در روزگاری که تعلقات قبیلهای و منافع جناحی حقیقت را به مسلخ میبرد، ایستادن پای واقعیت و گواهی دادن به سود رقیب، اوج شجاعت اخلاقی و نشانه سلامت روانی جامعه است.
مبلغ – سرویس جامعه: در فضای پرالتهاب رقابتهای سیاسی، اجتماعی و رسانهای امروز، آنچه پیش از هر چیز قربانی میشود ترازوی انصاف است. فضای گفتوگوها چه در شبکههای اجتماعی و چه در مناظرههای انتخاباتی و کشمکشهای حزبی، اغلب به میدانی صفر و یک تبدیل شده است؛ میدانی که در آن خطای همحزبی تطهیر یا توجیه میشود و نقطه قوت رقیب نادیده گرفته شده یا تحریف میگردد. در روانشناسی اجتماعی از این پدیده با عنوان سوگیری درونگروهی و تعصب قبیلهای یاد میکنند؛
حالتی که در آن افراد چشم بر واقعیتهای روشن میبندند تا مبادا انسجام جبهه خودی ترک بردارد یا امتیازی به سبد حریف ریخته شود. با این حال تاریخ اندیشه و اخلاق بشری همواره انسانهایی را ستوده است که شجاعت داشتهاند خطکشیهای کور حزبی را کنار بزنند و وقتی پای حقیقت و حقالناس در میان است، حتی به سود رقیب سرسخت خود شهادت دهند.
در فرهنگ ورزشی جهان، نمونههای درخشانی از این منش وجود دارد؛ زمانی که یک ورزشکار یا مربی با وجود شکست تیمش، به درستی قضاوت داور یا برتری فنی تیم رقیب اذعان میکند، این حرکت به نماد بازی جوانمردانه تبدیل میشود. در تاریخ معاصر و زیست مفاخر نیز چهرههایی ماندگار شدند که تعصب را فدای حقیقت نکردند. هنگامی که انسان به خاطر منفعت حزبی، شهادت دروغ میدهد یا حقیقت را پنهان میکند، در حقیقت بنیان اعتماد عمومی را در جامعه متزلزل میسازد. سیاستورزی اگر از مهار اخلاق رها شود، به پرتگاه مصلحتسنجیهای کاذب میافتد؛ جایی که هر دروغی به نام پیشبرد اهداف گروهی موجه جلوه داده میشود.
این چالش بزرگ بشری، هسته مرکزی آموزههای توحیدی در تنظیم رفتارهای اجتماعی است. قرآن کریم در آیه ۱۳۵ سوره مبارکه نساء، سنگینترین و دقیقترین دستور اخلاقی را در حوزه عدالت و گواهی دادن مطرح میکند و میفرماید یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله ولو علی انفسکم او الوالدین والاقربین. ترجمه این رهنمود آسمانی چنین است: ای کسانی که ایمان آوردهاید، پیوسته قیامکننده به دادگری باشید و برای خدا شهادت دهید، حتی اگر این گواهی به زیان خودتان یا پدر و مادر و نزدیکانتان تمام شود. این آیه به روشنی خط بطلانی بر تمام توجیههای قبیلهای و حزبی میکشد و صراحتاً اعلام میکند که نزدیکی پیوند خونی یا جناحی نباید مانع از ادای شهادت حق شود.
فراتر از این، قرآن در آیه ۸ سوره مبارکه مائده حتی احساسات منفی و کینههای سیاسی و اجتماعی را مهار میکند و هشدار میدهد: ولا یجرمینکم شنآن قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی. مفهوم روان آیه این است که دشمنی و کینه با گروهی از مردم، شما را وادار نسازد که عدالت نورزید؛ دادگری پیشه کنید که آن به پرهیزکاری نزدیکتر است. این فرمان وحیانی مستقیمترین پاسخ به منازعات حزبی روزگار ماست؛ اینکه مخالفت عقیدتی یا رقابت سیاسی با یک فرد یا جناح، هرگز مجوزی برای پنهان کردن شایستگی او یا زدن برچسبهای ناروا به او نخواهد بود.
در سیره درخشان امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام نیز همین روح حقیقتخواهی بیچشمداشت موج میزند. ایشان در کلام نورانی خود انصاف را شاهکلید روابط انسانی میدانند و در وصف انسان آزاده میفرمایند که با دیگران منصفانه رفتار میکند و حق را رعایت مینماید: إن من فضل الرجل أن ینصف من نفسه، ویحسن إلی من أساء إلیه. یعنی از فضیلتهای انسان این است که از سوی خود با دیگران به انصاف رفتار کند و به کسی که به او بدی کرده احسان نماید (آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ح ۳۴۸۱؛ دسترسی در کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/12768/2/669/516).
در دوران زمامداری امام علی علیه السلام نیز نمونههای مکرری وجود دارد که ایشان در دادگاه و در برابر یک غیرمسلمان نشستند و بدون استفاده از جایگاه حاکمیتی، تسلیم بینه عادلانه شدند تا نشان دهند مسند داوری و شهادت، جای غلبه تعصب نیست.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز سکوت در برابر حقیقت یا گواهی ندادن را خیانتی بزرگ به جامعه معرفی کردهاند. در روایتی معتبر در کتاب الکافی آمده است: من شهد شهاده حق لیحیی بها حق امرئ مسلم، جاء یوم القیامه ولوجهه نور یتسع منه مد البصر، ومن کتم الشهاده أو شهد بغیر الحق، أقیم یوم القیامه علی رؤوس الخلائق مسودا وجهه. ترجمه روان روایت چنین است: هر کس شهادت حقی بدهد تا به وسیله آن حقی از مسلمانی احیا شود، در روز قیامت با چهرهای نورانی محشور میشود که روشنایی آن تا چشم کار میکند گسترده است؛
و هر کس شهادت را پنهان کند یا به ناحق گواهی دهد، در روز رستاخیز در برابر همگان با رویی سیاه حاضر خواهد شد (کلینی، الکافی، جلد ۷، کتاب القضاء، باب الشهادات، صفحه ۳۸۱، حدیث ۱؛ دسترسی در کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/11005/7/381). این کلام نبوی نشان میدهد که منفعتطلبی حزبی تا چه پایه میتواند آخرت آدمی را تباه سازد.
همچنین از امام جعفر صادق علیه السلام درباره نشانههای ایمان واقعی نقل شده است که فرمودند: الا اخبرکم باشد ما افترض الله علی خلقه؟ انصاف الناس من نفسک، ومواساه الاخ فی ماله، وذکر الله علی کل حال. ترجمه: آیا شما را از دشوارترین وظایفی که خداوند بر خلقش واجب کرده آگاه نسازم؟ رعایت انصاف با مردم نسبت به خودت، همیاری و مواسات مالی با برادر دینی، و یاد کردن خداوند در هر حالتی (کلینی، الکافی، جلد ۲، کتاب الایمان والکفر، باب الانصاف والعدل، صفحه ۱۴۵، حدیث ۵؛ دسترسی در کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/11005/2/145).
انصاف در کلام امام صادق علیه السلام یعنی توان دیدن حق رقیب و اعتراف به درستی موضع او در جایی که حقیقت با اوست، حتی اگر این کار به مذاق همراهان و همپیمانان سیاسی ما خوش نیاید.
شهادت منصفانه به سود رقیب، اقدامی شجاعانه علیه فرهنگ ریا و چاپلوسی حزبی است. وقتی یک سیاستمدار، روزنامهنگار یا فعال فرهنگی توانست اقدام مثبت رقیب خود را شجاعانه تایید کند و در محکمه یا رسانه به پاکدستی و درستی او شهادت دهد، جامعه به آرامش روانی و ثبات اعتماد دست مییابد. عبور از خطکشیهای حزبی نه به معنای دست کشیدن از اصول و مبانی فکری، بلکه به معنای ارتقای این اصول به مرتبه حقطلبی است. جامعهای که در آن شهادت عادلانه جایگزین لابیگری و مصلحتهای جناحی شود، همان جامعهای است که آرمانشهرهای ایمانی بر پایه آن بنا میشوند و در آن کرامت انسانها قربانی جدالهای زودگذر قدرت نخواهد شد.
منبع: خبرآنلاین



