رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیدنیای اقتصاد5 دقیقه مطالعه

پیام نوبل اقتصاد 2026 برای اقتصاد ایران / داوود منظور: ثبات اقتصادی حاصل اعتماد میلیون‌ها خانوار و بنگاه به آینده است

اقتصادنیوز: رئیس پیشین سازمان برنامه و بودجه نوشت: تورم بیش از هر چیز پدیده‌ای انتظاری است. وقتی خانوار ایرانی به آینده بی‌اعتماد است، پس‌اندازش را به دلار، طلا، خودرو و مسکن می‌برد. این دقیقاً همان خانوار آینده‌نگری است که هال توصیف کرد و از ارزش دارایی‌اش…

پیام نوبل اقتصاد 2026 برای اقتصاد ایران / داوود منظور: ثبات اقتصادی حاصل اعتماد میلیون‌ها خانوار و بنگاه به آینده است

اقتصادنیوز: رئیس پیشین سازمان برنامه و بودجه نوشت: تورم بیش از هر چیز پدیده‌ای انتظاری است. وقتی خانوار ایرانی به آینده بی‌اعتماد است، پس‌اندازش را به دلار، طلا، خودرو و مسکن می‌برد. این دقیقاً همان خانوار آینده‌نگری است که هال توصیف کرد و از ارزش دارایی‌اش محافظت می‌کند. تا وقتی انتظارات تورمی لنگر نیندازد، کنترل دستوری قیمت‌ها فقط عوارض را از جایی به جای دیگر منتقل می‌کند.

داود منظور رئیس پیشین سازمان برنامه و بودجه در دولت سید ابراهیم رئیسی در یادداشتی در اقتصادنیوز نوشت:

روز دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵، آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایزه نوبل اقتصاد را به رابرت ای. هال و مایکل وودفورد، دو اقتصاددان آمریکایی، اهدا کرد. علت اهدای جایزه «بنیان‌های خرد تثبیت اقتصاد کلان» اعلام شد. هال ۸۳ سال دارد و استاد دانشگاه استنفورد است. وودفورد متولد ۱۹۵۵ و استاد دانشگاه کلمبیاست. هال سال‌ها ریاست کمیته‌ای را بر عهده داشت که در آمریکا آغاز و پایان رکودها را رسماً اعلام می‌کند. وودفورد پیش از اقتصاد، حقوق خوانده بود و امروز یکی از اثرگذارترین نظریه‌پردازان سیاست پولی جهان است.

ماجرای این جایزه از بحرانی آغاز می‌شود که اقتصاد جهان در دهه ۱۹۷۰ تجربه کرد. تا آن زمان، دولت‌ها با نسخه کینزی کلاسیک اقتصاد را مدیریت می‌کردند. یکی از اعضای کمیته نوبل درباره این نسخه گفت خوب کار می‌کرد، تا وقتی که دیگر کار نکرد. با شوک‌های نفتی آن دهه، مدل‌های رایج دیگر نمی‌توانستند بگویند کی و چگونه باید وارد عمل شد. پاسخ هال و وودفورد این بود که اقتصاد کلان را از دل رفتار واقعی خانوارها و بنگاه‌ها بسازیم. به تعبیر کمیته نوبل، نتایج اقتصادی حاصل میلیون‌ها تصمیم خرد خانوارها و بنگاه‌هاست.

سهم رابرت هال با مقاله مشهور او در سال ۱۹۷۸ آغاز شد. او در این مقاله نشان داد مصرف‌کنندگان ترجیح می‌دهند مصرفشان در طول زمان باثبات بماند. معنای این یافته ساده اما عمیق است. خانوار موجودی آینده‌نگر است. تغییر موقت درآمد، مصرف او را چندان تکان نمی‌دهد. آنچه رفتارش را عوض می‌کند، تغییر انتظارش از آینده است. هال با همین ایده به اقتصاددانان نشان داد که خانوارهای آینده‌نگر باید در قلب مدل‌سازی اقتصادی بنشینند.

کارنامه او به این مقاله محدود نمی‌ماند. مطالعه کلاسیکش با دیل جورگنسون درباره اثر سیاست مالیاتی بر سرمایه‌گذاری، پژوهش‌هایش درباره رابطه قیمت و هزینه نهایی در صنایع، و مقاله‌اش درباره چسبندگی دستمزد و نوسانات اشتغال از آثار ماندگار اوست. کتاب «مالیات یکنواخت» که با آلوین رابوشکا نوشت هم از آثار شناخته‌شده اوست.

مایکل وودفورد این ایده‌ها را به ابزاری کارآمد برای سیاست‌گذاران تبدیل کرد. او مدلی یکپارچه ساخت که نقش نرخ بهره امروز و انتظار از نرخ بهره فردا را در اقتصاد توضیح می‌دهد. این مدل نشان می‌دهد چرا ارتباطات شفاف و باورپذیر برای مهار تورم حیاتی است. بر اساس یافته‌های او، بنگاه‌ها قیمت‌هایشان را با نگاه به مسیر آینده نرخ بهره تعیین می‌کنند.

حاصل این کار «مدل نیوکینزی» است که امروز ابزار کار اصلی بانک‌های مرکزی در سراسر جهان شده است. یکی از دستاوردهای عملی آن «هدایت انتظارات» است: بانک مرکزی به‌جای اتکا به کاهش فوری نرخ بهره، مسیر آینده سیاستش را صریح اعلام می‌کند. کتاب «بهره و قیمت‌ها» (۲۰۰۳) مهم‌ترین اثر وودفورد است و مرجع اصلی این حوزه به شمار می‌رود. پژوهش‌هایش درباره قاعده تیلور، کران صفر نرخ بهره (با گائوتی اگرتسون) و «نظریه مالی سطح قیمت‌ها» نیز در شمار آثار پایه‌ای اقتصاد کلان معاصرند. نظریه اخیر نشان می‌دهد سیاست مالی دولت هم در تعیین تورم نقش دارد.

اهمیت این دستاوردها برای آینده دانش اقتصاد از چند جهت است؛

نخست، دیوار میان اقتصاد خرد و کلان فرو ریخته است. امروز هیچ مدل جدی اقتصاد کلان بدون مبنای رفتاری خرد پذیرفته نیست.

دوم، «انتظارات» خودش به ابزار سیاستی تبدیل شده است. بانک مرکزی فقط نرخ بهره را تعیین نمی‌کند، باور مردم به آینده را هم مدیریت می‌کند، و اعتبار، سرمایه اصلی آن است.

سوم، این مدل‌ها زیرساخت مقابله با بحران‌ها شده‌اند. رئیس کمیته نوبل گفت با این ابزارها برای رویارویی با شوک‌هایی مثل بحران انرژی یا تغییر ناگهانی مصرف خانوار مجهزتریم. مسیر آینده هم روشن است. نسل تازه پژوهش‌ها، از جمله کارهای اخیر خود وودفورد درباره محدودیت‌های شناختی و افق برنامه‌ریزی محدود، این مدل‌ها را به رفتار واقعی‌تر انسان نزدیک‌تر می‌کند. همچنین نابرابری و ناهمگنی خانوارها را وارد محاسبات می‌کند.

پیام این جایزه برای اقتصاد ایران، که چند دهه است با تورم مزمن دورقمی زندگی می‌کند، کم‌اهمیت نیست. نخستین درس این است که تورم بیش از هر چیز پدیده‌ای انتظاری است. وقتی خانوار ایرانی به آینده بی‌اعتماد است، پس‌اندازش را به دلار، طلا، خودرو و مسکن می‌برد. این دقیقاً همان خانوار آینده‌نگری است که هال توصیف کرد و از ارزش دارایی‌اش محافظت می‌کند. تا وقتی انتظارات تورمی لنگر نیندازد، کنترل دستوری قیمت‌ها فقط عوارض را از جایی به جای دیگر منتقل می‌کند.

درس دوم، اهمیت اعتبار بانک مرکزی است. هدایت انتظارات تنها زمانی کار می‌کند که مردم حرف سیاست‌گذار را باور کنند. استقلال واقعی بانک مرکزی، هدف تورمی صریح و پایبندی به وعده‌ها پیش‌شرط هر برنامه ضدتورمی است.

درس سوم از نظریه مالی سطح قیمت‌ها می‌آید. اگر کسری بودجه مزمن باشد و جامعه انتظار داشته باشد که دیر یا زود با خلق پول جبران شود، هیچ ابزار پولی نمی‌تواند تورم را مهار کند. ازاین‌رو اصلاح بودجه و رفع ناترازی بانک‌ها بر هر سیاست پولی مقدم است.

درس چهارم این است که نرخ بهره واقعی منفی خودش سوخت تورم است. مدل وودفورد در برابر خطر تورم افسارگسیخته، سیاست انقباضی را توصیه می‌کند. سرانجام، سیاست‌گذاری مبتنی بر انتظارات بدون داده‌های شفاف، به‌موقع و قابل اعتماد ممکن نیست. تصمیم‌های غیرمنتظره و شوک‌های پی‌درپی، خودشان منبع بی‌ثباتی‌اند.

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶ یادآوری می‌کند که ثبات اقتصادی را نمی‌توان با بخشنامه ساخت. ثبات حاصل اعتماد میلیون‌ها خانوار و بنگاه به آینده است، و این اعتماد تنها با سیاست‌گذاری قاعده‌مند، شفاف و باورپذیر به دست می‌آید.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

منبع: دنیای اقتصاد

منبع خبردنیای اقتصاد
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 11:13
124,453مطلب نمایه‌شده
93,381موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی