارج از ایران وجود دارد.
اینکه چرا تحلیلگران ایرانی یا رسانههای خارجی چنین تظاهراتی را در فرانسه عامل بیثباتی و مطالبه مردم برای تغییر ساختار حکومت این کشور نمیدانند، وسکوت پیشه میکنند، ولی اگر مردم ایران برای مطالبات اقتصادی دست به اعتراض بزنند، اینگونه بازتاب میدهند که کار حکومت تمام است و مردم علیه حکومت هستند. در حالی که تظاهرات اخیر و حتی شدیدتر در فرانسه را معطوف به اعتراض علیه سیاست خاص و محدود معرفی میکنند و آن را به کل ساختار تعمیم نمیدهند. پاسخ روشن است که در دوگانه بودن رسانهها و رفتارهای غربیها شک و تردیدی نباید داشت.
موارد آن بسیار است که از جمله درباره تجاوز آمریکا و رژیم اشغالگر علیه ایران.
منبع: جام جم آنلاین



